اخبار

یادداشت فریدا عبدالوهابی در خصوص آموزش در زمان جنگ: تعلیق آینده در کلاس های خاموش

بسپار/ایران پلیمر از نخستین روزی که پای در مسیر تحصیل گذاشتیم تا همین حالا، ثبات برای ما مفهومی نظری بوده است. چیزی شبیه به فصلی در کتاب‌ها، نه تجربه‌ای زیسته. ما نسلِ آموزش در بحرانیم، نسلی که هر مقطع تحصیلی‌اش با حادثه‌ای هم‌زمان شده است: بحران اقتصادی، تورم افسارگسیخته، ناامنی‌های سیاسی، جنگ و اکنون اختلال در زیرساخت‌های ارتباطی. هیچ‌گاه بر زمینی هموار استوار نبودیم و همیشه بر دریایی متلاطم سوار بر تکه‌تخته‌ای که بی‌اختیار و برحسب شرایط، به این سو و آن سو پرت میشود، سرگردان بودیم.

با وجود انزوای همیشگی کلمات، همواره گروهی بودند که انتخابشان “گفت و گو در فضای آکادمیک” بود. پناه بردن به شانه های علم، به امید ساختن شکل دیگری از زندگی که حالا بیشتر از همیشه در موجی تازه فرو رفته است. با این حال شاید بهتر باشد روحیه‌ی «چیزی نبود، محکم‌تر بزن» که سال‌ها به آن افتخار کرده‌ایم، را زیر پا بگذاریم و ذره‌بینی در دست بگیریم تا مسیر مه گرفته این روز ها را بهتر ببینیم. . این گزارش، نه صرفاً یک روایت خبری، که تلاشی است برای بیان تجربه نسلی که آموزش را در روزهای خاکستری زندگی می‌کنند.

در شرایط فعلی اگر از بخش ها و چالش های اقتصادی بگذریم، مرزهای آموزش و پژوهش بسیار شکننده شدند و اهمیت مندی شان از نظر ها دور مانده‌ست. در سطح آموزش متوسطه، دانش‌آموزانی که باید برای امتحانات نهایی آماده شوند، با تقویمی متغیر و تصمیماتی پیش‌بینی‌ناپذیر روبه‌رو هستند. تعویق یا تغییر شیوه برگزاری آزمون‌ها، تمرکز و امنیت روانی آنان را تضعیف کرده است. این وضعیت برای داوطلبان کنکور حادتر است. آزمونی که نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و ثبات زمانی است، در سایه شرایط میان جنگ و صلح و تعطیلی‌های متناوب، به تجربه‌ای آکنده از اضطراب و بلاتکلیفی بدل شده است.در دانشگاه‌ها نیز تعلیق ادامه دارد. کلاس‌ها صرفا به‌صورت مجازی برگزار می‌شوند، زمان بازگشت به آموزش حضوری، نحوه جبران واحدهای عملی و حتی تقویم ترم‌های آینده، در بسیاری از مراکز آموزش عالی با ابهام همراه است. این بی‌ثباتی، امکان برنامه‌ریزی پژوهشی و حرفه‌ای را از دانشجویان سلب کرده است و قطعی اینترنت و تخریب زیرساخت های آموزشی را هم باید به این وضعیت اضافه کرد.

کسی در این میان به اهمیت آموزش عملی در برخی رشته ها و یا دسترسی به دانش روز دنیا در بعد پژوهش فکر می کند؟ یا مسئله صرفاً “ادامه داشتن کلاس‌ها” ست و پرسش اساسی، “کیفیت خروجی آموزشی” زیر سوال رفته؟

در کنار چالش‌های آموزشی، برخی دانشگاه‌ها با آسیب‌های فیزیکی یا اختلال در زیرساخت‌ها روبه‌رو شده‌اند. سامانه‌های اداری، تجهیزات آزمایشگاهی و فضاهای آموزشی، در مواردی دچار خسارت یا محدودیت دسترسی شده‌اند. دانشجویان خوابگاهی نیز در وضعیتی نامطمئن قرار دارند. خوابگاه تنها محل اقامت نیست، شرط امکان تحصیل است. عدم شفافیت درباره این بخش ادامه تحصیل دانشجویان شهرستانی را با ابهام مواجه کرده است.

در پسِ این مسائل عینی، لایه‌ای عمیق‌تر وجود دارد: فرسودگی روانی و تعلیق امید. نسلی که باید در اوج خلاقیت علمی و هنری باشد، بخش مهمی از انرژی خود را صرف تطبیق با شرایط ناپایدار می‌کند. ما سالهاست که سعی بر عادی سازی شرایط بحرانی داریم اما بهتر است در لایه های میانی سرک بکشیم و ببینیم آیا دانشجویان تکه امیدی برایشان باقی مانده است؟

در پایان، آموزش عالی، ستون توسعه صنعتی، فرهنگی و فناورانه کشور است. در شرایط کنونی، حفظ حداقل‌های کیفی و بازسازی سریع زیرساخت‌های ارتباطی و آموزشی، ضرورتی ملی است. دسترسی پایدار و آزاد به اینترنت و منابع علمی جهانی، نه یک مطالبه حاشیه‌ای، بلکه پیش‌شرط بقا و رقابت علمی است.
دانشجویان این سرزمین، در میان کلاس‌های مجازی ناپایدار، آزمایشگاه‌های خاموش و تقویم‌های متغیر، همچنان می‌کوشند مسیر آموزش را ادامه دهند. اما استمرار این وضعیت، بدون سیاست‌گذاری دقیق، شفافیت اجرایی و تضمین ارتباط با فضای علمی جهانی، می‌تواند به شکاف عمیق‌تری در کیفیت آموزش و آینده حرفه‌ای سرزمین بیانجامد.

آموزش، وعده آینده است و آینده، نمی‌تواند برای همیشه در حالت تعلیق بماند.

 

«نحن أحياءُ هذا الصباحَ… هنا لم نزلْ»
 «ما زندگانِ این صبح…اینجاییم هنوز»
– إبراهيم نصرالله؛ محمد حمادی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا