اختصاصی بسپار/ وقتی کشتیها متوقف میمانند، زیر آب چه اتفاقی میافتد؟
چرا توقف طولانی کشتیها در خلیج فارس مسئله پوششهای دریایی را دوباره برجسته کرده است؟

بسپار/ایران پلیمر بحران دریایی در خلیج فارس و محدودشدن تردد در مسیر منتهی به تنگه هرمز، تنها مسئلهای مربوط به برنامه حرکت، بارگیری یا تحویل محموله نیست. برای کشتیای که هفتهها یا ماهها در آب متوقف میماند، بخشی از مهمترین تغییرات در جایی رخ میدهد که از روی عرشه دیده نمیشود: زیر سطح آب. سطح بدنه در تماس دائمی با آب دریا، در شرایطی که کشتی از حرکت معمول خود بازمانده است، وارد یک فرایند زیستی و هیدرودینامیکی میشود که میتواند پس از بازگشت کشتی به مسیر، خود را در قالب کاهش سرعت، افزایش بار موتور، افزایش مصرف سوخت و افت بازده سفر نشان دهد.
زیر آب، توقف به معنای سکون نیست
از دیدگاه مواد و پوشش، بدنه کشتی در آب یک سطح «بیاثر» نیست. رشد زیستی تقریباً از همان ابتدای ورود سطح به آب آغاز میشود. نخست، یک لایه زیستی اولیه از مولکولهای آلی، پروتئینها و میکروارگانیسمها روی سطح شکل میگیرد. سپس در طی روزها، لایهای از باکتریها، جلبکها و Diatoms ایجاد میشود و اگر شرایط برای هفتهها یا ماهها ادامه پیدا کند، این اجتماع زیستی میتواند به رشدهای درشتتر مانند barnacle ، صدفها، کرمهای لولهای و جلبکهای دریایی تبدیل شود.
AFETY4SEA نیز همین روند را با تأکید بر پیامد هیدرودینامیکی آن توضیح میدهد: رشد دریایی از یک لایه زیستی اولیه به خزهزیستی (Biofouling) سنگینتر تبدیل میشود و با افزایش زبری سطح بدنه، مقاومت هیدرودینامیکی افزایش مییابد. در نتیجه برای حفظ سرعت یکسان، توان بیشتری از سامانه پیشرانش مورد نیاز خواهد بود.
چرا خلیج فارس برای این مسئله، محیطی مناسبتر ایجاد میکند؟
سه عامل در گزارش SAFETY4SEA بهطور مشخص برای شرایط خلیج فارس برجسته شدهاند: دمای بالای آب، آبهای ساحلی غنی از مواد مغذی و دورههای طولانی توقف کشتیها. ترکیب این عوامل محیط مناسبی برای رشد سریعتر جانداران چسبنده دریایی ایجاد میکند.
DryDock Magazine نیز به همین ویژگیها اشاره میکند و در کنار دمای گرم آب و غنیبودن آبهای ساحلی از مواد مغذی، توقف طولانی کشتی و کاهش حرکت آن را از عوامل مهم رشد خزهزیستی میداند.
برای صنعت پوشش، شاید مهمترین بخش این ماجرا همینجا باشد. پوشش ضدخزه (Antifouling Coatings) بخشی از سامانه حفاظت سطحی بدنه کشتی است که باید از استقرار و رشد جانداران دریایی روی سطح جلوگیری کند. اما شرایط بهرهبرداری کشتی بر عملکرد آن اثرگذار است.
SAFETY4SEA تصریح میکند که کاهش حرکت کشتی میتواند اثربخشی بسیاری از پوششهای ضدخزه را محدود کند. زیرا این پوششها برای عملکرد در شرایط عادی بهرهبرداری طراحی شدهاند، نه برای ماهها بیتحرکی.
نمونه میدانی این وضعیت نیز در مورد یکی از کشتیهای Hapag-Lloyd مشاهده شده است. این کشتی پس از شش تا هشت هفته حضور در آب با دمای حدود ۳۰ درجه سانتیگراد، با مقدار قابلتوجهی خزهزیستی مواجه شد. خزه زیستی و barnacle تمام سطح پروانه و بیشتر سطوح عمودی کشتی را پوشانده بودند و حدود ۴۰ درصد سطح زیرین بدنه نیز با این رشد پوشیده شده بود . مدیرعامل شرکت اعلام کرد که میزان خزهزیستی ایجادشده به حدی بود که کشتی هنگام عبور از تنگه هرمز مجبور شد با سرعت کمتری حرکت کند.
مسئله فقط “کثیفشدن بدنه” نیست
ممکن است در نگاه اول تصور شود رشد جانداران دریایی روی بدنه صرفا یک مشکل ظاهری یا مسئلهای برای تعمیرات دورهای است، اما زنجیره اثرات آن بسیار گستردهتر است.
بر اساس SAFETY4SEA، افزایش خزهزیستی میتواند موجب کاهش سرعت کشتی، افزایش مصرف سوخت، افزایش بار موتور و افزایش انتشار آلایندهها شود. این تغییرات نیز ممکن است بلافاصله پس از توقف قابل مشاهده نباشند و حتی زمانی آشکار شوند که کشتی دوباره وارد عملیات شده و اپراتور تغییرات عملکردی آن را بررسی میکند.
DryDock Magazine نیز همین زنجیره را گزارش میکند و به گزارش Jotun در سال ۲۰۲۵ استناد دارد. در آن پیمایش از ۱۰۰۰ مالک و بهرهبردار کشتی، بیش از نیمی از پاسخدهندگان، یعنی ۵۰٫۴ درصد، افزایش مصرف سوخت و کاهش بازده عملیاتی را در نتیجه خزهزیستی گزارش کردهاند. نکته مهم این است که خود DryDock تاکید میکند این داده مربوط به شرایط عادی بهرهبرداری است و نه الزاما دورههای بسیار طولانی توقفی که کشتیهای خلیج فارس تجربه کردهاند.
بنابراین نمیتوان عدد ۵۰٫۴ درصد را مستقیما به کشتیهای زمینگیر خلیج فارس تعمیم داد. اما همین داده نشان میدهد که رابطه میان خزهزیستی و افت بازده عملیاتی، یک مسئله شناختهشده در صنعت دریایی است و توقف طولانی در آب گرم میتواند اهمیت آن را بیشتر کند.
از مصرف سوخت تا ایمنی زیستی، هزینهای که زیر آب جمع میشود
مسئله فقط افزایش مصرف سوخت نیست. رشد زیستی روی بدنه میتواند به یک مسئله ایمنی زیستی نیز تبدیل شود. جانداران چسبیده به بدنه میتوانند همراه کشتی از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر منتقل شوند و در صورت استقرار در محیط جدید، گونههای غیربومی را وارد زیستبومهای حساس کنند
به همین دلیل، برخی کشورها الزامات سختگیرانهای برای مدیریت خزهزیستی کشتیها ایجاد کردهاند. SAFETY4SEA به مقررات استرالیا، نیوزیلند، کالیفرنیا و برزیل اشاره میکند. برای نمونه، در استرالیا، کشتیهای ورودی باید یکی از روشهای تعیینشده برای مدیریت خزهزیستی را اجرا کنند. از جمله زدودن خزهزیستی در ۳۰ روز پیش از ورود یا اجرای یک طرح مؤثر مدیریت و نگهداری.
همچنین SAFETY4SEA به چارچوب iNORMAM-401 برزیل اشاره میکند که از ژوئن ۲۰۲۵ اجرا شده و سطح پاکیزگی IMO Level 1 را دنبال میکند؛ در این سطح تنها ریزخزهزیستی مجاز است.
این روند نشان میدهد که خزهزیستی دیگر صرفاً موضوعی میان واحد فنی کشتی و تعمیرگاه نیست؛ بلکه میتواند مستقیماً بر قابلیت ورود کشتی به برخی بنادر و الزامات مقرراتی مقصد اثر بگذارد.
البته که آبهای کمعمق و بستر شنی خلیج فارس نیز شرایط را پیچیدهتر کردهاند. کشتیهای متوقف در معرض تجمع ماسه و جانداران دریایی در شبکههای محافظی قرار دارند که از لولهکشی داخلی کشتی محافظت میکنند. این وضعیت میتواند به گرفتگی این مسیرها منجر شود.
از سوی دیگر، توقف طولانیمدت باعث شده تأمین قطعات مورد نیاز برای تعمیر سامانههای معیوب نیز دشوار شود. در یکی از موارد، سامانه GPS یک کشتی از کار افتاده بود و خدمه برای دریافت قطعه جایگزین ۱۵ روز منتظر ماندند؛ در شرایط عادی، انتقال قطعه یک یا دو روز زمان میبرد.
وقتی کشتی دوباره حرکت میکند، مشکل تازه آشکار میشود
یکی از جنبههای مهم این وضعیت آن است که آسیب یا افت عملکرد لزوما در زمان توقف بهوضوح دیده نمیشود. SAFETY4SEA مینویسد تغییرات وضعیت بدنه ممکن است تا زمان بازگشت کشتی به عملیات آشکار نشوند و زمانی مورد توجه قرار گیرند که کاهش سرعت، افزایش مصرف سوخت یا افزایش بار موتور مشاهده شود.
به همین دلیل، بازگشت کشتی به خدمت نباید صرفا به معنای روشنشدن موتور و آمادهبودن محموله تلقی شود. ارزیابی وضعیت بدنه زیر آب باید بخشی از فرایند بازگشت به خدمت باشد SAFETY4SEA پیشنهاد میکند پیش از بازگشت کشتی به عملیات، بازرسی زیرآبی با غواص یا وسیله نقلیه هدایتپذیر از راه دور (ROV) انجام شود تا میزان خزهزیستی مشخص و درباره پاکسازی یا اقدامات اصلاحی تصمیمگیری شود.
پیش از حرکت دوباره چه باید کرد؟
بر اساس دو گزارش DryDock Magazine و SAFETY4SEA ، بازرسی زیرآبی پیش از بازگشت کشتی به خدمت یکی از نخستین اقدامات ضروری است. هدف این بازرسی تعیین میزان خزهزیستی و مشخصکردن نیاز به پاکسازی یا اقدامات اصلاحی است.
در چنین بازرسیای، صرفاً وجود یا نبود جانداران دریایی اهمیت ندارد. وضعیت کلی سطح بدنه و میزان تغییر زبری آن نیز از نظر عملکرد هیدرودینامیکی مهم است، زیرا افزایش زبری با افزایش مقاومت هیدرودینامیکی همراه میشود و میتواند نیاز به توان بیشتر برای حفظ سرعت را ایجاد کند.
پوشش دریایی در این بحران چه نقشی پیدا میکند؟
در اینجا باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: پوشش ضدخزه، راهکار پیشگیرانه است. پاکسازی و تعمیر، اقدام اصلاحی پس از مشاهده رشد یا آسیب است.
پوشش ضدخزه با هدف جلوگیری یا محدودکردن استقرار و رشد جانداران دریایی روی سطح بدنه به کار میرود. اما تجربه کشتیهای متوقف در خلیج فارس نشان میدهد که انتخاب پوشش مناسب، بهتنهایی کافی نیست، شرایط واقعی بهرهبرداری کشتی باید در انتخاب سامانه پوششی لحاظ شود. این نتیجه مستقیماً از تأکید SAFETY4SEA بر کاهش اثربخشی بسیاری از پوششهای ضدخزه در دورههای طولانی بیتحرکی ناشی میشود.
از منظر مهندسی پوشش، این یعنی هنگام برنامهریزی تعمیرات و آمادهسازی کشتیهایی که ممکن است مدت طولانی در لنگر باقی بمانند، نمیتوان تنها بر مشخصات اسمی پوشش ضدخزه تکیه کرد. زمان توقف، دمای آب، وضعیت حرکت کشتی، مدتزمان مورد انتظار برای بهرهبرداری، شرایط آب و منطقه عملیاتی و برنامه پاکسازی زیرآبی باید در کنار یکدیگر دیده شوند.
برای صنعت پوشش ایران، این بحران یک هشدار فنی است
اگر کشتیهای متوقفشده در خلیج فارس پس از یک دوره طولانی دوباره وارد مسیرهای بینالمللی شوند، وضعیت سطح زیرآب آنها میتواند به یک مسئله عملیاتی، اقتصادی و حتی مقرراتی تبدیل شود SAFETY4SEA صراحتا توصیه میکند که آمادهسازی برای بازگشت به خدمت، علاوه بر ماشینآلات و محموله، شامل ارزیابی جامع وضعیت بدنه، عملکرد کشتی، الزامات مقرراتی و سایر ملاحظات عملیاتی باشد
از این منظر، بحران کنونی میتواند اهمیت پوششهای دریایی را برای صنعت دریایی منطقه دوباره برجسته کند. کشتیای که ماهها در آب گرم متوقف مانده است، هنگام بازگشت به مسیر صرفاً به سوخت و موتور آماده نیاز ندارد؛ به سطح زیرآب سالم، زبری کنترلشده، وضعیت مناسب پوشش و ارزیابی رشد زیستی نیز نیاز دارد. پس می توان گفت کشتی ممکن است روی آب بماند، اما «آماده به کار» باقی نماند. این همان نقطهای است که صنعت پوششهای دریایی از یک تأمینکننده ماده و محصول، به بخشی از مدیریت ریسک و تداوم کارکرد کشتی تبدیل میشود.
در نهایت، پیام اصلی برای پوششهای دریایی روشن است: در دورهای که جنگ و محدودیت تردد، کشتی را وادار به سکون میکند، پوشش ضدخزه باید نه فقط بر اساس مسیر عادی سفر، بلکه بر اساس سناریوی توقف طولانی نیز دیده شود. کشتیای که ماهها منتظر عبور از یک گلوگاه دریایی میماند، در ظاهر فقط «تأخیر کرده است». اما در زیر آب، یک فرایند پیچیده زیستی و هیدرودینامیکی در جریان است. پیش از بازگشت چنین کشتیهایی به خدمت، بازرسی زیرآبی بدنه، تعیین میزان خزهزیستی، انجام اقدامات اصلاحی مورد نیاز و بررسی الزامات زیستایمنی کشور مقصد، از جمله اقداماتی است که باید صورت بپذیرد.
منابع اصلی گزارش
- DryDock Magazine — Biofouling risks on Gulf-delayed vessels، 28 August 2026
- SAFETY4SEA — Biofouling and vessel risk after prolonged anchorage، 9 September 2026
- Financial Times — Barnacles and jellyfish infest ships trapped in the Gulf





