اخباراخبار ویژه

اختصاصی بسپار/ برندگان و بازندگان تازه صنعت پتروشیمی در نیمه نخست ۲۰۲۶: رونق واقعی پتروشیمی ها یا سود جنگ؟!

گروه ترجمه و تویلید محتوا در بسپار/ ایران پلیمر نتایج مالی نیمه نخست ۲۰۲۶ تصویری غیرمعمول از صنعت پتروشیمی جهان ترسیم می‌کند. در حالی که تقاضای جهانی هنوز نشانه‌های یک رونق واقعی را نشان نمی‌دهد، اختلال در تولید، خوراک و ترابری ناشی از جنگ خاورمیانه، عرضه را محدود کرده و موازنه سودآوری میان تولیدکنندگان بزرگ را تغییر داده است. نتیجه آنکه برخی شرکت‌ها با افت تولید و سود مواجه شده‌اند و برخی دیگر، بدون جهش چشم‌گیر تقاضا، رشد قابل‌توجهی در درآمد عملیاتی خود ثبت کرده‌اند.

در میان شرکت‌هایی که بیش‌ترین فشار را تحمل کرده‌اند، تولیدکنندگان خلیج فارس جایگاه برجسته‌ای دارند. درآمد نیمه نخست SABIC با ۱۴ درصد کاهش نسبت به سال قبل به ۵۰.۹۶ میلیارد ریال سعودی رسید و درآمد عملیاتی آن نیز ۲۷ درصد افت کرد. اختلال زنجیره تامین و تغییر مسیرهای تجاری، حجم فروش را کاهش داد؛ هرچند افزایش قیمت محصولات بخشی از این فشار را جبران کرد.

شرایط برای Borouge نیز مشابه بود. سود خالص این شرکت در نیمه نخست سال ۲۷ درصد و EBITDA (درآمد قبل از بهره، مالیات و استهلاک) تعدیل‌شده ۲۶ درصد کاهش یافت. حجم فروش نیز با افت ۱۸ درصدی به ۱.۹۶ میلیون تن رسید. با این حال، استفاده از مسیرهای لجستیکی (آمادی) جایگزین و افزایش قیمت‌های فروش باعث شد کارکرد شرکت در سه‌ماهه دوم نسبت به سه‌ماهه نخست بهبود پیدا کند.

اما قرار داشتن در خاورمیانه الزاما به معنای قرار گرفتن در گروه بازندگان نبود. Yansab با حفظ پایداری عملیاتی توانست از افزایش قیمت‌ها استفاده کند و قوی‌ترین سود فصلی خود از سال ۲۰۲۲ را به ثبت برساند. همین تفاوت نشان می‌دهد در شرایط بحرانی، فقط محل کارخانه تعیین‌کننده نیست؛ توان ادامه تولید و رساندن محصول به بازار به یک مزیت رقابتی کلیدی تبدیل شده است.

سود بزرگ از کمبود عرضه

در سوی دیگر بازار، شماری از تولیدکنندگان آمریکایی و اروپایی از کاهش عرضه جهانی منتفع شدند. LyondellBasell در نیمه نخست سال سود خالص تعدیل‌شده ۱.۵۶ میلیارد دلاری ثبت کرد؛ رقمی بیش از پنج برابر مدت مشابه سال قبل. شرکت با مشاهده افزایش حاشیه سود، نرخ بهره‌برداری از واحدهای آمریکای شمالی را افزایش داد.

INEOS نیز یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها بود. EBITDA مجموعه کسب‌وکارهای اولفین‌ها، بسپارها و واسطه‌های شیمیایی آن از ۷۲۸ میلیون یورو به ۱.۵۵ میلیارد یورو رسید. فقط در سه‌ماهه دوم، EBITDA به ۱.۱۳ میلیارد یورو افزایش یافت؛ در حالی که این رقم یک سال قبل ۳۱۲ میلیون یورو بود.

نکته جالب‌تر کارکرد اروپا بود. افزایش قیمت نفت و وابستگی بیشتر صنعت پتروشیمی اروپا به نفتا در نگاه نخست می‌توانست به زیان تولیدکنندگان این منطقه تمام شود، اما کاهش واردات و محدودشدن عرضه، قیمت و حاشیه سود را آن‌قدر افزایش داد که بخشی از فشار هزینه خوراک جبران شد. EBITDA بخش اولفین‌ها و بسپارهای اروپایی INEOS در سه‌ماهه دوم از ۶۱ میلیون به ۴۵۲ میلیون یورو جهش کرد.

Dow و ExxonMobil نیز از همین روند بهره بردند. EBITDA عملیاتی کسب‌وکار Packaging & Specialty Plastics شرکت Dow در نیمه نخست تقریبا دو برابر شد و به ۲.۲۳ میلیارد دلار رسید. سود نیمه نخست بخش Chemical Products شرکت ExxonMobil نیز با عبور از ۱.۲ میلیارد دلار، بیش از دو برابر سال قبل بود. بخش عمده این بهبود در سه‌ماهه دوم و هم‌زمان با افزایش قیمت محصولات و محدودیت عرضه اتفاق افتاد.

یک برنده متفاوت در چین

در چین، جنگ یک نتیجه متفاوت داشت: افزایش مزیت اقتصادی تولید اولفین از زغال‌سنگ. شرکت Ningxia Baofeng Energy Group سود خالص بی‌سابقه ۹.۷۳ میلیارد یوان، معادل حدود ۱.۴ میلیارد دلار، ثبت کرد که ۷۰ درصد بیشتر از سال قبل بود.

افزایش شدید قیمت نفت، هزینه تولیدکنندگان وابسته به خوراک نفتی را بالا برد، در حالی که قیمت زغال‌سنگ چین تغییر بسیار کمتری داشت. افزایش ظرفیت تولید Baofeng نیز در این رشد نقش داشت، اما بحران خاورمیانه اختلاف هزینه میان مسیرهای مختلف تولید اولفین را پررنگ‌تر کرد.

در جنوب شرق آسیا نیز SCG Chemicals نشان داد انعطاف‌پذیری زنجیره تامین تا چه اندازه تعیین‌کننده شده است. این شرکت ابتدا به دلیل محدودیت خوراک با توقف موقت بخشی از تولید مواجه شد، اما با تامین خوراک از منابع جای‌گزین و بهره‌گیری از افزایش قیمت PE و PP، ورق را برگرداند. EBITDA تعدیل‌شده آن در نیمه نخست، بدون احتساب Long Son Petrochemicals، ۵۲ درصد افزایش یافت.

رونق پتروشیمی یا «سود جنگ»؟

اعداد ممکن است در نگاه نخست از آغاز یک دوره رونق تازه در صنعت پتروشیمی خبر دهند، اما پشت این رشد، داستان دیگری قرار دارد. ظرفیت مازاد جهانی هم‌چنان پابرجاست، توسعه ظرفیت چین ادامه دارد و تقاضای مصرف‌کنندگان نیز بهبود چشمگیری نداشته است.

آنچه تغییر کرده، مقدار و هزینه عرضه قابل‌دسترس در بازار جهانی است. محدودشدن تولید و صادرات برخی رقبا، قدرت قیمت‌گذاری را به تولیدکنندگانی داده که توانسته‌اند کارخانه‌های خود را فعال نگه دارند، خوراک مناسب تامین کنند و محصول را به مشتری برسانند.

به همین دلیل، آزمون اصلی صنعت در نیمه دوم ۲۰۲۶ خواهد بود. اگر تولید و تجارت خاورمیانه به شرایط عادی بازگردد، بخشی از حاشیه سود ایجادشده در ماه‌های گذشته نیز ممکن است از بین برود. آن زمان مشخص خواهد شد که جهش سود شرکت‌هایی مانند LyondellBasell، INEOS، Dow و ExxonMobil آغاز یک دوره واقعی بهبود بوده یا تنها «سود ناشی از کمبود عرضه در دوران جنگ»؛ رونقی که ممکن است با بازگشت عرضه، خیلی زود جای خود را دوباره به واقعیت قدیمی صنعت یعنی ظرفیت مازاد، تقاضای ضعیف و رقابت شدید بدهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا