اختصاصی بسپار/ روایتی از تبعات حمله به زیرساختهای پتروشیمی ایران/ اختلالی دومینووار که بیش از سه دهه سرمایه گذاری را هدف گرفت

بسپار/ایران پلیمر صنعت پتروشیمی ایران بهعنوان یکی از ارکان اصلی توسعه صنعتی و ارزآوری کشور، در سالهای اخیر مسیر تحولی کمنظیر را تجربه کرده است. این صنعت امروز به شبکهای گسترده، بههمپیوسته و بهشدت وابسته به زیرساختهای متمرکز تبدیل شده که نهتنها بخش مهمی از زنجیره تأمین صنایع پاییندستی را پوشش میدهد، بلکه در سطح منطقهای نیز جایگاهی راهبردی دارد. بر اساس اعلام رسمی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، ظرفیت اسمی تولید محصولات پتروشیمی کشور از مرز ۱۰۰ میلیون تن در سال عبور کرده و در بهمنماه ۱۴۰۴ به بیش از ۱۰۱ میلیون تن رسیده بود. ظرفیتی که از تأمین خوراک تا تولید محصولات بالادستی، در کل زنجیره توزیع شده است.
گلرخ فرد ذوالفقاری، دانشجوی دکتری مهندسی پلیمر
این رشد ظرفیت در حالی رقم خورده که تعداد مجتمعهای پتروشیمی نیز به ۷۹ واحد اصلی افزایش یافته و در کنار آن، سه مجموعه کلیدی یوتیلیتی بهعنوان ستون فقرات تأمین انرژی و سرویسهای حیاتی این صنعت فعالیت میکنند. این توسعه کمی، همزمان به تنوعبخشی سبد محصولات نیز انجامیده است، از متانول و آمونیاک گرفته تا پلیمرها و آروماتیکها.
اما آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، «ماهیت متمرکز و آسیبپذیر» این توسعه است.
از منظر جغرافیایی، صنعت پتروشیمی ایران بهشدت در دو هاب اصلی—عسلویه و ماهشهر—متمرکز شده است. عسلویه بهواسطه اتصال مستقیم به میدان گازی پارس جنوبی، به قطب تولید محصولات گازپایه تبدیل شده و ماهشهر نیز بهعنوان قدیمیترین هاب پتروشیمی کشور، میزبان زنجیرهای متنوع از واحدهای الفینی، آروماتیکی و پلیمری است. این تمرکز اگرچه از منظر اقتصاد مقیاس مزیت محسوب میشود، اما از دیدگاه پدافند غیرعامل، یک ریسک سیستماتیک و بالقوه فاجعهبار به شمار میرود.




اما آنچه این ساختار را بهمراتب شکنندهتر میکند، نه صرفاً تمرکز جغرافیایی، بلکه وابستگی عمیق به زیرساختهای یوتیلیتی است. سه مجموعه مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی در عسلویه، فجر انرژی خلیج فارس در ماهشهر عملا بهعنوان «شریانهای حیاتی» این صنعت عمل میکنند. این واحدها تأمینکننده بخار، برق، آب صنعتی، هوای فشرده و گازهای صنعتی هستند. شریانهایی که بدون آنها، حتی پیشرفتهترین واحدهای تولیدی نیز فاقد هرگونه قابلیت بهرهبرداری خواهند بود.
بسپار می نویسد، در هاب عسلویه، وابستگی به این زیرساختها بهصورت کامل متمرکز است. بیش از 2۰ مجتمع بزرگ از جمله جم، زاگرس، پردیس، نوری، آریاساسول و بوشهر، همگی به شبکه یوتیلیتی متمرکز متصل هستند و فاقد استقلال عملیاتی در تأمین انرژی و سرویسهای حیاتیاند. در ماهشهر نیز شرایط مشابهی برقرار است و مجتمعهایی نظیر بندر امام، مارون، امیرکبیر، اروند و رازی وابستگی تقریبا به فجر انرژی دارند.
همچنین با جمعبندی ظرفیتهای ارائهشده در جداول، بهوضوح مشخص است که از حدود 101 میلیون تن ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی کشور، چیزی در حدود 70 تا 75 میلیون تن آن در دو هاب عسلویه و ماهشهر متمرکز شده است. این یعنی بیش از سه پنجم کل تولید کشور، نهتنها از نظر جغرافیایی در دو نقطه محدود شده، بلکه از نظر زیرساختی نیز به سه واحد یوتیلیتی خاص وابسته است این ساختار، اگرچه در شرایط عادی موجب افزایش راندمان و کاهش هزینهها میشود، اما در شرایط بحران—بهویژه در سناریوی جنگ—به یک «نقطه شکست استراتژیک» تبدیل میشود.
همان که در پی حملات اخیر و جنگ تحمیلی علیه زیرساختهای صنعتی ایران رخ داد، دقیقاً فعال شدن همین نقطه شکست بود.
حمله به یوتیلیتیها، برخلاف تصور عمومی، حمله به یک واحد خدماتی نیست. بلکه حمله مستقیم به کل زنجیره تولید است. در ادبیات مهندسی سیستمها، این نوع آسیب بهعنوان Systemic Cascade Failure شناخته میشود یعنی اختلالی که بهصورت دومینویی کل سیستم را از کار میاندازد.
چراکه برخلاف برخی صنایع دیگر، در پتروشیمی امکان ادامه فعالیت در شرایط نیمهفعال یا کاهش ظرفیت بهصورت تدریجی وجود ندارد. ماهیت فرآیندها—بهویژه در واحدهای الفینی، متانول و آمونیاک—بهگونهای است که با کوچکترین اختلال (افت فشار بخار، قطع برق یا اختلال در تأمین آب صنعتی) از یوتیلیتی، واحد ناگزیر به توقف کامل (Shutdown) میشود. این توقف نیز نهتنها فوری است، بلکه بازگشت از آن فرآیندی زمانبر، پرهزینه و در مواردی همراه با ریسکهای فنی جدی است. راهاندازی مجدد بسیاری از این واحدها ممکن است روزها یا حتی هفتهها به طول انجامد و در این مدت، زنجیره پاییندستی نیز عملاً ناتوان میشود. در چنین شرایطی، حتی بدون تخریب فیزیکی گسترده در واحدهای تولیدی، کل هاب پتروشیمی از مدار خارج میشود.
این دقیقاً همان اتفاقی است که در نتیجه حمله به زیرساختهای حیاتی در عسلویه و ماهشهر رخ داد.
دو هاب اصلی کشور که به سه یوتیلیتی وابستهاند، عملاً بین 75 تا 80 درصد ظرفیت تولید پتروشیمی کشور را تامین میکنند. و در شرایط کنونی متاسفانه بهصورت مستقیم از مدار خارج شدهاند. این عدد، صرفا یک کاهش ظرفیت نیست، بلکه به معنای توقف ستون فقرات زنجیره تولید است.
اما اهمیت ماجرا زمانی روشنتر میشود که به ظرفیت و نوع محصولات تولیدی نگاه کنیم. بخش عمده محصولات پایه از الفینها و آروماتیکها گرفته تا متانول و آمونیاک در همین دو هاب تولید میشوند. این محصولات، خوراک اصلی زنجیرههای پاییندستی هستند و حذف آنها به معنای توقف یک محصول خاص نیست، بلکه به معنای قطع چندین زنجیره بهصورت همزمان است.
برای مثال، در زنجیره الفین، واحدهایی مانند کاویان و مروارید نقش تامینکننده اتیلن را دارند. مادهای که پایه تولید برخی پلیمرها و مشتقات آنهاست. با توقف این واحدها، نهتنها تولید الفین متوقف میشود، بلکه حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد تولید پلیمرهای کشور نیز عملا از بین میرود. به همین دلیل است که در تحلیل بحران، باید به جای نگاه محصولمحور، نگاه زنجیرهمحور داشت.
در مورد متانول، وضعیت حتی حادتر است. تقریبا بیشترین ظرفیت تولید متانول کشور در هاب عسلویه واحدهایی همچون زاگرس، بوشهر، مرجان و سبلان متمرکز شده است. این یعنی اختلال در یوتیلیتی این منطقه، عملا به توقف بیش از 80 درصد تولید متانول کشور منجر میشود. از آنجا که متانول یکی از مهمترین اقلام صادراتی پتروشیمی ایران است، این توقف مستقیما به کاهش درآمد ارزی کشورمیانجامد.
