اختصاصی بسپار/ یادداشت دکتر اسماعیل قاسمی، عضو هیات علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی برای این روزها

بسپار/ایران پلیمر سختگیری و تعصب خامی است/ تا جنینی، کار خونآشامی است
این روزها کمتر کسی پیدا می شود که به وجود تندروی و یقه گیری سفت و سخت آن از جامعه ایرانی اعتقاد نداشته و به خسارات جبران ناپذیر آن اذعان نداشته باشد. شواهد تاریخی ثابت کرده است که افراط گرایی, انسان ها را از مسیر حقیقت دور کرده و قابلیت خلق فجایعی نظیر کوره های آدم سوزی هیتلر، کشتارهای استالین، انقلاب فرهنگی چین، قتل عام خمرهای سرخ, بازار برده داری داعش و … را دارد که هرکدام می تواند ننگی برای بشریت و مدنیت به حساب آید.
مونتسکیو معتقد است که برای پرهیز از این موج خانمان سوز، همه باید بپذیرند که حقیقت انحصاری نیست و تماما به گروه و دسته خاصی تعلق ندارد. او برای شکست این انحصار، تکثر را توصیه می کند تا دیدگاه های مختلف کنار هم قرار گیرند به نحوی که هیچ عقیدهای بدون چالش باقی نماند.
این تضارب دائمی ایدهها باعث میشود افکار افراطی کمتر دوام بیاورند یا حداقل به سمت فاجعه آفرینی سوق پیدا نکنند. شاید گفته شود که با وجود شبکه های اجتماعی مانند توییتر و اینستاگرام برخورد عقاید مختلف وجود دارد و تکثر مورد نظر مونتسکیو به نوعی خود را نشان می دهد. اما مشکل اصلی اینجاست که الگوریتمهای غالب بر این نرم افزارها عموما موجب شکل گیری اتاقهای پژواک میشوند و شما بیشتر همان چیزی را میبینند که قبلاً قبول داشتهاید و در نتیجه بهجای کاهش تعصب، گاهی تعصب تان تقویت نیز میشود.
به بیان دیگر، با وجود تکثر بدون فیلتر در فضای مجازی، برخورد واقعی ایدهها کم تر شده و جامعه با سرعت زیادی به سمت دو قطبی شدن پیش می رود. به نظرم اگر خواسته باشیم نظریه تکثر مونتسکیو را برای شرایط حال حاضر ایران اصلاح کنیم تا جلوی تندروی و تعصب گرفته شود، شاید به فرمول زیر برسیم:
چندصدایی + گفتوگو + قانون = کاهش تعصب
پس ای صاحبان قدرت تا فرصتی هست شرایط را به صورتی رقم زنید تا میانه روی آگاهانه، جایگزین تعصب کورکورانه در همه حوزه های تاثیرگذار شود و کشتی کشور در این قلزم پرخون و پرتلاطم به ساحل سلامت برسد.




