اخباراخبار ویژه

اختصاصی بسپار/ گفت و گو با امیررضا منعم معتمدی، موسس خانه بازیافت: کیمیاگری با زباله‌ها/ داستان خانه‌ای که امید را بازطراحی کرد

بسپار/ایران پلیمر در روزگاری که «پسماند» به یکی از چالش‌های زیست‌محیطی شهرهای بزرگ بدل شده، در اوشان خانه‌ای بنا شده که روایت دیگری از مواد دورریختنی ارائه می‌دهد. روایتی که در آن بطری‌ها، سی‌دی‌ها و ضایعات روزمره، نه پایان چرخه مصرف، که آغاز یک زیست تازه‌اند. «خانه محیط‌ زیست» صرفا یک موزه نیست  نمونه‌ای عینی از طراحی، هنر و زیست‌پذیری است. امیررضا منعم معتمدی، بنیان‌گذار این مجموعه، با پیشینه‌ای در طراحی صنعتی و آموزش هنر، خانه‌ای معمولی را به آزمایشگاهی زنده برای بهیافت و ترویج سبک زندگی سبز تبدیل کرده است. فضایی که هم الهام می‌دهد، هم آموزش می‌دهد و هم نشان می‌دهد پایداری، اگر با خلاقیت همراه شود، می‌تواند زیباشناسانه و اقتصادی نیز باشد.

پرسشگر: فریدا عبدالوهابی، کارشناس ارشد ادبیات نمایشی

معتمدی: امیررضا منعم معتمدی هستم، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد طراحی صنعتی، با حدود ۲۰ سال سابقه تدریس در دانشگاه‌های هنر و معماری تهران مرکز و تهران غرب، و همچنین سابقه تدریس در دانشکده هنر دانشگاه بوراپا در کشور تایلند. مدیر و مؤسس موزه «خانه محیط‌زیست» در اوشان هستم.

اگر بخواهم خانه محیط‌زیست را تعریف کنم، باید بگویم مجموعه‌ای منحصربه‌فرد است که در آن همه‌چیز ــ از معماری و طراحی داخلی گرفته تا مبلمان، لوازم، آثار هنری و محوطه‌سازی ــ با استفاده از مواد دورریز و بازیافتی و به شیوه‌های خلاقانه طراحی و اجرا شده است.

در کنار استفاده مجدد از مواد کهنه و دورریز (Reuse)، به سایر اصول یک مجموعه زیست‌سازگار نیز توجه شده است؛ از جمله بهره‌گیری از انرژی‌های پاک، استفاده از آب خاکستری، عدم تولید زباله، حمایت از گیاهان و زیستمندان بومی و تبدیل پسماند تر به کمپوست.

بازدیدکنندگان می‌توانند از این فضا ایده بگیرند و در قالب کارگاه‌های آموزشی، نمایشگاه‌های گروهی و برنامه‌هایی مانند شب‌شعرهای محیط‌زیستی، با مفاهیم توسعه پایدار و سبک زندگی سبز آشنا شوند.

 

بسپار – چه چیزی باعث شد یک خانه معمولی را به موزه و فضایی زیست محیط دوست تبدیل کنید؟ آیا لحظه یا تجربه خاصی در شکل‌گیری این ایده نقش داشت؟

معتمدی: در ابتدا علاقه شخصی‌ام به هنر و تجربه ساخت آثار با مواد دورریز، انگیزه اصلی این مسیر بود. وقتی چند اثر ساختم و مورد توجه مخاطبان قرار گرفت، انگیزه ادامه کار در من شکل گرفت.

شروع جدی این تجربه به زمانی برمی‌گردد که در تایلند تدریس می‌کردم. خانه‌ای در اختیارم بود که نیاز به مرمت داشت. با پاکسازی اطراف آن خانه، مقداری مواد دورریز جمع‌آوری کردم و با همان مواد، فضا را بازسازی کردم. این اقدام مورد توجه وزارتخانه‌های آموزش‌وپرورش، محیط‌زیست و منابع طبیعی تایلند قرار گرفت. از من تقدیر شد و سپس برای تدریس به دانشگاه بوراپا ــ بزرگ‌ترین دانشگاه تایلند ــ دعوت شدم.

پس از مدتی تصمیم گرفتم به ایران برگردم و این مسیر را در ملک پدری‌ام در اوشان ادامه دهم.

 

بسپار- از سال ۱۳۹۳ تاکنون میزبان گروه‌های علمی و دانش‌پژوه بوده‌اید. این تعامل‌ها چه نقشی در شکل‌گیری هویت «خانه محیط ‌زیست» داشته‌اند؟

معتمدی: بزرگ‌ترین انگیزه من برای ادامه این مسیر، استقبال و تشویق مخاطبان بوده است. بازدیدکنندگان نه‌تنها از دیدن آثار هیجان‌زده می‌شوند، بلکه با اهدای مواد دورریز مصرفی خود به موزه، در پیشبرد پروژه‌ها مشارکت می‌کنند.

کودکان به‌ویژه از سازه‌های عروسکی، اسباب‌بازی‌ها و شخصیت‌های داستانی استقبال می‌کنند. آن‌ها به‌خوبی متوجه تفاوت این آثار با محصولات صنعتی می‌شوند، زیرا موادی را که پیش‌تر در زندگی روزمره دیده‌اند ــ مانند بطری‌ها ــ اکنون در قالب اثری جذاب و سرگرم‌کننده بازمی‌یابند.

در این سال‌ها خاطرات زیادی داشته‌ام، اما برایم پررنگ‌تر از همه، بازدید گروه‌ها و افرادی است که از شهرهای دور، گاهی با قطار بین‌شهری یا حتی دوچرخه، برای دیدن این فضا به اوشان می‌آیند. این همراهی‌ها همیشه در ذهنم مانده است.

 

بسپار- استفاده شما از مواد دورریختنی، بطری‌ها، سی‌دی‌ها و … در آثار و دیزاین خانه به‌نوعی «زبان هنری» است. این زبان چگونه شکل گرفت و چه پیامی را می‌خواهد منتقل کند؟

معتمدی: به نظر من «بهیافت» یا «بازیافت هنری» شبیه کیمیاگری است. رویایی که قرن‌ها بشر در سر داشته است. وقتی مواد بی‌ارزش یا کم‌ارزش و حتی مضر را به اثری ارزشمند یا وسیله‌ای کاربردی تبدیل می‌کنیم که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد یا حتی درآمد ایجاد کند، ماهیت این کار بسیار به همان مفهوم کیمیاگری نزدیک است؛ با این تفاوت که بهیافت به حفظ محیط‌زیست نیز کمک می‌کند.

پیامی که تلاش کرده‌ام منتقل کنم این است: به‌جای استفاده از مواد نو و گران‌قیمت، از دورریزها برای خلق آثار هنری و ساخت لوازم موردنیاز استفاده کنید، از خلاقیت خود لذت ببرید و هم‌زمان به محیط‌زیست کمک کنید.

مزیت‌های اصلی بهیافت یا بازیافت هنری عبارت‌اند از:

۱. کاهش تولید و کنترل حجم زباله
۲. کاهش مصرف مواد و منابع طبیعی
۳. ایجاد ارزش اقتصادی
۴. تقویت خلاقیت
۵. جذابیت بیشتر آثار بازیافتی نسبت به محصولات متداول از نگاه مخاطبان

همچنین برتری بهیافت نسبت به بازیافت صنعتی در برخی جنبه‌ها قابل توجه است:
۱. امکان استفاده از موادی که بازیافت آن‌ها دشوار یا ناممکن است
۲. کاهش مصرف انرژی در مقایسه با فرآیندهای صنعتی بازیافت
۳. محدودیت بازیافت پلاستیک‌ها و نیاز آن‌ها به افزودن درصد بالایی ماده نو، در حالی‌که در بهیافت چنین محدودیتی وجود ندارد
۴. امکان انجام بهیافت در محیط‌های آموزشی یا مسکونی، بدون نیاز به تجهیزات صنعتی پیچیده

 

بسپار- استفاده شما از مواد دورریختنی، بطری‌ها، سی‌دی‌ها و … در آثار و دیزاین خانه به‌نوعی «زبان هنری» است. این زبان چگونه شکل گرفت و چه پیامی را می‌خواهد منتقل کند؟

معتمدی: به نظر من «بهیافت» یا «بازیافت هنری» شبیه کیمیاگری است؛. رؤیایی که قرن‌ها بشر در سر داشته است. وقتی مواد بی‌ارزش یا کم‌ارزش و حتی مضر را به اثری ارزشمند یا وسیله‌ای کاربردی تبدیل می‌کنیم که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد یا حتی درآمد ایجاد کند، ماهیت این کار بسیار به همان مفهوم کیمیاگری نزدیک است. با این تفاوت که بهیافت به حفظ محیط‌زیست نیز کمک می‌کند.

پیامی که تلاش کرده‌ام منتقل کنم این است: به‌جای استفاده از مواد نو و گران‌قیمت، از دورریزها برای خلق آثار هنری و ساخت لوازم موردنیاز استفاده کنید، از خلاقیت خود لذت ببرید و هم‌زمان به محیط‌زیست کمک کنید.

درواقع مزیتهای اصلی بازیافت هنری یا بهیافت شامل موارد زیر می‌باشد :

۱ کاهش تولید و کنترل حجم زباله

۲ کاهش استفاده از مواد و منابع طبیعی

۳ ارزش‌های اقتصادی

۴ تقویت خلاقیت

۵ جذابیت بیشتر آثار بازیافتی نسبت به مواد نو و معمولی از دید مخاطبین .

همچنین برتری بهیافت از بازیافت صنعتی در حفظ محیط زیست شامل موارد زیر می‌باشد:

۱ امکان استفاده از موادی که قابل بازیافت نیستند یا بازیافت آنها برای خلق آثار هنری مشکل است.

۲ کاهش انرژی‌های مصرفی که برای بازیافت نیاز است درصورتی که برای بهیافت نیاز نیست.

۳ پلاستیک‌ها محدودیت بازیافت دارند و نیازمند به افزودن ۷۰٪ مواد نو برای تولید مجدد هستند. درصورتی که برای بهیافت چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد.

۴ مراحل بازیافت نیازمند محیط کارگاهی و تجهیزات و تکنولوژی است ولی بهیافت را در محیط‌های آموزشی یا مسکونی نیز می توان انجام داد.

 

بسپار- خانه محیط‌ زیست چه نوع واکنش یا بازتابی از سوی بازدیدکنندگان، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، داشته است؟ آیا تجربه‌ای بوده که شما را به آینده امیدوارتر کند؟

معتمدی: موزه خانه محیط‌ زیست همواره با واکنش‌های مثبت و تحسین‌آمیز بازدیدکنندگان روبه‌رو بوده است. تنوع آثار و موضوعات سبب شده این مجموعه برای گروه‌های سنی و سلیقه‌های مختلف اجتماعی جذاب باشد.

به‌طور مشخص، بخشی از موزه که به نمایش تندیس‌ها و شخصیت‌های محبوب داستانی کودکان اختصاص دارد، با استقبال ویژه این گروه مواجه می‌شود. کودکان با هیجان آثار را به یکدیگر یا به والدین خود نشان می‌دهند و با دقت به نحوه ساخت آن‌ها توجه می‌کنند. در بسیاری موارد نیز درباره فرآیند ساخت پرسش‌هایی مطرح می‌کنند.

به باور من، همین کنجکاوی و ذوق کودکانه باعث می‌شود تجربه تماشای این آثار و آشنایی با تکنیک‌های به‌کاررفته، در ذهن آن‌ها ماندگار شود.

 

بسپار- خانه محیط ‌زیست در کنار آموزش، به‌نوعی موزه هم هست. از منظر شما، هنر و خلاقیت چه نقشی در انتقال مفاهیم زیست‌محیطی ایفا می‌کنند؟

معتمدی:  ذات هنر، انتقال پیام است و خلاقیت، شیوه‌ای نو برای بیان و انتقال این پیام محسوب می‌شود. مجموعه آثار خانه محیط ‌زیست در مجموع این پیام را به مخاطب منتقل می‌کند که «کمتر زباله تولید کنید» و «بیشتر به محیط‌ زیست کمک کنید».

این آثار یادآور می‌شوند که انتخاب با ماست. اینکه بطری نوشابه‌ای که خریداری کرده‌ایم، به زباله تبدیل شود یا به یک وسیله کاربردی مانند پایه آباژور. تماشای آثار موزه معمولا مخاطب را به تامل وامی‌دارد و این پرسش را پیش می‌آورد که چه ظرفیت‌هایی در مواد دورریز وجود داشته که مورد استفاده قرار نگرفته است.

در کارگاه‌های آموزشی نیز به اثرات مخرب پسماندها بر گیاهان، جانوران و در نهایت بر زندگی انسان پرداخته می‌شود و راهکارهای کاهش تولید پسماند و مدیریت مصرف آموزش داده می‌شود.

 

بسپار- با توجه به اینکه این فضا با اتکا به تلاش شخصی شما و بدون حمایت نهادی شکل گرفته، چالش‌های اصلی‌ شما در مسیر استمرار این پروژه چه بوده است؟ چه پیام یا درخواستی از فعالان، هنرمندان یا تصمیم‌گیران فرهنگی دارید؟

معتمدی: این مجموعه تنها با ذوق و علاقه  شخصی شکل گرفته، گسترش یافته و پایدار مانده و البته تشویق اهالی محل و آشنایان بویژه هنرمندان و فرهنگیان، مصمم‌تر و انگیزه‌ام را برای ادامه افزایش داده است.

با این حال، چالش‌هایی وجود داشته است. از جمله تأمین مواد اولیه برای اجرای پروژه‌های بزرگ‌تر و نیز کم‌توجهی برخی مسئولان منطقه‌ای که می‌توانند از ظرفیت‌های این مجموعه بهره ببرند. برای مثال استفاده از سالن اجتماعات برای نشست‌های تخصصی، معرفی مجموعه به مدارس یا تشویق دانش‌آموزان به بازدید و آشنایی با این فرهنگ.

در پایان، درخواست من از فعالان، هنرمندان و تصمیم‌گیران فرهنگی ــ به‌ویژه در حوزه محیط ‌زیست ــ این است که علاوه بر تمرکز بر پژوهش، توسعه و فرهنگ‌سازی در زمینه مسائل زیست‌محیطی که امروز در شرایط بحرانی قرار دارند ــ از جمله گرمایش زمین، آلودگی هوا، تهدید حیات‌وحش، نابودی جنگل‌ها، کاهش منابع آبی و انباشت زباله ــ خود نیز به الگوی رفتاری برای جامعه تبدیل شوند. رعایت نکات زیست‌محیطی، حتی مواردی که در ظاهر کوچک به نظر می‌رسند، می‌تواند تاثیرات قابل‌توجهی داشته باشد؛ از جمله کاهش استفاده از خودروی شخصی یا همراه داشتن کیسه خرید به‌جای دریافت کیسه نو از فروشگاه.

(ادامه دارد …)

متن کامل این گفت و گو را در شماره 281 ماهنامه بسپار که در نیمه اسفند ماه 1404 منتشر شده است، می خوانید.

در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه  و  فیدیبو  قابل دسترسی است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا