اخبار

بازگشت آموزش به اولویت کسب‌وکارها

بسپار/ایران پلیمر آموزش و کارورزی در کسب‌وکارها اغلب به استخدامی‌های جدید و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها محدود می‌شود. کسب‌وکارها به‌طور معمول فقط به این دو دسته از کارکنان خود آموزش می‌دهند تا با فضای کاری جدید آشنا شوند و رویه‌های آن را فرابگیرند‌ اما چنین وضعیتی نباید وجود داشته باشد. واقعیت آن است که آموزش مستمر، یکی از حیاتی‌ترین عوامل موفقیت کسب‌وکارها است، به‌همین دلیل هر کسب‌وکار و شرکتی، در هر اندازه‌ای نیاز دارد که برنامه‌های آموزشی و توسعه مستمر مهارت‌های کارکنان خود را با توجه به وظایف و نیازهای شغلی‌شان در دستور کار داشته باشد. پژوهش‌ها نشان داده است که در شرکت‌ها و کسب‌وکارهایی که فرهنگ آموزش و توسعه مستمر وجود دارد، رضایت کارکنان و بهره‌وری بالاتر است.

علاوه بر آن، کارکنان چنین شرکت‌ها و کسب‌وکارهایی، مدت بیشتری در شغل خود باقی می‌مانند و به این صورت، هزینه‌های استخدام و تغییر کارکنان را به‌شدت کاهش می‌دهند. این منافع و البته منافع دیگری که براساس نوع و شرایط هر کسب‌وکار حاصل می‌شوند، در صورتی به‌دست می‌آیند که درک خوبی از برنامه‌های آموزش و توسعه و شیوه اجرای آنها وجود داشته باشد. در این مقاله، به بررسی جزئیات لازم در این زمینه می‌پردازیم.

 آموزش و توسعه مستمر چیست؟

کارکنان، مهم‌ترین سرمایه‌ای هستند که می‌توان آنها را مدیریت کرد. این ادعا را به کرات می‌شنویم اما کسب‌وکارهای اندکی هستند که آن را جدی گرفته و برای تقویتش اقدامی عملی انجام دهند. با این حال، برنامه‌های آموزش و توسعه این اطمینان را به تیم مدیریت می‌دهد که پتانسیل‌های کارکنان به حداکثر برسد. نتیجه آن نیز افزایش بهره‌وری و رضایت کارکنان خواهد بود.

اما یک برنامه آموزش و توسعه خوب باید شامل چه مواردی باشد؟ همچنین در چه بازه‌های زمانی لازم است که چنین برنامه‌هایی برای کارکنان تکرار شود؟

واضح است که پاسخ چنین پرسش‌هایی بستگی به حوزه فعالیت هر شرکت و مدل کسب‌وکار آن دارد. با این حال، برخی از مولفه‌های جهان‌شمول را هم می‌توان معرفی کرد. برنامه‌های توسعه کارکنان، آنها را به وظایف کنونی‌شان محدود نمی‌کند. این برنامه‌ها، مجموعه مهارت‌های بیشتری به آنها می‌افزاید تا بتوانند آینده شغلی روشن‌تری داشته باشند. برای ارتقا و توسعه مهارت‌های کارکنان از شیوه‌های مختلفی استفاده می‌شود که کارگاه‌های آموزشی، برنامه‌ریزی شغلی، مربی‌گری و هدایت شغلی از طریق روش استاد-شاگردی را می‌توان نام برد. آمارها نشان می‌دهند که ۹۴ درصد از کارکنان شرکت‌های توسعه‌دهنده مهارت‌ها نسبت به شرکت خود وفادار می‌مانند. استعفا‌ ندادن کارکنان به تنهایی نشان‌دهنده آن است که افراد از توسعه مهارت‌های خود استقبال می‌کنند و اطمینان دارند که شرکت‌های دارای چنین برنامه‌هایی روی موفقیت‌های آتی خود و کارکنانش سرمایه‌گذاری می‌کنند. برنامه‌های آموزش و توسعه مهارت‌ها در صورتی‌که به درستی طرح‌ریزی شده باشند، از احساس جمود و روزمرگی کارکنان جلوگیری می‌کند و فرصت رشد را به آنها می‌دهد. اما تدوین برنامه‌های آموزشی که انطباق با نیازهای کارکنان داشته باشد و در هر زمان در اختیارشان قرار بگیرد، ابزارهای موفقیت در تمام جنبه‌های زندگی را به آنها می‌دهد، به همین دلیل است که حتی در ارزیابی عملکرد آنها هم باید علاوه بر معیارهای منطبق بر اهداف شرکت، به معیارهای مورد اهمیت کارکنان نیز توجه شود. زمانی‌که در ارزیابی عملکرد و البته توسعه مهارت‌های کارکنان، اهداف شخصی و سازمانی به‌طور همزمان مورد توجه قرار بگیرند، می‌توانیم شاهد همراستا شدن این اهداف باشیم. طبیعی است که همراستا شدن اهداف شخصی کارکنان با اهداف تعیین شده شرکت، باعث می‌شود که هر فرد با اشتیاق و تلاش بیشتری به ایفای وظایف شخصی خود بپردازد و گاه عملکردی بالاتر از انتظارات از خود نشان دهد. این وضعیت، احتمال موفقیت هر دو گروه کارکنان و مجموعه شرکت را افزایش می‌دهد. با این حال، باید به دو موضوع توجه کرد. نخست اینکه برنامه‌های آموزش و توسعه مهارت می‌توانند در فضای داخل شرکت پیاده‌سازی شده یا از ابزارها و منابع خارجی استفاده شود. موضوع دوم آن است که با توجه به تفاوت نیازها و سبک یادگیری هر فرد، لازم است که برنامه‌های آموزشی مختلف و با شیوه‌های متفاوت برای کارکنان در نظر گرفته شود.

 رویکردهای مختلف آموزش و توسعه مهارت

همانطور که گفته شد، آموزش و توسعه مهارت‌های کارکنان می‌تواند به شکل‌های مختلفی انجام شود. اثربخشی هرکدام از این شیوه‌ها بستگی به سبک یادگیری و اهداف حرفه‌ای کارکنان دارند. براساس مدل کسب‌وکار و منابع موجود کسب‌وکار خود، می‌توانید یک یا چند استراتژی زیر را برای آموزش و توسعه استفاده کنید. در صورتی هم که به دلیل شرایط یا منابع لازم، امکان اجرای این استراتژی‌ها و برنامه‌ها را در کسب‌وکار خود نداشتید، می‌توانید از پیمانکاران آموزشی برای این منظور استفاده کنید. آنها خدمات خود را به‌صورت آنلاین یا به‌صورت حضوری در اختیار شما قرار خواهند داد. در زیر رویکردهای مختلف به آموزش و توسعه مستمر کارکنان را مشاهده می‌کنید:

 آموزش معلم‌محور

این نوع آموزش همان چیزی است که اکثر ما پس از شنیدن واژه‌های آموزش و توسعه به ذهنمان خطور می‌کند. آموزش‌های معلم‌محور به‌طور معمول در فضایی شبیه به کلاس درس صورت می‌گیرند. امروزه می‌توان آن را در قالب کنفرانس‌های ویدئویی (مثلا در فضای زوم (Zoom) هم مشاهده کرد. معلم این جلسات می‌تواند فردی از داخل شرکت، یک آموزش‌دهنده حرفه‌ای یا صرفا متخصصی در حوزه و زمینه مدنظر باشد. این نوع آموزش برای کارکنانی مناسب است که سبک یادگیری شنوایی و دیداری دارند و به موجب آن می‌توانند از فرصت حضور در یک محیط یادگیری جمعی هم بهره‌مند شوند. از آموزش معلم‌محور می‌توانید برای آموزش موضوعات جدید یا مهارت‌های درخواستی کارکنانتان استفاده کنید. زمانی که کارکنان خواستار یادگیری داوطلبانه یک مهارت شده‌اند، به احتمال زیادی پس از یادگیری آن را به‌صورت موفقیت‌آمیز در شرکت استفاده خواهند کرد.

• یادگیری الکترونیکی

به دنبال همه‌گیری کرونا، یادگیری الکترونیکی رواج و محبوبیت بسیاری در فضای کسب‌وکار پیدا کرده است. از موسسات آموزش عالی تا بسترهای آموزش دیجیتال مشابه وب‌سایت اودمی (Udemy)، محل مراجعه شاغلان و دانشجویان از هر سن، حرفه و کشوری شده است. این بسترهای آموزشی، منبعی ارزان و انعطاف‌پذیر برای برنامه‌های آموزش کارکنان بسیاری از کسب‌وکارها شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین مزایای یادگیری الکترونیک، انعطاف‌پذیری زمانی آن است. به این صورت، کارکنان می‌توانند در اوقات کم‌مشغله‌تر (مانند فاصله بین اتمام یک پروژه یا شروع پروژه بعدی) از آنها استفاده کنند. همچنین کارکنان می‌توانند در این اوقات کم‌مشغله‌، به جای اتلاف وقت از ساعات کاری خود برای ارتقای مهارت‌ها و هموارسازی مسیر رشد آینده خود بهره ببرند. چنین استفاده‌ای به‌طور همزمان موجب افزایش بهره‌وری و رضایت کارکنان می‌شود.

• مربی‌گری و استاد-شاگردی

مشارکت دادن کارکنان در فرآیند آموزش یکی از ارزان‌ترین و موثرترین روش‌های یادگیری است. کارکنان در این روش بر خلاف کلاس درس، در محیطی شبیه به کارگاه، همزمان با یادگیری هر مطلب به‌صورت عملی آن را استفاده و ایرادات خود را برطرف می‌کنند. در این مسیر، یک استاد یا مربی زبده که مسیر را بلد است، بر کار دیگران نظارت و آنها را راهنمایی می‌کند. در ساده‌ترین حالت می‌توان کارکنان را به گروه‌های دونفره تقسیم کرد و فردی که سابقه بیشتری دارد و مهارت‌ها و تجربیاتی برای به‌اشتراک‌گذاری کسب کرده است، مسیر موفقیت و پیشرفت شغلی هم‌گروهی خود را هموار خواهد ساخت.

این فرآیند آموزشی اغلب به‌صورت عملی و یک به یک انجام می‌شود و یک استاد بر شیوه کار شاگرد و پیاده‌سازی رویه‌ها و مهارت‌های تازه‌آموخته نظارت می‌کند. چنین آموزشی به سادگی در محیط شرکت‌ها و کسب‌وکارها قابل استفاده است و کاربرد آن را به ویژه در پرورش مدیران آینده شرکت می‌توان مشاهده کرد. اما از آن در سایر سطوح نیز می‌توان بهره برد و اطمینان یافت که تجربه و دانش کارکنان باسابقه‌تر به کارکنان جدید و کم‌سابقه انتقال می‌یابد. در این صورت، با بازنشستگی کارکنان باسابقه مهارت‌ها و تجربیات آنها در محیط شرکت حفظ می‌شود و می‌توان به ادامه موفقیت‌های گذشته امیدوار بود. این شیوه آموزش علاوه بر نوع مهارت و مدل کسب‌وکار، برای کارکنان با سبک یادگیری عملی مناسب‌تر است و باعث می‌شود که با استفاده از آموزش‌ها، آنها را تثبیت کنند.

تمام این استراتژی‌های آموزش و توسعه (و البته استراتژی‌های آموزشی دیگری که وجود دارند) باعث می‌شوند که کارکنان شما در مسیر موفقیت‌های بیشتر قرار گیرند. در نتیجه آن، منافع بسیاری در خروجی‌های کسب‌وکار خود مشاهده خواهید کرد.

 مزایای آموزش و توسعه موثر

هیچ چیز مانند استفاده کامل از پتانسیل‌ها و دارایی‌های یک کسب‌وکار به آن نفع نخواهد رساند. در این مورد، کارکنان شما آن دارایی‌هایی هستند که توسعه پتانسیل‌هایشان (از طریق آموزش و توسعه مهارت‌ها) شرکت را در مسیر موفقیت قرار می‌دهد. با این حال، اگر قصد دارید که این برنامه‌های آموزش و توسعه را به درستی انجام دهید، باید درک خوبی از پتانسیل‌های کامل چنین برنامه‌هایی به دست آورید. برنامه‌های آموزش و توسعه کارکنان در صورت اثربخش بودن، می‌توانند منافعی از افزایش درآمدهای فروش گرفته تا کاهش چالش‌های مدیریت روزانه را داشته باشند. تجربیات کسب‌وکارهای مختلف نشان داده است که آموزش و توسعه کارکنان می‌تواند براساس معیارهای مختلفی مفید باشد.

در زیر، تنها بخشی از منافع آموزش مستمر کارکنان را مشاهده می‌کنید:

• افزایش مشارکت کارکنان به‌عنوان یکی از منافع برنامه‌های توسعه مهارت کارکنان، نرخ ترک خدمت را تا ۵۹درصد کاهش می‌دهد.

• افزایش نرخ حفظ کارکنان، باعث می‌شود که شرکت‌ها به اندازه ۱۵۰درصد از حقوق هر کارمند، نفی مالی ببرند و صرفه‌جویی کنند. (به این دلیل که تغییر کارکنان به معنای از دست رفتن تجربیات و مهارت‌های آنها است و کارکنان جدید هم برای رسیدن به سطح بهره‌وری کارکنان پیشین نیاز به صرف زمان و یادگیری بسیاری دارند).

• مشارکت کارکنان به کاهش ۴۱درصدی غیبت‌ها و افزایش ۱۷درصدی بهره‌وری می‌انجامد.

• آموزش‌ها موجب افزایش توانمندی‌های کارکنان و ارتقای آنها به سطح ۷۹درصدی کل شاغلان بازار براساس سطح توانمندی می‌شود.

• آموزش و توسعه مستمر مهارت‌ها منجر به کاهش شکاف مهارتی (کمبود مهارت‌های مورد نیاز در یک کسب‌وکار) می‌شود که ۹۰درصد از مدیران کسب‌وکارها از آن شکایت دارند.

با چنین منافعی، شرکت‌ها از تمام صنایع و اندازه‌ها باید به دنبال اولویت‌بخشی به برنامه‌های آموزش و توسعه مهارت‌های کارکنانشان باشد. نتیجه آن شده است که هم‌اکنون نیز ۲۷درصد از شرکت‌ها در حال افزایش بودجه آموزشی خود هستند. این برنامه‌ها حتی می‌توانند منافعی بیش از بهبود عملکرد و بهره‌وری داشته باشند. در جهان مدرن که هر روز شاهد تغییری در فناوری‌ها و مدل‌های فعالیت کسب‌وکارها هستیم، افزایش پتانسیل کارکنان در یادگیری هیچ محدودیتی ندارد. شکاف مهارتی عصر دیجیتال نیز باعث شده است که به‌دلیل کمبود رشته‌های دانشگاهی فناوری‌های جدید، مهارت‌های لازم کسب‌وکارها در برخی حوزه‌ها به سادگی پیدا نشود. در‌حالی‌که بسیاری از کارکنان جدید می‌توانند چنین مهارت‌هایی را بیاموزند، برخی از مهارت‌ها نیز نیاز به زمینه و سابقه خاصی ندارد. نتیجه آن است که به سادگی می‌توان به کارکنانی چندمهارته دست یافت که در شرایط و موقعیت‌های مختلف، کسب‌وکار مدنظر را از استخدام یا کمبود مهارت مصون می‌کنند. در نهایت، افزایش مشارکت کارکنان در برنامه‌ها و طرح‌های کسب‌وکار را می‌توان مهم‌ترین مزیت آموزش مستمر دانست که البته اجرای صحیح آن نیاز به برخی ملاحظات دارد.

 پیشنهادهایی برای آموزش و توسعه کارکنان

تمام رویکردهای آموزش و توسعه مهارت‌ کارکنان در یک سطح نیستند. به این دلیل، استفاده از انواع مختلف آنها برای انواع اهداف کسب‌وکار و نیازهای کارکنان توصیه می‌شود. برنامه‌های آموزشی نیاز به مشارکت کارکنان دارند و واحد منابع انسانی یا پیمانکاران آموزشی می‌توانند نقشی مهم در این زمینه ایفا کنند. با این حال، استفاده از برخی پیشنهاد‌ها در طراحی یک برنامه آموزشی، مفید خواهد بود:

۱. اهداف کسب‌وکار خود را به‌صورت کمی بیان کنید و آنها را در قالب اعداد روی کاغذ بیاورید.

۲. کارکنان را در تصمیم‌گیری مشارکت دهید و به یک اتفاق نظر روی بهترین انواع آموزش و مطلوب‌ترین شیوه‌های یادگیری برسید.

۳. ترجیحات و پتانسیل‌های کارکنان را تحلیل کنید. سپس اهداف کسب‌وکار را با پست‌های شغلی انطباق دهید تا کارکنان بتوانند برای رسیدن به آنها تلاش کنند.

۴. به بررسی برنامه‌های آموزشی موجود در بازار و همچنین برنامه‌های آموزشی قابل اجرا به وسیله منابع داخلی شرکت بپردازید.

۵. در حین و پس از اجرای برنامه‌های آموزشی به ارزیابی آنها توسط کارکنان بپردازید تا همکاری، مشارکت و برانگیختگی بیشتری از سمت آنها ببینید.

در حالی که تنوع نیازها و سبک یادگیری کارکنان، انتخاب از بین انواع مختلف روش‌های یادگیری را دشوارتر می‌سازد، گفت‌وگو و همفکری با آنها می‌تواند کار را ساده سازد. به این موضوع پی ببرید که چه مواردی کارکنان شما را برای برنامه‌های آموزشی و توسعه مهارت برانگیخته می‌کند و سپس آنها را در برنامه‌هایتان بگنجانید. درنهایت، همواره می‌توانید براساس نتایج حاصله و بازخوردهای دریافتی به بازنگری و تغییر برنامه‌ها اقدام کنید.

دنیای اقتصاد
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا