اخباراخبار ویژه

اختصاصی بسپار/ گفت‌وگو با احسان یوسفی، مدیرعامل و هلیا علی‌دوست، مدیر بازرگانی و تضمین کیفیت پدرپلیمر: در یک بازه 10 تا 15 روزه امکان خرید یک کیلوگرم مواد وجود نداشت!

بسپار/ایران پلیمر پدرپلیمر با برند تجاری آوین پلاست با تکیه بر دانش متخصصان صنعت پلیمر به تولید کامپاندهای پلیمری و گرانول‌های بازیافتی می پردازد که تا پیش از جنگ فقط صادر می شده است. مدیرفروش با انگیزه این مجموعه که کارشناس ارشد مهندسی پلیمر است، هدف خود را ارزش‌آفرینی از منابع نفتی، تقویت چرخه بازیافت، حفاظت از محیط ‌زیست و حضور قدرتمند در بازارهای آسیایی و اروپایی، می داند.

علی‌دوست: بنده فارغ‌التحصیل رشته مهندسی پلیمر از دانشگاه صنعتی قم هستم. آغاز فعالیت حرفه‌ای من به دوران کارشناسی بازمی‌گردد؛ زمانی که در شهرک صنعتی شمس‌آباد، با هدف ارائه مشاوره‌های فنی رایگان به تولیدکنندگان مستقر در آن شهرک صنعتی، وارد فضای صنعت شدم. در آن مقطع، بازار هدف ما عمدتاً تولیدکنندگان همان شهرک صنعتی شمس‌آباد بودند و تمرکز اصلی بر شناسایی و رفع چالش‌های فنی خطوط تولید آنان قرار داشت. در آن زمان، ما نمایندگی مستربچ برند کربی پلیمر را در اختیار داشتیم و جذب نیروهای مهندسی در آن مجموعه با این هدف انجام شد که ضمن شناسایی دقیق چالش‌های تولید، راهکارهای اصلاحی ارائه کنیم و در ادامه، فرآیند فروش نیز بر مبنای همین حل مساله اتفاق بیفتد.
به بیان دقیق‌تر، مدل فعالیت ما بر پایه “فروش در قبال رفع چالش” استوار بود؛ یعنی ابتدا مساله تولیدکننده را حل می‌کردیم و سپس وارد فرآیند تأمین مواد می‌شدیم.
در حوزه مستربچ و افزودنی‌ها، به‌ویژه در بخش فیلرهای معدنی، چالش‌های متعددی وجود داشت. بسیاری از تولیدکنندگان برای کاهش قیمت تمام‌شده، از فیلرها به میزان بالا استفاده می‌کردند، و نتیجه نهایی از نظر خواص مکانیکی و کیفی رضایت‌بخش نبود. ما رویکرد را اصلاح کردیم و به سمت استفاده هدفمند از فیلرهای معدنی به‌همراه افزودنی‌های کمک‌کننده حرکت کردیم تا امکان مصرف درصد بالاتری از فیلر، بدون افت محسوس کیفیت، فراهم شود.
در ادامه مسیر حرفه‌ای، وارد حوزه تضمین کیفیت شدم. این دوره هم‌زمان با پروژه کارشناسی ارشد بنده بود که با عنوان «بهینه‌سازی تولید کامپاندهای پلی‌اتیلن مورد استفاده در سیستم‌های آبیاری قطره‌ای» تعریف شد. محصول مورد نظر در بازار وجود داشت، اما در فرآیند بهینه‌سازی، تلاش کردیم با استفاده از مستربچ‌های جدید و نیز گرانول‌های بازیافتی، فرمولاسیون را به شکلی اصلاح کنیم که ضمن حفظ عملکرد، قیمت رقابتی‌تری نیز حاصل شود.
پس از یک تا دو سال فعالیت در واحد تضمین کیفیت، با چالش جدی نقدینگی در بازار داخل مواجه شدیم. بسیاری از شرکت‌های داخلی به دلیل محدودیت منابع مالی، به تسویه‌های بلندمدت یا پرداخت‌های چکی روی آوردند که این موضوع، جریان نقدی شرکت را با مشکل مواجه می‌کرد. از این‌رو، تصمیم گرفتیم تمرکز بیشتری بر بازارهای صادراتی داشته باشیم. در بازار صادراتی، با برنامه‌ریزی و حضور در نمایشگاه‌های تخصصی، به‌ویژه در کشورهای حوزه CIS و برخی کشورهای همسایه، توانستیم شبکه‌ای از مشتریان ایجاد کنیم و فرآیند برند‌سازی را آغاز کنیم.
هم‌زمان، با افزایش نرخ تولید، تعداد دستگاه‌های تولیدی نیز افزایش یافت و ظرفیت عملیاتی شرکت توسعه پیدا کرد. فعالیت صادراتی ما با گرانول‌های بازیافتی آغاز شد. در ادامه، با داغ‌تر شدن بازار کامپاندهای پلی‌اتیلن، وارد این حوزه شدیم. البته باید توجه داشت که بخش عمده‌ای از صادراتی که تحت عنوان کامپاند انجام می‌شود، کامپاند مهندسی‌شده با فرمولاسیون پیچیده نیست؛ مگر در برخی موارد خاص.
تمرکز ما به‌صورت ویژه بر کامپاند مهندسی مورد استفاده در لوله‌های آبیاری بود و تلاش کرده‌ایم این محصول را در بازارهای هدف خارجی تثبیت کنیم.

یوسفی: بنده تحصیلاتم مرتبط نیست، اما حدود هشت سال است که به‌صورت حرفه‌ای در صنعت پلیمر و بازیافت فعالیت دارم. از این مدت، چهار سال است که به‌طور مستقیم تولید را در دست داریم. از ابتدا تمرکز اصلی ما بر صادرات بوده و تجربه فعالیت گسترده در بازار داخلی نداشته‌ایم. در حال حاضر سه خط اکسترودر فعال داریم. در زمان‌هایی که بازار داغ می‌شود و سفارش‌ها افزایش پیدا می‌کند، از ظرفیت برون‌سپاری نیز استفاده می‌کنیم. خوشبختانه در منطقه‌ای مستقر هستیم که همکاران متعددی در حوزه بازیافت و تولید فعال هستند (باقرشهر)؛ بنابراین اگر سفارش عمده‌ای دریافت کنیم، بخشی از آن را به همکاران شناخته‌شده و مورد اعتماد واگذار می‌کنیم. در حوزه تأمین مواد اولیه، تهیه مواد بازیافتی به‌مراتب دشوارتر از مواد نو است. یکی از دلایل ماندگاری ما در این منطقه نیز دسترسی بهتر به مواد بازیافتی است؛ به‌گونه‌ای که بار بسیاری از آسیاب‌های سراسر کشور، هر روز از ساعات ابتدایی صبح در این محدوده تخلیه می‌شود. بارها همان ساعت به صورت

مزایده ای و فله ای به فروش می رسند و حتی بر اساس مناطق جغرافیایی مختلف کشور به صورت تجربی تمیزتر، با تفکیک بهتر و … هستند که قیمت ها را هم تا حدی همین عوامل معلوم می کنند. تمرکز این منطقه، یک مزیت رقابتی در تأمین مواد برای ما ایجاد کرده است.

بسپار- اصولا آیا موادی که به این ترتیب خریداری می کنید، دارای مشخصات فنی مشخصی هستند؟
یوسفی:مواد بازیافتی که خریداری می‌کنیم، عموماً فاقد دیتاشیت یا مشخصات فنی مدون هستند. طبقه‌بندی آن‌ها به‌صورت سنتی و بر اساس آزمون‌های ابتدایی مانند رؤیت ظاهری، تست روآبی و زیرآبی انجام می‌شود و اغلب به‌صورت پرک خریداری می‌شوند. همین موضوع کار ما را پیچیده می‌کند، زیرا تفکیک دقیق گرید وجود ندارد. برای مثال، یک گرید بادی ممکن است در عمل ترکیبی از مواد نایلکسی یا بادی تزریقی باشد و این عدم شفافیت، تلورانس ذاتی در بازیافت را افزایش می‌دهد.
ما در تعامل با مشتریان، به‌ویژه مشتریان صادراتی که گاه از کشورهای دارای سیستم بازیافت پیشرفته‌تر نیز مواد تهیه می‌کنند، همواره این موضوع را شفاف‌سازی کرده‌ایم که نوسان بین بچ‌های مختلف در مواد بازیافتی اجتناب‌ناپذیر است.
این مسئله را به‌عنوان یک چالش ساختاری در زنجیره بازیافت کشور می‌دانیم، نه صرفاً یک ضعف در سطح تولیدکننده.


بسپار- آیا پرک بازیافتی هم صادر می‌کنید؟
یوسفی: بله. آغاز فعالیت من در سال‌های گذشته با صادرات پرک بود. در آن مقطع، برخی امانت‌فروش‌های منطقه با تولیدکنندگان ترکیه ارتباط داشتند و کامیون‌های پرک پس از تخلیه، مستقیماً به مقصد ترکیه بارگیری می‌شد. با افزایش هزینه‌های انرژی و نیز وضع محدودیت‌های صادرات مواد خام به‌صورت پرک، این روند کاهش پیدا کرد.
از سال ۱۳۹۹ به بعد، بازار صادرات گرانول‌های بازیافتی رونق گرفت. یکی از ویژگی‌های بازار ایران این است که در بسیاری از موارد، نقش تعیین‌کننده قیمت در منطقه را ایفا می‌کند.

بسپار- با توجه به شرایط اخیر صنعت پتروشیمی ایران، محدودیت تأمین برخی گریدهای نو و افزایش ریسک در زنجیره تأمین مواد اولیه، آیا بازیافت پلیمرها از یک انتخاب زیست محیطی به یک ضرورت اقتصادی و صنعتی تبدیل شده است؟ چگونه می توان این کار را به شکلی علمی تر انجام داد؟
علی‌دوست: یکی از چالش‌های جدی صنعت مواد اولیه پلیمری، ناپایداری دیتاشیت‌هاست؛ به‌گونه‌ای که امکان تغییر مشخصات از پارت به پارت وجود دارد. این مسئله ریشه در نظام کنترل کیفیت و سطح تجهیزات دارد. ما تلاش کرده‌ایم برای هر بچ و هر پالت صادراتی، آزمون‌هایی مانند MFI، دانسیته و سایر تست‌های ضروری را انجام دهیم تا کنترل کیفی دقیق‌تری اعمال شود.
در بازار صادراتی، به دلیل حجم بالاتر سفارش‌ها، احتمال بروز عدم پایداری بیشتر است و حساسیت مشتریان نیز بالاتر است. از سوی دیگر، تفاوت تجهیزات فرآیندی در کشورهای مختلف نیز بر عملکرد نهایی مواد اثرگذار است. در بازار داخلی، به دلیل فروش‌های خردتر (مثلاً پنج‌تنی)، این مسئله نمود کمتری دارد. در حوزه رقابت نیز، در سال‌های اخیر رقابت در بخش تأمین مواد بازیافتی افزایش یافته و همین موضوع باعث شده برخی شرکت‌ها به سمت ارائه محصولات باکیفیت‌تر حرکت کنند. با این حال، بخش قابل توجهی از مسئله به مرحله اولیه بازیافت و تفکیک بازمی‌گردد.

یوسفی: از منظر بازار، باید اذعان کرد که تقاضای جدی برای دیتاشیت دقیق در برخی بخش‌ها وجود ندارد و همین موضوع، انگیزه برای سرمایه‌گذاری گسترده در این حوزه را کاهش می‌دهد.

بسپار- یک بار دیگر برگردیم به شیوه تامین مواد اولیه برای یک واحد بازیافت …

(ادامه دارد …)

متن کامل این گفت و گو را در شماره 283 ماهنامه بسپار که در نیمه خردادماه 1405  منتشر شده است، می خوانید.

در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه  و  فیدیبو  قابل دسترسی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا