اختصاصی بسپار/ ایران در دوران جنگ و پساجنگ: کریدورهای جایگزین تامین پلیمرها

بسپار/ ایران پلیمر حالا که درگیریهای خاورمیانه مسیر تولید پلیمر ایران را چه به صورت موقت یا طولانی مدت مسدود کرده است، با بحران تامین مواد اولیه روبرو هستیم که مشابه آن را پیش از این در صنعت تجربه نکرده بودیم. ایران در اقتصاد جهانی پلیمر جایگاهی متناقض دارد. کشوری که دارای برخی از بزرگترین ذخایر هیدروکربنی جهان است، بخش پتروشیمی داخلی قابلتوجهی دارد و در شرایط عادی، محصولات پلیمری صادر میکند. با این حال، ساختار تجارت آن شکننده است. دههها تحریم بینالمللی، بازرگانی ایران را به مجموعهای محدود از مسیرهای غیررسمی از طریق کشورهای واسطه سوق داده است و اکنون درگیریها در خاورمیانه حتی این مسیرها را نیز تهدید میکند.
گردآوری و برگردان: مهندس فرنام نامور/ کارشناس ارشد انرژی های تجدیدپذیر و آینده
بخش پاییندستی صنعت پتروشیمی ایران به جریان مداوم گریدهای پلیمری وابسته است: پلیاتیلن در انواع HDPE، LDPE و LLDPE، پلیپروپیلن، PVC و به میزان کمتر PET و گریدهای مهندسی. حتی کشوری با ظرفیت عظیم پتروشیمی داخلی، زمانی که تولیداتش در گرو مسیرهای صادراتی باشد (مثل سرمایه گذاری ها و ظرفیت سازی های انجام شده سال های اخیر در آمیزه سازی) و یا زمانی که امکان تولید مواد اولیه خود را به دلیل تعطیلی پتروشیمیهای آسیب دیده در جنگ نداشته باشد، تأمین داخلی را از نظر تجاری برای شرکتهای پایین دستی غیرقابل ممکن میکند و با وابستگی به واردات پلیمر روبرو میشود.
ترکیب درگیری در مسیرهای تأمین فعلی و اصطکاکهای تجاری مزمن ناشی از تحریمها، یک حفره تامین ایجاد میکند که راهحلهای اندکی دارد. اما جایی که برای یک خریدار بحران تامین وجود دارد، برای چندین فروشنده فرصت تجاری نهفته است. دادههای تولید پلیمر منطقهای مجموعهای از تولیدکنندگان را بررسی میکند که شرایط فعلیشان ایران را به بازاری جذاب تبدیل کرده است، و برخی دیگر که موقعیت جغرافیایی یا سیاسیشان، چنین تجارتی را از نظر ساختاری دشوار میکند.
کریدورهای جایگزین: آنچه جغرافیا اجازه میدهد
اگر مسیر تامین از طریق پتروشیمیهای داخلی مختل شود، ایران سه کریدور جایگزین دارد که زنجیره تامین پلیمر آن میتواند از آنها استفاده کند.
نخستین مسیر، کریدور زمینی شمالی است: مسیرهای زمینی از طریق آذربایجان، ارمنستان یا ترکمنستان به داخل ایران از طریق مرزهای سرخس و اینچهبرون. این کریدور در گذشته مقداری از تجارت پلیمر را، عمدتا از تولیدکنندگان ترکمن، تجربه کرده است. این مسیر نیازی به عبور از آبهای خلیج فارس ندارد، مشمول اختلالات دریایی نیست و از نظر سیاسی از هسته پویایی درگیریهای خاورمیانه جدا است. محدودیت آن در ظرفیت انتقال نهفته است: زیرساختهای جادهای و ریلی در طول این کریدور محدود هستند و حجمهایی که از نظر تجاری اهمیت داشته باشند — دهها هزار تن در ماه — به لجستیک موجود فشار میآورند.
دومین مسیر، کریدور شرقی است: مرزهای زمینی و ریلی با افغانستان و پاکستان و سپس چین. این مسیر از نظر جغرافیایی طولانی، از نظر لجستیکی پیچیده و از مناطقی با بیثباتیهای خاص خود عبور میکند. در حال حاضر این یک مسیر تجاری مهم پلیمر برای ایران نیست و برای تبدیل شدن به آن، نیازمند سرمایهگذاری لجستیکی قابلتوجهی است. این مسیر بیشتر یک گزینه ساختاری است تا یک راهحل کوتاهمدت.
سومین مسیر، دریای خزر است: مرز آبی بین بنادر ایران و بنادر روسیه، قزاقستان و ترکمنستان. این مسیر نسبت به پتانسیل خود کمتر مورد استفاده قرار گرفته است، که بخشی از آن به دلیل محدودیتهای تحریمی در تأمین مالی و در دسترس بودن کشتیها، و بخشی دیگر به دلیل توسعه محدود زیرساختهای بندری خزر در سمت ایران است. با این حال، این تنها مسیری است که مستقیماً ایران را به دو صادرکننده بزرگ پلیمر منطقه — روسیه و قزاقستان — متصل میکند، بدون اینکه از هیچ مرز زمینی کشور ثالثی که دارای ریسک اختلال قابلتوجه باشد، عبور کند. کریدور ترانزیتی بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) که بنادر اقیانوس هند را از طریق خاک ایران به روسیه متصل میکند، در جهتی که در اینجا اهمیت دارد، حرکت میکند. در حالی که این کریدور عمدتا برای حرکت کالا به سمت جنوب طراحی شده بود، زیرساختهای آن، به ویژه پیوند ریلی بین آستارا و شبکههای ریلی روسیه، ستون فقراتی را فراهم میکند که جریانهای پلیمر به سمت شمال از روسیه میتوانند از آن استفاده کنند. سرمایهگذاری قابلتوجهی در این کریدور از سال ۲۰۲۲ در جریان بوده که بخشی از آن پاسخی به نیاز خود روسیه برای مسیریابی مجدد تجارت پس از بسته شدن مسیرهای اروپایی (درگیری های اکراین) است. ظرفیت این کریدور به سمت شمال برای پلیمرهای فله در حال حاضر محدود اما در حال توسعه است.
برندگان: تولیدکنندگانی با بیشترین سود
دادههای تولید منطقهای به وضوح به سه دسته از برندگان اشاره میکنند، در صورتی که ایران جستجوی خود را برای تأمینکنندگان مواد اولیه در خارج از مسیرهای متعارف تشدید کند.
روسیه از نظر ساختاری بیشترین مزیت را دارد. این کشور سالانه ۳.۵۳۶ میلیون تن پلیاتیلن و ۲.۱ میلیون تن پلیپروپیلن تولید میکند؛ حجمای بسیار فراتر از آن چیزی که سبد صادراتی تغییر مسیر داده شدهاش به چین و ترکیه بتواند با حاشیه سود جذاب جذب کند. صادرات PE روسیه پیش از این از اوج ۱.۹۷۸ میلیون تنی خود در سال ۲۰۲۱ به ۱.۱۰۶ میلیون تن در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته و حجمی که قبلا به اروپا سرازیر میشد اکنون فشار مازاد عرضه داخلی ایجاد کرده یا با قیمتهای کمتر به آسیا فروخته میشود.
ایران از دیدگاه روسیه، یک خریدار بزرگ غیرغربی با تقاضای واقعی است که هیچ اعتراض ژئوپلیتیکی به کالاهای با منشأ روسیه ندارد، در زیرساختهای دور زدن تحریم منافع مشترک دارد و ارتباطات لجستیکیاش از طریق خزر و INSTC در حال بهبود است. همسویی منافع تقریبا از نظر ساختاری کامل است: روسیه به بازارهای جدید برای مازاد پلیمر خود نیاز دارد؛ ایران به تامین پلیمر از تأمینکنندهای نیاز دارد که محدود به مواجهه با تحریمهای غرب نباشد. گریدهای خاصی که روسیه میتواند ارائه دهد، به خوبی با نیازهای صنعتی ایران مطابقت دارند. کارخانه هگزن سیبور که به تازگی راهاندازی شده، اکنون گریدهای خاص HDPE با ویژگیهای مکانیکی بهبودیافته را عرضه میکند، دقیقا همان گریدهایی که برای کاربردهای لوله، فیلم و خودرو در بخشهای ساختمان و بستهبندی ایران مورد نیاز است. مجموعه پلیپروپیلن روسیه نیز گریدهای همو و کوپلیمر و… را در طیف کاربردی استاندارد پوشش میدهد. مجتمع جدید ۶۵۰ هزار تنی شرکت نفت ایرکوتسک نیز تأمین بیشتری را به بازاری اضافه میکند که به دنبال خریداران غیرچینی و غیرعرب است.
قزاقستان دومین برنده بزرگ و از برخی جهات، از نظر عملیاتی راحتترین گزینه برای ایران است. کارخانه پلیپروپیلن KPI در آتیراو تنها در سه ماهه اول ۲۰۲۵ حدود ۱۲۶ هزار تن تولید داشته است. از زمان راهاندازی، صادرات پلیپروپیلن قزاقستان نه برابر شده است. این کشور هیچ مواجهه تحریمی و هیچ اعتراض سیاسی برای تجارت با ایران ندارد و مجتمع آتیراو دقیقا در ساحل خزر، روبروی بنادر خزری ایران قرار گرفته است. لجستیک بین آکتائو و انزلی کوتاهتر و سادهتر از هر مسیر دیگر تامین پلیمر است که ایران میتواند استفاده کند. با ورود کارخانه پلیاتیلن قزاقستان به مدار در سال ۲۰۲۹ با ظرفیت ۱.۲۵ میلیون تن در سال، و همزمان با بدتر شدن دسترسی ایران به PE، این همسویی حتی قویتر میشود. قزاقستان یک صادرکننده بزرگ پلیاتیلن خواهد بود که در جستجوی بازار است، دقیقا در همان لحظهای که ایران یک واردکننده بزرگ پلیاتیلن در جستجوی تامین غیرتحریمی خواهد بود. کریدور خزر پل طبیعی بین این دو همسایه است.
ترکمنستان سومین برنده است، در ظرفیتی محدودتر اما به خوبی تثبیت شده. مجتمع کیانلی در حال حاضر به ترکیه، اوکراین و ازبکستان صادرات دارد و هیچ مانعی در جغرافیای تجاری وجود ندارد که ایران را از تبدیل شدن به یک خریدار مهم باز دارد. گذرگاه مرزی ایران و ترکمنستان در سرخس تثبیت شده، مسیر زمینی فعال است و پلیمر ترکمن مستقیما با تقاضای صنعتی ایران همخوانی دارد. ترکمنستان ریسک تحریمی ندارد، رابطه دوجانبه قوی با ایران دارد و ظرفیت تولید مازادی دارد که بازارهای صادراتی فعلیاش به طور کامل جذب نمیکنند.
برندگان در یک نگاه:
- روسیه: مازاد عظیم PE و PP پس از بستن مسیر اروپا، نبود اصطکاک تحریمی با ایران، بهبود اتصال خزر/INSTC، سبد گریدهایی که به خوبی با تقاضای صنعتی ایران مطابقت دارد.
- قزاقستان: نزدیکی بندری خزر به انزلی ایران، رشد نهبرابری صادرات PP از سال ۲۰۲۲، ورود کارخانه ۱.۲۵ میلیون تنی PE در سال ۲۰۲۹ دقیقاً زمانی که ایران به تامین خارجی نیاز دارد.
- ترکمنستان: مرز زمینی فعال در سرخس، توانمندی تثبیت شده صادرات HDPE/PP از کیانلی، نبود مواجهه تحریمی، رابطه دوجانبه موجود با ایران.
- معاملهگران چینی (نه مستقیما تولیدکنندگان چینی): جهش صادراتی چین (۲۹٪ در PP و ۱۷٪ در PE) مخزن عظیمی از رزین با قیمت رقابتی ایجاد میکند که میتواند از طریق واسطههای کشور ثالث در ترکیه، امارات یا آسیای مرکزی به ایران برسد.
چین: برنده غیرمستقیم، هشدار ساختاری
موقعیت چین نیازمند بررسی دقیق است زیرا همزمان قدرتمندترین و محدودترین بین برندگان بالقوه است. دادههای صادراتی صریحا نشان میدهند که چین تنها در هفت ماه اول سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۹ میلیون تن پلیپروپیلن و ۱.۲ میلیون تن پلیاتیلن صادر کرده است. شرکت سینوپک (Sinopec) به تنهایی ۵.۴٪ از پلاستیک جهان را تولید میکند.
مساله مورد توجه، مربوط به تجارت مستقیم چین با ایران است. تولیدکنندگان بزرگ دولتی چین — سینوپک، پتروچاینا و شرکتهای تابعه CNOOC — مواجهه قابلتوجهی با ریسک تحریمهای ایالات متحده دارند و به طور کلی در مورد روابط تجاری مستقیم با طرفهای ایرانی محتاط هستند. حجم صادرات رسمی مستقیم پلیمر چین به ایران نه توسط عرضه، بلکه توسط ریسک تجاری که شرکتهای دولتی چین مایل به تحمل آن هستند، محدود میشود. این یک محدودیت غیرقابل دور زدن نیست و مسیریابی غیررسمی از طریق عمان، امارات، پاکستان و ترکیه در حال حاضر حجمهای قابلتوجهی از محصولات چین را به ایران وارد میکند. اما این بدان معناست که چین عمدتا به عنوان یک تامینکننده غیرمستقیم سود میبرد.
نگاهی با جزییات به ظرفیت های تولید پلیمرهای پرمصرف در منطقه
روسیه
صادرات پلیوینیلکلراید (PVC) روسیه تا سال ۲۰۲۶ به ۱۸۳.۹ هزارتن خواهد رسید؛ رقمی که در سال ۲۰۲۱ برابر با ۱۴۷.۶ هزارتن بود. این رشد معادل میانگین سالانه ۳.۵ درصد از سال ۲۰۰۱ تاکنون است. در مقابل، واردات PVC به روسیه تا سال ۲۰۲۶ به ۹.۶ هزار تن کاهش خواهد یافت، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۱ حدود ۸۳ هزار تن بود؛ کاهشی معادل ۳۳.۲ درصد در سال از ۲۰۰۱ تاکنون. روسیه در سال ۲۰۲۱ در رتبه ۲۵ واردکنندگان PVC قرار داشت و اکوادور با ۸۲.۹ هزار تن از آن پیشی گرفت. چین، ایتالیا و آلمان نیز بهترتیب در رتبههای دوم تا چهارم قرار داشتند.
در سالهای اخیر، روسیه افزایش قابلتوجهی در تولید پلیمرهای اتیلنی در فرم اولیه داشته است. سهم پلیاتیلن از کل تولید پلاستیک این کشور از ۲۶.۶ درصد در سال ۲۰۱۸ به ۳۳.۰۲ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش یافت. در سال ۲۰۲۳، روسیه ۳.۵۳۶ میلیون تن پلیمرهای اتیلنی در فرم اولیه تولید کرد که ۱.۵ درصد بیشتر از سال قبل بود.
در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، تولیدکنندگان پلیمر روسیه در واکنش به رشد تقاضا، تمرکز خود را بر توسعه بازار داخلی فرآوری پلاستیک قرار دادند. همزمان با رشد مصرف داخلی، صادرات پلیاتیلن برای دو سال متوالی روندی نزولی داشت و در سال ۲۰۲۳ به ۱.۱۰۶ میلیون تن رسید؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۱ حدود ۱.۹۷۸ میلیون تن بود.
در سال ۲۰۲۳، صادرات به کشورهای اتحادیه اروپا عملاً متوقف شد. چین همچنان مهمترین بازار صادراتی روسیه باقی مانده، هرچند حجم صادرات به این کشور تقریباً نصف شده است. ترکیه دومین مقصد اصلی پلیاتیلن روسیه محسوب میشود و برخلاف چین، روندی صعودی دارد. صادرات سالانه به ترکیه طی دو سال از ۲۷۰ هزار تن در سال ۲۰۲۱ به ۴۲۸ هزار تن در سال ۲۰۲۳ رسید. این دو کشور در مجموع حدود ۹۰ درصد صادرات پلیاتیلن روسیه را جذب کردند. ویتنام نیز به سومین بازار مهم صادراتی تبدیل شده است. حجم صادرات به این کشور نسبت به ۲۰۲۱ حدود ۲.۵ برابر شده، اما همچنان در مقیاس مطلق محدود و حدود ۶۳ هزار تن در سال ۲۰۲۳ بوده است.
چین
بر اساس این مطالعه، چین در سال گذشته ۳۴ درصد تولید چهار پلیمر اصلی جهان را در اختیار داشت؛ بسیار بالاتر از ایالات متحده با ۱۳ درصد و عربستان سعودی با ۵ درصد. بزرگترین تولیدکننده جهان، شرکت دولتی سینوپک (Sinopec) است که بهتنهایی ۵.۴ درصد پلاستیک جهان را تولید میکند.
چین بهدلیل مازاد عظیم ظرفیت، حجم بیسابقهای از پلیمر را صادر میکند. تنها در هفت ماه نخست سال ۲۰۲۵، صادرات پلیاتیلن چین به ۱.۲ میلیون تن رسید که ۱۷ درصد رشد داشت. صادرات پلیپروپیلن نیز به ۱.۹ میلیون تن رسید که رشد ۲۹ درصدی را نشان میدهد.
پیشبینی میشود صادرات PVC چین تا سال ۲۰۲۶ به ۸۵۶ هزار تن برسد؛ رشدی سالانه معادل ۱.۶ درصد نسبت به رقم ۷۶۹ هزار تنی سال ۲۰۲۱. با این حال، از سال ۱۹۹۷ تاکنون عرضه PVC چین بهطور متوسط سالانه ۶ درصد کاهش یافته است.
در مقابل، واردات PVC چین تا سال ۲۰۲۶ به ۶۲۱ هزار تن کاهش خواهد یافت؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۱ حدود ۷۱۸ هزار تن بود. از سال ۱۹۹۷، تقاضای وارداتی چین بهطور متوسط سالانه ۱.۵ درصد افت کرده است. هند در سال ۲۰۲۱ با واردات ۷۱۸ هزار تن، جای چین را بهعنوان بزرگترین واردکننده PVC جهان گرفت. چین، ایتالیا و آلمان نیز در رتبههای بعدی قرار داشتند.
قزاقستان
در سال ۲۰۲۴، تولید پتروشیمی قزاقستان به ۵۴۰ هزار تن رسید که نسبت به سال قبل ۵۰ درصد افزایش داشت. راهاندازی واحد جدید تولید پارازایلین در پالایشگاه آتیراو در ماه مارس، ۳۳.۸ هزار تن دیگر به این ظرفیت اضافه کرد.
تحولات زیرساختی مهمی در «پارک ملی صنعتی پتروشیمی» این کشور در حال انجام است؛ مجموعهای که ۱۸ پروژه ثبتشده در حوزه پلیپروپیلن، پلیاتیلن و لاستیک مصنوعی را در بر میگیرد.
قزاقستان اکنون ۱۲ مجتمع بزرگ شیمیایی و پتروشیمی دارد، از جمله بزرگترین مجتمع پلیپروپیلن آسیای مرکزی در آتیراو. ساخت کارخانه پلیاتیلن، بزرگترین پروژه صنعتی کشور، نیز در حال انجام است.
مجتمع پلیپروپیلن KPI که از اواخر ۲۰۲۲ عملیاتی شده، در بازه ژانویه تا مارس ۲۰۲۵ تولید خود را ۷۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش داد و به ۱۲۶ هزار تن رساند. پیشبینی میشود تولید سالانه آن به ۴۸۶ هزار تن برسد. از زمان راهاندازی این مجتمع، صادرات پلیپروپیلن قزاقستان ۹ برابر شده است، در حالی که مصرف داخلی نیز بهواسطه برنامه تخفیفی KMG برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی رو به افزایش است.
ازبکستان
شرکت Navoiazot، تنها تولیدکننده PVC آسیای مرکزی، با وجود ظرفیت اسمی ۱۰۰ هزار تن در سال، تاکنون نتوانسته تولید واقعی خود را از ۵۰ هزار تن در سال فراتر ببرد.
هرچند تولید داخلی PVC سوسپانسیونی در کشور وجود دارد، اما همچنان پاسخگوی نیاز بازار نیست و تا اوایل ۲۰۲۵ حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد تقاضای داخلی از طریق واردات تأمین میشود.
تولید پلیپروپیلن (PP) در ازبکستان رشد سالانهای بیش از ۱۱ درصد داشته و تنها در چهار ماه نخست ۲۰۲۴ بیش از ۳۳.۴ هزار تن تولید ثبت شده است.
اگرچه آمار دقیق تولید PE و PP در سال ۲۰۲۵ هنوز منتشر نشده، اما در سال ۲۰۲۳ این کشور ۱۵۸.۵ هزار تن محصولات پلاستیکی به ارزش ۴۸۷.۵ میلیون دلار وارد و ۴۷.۳ هزار تن به ارزش ۹۰.۱ میلیون دلار صادر کرده است.
ترکمنستان
ترکمنستان هیچ تولیدی در حوزه PVC ندارد.
این کشور در سالهای اخیر تولید پلیاتیلن (PE) و پلیپروپیلن (PP) خود را بهطور قابلتوجهی افزایش داده و به یکی از صادرکنندگان مهم منطقهای تبدیل شده است. صادرات پلیمر ترکمنستان به بازارهایی مانند ترکیه، اوکراین و ازبکستان انجام میشود.
مجتمع کیانلی برای تولید سالانه ۳۸۱ تا ۳۸۶ هزار تن پلیاتیلن سنگین (HDPE) و ۸۱ تا ۹۰ هزار تن پلیپروپیلن طراحی شده است. مجتمع پالایشگاهی ترکمنباشی (TKNPZ) نیز علاوه بر تولید سوخت، سالانه بیش از ۵۷ هزار تن پلیپروپیلن تولید میکند.
در سال ۲۰۲۴، ترکمنستان حدود ۳۴.۶ میلیون دلار پلیپروپیلن صادر کرد و به چهلوششمین صادرکننده بزرگ PP جهان تبدیل شد.
ترکیه
بر اساس دادههای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، ظرفیت تولید LDPE در ترکیه حدود ۳۱۰ هزار تن در سال و ظرفیت تولید پلیپروپیلن حدود ۱۴۴ هزار تن در سال بوده است.
ترکیه حدود ۸۵ درصد مواد اولیه پلاستیک مورد نیاز خود را وارد میکند. تقاضای پلیپروپیلن در این کشور در سال ۲۰۲۳ به ۲.۵ میلیون تن رسید. مصرف پلیاتیلن نیز در بازار داخلی ۴.۵ درصد رشد داشت. واردات HDPE در سال ۲۰۲۲ به ۱.۲ میلیون تن رسید.
ترکیه حدود ۱۰ درصد کل تقاضای پلاستیک اروپا را به خود اختصاص میدهد. مصرف مستربچ در بازار این کشور به ۲۵۰ هزار تن رسیده است.
ظرفیت سالانه تولید PVC شرکت پتکیم حدود ۱۵۰ هزار تن است. ظرفیت تولید LDPE حدود ۳۱۰ هزار تن و ظرفیت تولید پلیپروپیلن حدود ۱۴۴ هزار تن در سال برآورد میشود. صنعت پلاستیک ترکیه در حال حاضر حدود ۸۵ درصد ظرفیت تولید خود را مورد استفاده قرار میدهد.
بازندگان: چه کسانی حذف میشوند و چرا
بازندگان در این پیکربندی مجدد، تامینکنندگانی هستند که دسترسی فعلیشان به تقاضای پلیمر ایران از طریق همان کریدورهای انجام میشود که فشار درگیریها و تحریمها در حال بستن آنهاست و همچنین بخش تولید داخلی ایران که موقعیت تجاریاش به طور متناقضی توسط همان نیروهایی که قیمت واردات مواد اولیه را بالا میبرند، ضعیف میشود.
تولیدکنندگان خاورمیانه — عربستان سعودی، امارات، قطر و کویت در شرایط درگیری فعلی تنگه هرمز، خطوط کشتیرانی خلیج فارس همگی با ریسک اختلال بالا روبرو هستند. حق بیمه محمولههای خلیج فارس به شدت افزایش یافته است. از آن مهمتر، همسویی سیاسی بین کشورهای عرب خلیج فارس و ائتلاف گستردهتر غربی، اشتهای آنها را برای تسهیل تجارت با ایران کاهش میدهد.
ترکیه موقعیت بسیار پیچیدهای دارد. از یک سو، ترکیه ۸۵٪ از نیاز مواد اولیه پلاستیک خود را وارد میکند و بنابراین رقیب ایران برای بسیاری از منابع تامین مشابه به ویژه پلیاتیلن روسیه است. ترکیه و ایران، در واقع، هر دو در حال پیشنهاد قیمت برای دسترسی به همان استخر مازاد پلیمر روسیه هستند. از سوی دیگر، ترکیه به طور تاریخی یکی از گرههای اصلی تجارت کالا بین غرب و شرق بوده و اگر درگیری تشدید شود، ترکیه با انتخاب بین حفظ دسترسی صنایع تبدیلی خود به مواد اولیه و ادامه فعالیت به عنوان هاب مسیریابی برای تدارکات ایران روبرو خواهد شد.
ازبکستان با ریسک حذف تامین خود روبرو است. وضعیت PVC داخلی آن، با عملکرد ضعیف مجتمع “Navoiazot” و وارداتی که ۶۰ تا ۶۵ درصد تقاضای داخلی را پوشش میدهد، به این معناست که ازبکستان خود در حال رقابت برای تأمین PVC از منطقه است، درست در همان زمانی که ایران به دنبال آن خواهد بود. اگر ایران به خریدار فعالتری در کریدور خزر و آسیای مرکزی تبدیل شود، فشار تقاضا بر همان منابع تامینی وارد میکند که ازبکستان به آنها متکی است.
بزرگترین بازنده، بخش پایین دستی پلیمر ایران است. اختلال در تامین مواد اولیه که تولیدکنندگان را مجبور به پرداخت قیمتهای بالاتر برای مواد اولیه میکند، مستقیما به حاشیه سود آنها ضربه میزند. صنایع پایین دستی پلیمر ایران که بسیاری از آنها در بازارهای بستهبندی، کشاورزی، ساختمان و پزشکی با حاشیه سود پایین فعالیت میکنند، این افزایش هزینهها را باید در سودآوری خود حل کنند. در محیطی که تولیدکنندگان پتروشیمی داخل کشور، با علامت سوالهای زیادی در رابطه با زمان برگشت به میزان تولید قبل از درگیریها (جنگ ایران و امریکا/ اسراییل) روبرو هستند، صنعتگر پاییندستی بین یک بازار داخلی با کمبود عرضه و یک بازار وارداتی مختلشده گرفتار شده است. این فشار ساختاری، مسلما بزرگترین باخت در کل این تحلیل است.
بازندگان در یک نگاه:
- تولیدکنندگان عرب خلیج فارس (عربستان، امارات، قطر): مسیریابی غیررسمی متعارف به ایران از طریق هابهای اماراتی گرانتر، از نظر قانونی پرخطرتر و از نظر سیاسی دشوارتر میشود.
- ترکیه: با تنش بین تأمین نیازهای مواد اولیه خود و عمل به عنوان واسطه برای ایران روبرو است.
- ازبکستان: افزایش فشار تقاضای ایران بر کریدورهای تامین خزر/آسیای مرکزی، قیمتها را برای همان گریدهایی که ازبکستان نیاز دارد، بالا میبرد.
- تولیدکنندگان پاییندستی ایران: گرفتار بین تولیدکنندگان داخلی با ظرفیت پایین و بازار وارداتی بسته، با فشار بر حاشیه سود و قدرت قیمتگذاری محدود روبرو هستند.
استدلال ساختاری: چرا این موضوع اهمیت دارد
سؤال تامین مواد اولیه در ایران صرفا یک مشکل تجارت دوجانبه نیست. این لنزی است که از طریق آن یک تغییر ساختاری گستردهتر در جغرافیای تجارت قابل درک میشود. درگیریهای خاورمیانه در حال شتاب بخشیدن به تغییر جهت جریانهای تجاری است که پیش از این به دلایل مستقل در جریان بود: از دست رفتن بازارهای اروپایی برای روسیه، مازاد تولید قزاقستان، شتاب صادراتی چین و تضعیف نفوذ بازارهای غیررسمی تولیدکنندگان عرب خلیج فارس.
کریدور دریای خزر — که روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و ایران را به هم متصل میکند — مهمترینِ این شریانهای تجاری نوظهور است. این کریدور نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختهای بندری، کشتیرانی و معماری تأمین مالی تجارت است که به بانکداری واسطه غربی وابسته نباشد. ساخت هیچکدام از اینها آسان نیست، اما ساختار انگیزشی برای همه طرفهای حاضر در این کریدور به گونهای همسو شده که شتاب واقعی برای توسعه کریدور ایجاد میکند.
بیشظرفیتی چین لایه پیچیده نهایی را اضافه میکند. حتی در حالی که تولیدکنندگان کریدور خزر به عنوان تامینکنندگان اسمی برای ایران اهمیت بیشتری مییابند، چین همچنان تعیینکننده قیمت پایه برای پلیمرهای کالایی در کل منطقه باقی میماند. این موضوع حاشیه سود هر تامینکننده دیگری از جمله تولیدکنندگان روسی و قزاق را فشرده میکند. برندگان، بیشتر در زمینه حجم و جایگاهسازی در بازار برنده میشوند تا در زمینه قیمت.
آنچه دادهها در نهایت نشان میدهند این است که ایران درگیر در تنش، وارد دنیایی بدون گزینه نمیشود. بلکه وارد دنیایی از گزینههای محدودتر، سیاسیتر و از نظر لجستیکی دشوارتر میشود.





