اختصاصی بسپار/ گفتوگو با دکتر افشین فخر، مدیرعامل انستیتوی بستهبندی ایران: چون بازیافت فیلمهای چندلایه چالشبرانگیز است، نمی توان به طور کامل حذفشان کرد!

بسپار/ایران پلیمر دکتر افشین فخر، مدیرعامل انستیتوی بستهبندی ایران، فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۹ و از جایگاه کارگر در حوزه انبار و بستهبندی شرکت سابکو آغاز کرد؛ مسیری که همزمان با تحصیل در رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف و ادامه آن تا مقطع دکترا، به حضور در پروژههای توسعه صنعتی کشور انجامید. وی در ادامه بهعنوان نماینده وزارت صمت در اجرای مدل توسعه خوشههای صنعتی یونیدو مشارکت داشت و این الگو را در یکی از استانهای کشور به اجرا رساند. به گفته فخر، پس از ملی شدن این طرح، ضرورت برقراری ارتباط مؤثرتر با نهادهای بینالمللی حوزه بستهبندی بیش از پیش احساس شد؛ موضوعی که در نهایت به شکلگیری تعاملات و همکاریهایی با سازمان جهانی بستهبندی (WPO) و اتحادیه بستهبندی آسیا (APF) منجر شد و زمینه را برای توسعه فعالیتهای بینالمللی در این حوزه فراهم کرد.
بسپار- کاهش ضخامت فیلم بدون افت عملکرد، یکی از مسیرهای مهم کاهش مصرف مواد است. آیا صنعت بستهبندی ایران به سمت سبکسازی واقعی حرکت کرده است؟
دکتر فخر: همانطور که اشاره کردید یکی از مسیرهای مهم در جهت کاهش مصرف مواد، کاهش ضخامت است. ما در ایران نمونههایی از حرکت به سمت سبکسازی داشتهایم. این موضوع در حوزه فیلمهای استرچ و همچنین در فیلمهای Bio-PET یا Bio-PP مورد توجه قرار گرفته و نمونههایی از آن در کشور انجام شده است. اما اگر بخواهیم بهصورت فراگیر و در مقیاس کل صنعت نگاه کنیم، هنوز با آن رویکردی که در دنیا برای کاهش ضخامت و سبکسازی وجود دارد، فاصله بسیار زیادی داریم.
یک مثال عینی در این زمینه، شرکتی ژاپنی است که ضخامت فیلمهای OPP خود را از ۲۰ میکرون به ۱۲ میکرون رسانده و گاهی برای استفادههای خاص، این ضخامت را حتی به ۸ میکرون نیز کاهش داده است. نکته مهم این است که خود شرکت نیز هدف اصلی خود را «کاهش ضخامت بدون افت عملکرد» عنوان میکند.
به نظر بنده، این موضوع بسیار کلیدی است و یکی از مسیرهای مهم برای کاهش مصرف مواد به شمار میرود. بنابراین، اصل هدفگذاری کاملاً درست است؛ اما نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که کاهش ضخامت نباید صرفاً به معنای کم کردن میزان ماده مصرفی باشد. آنچه اهمیت دارد، دستیابی به کاهش ضخامت در کنار حفظ عملکرد و کارایی بستهبندی است.
در حال حاضر، یکی از موضوعاتی که شرکتها بهعنوان مسئله اصلی با آن مواجه هستند، این است که گاهی کاهش ضخامت با افت عملکرد همراه میشود. بنابراین، سبکسازی واقعی زمانی اتفاق میافتد که بتوانیم با استفاده از فناوری، طراحی و مواد مناسب، ضخامت را کاهش دهیم، اما همزمان عملکرد مورد انتظار از فیلم و بستهبندی را نیز حفظ کنیم.
بسپار- در دنیا موضوع Design for Recycling یا «طراحی با هدف بازیافت» بسیار جدی شده است. آیا در ایران نیز برای طراحی فیلمها و بستهبندیهای انعطافپذیر با هدف بازیافت، استاندارد یا چارچوب مشخصی داریم؟ اگر نه، مهمترین خلأ در این زمینه چیست؟
دکتر فخر: قبول داریم که بخش عظیمی از صنعت بستهبندی را فیلمهای چندلایه تشکیل میدهند. بازیافت این ساختارها نیز به یک مسیر عملکردی و فنی مشخص نیاز دارد و همواره با چالشهایی مواجه بوده است.
اما نمیتوانیم بگوییم چون بازیافت فیلمهای چندلایه چالشبرانگیز است، بنابراین هدف ما باید حذف کامل فیلمهای چندلایه باشد. این رویکرد صحیح نیست؛ زیرا ساختارهای چندلایه در بسیاری از کاربردها برای حفظ کیفیت محصول، افزایش ماندگاری و حتی کاهش ضایعات غذایی ضروری هستند.
مسیر آینده باید حرکت به سمت طراحی بستهبندیهایی باشد که ضمن حفظ عملکرد مورد انتظار، امکان بازیافت نیز داشته باشند. به عبارت دیگر، باید به سمت توسعه ساختارها و مواد تکجزئی، استفاده از موادی که با فرآیندهای بازیافت سازگار هستند، طراحی برای بازیافت و همچنین سرمایهگذاری در فناوریهای نوین بازیافت حرکت کنیم. این مجموعه اقدامات میتواند مسیر منطقی آینده را برای صنعت بستهبندی ترسیم کند.
یکی از وظایف اصلی ما بهعنوان یک تسهیلگر این است که بر ضرورت تقویت حوزه استانداردها و همچنین ارتباط میان صنعت، سازمانهای استاندارد، دانشگاهها و سازمانهای اجرایی تأکید کنیم. این ارتباط باید بهگونهای باشد که نیازهای واقعی صنعت به نظام استانداردگذاری و پژوهش منتقل شود و در مقابل، دستاوردهای علمی و استانداردهای جدید نیز بتوانند در صنعت مورد استفاده قرار گیرند.
در حوزه فیلمهای بستهبندی مواد غذایی، مهمترین خلأها را میتوان در بهروزرسانی استانداردها متناسب با فناوریهای جدید، کنترل کیفیت یکنواخت، ارزیابی مهاجرت مواد به غذا، قابلیت ردیابی مواد اولیه و توسعه آزمایشگاههای تخصصی دانست.
در کنار این موارد، آنچه در دنیا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، استانداردهای مرتبط با اقتصاد چرخشی، کاهش ضایعات و قابلیت بازیافت است. این موضوعات نیز باید بیش از پیش در سیاستگذاریها و استانداردهای مرتبط با صنعت بستهبندی کشور مورد توجه قرار گیرند.
بسپار- به نظر شما، آیا حذف پلاستیک از بستهبندی، بدون توجه به ارزیابی چرخه عمر (LCA)، ممکن است در بعضی موارد باعث افزایش ردپای کربن یا ضایعات محصول شود؟
دکتر فخر: یک نکته اساسی در اینجا وجود دارد. وقتی ما یک نگاه جامع نسبت به صنعت بستهبندی داشته باشیم، میگوییم تولید یک بسته میتواند بر پایه مواد اولیه مختلفی انجام شود؛ این مواد میتوانند پلیمری، سلولوزی، فلزی یا شیشهای باشند. این چهار گروه مواد در دنیا، متناسب با حجم و نوع بستهبندی، سهمهای متفاوتی دارند و در میان آنها بستهبندیهای پلیمری نیز نقش بسیار مهمی ایفا میکنند.
واقعیت این است که هیچکدام از این مواد بهتنهایی نمیتوانند مانع یا راهحل مطلق مسئله باشند. ما باید یک نگاه جامع به ارزش بستهبندی داشته باشیم. یعنی در کنار نوع ماده، مجموعهای از عوامل را نیز مورد توجه قرار دهیم؛ از جمله چالشهای مربوط به تأمین مواد اولیه، محدودیتهای دسترسی به فناوریهای روز، فرسودگی بخشی از ماشینآلاتی که در اختیار داریم، میزان و نوع سرمایهگذاریها، فاصله میان صنعت و دانشگاه و همچنین نبود سیاستهای پایدار.
یکی از دغدغههای اصلی این است که نقطه بهینه یا همان نقطه Optimum کجاست. مسئله اصلی صرفاً ایجاد تغییر نیست؛ بلکه وجود سیاستهای پایدار و ایجاد یک مسیر مشخص برای این تغییرات اهمیت دارد. همه این عوامل در کنار یکدیگر بر مادهای مانند پلیمر و در نهایت بر عملکرد کل زنجیره بستهبندی اثرگذار هستند.
اگر این عوامل همه با هم و بهصورت هماهنگ مدیریت شوند، صنعت بستهبندی ایران ظرفیت رشد بسیار بالایی خواهد داشت.
در مورد سبکسازی نیز همین مسئله وجود دارد. سبکسازی زمانی ارزشمند است که بهصورت مهندسیشده پیش برود، نه اینکه صرفاً ضخامت را کاهش دهیم. اگر کاهش ضخامت باعث افزایش ضایعات محصول یا کاهش کیفیت آن شود، در عمل به محیط زیست آسیب رساندهایم. بنابراین، باید به سمت بهینهسازی طراحی، استفاده از مواد با عملکرد بالاتر و بهرهگیری از فناوریهای نوین حرکت کنیم. ما پیشتر در بستهبندی از مواد شیشهای استفاده کردهایم و در ادامه به نقطهای رسیدهایم که پلیمر نیز میتواند در این نوع بستهبندیها، برای مثال در بستهبندی محصولاتی مانند نوشابه، نقش داشته باشد. مواد پلیمری در دنیا به میزان بسیار زیادی مورد استفاده قرار میگیرند و اینکه از ابتدا با این نگاه حرکت کنیم که باید پلیمر را حذف کنیم، باعث ایجاد یک نگاه تکبعدی به مسئله خواهد شد.
سؤال اصلی این است که کجای این چرخه باید بهبود ایجاد شود؟ وقتی ما در ایران نفت داریم و در بخش پلیمر نیز سرمایهگذاری صورت گرفته است، باید بررسی کنیم که دقیقاً در کدام نقطه از این زنجیره میتوانیم اثرگذاری بیشتری ایجاد کنیم. اینکه یک ماده پلیمری «دوستدار محیط زیست» باشد، خود موضوع بسیار گستردهای است. آیا باید مواد اولیه و افزودنیهای مورد استفاده دوستدار محیط زیست باشند؟ یا محصول نهایی باید چنین ویژگیای داشته باشد؟ این موضوع به یک بحث استراتژیک تبدیل میشود که در آن پتروشیمی و دولت باید درباره مسیر حرکت تصمیمگیری کنند. از سوی دیگر، نحوه ارائه کالا از طریق بورس، عملکرد کارخانههای تولیدکننده بستههای پلاستیکی و هزینهای که یک بنگاه اقتصادی باید برای حرکت به سمت گزینههای سازگارتر با محیط زیست پرداخت کند، همگی در این زنجیره مؤثر هستند. باید ببینیم آیا یک بنگاه اقتصادی حاضر است برای محیط زیست هزینه بیشتری پرداخت کند یا صرفاً به سود خود فکر میکند؟ حتی اگر فرض کنیم که بنگاه حاضر به پرداخت این هزینه باشد، آیا در این صورت مزیت رقابتی خود را نسبت به بنگاه دیگری از دست میدهد یا خیر؟ تمام این استراتژیها در شرایط عادی طراحی شدهاند؛ منتها ما در کشور در حال حاضر شرایط عادی نداریم و پارامترها و متغیرهای ما بسیار متنوع هستند. وقتی زیرساختهای کشور در شرایط جنگ آسیب میبینند، موضوع دیگری مطرح میشود و آن این است که باید با مواد موجود، نیازهای کشور را تأمین کنیم. موضوع بعدی در شرایط بحرانی کشور، اهمیت استفاده از مواد در بخشهای حیاتیتر است. بنابراین، اولین قدم در کشور ما در شرایط بحرانی، مدیریت عرضه و تقاضا در بخشهای حیاتی، مانند صنعت دارو، است و بعد از آن میتوان موضوعاتی مانند بازیافت را با جدیت بیشتری دنبال کرد. استراتژی اصلی ما باید این باشد که نقطهای را که میخواهیم در آن به تولید مواد پلیمری دوستدار محیط زیست برسیم، بهدرستی تبیین کنیم. این موضوع میتواند در نقاط مختلف زنجیره ارزش ما محقق شود. همچنین میتوان یک نقطه کنترلی نیز در این زنجیره ایجاد کرد.
الزاماً هم نیازی نیست که همه این موارد را با استانداردهای اجباری و الزامی پیش ببریم؛ چراکه در بسیاری از موارد، استانداردهای تشویقی در دنیا مرسوم بودهاند تا از بخشی از زنجیره که این فرآیند را اجرایی کرده است، حمایت شود. ما باید این موضوعات را در کنار یکدیگر بررسی کنیم و انگیزه لازم را برای حرکت این زنجیره ایجاد کنیم.
بنده برای جمعبندی، ساختار کلی موضوع را اینگونه بیان میکنم: ما باید ابتدا بپذیریم که به دنبال اصلاح هستیم، نه نقد یکدیگر.
ابتدا دولت باید یک سند ملی توسعه صنعت بستهبندی را در یک بازه زمانی بلندمدت طراحی کند. گام بعدی، حمایت از فناوریهای موجود در این راستا از طریق تسهیل سرمایهگذاری است. گام بعدی این است که در بخش توسعه و توزیع منابع انسانی سرمایهگذاری صورت گیرد. پس از آن نیز ورود نوآوری به صنعت بستهبندی اهمیت پیدا میکند.
ما بستهبندی نمیکنیم که صرفاً هزینه محصول را افزایش دهیم. بستهبندی یک سرمایهگذاری راهبردی است؛ زیرا مستقیماً میتواند بر کیفیت، ایمنی، کاهش ضایعات، توسعه صادرات و ایجاد ارزش افزوده برای محصولات اثرگذار باشد.
بنابراین، اگر بخواهیم درباره آینده بستهبندی صحبت کنیم، باید آن را بهعنوان یک بخش هزینهزا در نظر نگیریم، بلکه باید به آن بهعنوان بخشی از زنجیره ارزش محصول و یک سرمایهگذاری راهبردی نگاه کنیم.
بسپار- اگر انستیتوی بستهبندی ایران بخواهد برای پنج سال آینده یک نقشه راه برای صنعت بستهبندی پلیمری کشور ترسیم کند، سه اولویت اصلی آن چه خواهد بود؟
دکتر فخر: من پاسخ را مقداری کلیتر مطرح میکنم. ابتدا باید ببینیم وظیفه ما بهعنوان یک انستیتو چیست.
زمانی که شرکتهای ایرانی ما بتوانند با فناوریهای نوین آشنا شوند، آموزشهای تخصصی ببینند و فرصتهای همکاری برای آنها ایجاد شود، این موضوع باعث میشود ظرفیت همکاریها از وضعیت فعلی توسعه پیدا کند و به وضعیت بهینه برسد. هدف اصلی ما این است که بدانیم در دنیای امروز چه اتفاقی در حال رخ دادن است و صنعت بستهبندی در جهان به چه سمتی حرکت میکند.
دنیا موضوع «روز بستهبندی» را مطرح کرده است. زمانی که دبیرکل سازمان جهانی بستهبندی را به این موضوع پرداختیم و با سازمانهای مختلف صحبت کردیم، به دلیل افتراق و تفاوت میان سازمانها و نهادهای مختلف فعال در حوزه بستهبندی، موضوع روز بستهبندی نیز جای سؤال ایجاد کرد. اینکه این روز باید روز محیط زیست باشد یا روزی که ما میخواهیم از صنایع حمایت کنیم، خود موضوعی است که نشان میدهد بستهبندی یک حوزه چندوجهی است و نمیتوان آن را صرفاً از یک منظر مورد بررسی قرار داد. موضوع بعدی، نقطه شروع بستهبندی است که هویت بصری را نیز شامل میشود. برای ارائه محصول به بازار، موضوع طراحی مطرح میشود و در ادامه، تمامی شش بخش مربوط به مواد اولیه و زنجیره بستهبندی، هرکدام یک ساختار استراتژیک تولید و ارزش متفاوتی دارند. ما ابتدا باید تعریف کنیم که سازمان جهانی بستهبندی، بستهبندی را چگونه تعریف میکند و سپس ارتباط مؤثر میان بخشهای مختلف این حوزه را پیدا کنیم. باید بررسی کنیم که از هرکدام از این بخشها چه عملکردی میخواهیم و این بخشها چگونه باید در ارتباط با یکدیگر قرار بگیرند. نکته مهمتر این است که نسخهای که برای یک کشور میتوان نوشت، الزاماً در کشور دیگری کار نخواهد کرد؛ چراکه مسائل فرهنگی، الگوهای مصرف و شرایط هر کشور متفاوت است.
بنابراین، زمانی میتوانیم در حوزه بستهبندی موفق باشیم که یک نگاه جامع داشته باشیم؛ یعنی ابتدا تعریف درست و کلانی از بستهبندی ارائه کنیم و سپس در بخشهای مختلف، نیازهای خود را نسبت به این تعریف مشخص کنیم.
در نهایت، باید بتوانیم ارتباط میان تمام این بخشها را بهدرستی تعریف کنیم تا مشخص شود هر بخش چه نقشی در زنجیره بستهبندی دارد، چه انتظاری از آن وجود دارد و چگونه میتوان از ظرفیت تمام این بخشها برای توسعه صنعت بستهبندی کشور استفاده کرد.
(ادامه دارد …)
متن کامل این گفت و گو را در شماره 278 ماهنامه بسپار که در نیمه شهریورماه 1405 منتشر شده است، می خوانید.
در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه و فیدیبو قابل دسترسی است.





