اخبار

اختصاصی بسپار/ تاریخچه پوشرنگ‌های ساختمانی: داستانی از هنر، نوآوری و تکامل فرهنگی

گروه ترجمه و تولید محتوا در بسپار/ایران پلیمر تاریخچه پوشرنگ‌های ساختمانی در آمریکا، داستانی از هنر، نوآوری و تکامل فرهنگی است. این تاریخ با پوشرنگ‌های دست‌ساز دوران استعمار آغاز می‌شود، از عصر صنعتی پیشگامانه عبور می‌کند و در محصولات مشتری‌پسند امروزی به اوج خود می‌رسد. هر دوره، نه تنها داستانی از پیشرفت تکنولوژی، بلکه نیازهای در حال تغییر یک ملت رو به رشد را نیز روایت می‌کند.

در روزهای اولیه ساختمانی آمریکا، رنگ‌آمیزی یک هنر و صنعت بود، مهارتی که توسط صنعتگرانی که رنگدانه‌ها و چسب‌ها را با دقت و ظرافت مخلوط می‌کردند، تقویت می‌شد. این پوشرنگ‌های اولیه، محصولات استاندارد و تولیدات انبوهی که امروزه می‌شناسیم، نبودند. در عوض، آنها سفارشاتی بودند که متناسب با نیازهای خاص هر پروژه تهیه می‌شدند. مواد مورد استفاده اغلب از منابع محلی تهیه می‌شدند و دستور العمل‌ها بسته به در دسترس بودن و کاربرد مورد نظر متفاوت بودند.


پوشرنگ‌های روغنی از رایج‌ترین پوشرنگ‌ها در این دوران گذار بودند. این پوشرنگ‌ها به دلیل دوام، استحکام و درخشندگی‌شان ارزشمند بودند. این پوشرنگ‌ها از چهار جزء اساسی ساخته می‌شدند: رنگدانه، چسب (بایندر)، رقیق‌کننده و خشک‌کننده. رنگدانه‌ها رنگ‌دهی و ماتی را فراهم می‌کردند، در حالی که چسب‌ها، مانند روغن کتان، رنگدانه را در جای خود نگه می‌داشتند و یک لایه بادوام تشکیل می‌دادند. رقیق‌کننده‌هایی مانند تربانتین، اعمال پوشرنگ را آسان‌تر می‌کردند و خشک‌کننده‌ها فرآیند خشک شدن را تسریع می‌کردند. اعمال این پوشرنگ‌ها نیاز به مهارت داشت. از قلم‌مو برای پخش پوشرنگ استفاده می‌شد و اغلب برای رسیدن به یک سطح صاف، از نقطه‌چینی استفاده می‌گردید. نتیجه، یک پوشش محکم بود که می‌توانست در برابر پدیده‌ها مقاومت کند، اگرچه با گذشت زمان، سختی روغن خشک شده می‌توانست منجر به ترک خوردن پوشش نیز گردد.


پوشرنگ‌های پایه آب، به عنوان یکی دیگر از اولین پوشرنگ‌ها، معمولاً برای سطوح داخلی، به ویژه دیوارهای گچی و سقف‌ها استفاده می‌شدند. این پوشرنگ‌ها از نظر ترکیب ساده‌تر بودند و به آب به عنوان رقیق‌کننده و چسب‌هایی مانند چسب پایه حیوانی، تخم‌مرغ یا شیر متکی بودند. تبخیر آب، پوشرنگ را سفت می‌کرد و نیاز به خشک‌کن را از بین می‌برد. پوشرنگ‌های پایه آب همه‌کاره و کار با آنها آسان بود، اگرچه فاقد دوام پوشرنگ‌های پایه روغنی بودند. با گذشت زمان، چسب‌های موجود در این پوشرنگ‌ها ضعیف می‌شدند و آنها را مستعد سایش و آسیب می‌کردند.
فرآیند ایجاد و استفاده از پوشرنگ در ابتدا، کاری طاقت‌فرسا و نیازمند درک عمیقی از مواد بود. صنعتگران دستورالعمل‌های خود را بر اساس شرایط خاص یک پروژه تنظیم می‌کردند و رنگدانه‌ها، چسب‌ها و سایر مواد را با دست مخلوط می‌کردند. این رویکرد هنرمندانه تضمین می‌کرد که هر پوشرنگ به طور منحصر به فرد برای هدف خود مناسب باشد، اما همچنین به این معنی بود که نقاشی یک مهارت تخصصی است، نه یک کار برای مصرف‌کننده‌های معمولی.
انقلاب صنعتی تغییرات قابل توجهی را در دنیای پوشرنگ به ارمغان آورد. پیشرفت در شیمی و تولید، تولید پوشرنگ در مقیاس بزرگتر، با ثبات و قابلیت اطمینان بیشتر را ممکن ساخت. معرفی رنگدانه‌ها و چسب‌های مصنوعی، طیف رنگ‌ها و پرداخت‌های موجود را گسترش داد، در حالی که روش‌های جدید تولید، هزینه‌ها را کاهش و دسترسی را افزایش داد. در اواسط قرن نوزدهم، پوشرنگ‌های آماده در دسترس قرار گرفتند و انجام پروژه‌های نقاشی را برای افراد غیرمتخصص آسان‌تر کردند.
با این حال، تحول واقعی صنعت پوشرنگ پس از جنگ جهانی دوم رخ داد. این زمان، زمان نوآوری و نوسازی سریع در بسیاری از صنایع بود و پوشرنگ نیز از این قاعده مستثنی نبود. توسعه رزین‌های آلکید، رنگدانه‌های دی‌اکسید تیتانیوم و امولسیون‌های لاتکس، تولید پوشرنگ را متحول کرد. این مواد جدید، پوشرنگ‌ها را بادوام‌تر، کاربردشان را آسان‌تر و استفاده از آنها را ایمن‌تر کرد. رزین‌های آلکید، لایه‌ای سخت و انعطاف‌پذیر ایجاد می‌کردند که در برابر ترک خوردن و پوسته شدن مقاومت می‌کرد، در حالی که دی‌اکسید تیتانیوم، پشت‌پوشی و درخشندگی بهتری ارائه می‌داد. پوشرنگ‌های لاتکس که در اواسط قرن بیستم معرفی شدند، پایه آب بودند اما بسیار بادوام‌تر از پوشرنگ‌های پایه آب قبلی بودند. آنها به سرعت خشک می‌شدند، بخار کمتری منتشر می‌کردند و می‌توانستند با آب و صابون تمیز شوند، که آنها را به پوشرنگ‌های مورد علاقه هم برای متخصصان و هم برای کسانی که خودشان کارشان را انجام می‌دهند، تبدیل می‌کرد.

تغییر از تولید پوشرنگ‌های دستی به صنعتی، تغییرات فرهنگی گسترده‌تری را نیز منعکس کرد. در دوره‌های استعماری و اوایل صنعتی شدن، پوشرنگ در درجه اول یک ماده کاربردی بود که برای محافظت از سطوح و افزایش طول عمر آنها استفاده می‌شد. با این حال، در اواسط قرن بیستم، پوشرنگ به ابزاری برای تمایلات شخصی و طراحی داخلی تبدیل شد. شرکت‌ها با تأکید بر سهولت استفاده و امکانات زیبایی‌شناختی، شروع به بازاریابی مستقیم محصولات خود به مصرف‌کنندگان کردند. پوشرنگ‌ها دیگر به طیف محدودی از رنگ‌های خاکی و سفید محدود نبودند. اکنون، صاحبان خانه می‌توانستند از میان طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها، که از همه چیز، از طبیعت گرفته تا روندهای مد الهام گرفته شده بود، انتخاب کنند.
اگرچه این پوشرنگ‌های مدرن مزایای زیادی داشتند، اما چالش‌های جدیدی را نیز به ویژه برای کسانی که در زمینه حفظ بناهای تاریخی فعالیت می‌کنند، ایجاد کردند. مرمت یک سازه تاریخی چیزی بیش از انتخاب رنگی است که با رنگ اصلی مطابقت داشته باشد. این امر مستلزم درک انواع رنگ‌های مورد استفاده در گذشته و همچنین روش‌ها و مواد به کار رفته در کاربرد آنهاست. این دانش برای دستیابی به دقت تاریخی و دوام طولانی مدت ضروری است.
یکی از مهمترین ملاحظات در حفاظت از آثار تاریخی، وجود سرب در پوشرنگ‌های قدیمی است. قبل از ظهور دی اکسید تیتانیوم، سرب رایج‌ترین رنگدانه سفید بود که به دلیل درخشندگی و کدری‌اش مورد توجه قرار می‌گرفت. شناسایی و پرداختن ایمن به پوشرنگ‌های حاوی سرب، گامی حیاتی در هر پروژه حفاظت از آثار تاریخی است.
چالش دیگر، سازگاری پوشرنگ‌های مدرن با زیرلایه‌های تاریخی است. اعمال یک پوشش مدرن روی یک پوشرنگ قدیمی و فرسوده می‌تواند منجر به مشکلاتی مانند لایه لایه شدن، پوسته پوسته شدن و ترک خوردن شود. برای جلوگیری از این مشکلات، مرمت‌گران باید پوشرنگ اصلی را به دقت تجزیه و تحلیل کنند و موادی را انتخاب کنند که به درستی بچسبند و در طول زمان عملکرد خوبی داشته باشند. این اغلب شامل تجزیه و تحلیل علمی، مطالعات بایگانی و آزمایش‌های عملی است.

مرمت تالار قدیمی سنای مریلند نمونه‌ای جذاب از چالش‌ها و مزایای حفاظت از پوشرنگ‌های تاریخی است. در این فضای قرن هجدهمی، از پوشرنگ سنتی، گچ‌بری روی سطوح گچی و از پوشرنگ روغنی دانه کتان روی چوب استفاده می‌شد. در طول سال‌ها، آسیب ناشی از آب و سایر عوامل، به نما و ظاهر آسیب رسانده بود. مرمتگران نه تنها با وظیفه تعمیر آسیب‌ها، بلکه با وظیفه بازسازی ظاهر اصلی اتاق نیز روبرو بودند. آنها از طریق تحقیقات دقیق و مهارت استادانه، توانستند تالار را به شکوه سابق خود بازگردانند و هم اهمیت زیبایی‌شناختی و هم اهمیت تاریخی آن را حفظ کنند.

مترجم: دکتر محمد رمضان زاده کراتی- عضو هیات علمی گروه رنگ و روکش‌های سطح- پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران

(ادامه دارد …)

متن کامل این مقاله را در شماره273 دوماهنامه پوشرنگ از گروه مجلات بسپار که در نیمه تیرماه 1404 منتشر شده است، می خوانید.

در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه  و  فیدیبو  قابل دسترسی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا