اختصاصی بسپار/ نقش مدیریت خطر در یک بحران اقتصادی

گروه ترجمه و تولید محتوا در بسپار/ایران پلیمر بحرانهای جهانی، بازارهای پرنوسان و تنشهای جغرافیاسیاسی همواره عدمقطعیت را برای کسبوکارها به همراه دارند. علاوه بر این، هرچه یک شرکت بزرگتر و بینالمللیتر باشد، میزان مواجهه آن با خطرها (risks) نیز بیشتر میشود. در دوران بحران اقتصادی، مدیریت حرفهای خطر بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ چون نقشی کلیدی در حفاظت از ثبات مالی، ایجاد تابآوری و تضمین موفقیت بلندمدت ایفا میکند.
چرا شرکتها در دوران بحران بهطور ویژه در معرض خطر قرار دارند؟
سالهای اخیر بهروشنی نشان دادهاند که کسبوکارها تا چه اندازه در دورههای آشفتگی یا بیثباتی جغرافیاسیاسی آسیبپذیر هستند. تنشهای سیاسی، زنجیرههای تامین شکننده و نوسانات بازارهای مالی میتوانند کل صنایع را متزلزل کنند و زمانی که یک بحران به رکود اقتصادی تمامعیار تبدیل میشود، اقدامهای سختی مانند بازسازی ساختار سازمانی یا تعدیل نیرو اغلب اجتنابناپذیر به نظر میرسند.
واقعیت تلخ این است که در چنین شرایطی، بقای یک شرکت ممکن است ناگهان به خطر بیفتد.
عوامل کلیدی خطر اقتصادی که شرکتها باید زیر نظر داشته باشند
عدمقطعیت سیاسی:
تحریمها، جنگهای تجاری یا حتی درگیریهای مسلحانه میتوانند بهطور ناگهانی دسترسی به بازارهای مهم را مسدود کنند و خطرهای جدیدی مانند ممنوعیت صادرات، از دست رفتن بازار یا کمبود مواد اولیه ایجاد کنند.
تورم زیاد و افزایش نرخ بهره:
افزایش هزینه انرژی، مواد اولیه و خدمات، هردو کسبوکارها و مصرفکنندگان را تحت فشار قرار میدهد. این شرایط معمولا منجر به کاهش قدرت خرید، گرانتر شدن وامها و افت فروش میشود.
بیثباتی زنجیره تامین و ورشکستگیها:
شبکههای تولید جهانی، شرکتها را آسیبپذیر میکنند. بلایای طبیعی، درگیریهای سیاسی یا ورشکستگی تامینکنندگان میتوانند عملیات را مختل کرده و باعث توقف تولید، تاخیر در تحویل و افزایش هزینهها شوند.
افزایش جرائم سایبری:
هرچه یک شرکت دیجیتالیتر باشد، برای مجرمان سایبری جذابتر میشود. باجافزار، سرقت داده و ازکارافتادن سامانهها میتوانند خسارتهای سنگینی وارد کنند و در صورت بیتوجهی به امنیت سایبری، حتی موجودیت یک کسبوکار را تهدید کنند.
کمبود نقدینگی و شکافهای تامین مالی:
افزایش هزینههای عملیاتی، درآمدهای نامطمئن و دسترسی محدودتر به سرمایه میتوانند بهسرعت به مشکلات مالی منجر شوند. بدون اقدام بهموقع، شرکتها با خطر ناتوانی در پرداخت تعهدات و حتی ورشکستگی مواجه میشوند.
جهانیزدایی و حمایتگرایی:
روند رو به رشد حمایتگرایی، همراه با تعرفهها و محدودیتهای صادراتی جدید، دسترسی شرکتها به بازارهای جهانی را دشوارتر کرده است. کسبوکارهای متکی به صادرات ناچارند راهبردهای تازهای برای فروش، تولید و تامین طراحی کنند.
افزایش مقررات و الزامات گزارشدهی:
الزامات قانونی سختگیرانهتر (مانند CSRD، NIS2، DORA) و کاغذبازیهای رو به رشد، زمان و منابع زیادی مصرف میکنند و در عین حال خطر نقض مقررات را میافزایند.
چرا مدیریت راهبردی خطر در زمان بحران یک ضرورت است
وقتی این همه خطر اقتصادی بهطور همزمان بروز میکند، موضوع روشن است: شرکتها به راهبردهایی شفاف، کاربردی و پایدار برای مواجهه با عدمقطعیت نیاز دارند. این دقیقا همان نقشی است که مدیریت حرفهای خطر ایفا میکند.
با این حال، در عمل اغلب عکس این اتفاق میافتد. زمانی که شرایط اقتصادی متزلزل میشود، بودجهها معمولا اولین چیزی هستند که کاهش مییابند. درست است که صرفهجویی در برخی حوزهها میتواند منطقی باشد، اما کاهش کورکورانه هزینهها، بدون توجه به پیامدهای بلندمدت، میتواند نتیجه معکوس داشته و در آینده مشکلات بزرگتری ایجاد کند. در بسیاری از موارد، صرفهجویی کوتاهمدت تنها به هزینههای زیادتر در ادامه مسیر منجر میشود.
کاهش سرمایهگذاری در مدیریت خطر، بهویژه اقدامی پرخطر است. این دقیقا همان سامانهای است که به کسبوکارها کمک میکند از دل بحران عبور کنند. شرکتهایی که فرایندهای مدیریت خطر قوی دارند، نهتنها آمادگی بیشتری دارند، بلکه هنگام بروز چالشها سریعتر و موثرتر واکنش نشان میدهند.
مزایای مدیریت ساختارمند خطر در دوران بحران
سامانه هشدار زودهنگام برای تنگناهای مالی:
با پایش منظم شاخصهای مالی کلیدی مانند نقدینگی، جریان نقد، بدهیها یا مطالبات معوق، میتوان تحولات بحرانی را زودتر شناسایی کرد و پیش از بروز ورشکستگی یا شکاف مالی، اقدامات هدفمند انجام داد.
تقویت امنیت سایبری و اطلاعاتی:
یک سامانه مدیریت خطر مناسب، شکافهای امنیتی حیاتی – مانند آسیبپذیری در برابر باجافزار یا حملات فیشینگ – را آشکار میکند. این آگاهی به شما کمک میکند اقدامات حفاظتی مناسب را انتخاب و اولویتبندی کرده و برنامههای موثر واکنش اضطراری و بازیابی تدوین کنید.
ثبات در برابر عدمقطعیتهای جهانی:
تحلیلهای خطر دقیق نشان میدهند تنشهای جغرافیاسیاسی، تحریمها یا تعرفههای جدید چگونه میتوانند بر مدل کسبوکار، زنجیره تامین و بازارهای شما اثر بگذارند. تحلیل سناریو مبتنی بر داده، امکان واکنش بهموقع به افزایش قیمتها، از دست رفتن بازار یا موانع تجاری را فراهم میکند.
تابآوری عملیاتی بیشتر:
بررسی خطرها در کل زنجیره ارزش—از تامینکنندگان گرفته تا تولید، فروش و فناوری اطلاعات—نقاط ضعف و وابستگیها را آشکار میکند. این کار به شما اجازه میدهد برنامههای اضطراری و تداوم کسبوکار قدرتمندی تدوین کنید تا حتی در شرایط اختلال نیز عملیات ادامه یابد.
کنترل بهتر خطرهای تورم و هزینه:
با استفاده از روشهای کمّی مانند شبیهسازی خطر، میتوان اثر افزایش قیمتها و رشد هزینههای عملیاتی را با دقت تحلیل کرد و اقدامات هوشمندانه را زودتر به اجرا گذاشت.
ایجاد اعتماد از طریق شفافیت و انطباق مقرراتی:
بهویژه در دوران بحران، سرمایهگذاران، نهادهای ناظر و شرکای تجاری به سامانه مدیریت خطر شفاف و قابل اتکا اهمیت زیادی میدهند. چنین سامانهای اعتماد ایجاد کرده، انطباق قانونی را تضمین میکند و از تابآوری، رقابتپذیری و رشد پایدار پشتیبانی میکند.
برای بسیاری از شرکتها، مدیریت خطر یک الزام قانونی است
مدیریت خطر فقط به معنای مسئولیتپذیری یا آیندهنگری نیست. بسته به صنعت، اندازه شرکت، موقعیت جغرافیایی و نوع محصولات و خدمات، اغلب الزامات قانونی سختگیرانهای وجود دارد که باید رعایت شوند. نادیده گرفتن این مقررات میتواند به جریمههای سنگین منجر شود—جریمههایی که با آمادگی مناسب بهراحتی قابل پیشگیری هستند. در برخی موارد، مدیران شرکت حتی ممکن است در صورت عدم رعایت الزامات، از نظر مدنی یا کیفری مسئول شناخته شوند.
چگونه با استفاده از مدیریت خطر، شرکت خود را از یک بحران اقتصادی با ایمنی عبور دهید
در دوران سخت اقتصادی، مدیریت راهبردی و پیشدستانه خطر بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ زیرا به شما کمک میکند هم محافظت شوید و هم قدرت اقدام داشته باشید. در ادامه، پنج گام عملی برای این کار ارائه شده است:
شناخت چشمانداز خطر
چه خطرهای مشخصی در حال حاضر- در داخل یا خارج از شرکت – میتوانند کسبوکار شما را تهدید کنند؟ فرایندها، زنجیره تامین، وضعیت مالی و سامانههای فناوری اطلاعات خود را بررسی کنید. آیا نشانههای هشدار یا آسیبپذیریهایی وجود دارد؟ برای مثال، کاهش فروش، کمبود نیروی انسانی یا مشکلات تحویل. چه عوامل بیرونی مهمی میتوانند بر کسبوکار شما اثر بگذارند؟ مانند روندهای بازار، قوانین جدید یا تحولات جغرافیاسیاسی.
نکته: این تصویر کلی را همواره کامل و بهروز نگه دارید؛ زیرا خطرها بهسرعت تغییر میکنند.
مدیریت راهبرد
تعریف اقدامات مناسب
چه اقدامات عملی میتوانید انجام دهید تا اثر هر خطر به کمینه برسد؟ آیا این اقدامات واقعبینانه، اجرایی و از نظر هزینه قابلقبول هستند؟ آیا برنامههای پشتیبان، فرایندهای جایگزین، تامینکنندگان جایگزین یا منابع مالی ذخیره در نظر گرفتهاید؟
نکته: اقدامات را بهطور منظم آزمایش کنید تا مطمئن شوید در زمان نیاز واقعا کارآمد هستند.
پایش مستمر خطرها
آیا سامانه کنترلی برای پایش خطرها و ارزیابی اثربخشی اقدامات وجود دارد؟ کدام شاخصهای هشدار یا اعداد کلیدی را برای شناسایی زودهنگام مشکلات دنبال میکنید؟ هر چند وقت یکبار ارزیابی خطرها و اقدامات خود را بازبینی و بهروزرسانی میکنید؟
نکته: ممیزیهای منظم (مانند ممیزی سامانه، فرایند، محصول یا انطباق) را برنامهریزی کنید تا تحولات منفی زود شناسایی شده و فرصتهای بهبود مشخص شوند.
تعیین مسئولیتهای شفاف
چه کسی مسئول کدام نوع خطر و اقدامات مرتبط با آن است؟ آیا گروه بحران مشخصی با نقشها، سطوح تشدید (Escalation) و اختیارات تصمیمگیری روشن وجود دارد؟ ارتباطات و گزارشدهی در شرایط اضطراری چگونه انجام میشود؟
نکته: آگاهی از خطر را در سراسر سازمان نهادینه کنید و آموزشهای لازم را فراهم آورید تا همه بدانند چه زمانی و چگونه باید اقدام کنند.
ارزیابی خطرها
احتمال وقوع هر خطر چقدر است و چه میزان خسارت—مالی، عملیاتی یا اعتباری—میتواند ایجاد کند؟ برای هر خطر، کدام راهبرد مواجهه را انتخاب میکنید (اجتناب، کاهش، انتقال یا پذیرش)؟ چگونه خطرهای شناساییشده را اولویتبندی میکنید؟
نکته: در صورت امکان، از روشهای کمّی مانند شبیهسازیهای تصادفی استفاده کرده و نتایج را با سطح خطرپذیری و ظرفیت شرکت همسو کنید. این کار تصمیمگیری را قابل مقایسهتر و قابل دفاعتر میکند.





