اختصاصی بسپار/ بازار مواد پلیمر ایران، از «حبس نفس» تا بازگشت کمبود
خوانش تازه بورس کالا از تیر تا ۱۲ شهریور، آیا بازار دوباره وارد فاز کمبود شده است؟

بسپار/ ایران پلیمر در تحلیل پیشین بسپار با عنوان «وقتی بازار نفسش را حبس کرد»، نقطه عطف بازار پلیمر ایران دراوایل تیرماه شناسایی شد. زمانی که برای نخستین بار در سال 1405، عرضه کل از تقاضا پیشی گرفت و نسبت تقاضا به عرضه به ۰.۹۰ رسید. در آن تحلیل بیان کردیم که این اتفاق را نباید بهسادگی نشانه رونق عرضه یا بهبود وضعیت بازار دانست، زیرا همزمان کاهش فعالیت صنایع پاییندستی، محدودیت نقدینگی و تغییر رفتار خرید از «انباشت موجودی» به «تأمین بر مبنای نیاز واقعی» در حال وقوع بود.
گلرخ فرد ذوالفقاری، دانشجوی دکتری مهندسی پلیمر/ تحریریه بسپار
اکنون با در اختیار داشتن دادههای کاملتر تیر، مرداد و ۱۲ روز نخست شهریور، میتوان آن تصویر را یک گام جلوتر برد. دادههای جدید نشان میدهند بازار نهتنها به تعادل پایدار نرسیده، بلکه در مرداد و بهخصوص شهریور، فشار تقاضا دوباره تشدید شده است.
بررسی عرضه، تقاضا و معاملات شش گروه مهم پلیمری شامل پلیاتیلن ترفتالات، پلیاتیلن، پلیپروپیلن، پلیاستایرن، پلیکربنات و پلیوینیل کلراید در تیر، مرداد و ۱۲ روز نخست شهریور، تصویر متفاوتی از وضعیت بازار ارائه میکند. در این سه بازه، در مجموع حدود ۹۵۵ هزار تن محصول عرضه شده، در حالی که تقاضای ثبتشده به حدود ۱.۲۴ میلیون تن رسیده و حدود ۸۲۱ هزار تن نیز معامله شده است. اما اهمیت اعداد در روند آنهاست، نه صرفاً در حجم تجمعی.
در تیرماه، نسبت تقاضا به عرضه حدود ۱.۱۲ بود. این نسبت در مرداد به ۱.۳۳ رسید و در تنها ۱۲ روز نخست شهریور به حدود ۱.۶۶ افزایش یافت. به بیان دیگر، فشار تقاضا در فاصله کوتاهی دوباره تشدید شده است.
بررسی مجموع شش گروه پلیمری شامل پلیاتیلن ترفتالات، پلیاتیلن، پلیپروپیلن، پلیاستایرن، پلیکربنات و پلیوینیل کلراید در بورس کالا

مجموع عرضه، تقاضا و معاملات در تیر، مرداد و ۱۲ روز نخست شهریور ۱۴۰۵ به تفکیک پلیمرها

این یعنی بازار در فاصله کوتاهی دوباره از «تعادل شکننده» به سمت «فشار تقاضا» حرکت کرده است.
از «افت تقاضا» تا «تقاضای سرکوبشده»
در تحلیل پیشین «وقتی بازار نفسش را حبس کرد»، نشان دادیم که در چهار ماه نخست سال، بازار از یک دوره تب خرید در اردیبهشت به عقبنشینی تقاضا در تیرماه رسید. در آن زمان نسبت تقاضای کل به عرضه از ۱.۵۵ در اردیبهشت به ۰.۹۰ در ۲۰ روز نخست تیر کاهش یافته بود و تأکید کردیم که برتری عرضه بر تقاضا را نباید الزاماً نشانه رونق دانست. زیرا کاهش تقاضا میتواند حاصل افت فعالیت صنایع پاییندستی، کاهش نقدینگی و تغییر رفتار خرید از انبارسازی به تأمین بر مبنای سفارش واقعی باشد.
تیرماه احتمالاً پایان یک فاز از بحران بود، نه پایان خود بحران.
در واقع، آنچه در تیرماه «کاهش تقاضا» به نظر میرسید، لزوماً به معنای کاهش نیاز واقعی اقتصاد به مواد اولیه نبود. بخشی از تقاضا ممکن است سرکوب شده باشد، یعنی بنگاه به ماده اولیه نیاز داشته، اما به دلیل نااطمینانی، ضعف نقدینگی، اختلال در تولید یا نگرانی از آینده، امکان یا تمایل خرید نداشته است.
این دو مفهوم اقتصادی تفاوت اساسی دارند:
کاهش تقاضا یعنی نیاز واقعی کمتر شده است.
تقاضای سرکوبشده یعنی نیاز وجود دارد، اما شرایط اقتصادی اجازه تبدیل آن به سفارش و خرید را نمیدهد.
افزایش نسبت تقاضا به عرضه در مرداد و شهریور میتواند نشانهای از آزاد شدن بخشی از همین تقاضای معوق باشد. آن هم در شرایطی که سمت عرضه هنوز توان بازگشت کامل به وضعیت عادی را پیدا نکرده است.
متغیر پنهان تقاضا؛ شکاف ارزی و انگیزه خرید از بورس کالا
اما در تحلیل افزایش تقاضای مرداد و شهریور، یک عامل دیگر را هم باید در نظر گرفت: فاصله میان نرخ ارز مبنای قیمتگذاری محصولات پتروشیمی در بورس کالا، یعنی نرخ ارز مرجع بازار مبادله ارز و طلا، با نرخ ارز در بازار آزاد.
وقتی این فاصله زیاد میشود، خرید از بورس کالا فقط برای تأمین نیاز فوری تولید نیست. خریدار میداند که هزینه جایگزینی همین مواد در آینده، با توجه به نرخ ارز آزاد، میتواند بالاتر باشد. بنابراین ممکن است خرید خود را جلو بیندازد یا موجودی بیشتری تأمین کند.
به همین دلیل، بخشی از افزایش تقاضا در بورس کالا را نمیتوان صرفاً نشانه رشد تولید یا افزایش مصرف واقعی دانست. این افزایش میتواند حاصل ترکیبی از نیاز واقعی، خریدهای عقبافتاده، نگرانی از کاهش عرضه و همچنین انگیزه خرید ناشی از فاصله میان نرخ ارز مرجع بازار مبادله ارز و طلا و نرخ ارز آزاد باشد.
در نتیجه، افزایش نسبت تقاضا به عرضه لزوماً به معنای افزایش مصرف واقعی نیست. بخشی از این فشار تقاضا میتواند ناشی از این باشد که خریداران ترجیح میدهند مواد اولیه مورد نیاز آینده خود را با قیمت امروز تأمین کنند.
بازار دوباره به سمت کمبود رفته است؛ اما نه در همه پلیمرها
یکی از مهمترین یافتههای تحلیل قبلی این بود که دیگر نمیتوان از «بازار پلیمر» بهعنوان یک بازار یکپارچه صحبت کرد. پلیاتیلن و پلیاستایرن مسیر متفاوتی از پلیپروپیلن، PVC و PET پیدا کرده بودند.
دادههای ادامه تیر تا شهریور این واگرایی را نهتنها تأیید، بلکه تشدید میکنند.
پلیاتیلن؛ بازگشت فشار تقاضا
در تیرماه عرضه پلیاتیلن ۳۰۶.۹ هزار تن و تقاضا ۲۹۹.۲ هزار تن بود. یعنی بازار تقریباً در تعادل قرار داشت.
اما در مرداد، تقاضا به ۳۰۰.۸ هزار تن در برابر ۲۴۲.۴ هزار تن عرضه رسید و نسبت تقاضا به عرضه به ۱.۲۴ افزایش یافت.
در ۱۲ روز نخست شهریور، این نسبت به حدود ۱.۷۰ رسیده است. یعنی به ازای هر ۱۰۰ تن عرضه، حدود ۱۷۰ تن تقاضا ثبت شده است.
این تغییر بسیار مهم است. پلیاتیلن در تحلیل قبلی یکی از گروههایی بود که نشانههای آرامشدن بازار را نشان میداد، اما اکنون فشار تقاضا دوباره در آن ظاهر شده است.
به نظر میرسد کاهش خریدهای احتیاطی نتوانسته به یک تعادل پایدار منجر شود و با بازگشت نیاز واقعی یا تجدید موجودی انبارها، شکاف عرضه و تقاضا دوباره در حال باز شدن است.
پلیپروپیلن؛ بازار از ابتدا هشدار داده بود
اگر قرار باشد تنها یک گروه را بهعنوان هشداردهنده وضعیت بازار انتخاب کنیم، پلیپروپیلن گزینه جدی است.
در تیر، ۶۹.۶ هزار تن عرضه در مقابل ۱۰۵.۳ هزار تن تقاضا قرار گرفت. در مرداد نیز ۶۱.۶ هزار تن عرضه در مقابل ۹۴.۶ هزار تن تقاضا ثبت شد و در ۱۲ روز نخست شهریور، ۳۲ هزار تن عرضه در برابر ۴۹.۲ هزار تن تقاضا قرار گرفت.
نسبت تقاضا به عرضه در هر سه بازه تقریباً ۱.۵ بوده است.
یعنی برخلاف پلیاتیلن که از تعادل به کمبود حرکت کرده، پلیپروپیلن اساساً از ابتدای این دوره در وضعیت کسری عرضه باقی مانده است.
این دقیقاً با یافته تحلیل قبلی همخوان است که پلیپروپیلن را در برابر اختلالات تولید و عرضه، آسیبپذیرتر از برخی دیگر از پلیمرهای اصلی ارزیابی کرده بود.
PVC؛ دیگر نمیتوان مسئله را «نوسان بازار» نامید
اما جدیترین هشدار در دادههای جدید مربوط به PVC است.
در تیرماه، ۱۳.۷ هزار تن PVC عرضه شد، اما تقاضا به ۳۱.۹ هزار تن رسید. یعنی تقاضا بیش از ۲.۳ برابر عرضه بود.
در مرداد نیز ۱۵.۱ هزار تن عرضه در برابر ۲۴.۶ هزار تن تقاضا قرار گرفت و در ۱۲ روز نخست شهریور، تنها ۲.۳ هزار تن عرضه در برابر ۵.۶ هزار تن تقاضا ثبت شد. نسبت تقاضا به عرضه در این مقطع به حدود ۲.۴۳ رسیده است.
بنابراین در کل دوره تیر تا ۱۲ شهریور، تقاضای PVC تقریباً دو برابر عرضه بوده است.
این عدد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار هشدار اخیر انجمن تولیدکنندگان لوله و اتصالات PVC قرار گیرد. این انجمن از کاهش ۷۵ درصدی عرضه PVC در پنج ماهه نخست سال، افزایش شدید رقابت در بورس کالا و عدم بازگشت پتروشیمیهای اروند و غدیر به مدار تولید به دلیل مشکلات تأمین برق سخن گفته است.
بنابراین آنچه در تابلوی بورس کالا مشاهده میکنیم، دیگر صرفاً یک نوسان آماری نیست. بازار PVC با یک مسئله عرضه مواجه است که ریشه آن به ظرفیت عملیاتی، انرژی و استمرار تولید بازمیگردد.
پلیاستایرن؛ بازاری با تقاضای ناپایدار
پلیاستایرن از نظر رفتار تقاضا بسیار جالب است. در تیرماه تقاضا اندکی کمتر از عرضه بود. ۲۰.۵ هزار تن در برابر ۲۱.۶ هزار تن. اما در مرداد، تقاضا تقریباً دو برابر عرضه شد:
۳۰.۲ هزار تن تقاضا در برابر ۱۵.۷ هزار تن عرضه.
در ۱۲ روز نخست شهریور نیز نسبت به ۱.۵۶ رسید.
بنابراین PS را نمیتوان در گروه بازارهای دارای مازاد عرضه پایدار قرار داد. دادههای جدید نشان میدهند که این بازار نیز با بازگشت فشار تقاضا مواجه شده، هرچند شدت آن به اندازه PVC نیست.
این تغییر اهمیت دارد، زیرا در تحلیل قبلی، پلیاستایرن یکی از نخستین گروههایی بود که از خرداد وارد محدوده مازاد عرضه شده بود.
پلیکربنات؛ حجم کوچک، سیگنال بزرگ
و اما پلیکربنات؛ گروهی که در تحلیل قبلی به دلیل تمرکز بر پنج گروه اصلی وارد محاسبات نشده بود، اما داده جدید آن را به فهرست اضافه کرده است.
حجم بازار PC بسیار کوچکتر از پلیاتیلن یا پلیپروپیلن است و بنابراین نباید اثر آن را بر کل بازار بیش از اندازه بزرگ کرد.
اما از منظر رفتار بازار، سیگنال بسیار جالبی دارد.
در تیرماه: ۱۲۰ تن عرضه / ۱۰۵ تن تقاضا
در مرداد: ۱۴۰ تن عرضه / ۲۶۰ تن تقاضا
و در ۱۲ روز نخست شهریور: ۲۰ تن عرضه / ۴۰ تن تقاضا
یعنی نسبت تقاضا به عرضه از ۰.۸۸ در تیر به ۱.۸۶ در مرداد و سپس به ۲.۰۰ در شهریور رسیده است.
پس در تنها سه ماه، پلیکربنات از یک بازار با مازاد عرضه محدود به بازاری رسیده که تقاضا در آن دو برابر عرضه ثبت شده است.
البته از این اعداد نمیتوان نتیجه گرفت که «بازار پلیکربنات دچار بحران ساختاری شده است». حجم بازار بسیار کوچک است و چند معامله بزرگ میتواند نسبتها را بهشدت جابهجا کند.
اما از منظر رصد رفتار بازار، این تغییر قابل توجه است: حتی در یک بازار کوچک و تخصصی نیز نشانههای تشدید رقابت برای دسترسی به ماده اولیه دیده میشود.
PET؛ بازاری که به مسئله لجستیک گره خورده است
PET نیز در دادههای جدید تصویر قابلتوجهی دارد.
در تیرماه نسبت تقاضا به عرضه ۱.۲۸ بود. در مرداد تقریباً به تعادل رسید، اما در ۱۲ روز نخست شهریور دوباره به ۱.۵۳ افزایش یافت.
این رفتار را نمیتوان جدا از وضعیت زنجیره پلیاستر تحلیل کرد.
دکتر شاهین کاظمی، نایبرئیس انجمن صنایع نساجی ایران، اخیراً از توقف عرضه چیپس پلیاستر نساجی، باقی ماندن حدود ۱۶ تا ۱۷ هزار تن تعهد فروش سلف و آسیب به تأسیسات یوتیلیتی پتروشیمیها در جریان جنگ سخن گفته است. او همچنین تأکید کرده که جبران کسری از مسیر واردات به دلیل نیاز ارزی و وابستگی حمل محمولههای بزرگ به حملونقل دریایی بهسادگی امکانپذیر نیست.
این نکته برای تحلیل بازار پلیمر ایران بسیار مهم است:
وقتی عرضه داخلی کاهش مییابد، واردات الزاماً یک مسیر اطمینان سریع نیست.
در اقتصاد متعارف، اگر عرضه داخلی کاهش یابد، میتوان با واردات بخشی از شکاف را پوشش داد. اما در شرایط فعلی ایران، واردات خود یک زنجیره ریسک است: ارز، ثبت سفارش، تخصیص ارز، حمل دریایی، بنادر، بیمه، انتقال کالا و در نهایت ترخیص.
در نتیجه، شوک عرضه داخلی میتواند بسیار سریعتر از توان اقتصاد برای جایگزینی آن با واردات عمل کند.
محاصره دریایی؛ چرا این بار مسئله فقط «بورس کالا» نیست؟
این شاید مهمترین تفاوت شرایط امروز با یک کمبود معمول مواد اولیه باشد.
در یک بحران عادی، اگر یک مجتمع پتروشیمی از مدار خارج شود، بازار میتواند از مسیرهای دیگری واکنش نشان دهد: افزایش تولید مجتمعهای دیگر، آزادسازی موجودی انبارها، واردات، جایگزینی گرید یا افزایش قیمت.
اما وقتی همزمان تولید، انرژی، ارز و لجستیک تحت فشار قرار میگیرند، انعطافپذیری بازار بهشدت کاهش مییابد.
به تعبیر اقتصادی، شوک دیگر فقط یک Supply Shock نیست؛ با یک شوک چندلایه مواجهیم:
شوک تولید + شوک انرژی + شوک تجارت خارجی + شوک لجستیک + شوک نقدینگی
در چنین شرایطی، حتی اگر مواد اولیه در بازار جهانی وجود داشته باشد، به این معنا نیست که صنعت ایران میتواند در کوتاهمدت به آن دسترسی پیدا کند.
اظهارات اخیر درباره محمولههای ایرانی موجود در بنادر منطقه و دشواری جابهجایی آنها نیز همین مسئله را برجسته میکند.
به همین دلیل، «محاصره دریایی» برای صنعت پلیمر فقط یک مسئله ژئوپلیتیک نیست؛ به یک متغیر اقتصادی مستقیم در تابع عرضه مواد اولیه تبدیل میشود.
تناقض بزرگ بازار: چرا معاملات بالاست، اما صنایع لزوماً حال خوبی ندارند؟
یکی از خطرناکترین برداشتها از آمار جدید میتواند این باشد که افزایش معاملات به معنی بهبود صنعت است.
در حالی که لزوماً چنین نیست.
در بررسیهای جدید مجموع معاملات شش گروه در تیر حدود ۳۴۳ هزار تن بوده است. این رقم در مرداد به حدود ۳۰۲ هزار تن کاهش یافته، اما در تنها ۱۲ روز نخست شهریور حدود ۱۷۶ هزار تن ثبت شده است.
در نگاه اول، این اعداد میتوانند نشانه بازگشت رونق تلقی شوند.
اما باید میان تقاضای مصرفی، تقاضای احتیاطی و تقاضای ناشی از انگیزههای قیمتی تفاوت قائل شد.
اگر واحد تولیدی به دلیل نگرانی از آینده مواد اولیه بیشتری خریداری کند، این خرید در بورس کالا بهعنوان تقاضا ثبت میشود، اما الزاماً به معنای افزایش فوری تولید محصول نهایی نیست.
این نگرانی نیز فقط نگرانی از کمبود فیزیکی کالا نیست. در شرایطی که میان نرخ ارز مؤثر در قیمتگذاری بورس کالا و نرخ ارز آزاد فاصله قابلتوجهی وجود دارد، تولیدکننده یا معاملهگر ممکن است خرید امروز را به خرید فردا ترجیح دهد. زیرا انتظار دارد هزینه جایگزینی ماده اولیه در آینده افزایش یابد.
بنابراین افزایش تقاضا میتواند حاصل ترکیبی از سه رفتار باشد:
اول، نیاز واقعی برای تولید
دوم، خرید پیشدستانه برای جلوگیری از کمبود احتمالی
و سوم، جلو انداختن خرید به دلیل انتظار افزایش ارزش جایگزینی کالا و تغییر شرایط ارزی
در چنین شرایطی، بخشی از تقاضای امروز در واقع مصرف امروز نیست. بلکه انتقال تقاضای آینده به زمان حال است.
به همین دلیل، افزایش حجم تقاضا یا حتی افزایش معاملات در بورس کالا را نباید بهتنهایی نشانه رونق تولید دانست. ممکن است کارخانهای همان میزان تولید قبلی را داشته باشد، اما به دلیل نگرانی از عرضه یا نرخ ارز، مواد اولیه چند هفته یا چند ماه آینده خود را زودتر تأمین کند.
مسئله اصلی: اقتصاد ایران با کمبود ماده اولیه مواجه است یا کمبود قابلیت اطمینان؟
به نظر میرسد پاسخ دقیقتر، دومی است.
صنایع پاییندستی فقط به «ماده» نیاز ندارند؛ به اطمینان از دسترسی به ماده نیاز دارند.
تولیدکننده لوله، فیلم، بستهبندی، قطعه خودرو یا نخ نمیتواند صرفاً با دانستن اینکه یک مجتمع پتروشیمی ظرفیت تولید دارد برنامهریزی کند.
او باید بداند:
- چه مقدار محصول عرضه خواهد شد؟
- چه زمانی عرضه میشود؟
- آیا برق و خوراک مجتمع پایدار است؟
- آیا تعهدات فروش قبلی تحویل خواهد شد؟
- آیا امکان واردات جایگزین وجود دارد؟
- ارز آن تأمین میشود؟
- حمل دریایی امکانپذیر است؟
- قیمت هفته آینده چقدر خواهد بود؟
وقتی پاسخ این پرسشها نامطمئن باشد، رفتار اقتصادی بنگاه تغییر میکند.
بنگاه یا موجودی احتیاطی بیشتری نگه میدارد، یا تولید را کاهش میدهد، یا سفارش قطعی نمیپذیرد، یا به دنبال مواد جایگزین میرود.
همانطور که در تحلیل قبلی نیز دیدیم، کاهش تقاضا در تیرماه میتوانست نتیجه همین تغییر رفتار باشد.
تابآوری اقتصادی؛ ایران چطور هنوز ایستاده است؟
اما در کنار این هشدارها، یک واقعیت مهم را نباید نادیده گرفت: صنعت ایران هنوز کاملاً متوقف نشده است.
این نکته در دادههای بورس کالا نیز قابل مشاهده است.
در سه ماه مورد بررسی، حدود ۸۲۱ هزار تن از حدود ۹۵۵ هزار تن عرضهشده به معامله تبدیل شده است؛ یعنی نرخ جذب کل عرضه در این دوره حدود ۸۶ درصد بوده است.
این عدد برای اقتصادی که همزمان با اختلال تولید، محدودیت انرژی، نااطمینانی ارزی و دشواریهای لجستیکی روبهروست، قابلتوجه است.
این همان نقطهای است که مفهوم «تابآوری» وارد تحلیل میشود.
تابآوری صنعت ایران الزاماً به معنای نبود بحران نیست. برعکس، ممکن است صنعت با کاهش ظرفیت، افزایش موجودی، تغییر گرید، جایگزینی مواد، خریدهای پیشدستانه، استفاده از ذخایر و تغییر بازار فروش خود را با شرایط جدید تطبیق داده باشد.
اما تابآوری یک ظرفیت بینهایت نیست.
ذخایر انبارها تمام میشوند. سرمایه در گردش محدود است. ماشینآلات نیاز به قطعه دارند. برق باید وصل باشد. حملونقل باید انجام شود و نهایتاً مواد اولیه باید به کارخانه برسد.
بنابراین تفاوت میان «تابآوری» و «فرسایش» ممکن است در ماههای آینده تعیینکننده باشد.
بازار پلیمر ایران در یک دوراهی
دادههای جدید در کنار تحلیل چهار ماه نخست سال، در نهایت سه سناریو پیش روی بازار قرار میدهند.
سناریوی اول؛ بازگشت عرضه
اگر واحدهای پتروشیمی آسیبدیده به مدار بازگردند، محدودیت انرژی کاهش پیدا کند و عرضه مجتمعها منظم شود، بخشی از فشار تقاضای فعلی میتواند تخلیه شود.
در این حالت، افزایش تقاضای مرداد و شهریور میتواند بیشتر ناشی از تکمیل موجودی و خریدهای عقبافتاده باشد و بازار دوباره به سمت تعادل حرکت کند.
سناریوی دوم؛ تداوم اختلال
اگر محدودیتهای تولید و انرژی ادامه پیدا کند، بازارهایی مانند PVC، PP و PET میتوانند همچنان با کسری عرضه مواجه بمانند.
در این شرایط، افزایش نسبت تقاضا به عرضه الزاماً به معنی رونق نیست. بلکه میتواند نشانه عمیقتر شدن شکاف میان نیاز صنایع و ظرفیت عرضه قابلدسترس باشد.
سناریوی سوم؛ شوک چندلایه
سناریوی خطرناکتر زمانی شکل میگیرد که اختلال تولید با تشدید محدودیت تجارت خارجی و حمل دریایی نیز ترکیب شود.
در این حالت، حتی افزایش قیمت نیز الزاماً مسئله را حل نمیکند. زیرا قیمت میتواند تقاضا را کاهش دهد، اما نمیتواند یک محمولهای را که امکان حمل یا تأمین ارز آن وجود ندارد، وارد کشور کند.
در چنین شرایطی بازار از یک بازار قیمتی به سمت یک بازار دسترسی حرکت میکند.
یعنی سؤال اصلی دیگر این نیست که «قیمت چقدر است؟»
بلکه این است: آیا ماده اولیه اصلاً قابل دسترسی هست یا نه؟
جمعبندی؛ نفس بازار هنوز حبس است، اما این بار به دلیل دیگری
در تحلیل قبلی نوشتیم که بازار از «تب خرید» به «عقبنشینی تقاضا» رسیده است. دادههای تیر تا ۱۲ شهریور نشان میدهند که این داستان هنوز تمام نشده است.
در تیرماه، بازار برای لحظهای به نظر میرسید که از بحران تقاضا فاصله گرفته است. اما در مرداد و بهخصوص شهریور، تقاضا دوباره از عرضه فاصله گرفته و در گروههایی مانند PVC، PP و PET، شکاف عرضه همچنان جدی است.
بنابراین اگر بخواهیم عنوان تحلیل قبلی را امروز بهروز کنیم، شاید بتوان گفت:
بازار پلیمر ایران دیگر فقط نفسش را حبس نکرده، حالا منتظر است ببیند آیا میتواند دوباره نفس بکشد یا خیر.
مسئله اصلی بازار در ماههای آینده صرفاً میزان تولید پتروشیمیها نیست. مسئله، قابلیت اطمینان کل زنجیره تأمین است.
ایران در سالهای گذشته نشان داده که میتواند در برابر شوکهای اقتصادی، تحریم، کمبود ارز و اختلالات زنجیره تأمین خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. اما تابآوری اقتصادی زمانی پایدار میماند که فشارهای مقطعی به فرسایش ساختاری تبدیل نشوند.
آنچه امروز در بورس کالا دیده میشود، دقیقاً در مرز این دو وضعیت قرار دارد:
از یک سو صنعتی که هنوز خرید میکند، تولید میکند و خود را با بحران تطبیق میدهد و از سوی دیگر زنجیرهای که برای تأمین پایدار ماده اولیه، بیش از گذشته به تولید منظم، انرژی پایدار، لجستیک قابل اتکا، ارز و سیاستگذاری هماهنگ نیاز دارد.
و شاید مهمترین هشدار دادههای شهریور همین باشد:
افزایش تقاضا در بازاری که عرضه آن شکننده شده است، الزاماً خبر خوبی نیست. گاهی این افزایش تقاضا، صدای صنعتی است که میداند ممکن است فردا چیزی برای خریدن وجود نداشته باشد.