در زنجیره آمونیاک و اوره نیز، اگرچه پراکندگی جغرافیایی بیشتری نسبت به متانول وجود دارد، اما حضور واحدهای بزرگی مانند پردیس در عسلویه باعث شده بخش قابلتوجهی از تولید به این هاب وابسته باشد. در نتیجه، اختلال در این منطقه میتواند بین ۶۰ تا ۷۰ درصد تولید این محصولات را تحت تأثیر قرار دهد. موضوعی که تبعات آن فراتر از صنعت پتروشیمی و تا بخش کشاورزی نیز امتداد پیدا میکند.
در حوزه آروماتیکها نیز شرایط مشابهی حاکم است. مجتمعهایی مانند بندر امام، نوری و بوعلی، تأمینکنندگان اصلی مواد اولیهای هستند که در تولید PET، پلیاستایرن و سایر پلیمرهای مهندسی کاربرد دارند. اختلال در این بخش، بهسرعت خود را در صنایع بستهبندی، نساجی و حتی کالاهای مصرفی نشان میدهد.
اگر این تحلیل را بهصورت مشخصتر به بازار پلیمرها تعمیم دهیم، تصویر روشنتری از عمق بحران دیده میشود.

تولید پلیاتیلن با بیش از 4.8 میلیون تن در سال، بزرگترین سهم را در میان پلیمرهای تولیدی کشور دارد. این عدد بهتنهایی نشان میدهد که پلیاتیلن نهفقط یک محصول، بلکه پایه اصلی بسیاری از صنایع پاییندستی است. نکته کلیدی اما در توزیع این ظرفیت است. بخش عمده این تولید در مجتمعهایی مانند امیرکبیر، جم، آریاساسول، مارون و بندر امام متمرکز شده، یعنی دقیقاً در همان دو هاب آسیبدیده. به بیان دیگر، اختلال در این مناطق، چیزی در حدود 68 تا 75 درصد عرضه پلیاتیلن کشور بهطور همزمان حذف میشود. پس بزرگترین جریان مواد اولیه صنعت پلاستیک کشور مورد هدف قرار میگیرد.

در مورد پلیپروپیلن نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. اگرچه ظرفیت آن در حدود ۱.۱ میلیون تن است، اما این تولید در تعداد محدودی از مجتمعها مانند جم، مارون، رجال و نوید زرشیمی متمرکز است. این تمرکز به این معناست که بازار پلیپروپیلن، برخلاف پلیاتیلن، حتی تابآوری کمتری دارد. چرا که با از مدار خارج شدن چند واحد محدود، بیش از 80 درصد عرضه کشور بهطور همزمان حذف میشود. این دقیقا همان نقطهای است که میتواند به شوکهای شدید قیمتی در بازار منجر شود.

در زنجیره PVC نیز وابستگی ساختاری کاملا مشهود است. تولید حدود 745 هزار تن PVC به غیر از درجه پزشکی در کشور، عمدتا بر دوش مجتمعهایی مانند اروند، بندر امام، غدیر و آبادان است. در این میان، اروند بهعنوان یکی از بازیگران اصلی، نقشی تعیینکننده در تنظیم بازار دارد. اختلال در این زنجیره، بهطور مستقیم صنایع ساختمانی، لوله و پروفیل و کابل را تحت تأثیر قرار میدهد. صنایعی که بهدلیل ماهیت پروژهمحور، نسبت به وقفه در تأمین مواد اولیه بسیار حساس هستند.
در مورد PET، تمرکز حتی شدیدتر است. عمده تولید این پلیمر عملا در یک مجتمع، یعنی تندگویان، متمرکز شده است. این یعنی کل زنجیره بطری و بستهبندی نوشیدنی کشور، بهنوعی به یک نقطه وابسته است. در چنین شرایطی، اختلال نه به کاهش تولید، بلکه عملا به توقف کامل بازار منجر میشود.
این الگو در سایر پلیمرها نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال پلیاستایرن و SBR همگی ظرفیتهایی محدودتر دارند، اما ویژگی مشترک آنها تمرکز تولید در تعداد بسیار کمی از واحدهاست. این یعنی اگرچه از نظر حجمی کوچکترند، اما از نظر ریسک تامین، بهمراتب شکنندهتر هستند.

آنچه از این مجموعه دادهها و تحلیلها به دست میآید، این است که خاموشی یوتیلیتی، نه یک اختلال موضعی، بلکه یک «رویداد سیستمی» است. توقف یک واحد الفین، به توقف چندین واحد پلیمری منجر میشود.توقف متانول، صادرات را مختل میکند و اختلال در آروماتیکها، صنایع پاییندستی را با کمبود مواد اولیه مواجه میسازد.
البته که ابعاد این بحران صرفاً صنعتی نیست. بلکه باید آن را در مقیاس کلانتری تحلیل کرد. توقف تولید در این دو هاب، به معنای اختلال در تأمین مواد اولیه صدها واحد پاییندستی، کاهش یا توقف صادرات، از دست رفتن بازارهای منطقهای و افزایش فشار بر اقتصاد ملی است. از منظر فنی، این رخداد نشان داد که تمرکز زیرساختی بدون در نظر گرفتن ملاحظات تابآوری، میتواند در شرایط جنگی به یک آسیبپذیری تعیینکننده تبدیل شود.
اما در کنار این ابعاد فنی و زیرساختی، یک خلا جدی دیگر نیز خود را بهوضوح نشان داده است: فقدان شفافیت اطلاعاتی و سکوت نهادهای مسئول .تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچیک از مدیران مجتمعهای پتروشیمی و حتی نهاد بالادستی، یعنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، حاضر به ارائه تصویری دقیق از وضعیت نشدهاند. مشخص نیست چه میزان آسیب فیزیکی به واحدها و زیرساختها وارد شده، چه حجم از تولید بالفعل از دست رفته، چه مقدار مواد اولیه و محصولات در انبارها موجود است و این موجودی تا چه مدت میتواند نیاز بازار داخلی را پوشش دهد. این در حالی است که صنایع پاییندستی—از تولیدکنندگان پلیمر و مستربچ تا قطعهسازان و صنایع بستهبندی—برای تصمیمگیری روزمره خود به این اطلاعات حیاتی وابستهاند.در عمل، آنچه امروز رخ داده، صرفا «اختلال در تولید» نیست، بلکه «اختلال در جریان اطلاعات» نیز هست و این دومی، در بسیاری موارد میتواند اثرات مخربتری نسبت به اولی داشته باشد. نبود دادههای شفاف، امکان برنامهریزی را از کل زنجیره سلب کرده و ریسکهای بازار، احتکار، نوسانات قیمتی و تصمیمات هیجانی را تشدید میکند.
دادهها و اطلاعات ارائهشده در این گزارش، با اتکا به مجموعهای از منابع رسمی و نیمهرسمی گردآوری و تطبیق داده شدهاند. بخش قابلتوجهی از اطلاعات ظرفیت تولید، ترکیب محصولات و ساختار مجتمعها، بر اساس دادههای منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی شرکت ملی صنایع پتروشیمی (نیپنا)، سامانه صبا (صنایع بالادستی ایران) و همچنین وبسایتهای رسمی شرکتهای پتروشیمی استخراج شده است.
با این حال، همزمانی فرآیند گردآوری دادهها با شرایط خاص و محدودیتهای دسترسی به اینترنت در کشور، موجب شد دسترسی مستقیم و پایدار به برخی از وبسایتهای رسمی مجتمعها امکانپذیر نباشد. در نتیجه، در مواردی که دادههای بهروز در دسترس قرار نداشت، از منابع تکمیلی از جمله کتابها و گزارشهای آماری منتشرشده در سالهای گذشته—بهویژه مجموعه دادههای صنعت پتروشیمی با سال انتشار ۱۴۰۰—برای تکمیل و راستیآزمایی اطلاعات استفاده شده است.
لازم به تأکید است که به دلیل ماهیت پویا و در حال تغییر صنعت پتروشیمی، برخی اعداد ممکن است دستخوش تغییرات جزئی شده باشند. با این وجود، تلاش شده است با تطبیق چندمنبع و اتکا به معتبرترین دادههای در دسترس، تصویری دقیق و قابل اتکا از ساختار ظرفیت و توزیع تولید در صنعت پتروشیمی کشور ارائه شود.
متن این گزارش را در شماره 283 ماهنامه بسپار که در نیمه اردیبهشت ماه 1405 منتشر شده است، می خوانید.
در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه و فیدیبو قابل دسترسی است.





