اختصاصی بسپار/ پلاستیکهای مهندسی برای آیندهای چرخشی (Circular Future)

گروه ترجمه و تولید محتوا در بسپار/ایران پلیمر تا سال ۲۰۴۰ پیشبینی میشود بیش از ۳۰ میلیون تن پسماند پلاستیکی وارد محیطزیست شود، در حالیکه پلاستیکها در طول چرخه عمر خود میتوانند حدود ۲/۸ گیگاتن گازهای گلخانهای تولید کنند که نزدیک به ۵ درصد از کل انتشار جهانی را شامل میشود. با این حال، ممنوعیت کامل پلاستیکها راهکاری واقعبینانه نیست، زیرا این مواد بهطور گسترده در بخشهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرند.
ایجاد سامانههایی برای بازیافت و استفاده مجدد از پلاستیکهای موجود و آتی، رویکردی موثرتر برای کاهش اثرات زیستمحیطی نسبت به حذف کامل پلاستیکها بهشمار میرود. در کنار بازیافت مکانیکی، بازیافت شیمیایی موجب افزایش نرخ بازیابی کلی میشود و امکان تولید مواد بازیافتی با کیفیت بالا برای کاربردهای حساس را فراهم میکند و وابستگی به خوراکهای مشتق از سوختهای فسیلی را کاهش میدهد. از این منظر، بازیافت پیشرفته نهتنها یک راهکار مدیریت پسماند، بلکه نوعی فناوری اقلیمی است که پلاستیکهای موجود را به منبعی قابل استفاده تبدیل میکند، نه به یک بدهی بلندمدت زیستمحیطی.
مهندسی فرایند در مرکز این گذار قرار دارد. شرکت Plastic Energy، مستقر در بریتانیا و فعال در حوزه بازیافت شیمیایی، فرایند تبدیل گرمایی بیهوازی (Thermal Anaerobic Conversion: TAC) را توسعه داده است که پسماندهای پلاستیکی نرم را به روغنی موسوم به TACOIL تبدیل میکند. استقرار این فناوری در اروپا با احداث واحدهای تجاری جدید در حال شتاب گرفتن است و کشورهای مختلف آسیایی نیز به ضرورت بهرهگیری از چنین راهکارهایی پی بردهاند. گسترش موفق این سامانهها مستلزم حضور مهندسان شیمی با تخصص عمیق در طراحی فرایند، بهینهسازی و مدیریت مخاطرات است.
فناوریهایی مانند تفکافت بیش از ۱۵ سال است که در حال توسعهاند و اکنون وارد مرحله بهرهبرداری صنعتی گستردهتری شدهاند. افزایش کاربرد این فناوریها نشاندهنده تغییر نگرش از تلقی پلاستیک بهعنوان پسماند یکبارمصرف، به دیدگاه منبعی قابل بازیابی و ارزشمند در چارچوب اقتصاد چرخشی است. این تحول، مهندسانی را جذب میکند که مایلاند در محیطهایی فعالیت کنند که پایداری زیستمحیطی در کانون ماموریت آن قرار دارد. صنعت پلاستیک اکنون فرصتهای روشنی برای ایجاد اثرات زیستمحیطی گسترده از طریق بهبود چرخهپذیری فراهم کرده است.
ورودیهای مهندسی همچنین به بهبود یکپارچهسازی انرژی انجامیده است. مهندسان فرایند امکان استفاده مجدد از گاز سنتز (Syngas) ــ گاز قابل احتراقی که در طی تفکافت تولید میشود ــ را برای گرمکردن راکتورها فراهم کردهاند که این امر موجب کاهش نیاز به انرژی خارجی و افزایش بازده کلی میشود. مدیریت یک تن پسماند پلاستیکی مخلوط از طریق فرایند TAC میتواند تا ۷۸ درصد کاهش انتشار دیاکسیدکربن نسبت به سوزاندن همراه با بازیابی انرژی ایجاد کند.
با این حال، توسعه زیرساختهای بازیافت در مقیاس بزرگ نیازمند همراستاسازی سیاستها و فرایندها در سراسر زنجیره تامین، از مدیریت پسماند تا تولید بسپار و چارچوبهای مقرراتی است. بازیافت مکانیکی همچنان ضروری است، اما قادر به پوشش تمام پیچیدگیهای پلاستیکهای در گردش نیست. بستهبندیهای انعطافپذیر، چندسازهها و کاربردهایی که خلوص بالا میطلبند، همچنان فراتر از محدودیتهای عملی این روش قرار دارند.
اقتصاد چرخشی یک هدف انتزاعی نیست، بلکه یک چالش عملی مهندسی است. تحقق آن مستلزم نگرش سامانهای بهجای مداخلات منفرد است. فناوری امکان پیشرفت را فراهم میکند، اما اجرای موفق به هماهنگی وابسته است. مهندسان شیمی با نگاه جامع فرایندی خود، تصمیمهای هر مرحله را به نتایج واقعی پیوند میدهند و اهداف اقتصاد چرخشی را به راهکارهای صنعتی قابل اجرا تبدیل میکنند. بدینترتیب پلاستیکها از یک معضل زیستمحیطی به موادی پایدار بدل میشوند.
پلاستیکها همچنان مواد ضروری زندگی مدرن باقی خواهند ماند. چالش کنونی آن است که این مواد در سامانههایی قرار گیرند که برای تابآوری و استفاده مجدد طراحی شدهاند، نه برای دفع و دورریز.





