یادداشت گلرخ فرد ذوالفقاری در خصوص وضعیت آموزش در دوران جنگ: از بلاتکلیفی کنکور تا دفاع، پشت مانیتور

بسپار/ایران پلیمر بحران اخیر برای آموزش عالی ایران فقط یک وقفه آموزشی نبود. یک دوره طولانی از بلاتکلیفی، فرسودگی ذهنی و تلاش مداوم برای “عادی نگه داشتن شرایط غیرعادی” بود.
در این میان شاید بیشترین فشار، نه روی ساختار اداری دانشگاهها و مدارس، بلکه روی دانشآموزان و دانشجویانی وارد شد که باید همزمان با نگرانیهای ناشی از شرایط کشور، همچنان درس میخواندند، پروژه انجام میدادند و خود را برای امتحان، کنکور یا دفاع آماده نگه میداشتند. این فشار از همان نقطه ورود به دانشگاه، یعنی دانشآموز پایه دوازدهم (و البته قبلتر!) دیده شد.
در هفتههایی که اخبار مختلفی درباره عدم قطعیت تاریخ امتحانات نهایی و کنکور منتشر میشد، دانشآموز عملا در شرایطی قرار گرفته بود که نه میتوانست برنامهریزی درستی داشته باشد و نه حتی از زمان آزمونش مطمئن باشد.
این وضعیت برای داوطلبان کنکور ۱۴۰۵ فشار بیشتری ایجاد میکرد، چرا که بر اساس شیوه جدید پذیرش دانشگاهها، سوابق تحصیلی و امتحانات نهایی سهم تعیینکنندهای در نتیجه کنکور پیدا کردهاند. در واقع دانشآموز دیگر فقط نگران یک آزمون چندساعته نبود. بلکه کیفیت و زمان برگزاری امتحانات نهایی نیز مستقیما بر آینده دانشگاهی او اثر میگذاشت. همین موضوع باعث شد بلاتکلیفی درباره زمان امتحانات، برای بسیاری از دانشآموزان حتی استرسزاتر از خود کنکور باشد.
در نهایت اعلام شد امتحانات نهایی زمانی برگزار خواهد شد که شرایط کشور به وضعیت عادی بازگردد و حداقل دو تا سه هفته از پایان بحران گذشته باشد و کنکور نیز حدود ۱۰ تا ۲۰ روز بعد از امتحانات نهایی برگزار خواهد شد. پس همچنان بلاتکلیف.
دانشآموز پایه دوازدهم، در شرایطی که فشار روانی ناشی از اخبار و نااطمینانیهای روزانه را تحمل میکرد، همچنان باید سر کلاس آنلاین حاضر میشد، کلاسی که گاهی به دلیل اختلال اینترنت چند برابر زمان عادی طول میکشید.
مشکل فقط درس خواندن نبود. مشکل، زندگی کردن در وضعیت تعلیق بود.
این بلاتکلیفی در بین دانشجویان هم دیده میشود.
با آغاز تعطیلیها و محدودیتها، دانشگاهها تلاش کردند ترم را متوقف نکنند. دانشگاه آزاد اسلامی یکی از مجموعههایی بود که خیلی سریع به سمت آموزش مجازی رفت و از همان روزهای ابتدایی اعلام کرد کلاسها از طریق سامانهای به نام وادانا برگزار میشود. در ادامه نیز چندین بار به دلیل سهولت دسترسی، ساختار سرورها و شیوه برگزاری کلاسها تغییر کرد تا فشار ترافیکی کمتر شود. حتی در مقاطعی، اساتید ملزم شدند بخشی از جلسات جبرانی را بهصورت آفلاین برگزار کنند تا دانشجو بتواند فایل کلاس را با اینترنت ضعیفتری دریافت کند.
واقعیت این است که دانشگاه آزاد در آن شرایط تلاش زیادی کرد تا ترم آموزشی از هم نپاشد. اما مشکل اصلی جایی بیرون از دانشگاه بود. اینترنت، همراه آموزش پیش نیامد. قطع بود!
استاد وارد کلاس میشد اما مطمئن نبود تا پایان جلسه در سامانه باقی میماند یا نه. دانشجو چندبار ارتباط داخل شبکه ای خود را قطع و وصل میکرد تا شاید بتواند صدای استاد را بهتر بشنود. گاهی یک کلاس یکساعته به خاطر اختلال شبکه دو ساعت طول میکشید. بعضی دانشجوها فقط صدا داشتند چون تصویر برایشان باز نمیشد. بعضی اساتید در ساعتهای کمترافیک و روزهای تعطیل کلاس ضبط میکردند تا سامانه خلوتتر باشد و دانشجو بتواند فایل باکیفیتتر و راحتتری را بگیرد.
این وضعیت برای همه رشتهها دشوار بود، اما برای رشتههای عملی و مهندسی شرایط پیچیدهتری داشت.
رشتههایی مانند مهندسی پلیمر، مواد، شیمی، عمران، مکانیک، برق و بسیاری از گرایشهای فنی، فقط متکی به آموزش تئوری نیستند. بخش مهمی از یادگیری در این رشتهها در آزمایشگاه، کارگاه، پروژههای عملی و کار با تجهیزات تخصصی اتفاق میافتد. در ایران حتی در شرایط عادی هم بسیاری از دانشگاهها در دوره کارشناسی برای رشتههای مهندسی، امکانات آزمایشگاهی گسترده و ایدهآلی ندارند و بخش مهمی از تجربه عملی دانشجو محدود است، اما در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری، نبود آزمایشگاه عملاً فاجعه است.
دانشجوی تحصیلات تکمیلی بدون آزمایشگاه نمیتواند پایاننامه جلو ببرد. پروژه متوقف میشود، مقاله عقب میافتد، دفاع به تأخیر میافتد و کل برنامه زندگی دانشجو به هم میریزد.
در همین دوره، حضور کارکنان دانشگاهها تا مدتها بهصورت ۵۰ درصدی ادامه داشت و بسیاری از دانشجوها عملا دانشگاه نمیرفتند. خوابگاهها یا تعطیل بودند یا شرایط پایداری ندشتند. دانشجوی شهرستانی نه میتوانست مستقر شود و نه میدانست اصلا چند روز بعد دوباره کلاس حضوری خواهد شد یا نه.
دانشجوی کارشناسی برای یک پروژه ساده درسی سرگردان بود و دانشجوی دکتری برای دفاع پایاننامهاش.
این وضعیت در حالی ادامه داشت که برخی از مراکز دانشگاهی و پژوهشی نیز در جریان حملات اخیر آسیب دیدند. طبق گزارشهای رسمی، سیودو مرکز علمی و دانشگاهی از جمله دانشگاههایی مانند صنعتی شریف، شهید بهشتی، علم و صنعت و برخی مراکز پژوهشی و دانشگاهی دیگر دچار آسیب یا محدودیت شدند.
در این میان، اینترنت بینالملل به یکی از جدیترین بحرانهای پنهان آموزش عالی تبدیل شد.
دسترسی به منابع علمی خارجی برای هفتهها با اختلال همراه بود و تازه پس از گذشت مدت قابل توجهی، بخشی از دسترسیها در برخی دانشگاهها برای اعضای هیئت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی برقرار شد.
اما مسئله اینجاست که فقط دانشجوی دکتری نیست که به اینترنت نیاز دارد.
دانشجوی کارشناسی هم برای: پروژه درسی، جستجوی مقاله، دسترسی به آموزشهای تخصصی و حتی انجام تمرینهای ساده دانشگاهی به اینترنت پایدار نیاز دارد.
وقتی اینترنت بینالملل دچار اختلال است، حتی سادهترین فرآیندهای علمی تبدیل به کار فرسایشی میشود.
استاد برای داوری مقاله مشکل دارد، دانشجو برای ارسال مقاله زمان از دست میدهد، دانلود یک رفرنس ساده ساعتها طول میکشد.
در چنین فضایی، دانشگاهها تلاش کردند ترم را حفظ کنند. برخی دانشگاههای سراسری طول ترم و تعداد هفتههای آموزشی را افزایش دادند تا جلسات عقبافتاده جبران شود. دانشگاه آزاد نیز با ادامه کلاسهای مجازی و تغییر مداوم زیرساختها تلاش کرد جریان آموزش قطع نشود. اما واقعیت این است که آموزش فقط برگزاری کلاس نیست.
دانشجویی که هفتهها در فضای اضطراب، قطعی اینترنت، بیثباتی برنامهها و نگرانی از آینده بوده، حتی اگر تمام جلسات جبرانی هم برگزار شود، دیگر تمرکز و کیفیت ذهنی سابق را ندارد.
اوج این فرسودگی را شاید بتوان در دفاعهای مجازی دید.
دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات اعلام کرد که طی این دوره، ۲۷۷ پایاننامه کارشناسی ارشد و ۹۹ رساله دکتری بهصورت مجازی دفاع شدهاند. پشت این آمار، صدها دانشجویی قرار داشتند که هفتهها در انتظار تعیین زمان دفاع بودند و استرس داشتند که آیا اینترنت اجازه میدهد مهمترین جلسه علمی زندگیشان بدون اختلال برگزار شود یا نه. برای دانشجوی دکتری، دفاع فقط یک ارائه دانشگاهی نیست. چند سال زندگی است.
حالا تصور کنید این جلسه در شرایطی برگزار شود که هر لحظه احتمال قطع ارتباط و اختلال سامانه وجود داشته باشد. امروز، حتی با کاهش نسبی تنشها، فضای دانشگاه هنوز وارد وضعیت طبیعی نشده است.
نه جنگ است و نه صلح، نه آموزش کاملا حضوری است و نه مجازی واقعا پایدار.
دانشجو هنوز با تردید برنامهریزی میکند، استاد هنوز نگران کیفیت ارتباط کلاس است و پژوهشگر هنوز برای دسترسی پایدار به منابع علمی مشکل دارد.
دانشگاههای ایران در این ماهها تلاش کردند متوقف نشوند و باید این تلاش را دید. اما در کنار آن، باید واقعیت فشار روانی سنگینی را هم دید که بر دوش دانشآموز، دانشجو و استاد باقی ماند؛. فشاری که شاید اثر آن بسیار طولانیتر از خود بحران در فضای آموزش عالی کشور باقی بماند.





