اختصاصی بسپار/ واقعیت پسماند پلاستیک: اگر آسان نباشد، مردم بازیافت نمیکنند

بسپار/ ایران پلیمر پژوهشی تازه در ایرلند شمالی نشان میدهد که اگر فرایند بازیافت دشوار یا گیجکننده باشد، مردم—حتی با وجود دغدغهی محیطزیستی—تمایلی به انجام آن ندارند.
دغدغه زیستمحیطی، اما عمل محدود
با وجود توسعهی سامانههای جمعآوری و مراکز بازیافت، پسماند پلاستیک همچنان یکی از چالشهای بزرگ جهانی است. بیشتر بستهبندیها در مراکز دفن زباله (Landfills) یا در طبیعت باقی میمانند. پژوهش جدیدی که بر پایهی مصاحبه با ۱۸ بزرگسال و نظرسنجی از ۷۵۶ نفر انجام شده، از الگوی تغییر رفتار COM-B (توانایی–فرصت–انگیزه) استفاده کرده و نشان میدهد که میان نگرش و عمل فاصلهای آشکار وجود دارد: مردم واقعا به محیطزیست اهمیت میدهند، اما سامانههای فعلی مانع عملگرایی آنهاست.
مانع اول: سردرگمی دربارهی آنچه بازیافتپذیر است
بزرگترین مانع، ابهام در تشخیص نوع پلاستیکهای بازیافتپذیر است. برچسبها ناهماهنگاند و بستهبندیها از مواد ترکیبی ساخته میشوند. در نتیجه، افراد دچار «بازیافت آرزومندانه (Wish-Cycling)» میشوند؛ یعنی اقلامی را داخل سطل بازیافت میاندازند به امید اینکه قابل فراوری باشند—اما معمولا نیستند. این ابهام باعث کاهش اعتماد و افزایش آلودگی در جریان بازیافت (Contamination in Recycling Streams) میشود.
مانع دوم: اولویت کم در زندگی روزمره
بازیافت در رقابت با کارها و دغدغههای روزمره، جایگاه بالایی ندارد. حتی کسانی که نیت انجام آن را دارند، وقتی فرایند وقتگیر یا پیچیده باشد، از آن صرفنظر میکنند. اگر بازیافت در روتین زندگی افراد جا نیفتد، انجام آن پیوسته نخواهد بود.
مانع سوم: انتقال مسئولیت به دیگران
بسیاری از مصرفکنندگان باور دارند که مسئولیت اصلی بازیافت بر عهدهی دولت و تولیدکنندگان (Government & Manufacturers) است. آنها از سامانههای جمعآوری نامشخص گلایه دارند و انتظار دارند شرکتها بستهبندیهای بازیافتپذیر واقعی (Truly Recyclable Packaging) طراحی کنند. این نگاه، بازتاب درک عمومی از این واقعیت است که افراد بهتنهایی نمیتوانند مشکل پسماند پلاستیک را حل کنند.
راهکار: سادهسازی و استانداردسازی
نتیجهی پژوهش روشن است: مردم زمانی بازیافت میکنند که فرایند ساده، واضح و در دسترس باشد. اگر سامانه پیچیدگی یا اصطکاک ایجاد کند، رفتار تغییر نمیکند. آموزش بهتنهایی کافی نیست؛ باید سامانههای جمعآوری و جداسازی یکپارچه و استاندارد شوند و برچسبگذاری بستهها ساده و یکسان باشد.
دغدغهی زیستمحیطی گسترده است، اما کافی نیست. تغییر رفتار زمانی رخ میدهد که سامانه از مردم حمایت کند، نه اینکه آنها را سردرگم سازد. همکاری دولت، صنعت و خانوارها برای طراحی ساختارهای ساده، کلید کاهش شکاف میان نیت و عمل است.
اگر بازیافت آسان شود، مردم انجامش میدهند؛ اگر نه، پسماند پلاستیک همچنان زمین و دریا را آلوده خواهد کرد—حتی اگر همه به محیطزیست اهمیت دهند.





