اخباراخبار ویژه

اختصاصی بسپار/ گفت‌وگو با دکتر محمدرضا علیزاده‌فرد، موسس OSMOTEC و بنیان‌گذار مؤسسه غیرانتفاعی LEAF در استرالیا: جوانان باید نیازهای آینده جهان را هدف بگیرند و راهکارهایی برای کمک به بشریت پیدا کنند

به همراه آلبوم عکسی خاطره انگیز

بسپار/ایران پلیمر دکتر علیزاده فرد از دانش آموخنگان دانشگاه صنعتی امیرکبیر است که مسیر علمی و حرفه‌ای او از علاقه نوجوانی به مهندسی شیمی آغاز شد و با تجربه‌هایی چنان که خود می گوید، ارزشمند در داخل و خارج از کشور ادامه یافت. او با وجود مسئولیت‌های خانوادگی، حضور در جبهه های جنگ و چالش‌های آموزشی و پژوهشی دهه شصت، توانست تحصیلات خود را که در ایران آغاز شده بود تا مقطع دکتری در استرالیا پیش ببرد و در حوزه فناوری غشا، آب‌شیرین‌کن‌ها و پلیمرهای پیشرفته فعالیت‌های بین المللی داشته باشد. بازگشت‌های مکرر به ایران، همکاری‌های علمی با پژوهشگاه ها و دانشگاه‌های داخلی و خارجی، تأسیس شرکت OSMOTEC و بنیان‌گذاری موسسه غیرانتفاعی LEAF، بخشی از مسیری است که او طی کرده است. در این گفت‌وگو، از انگیزه‌های اولیه تحصیل تا توصیه‌هایش به نسل جوان درباره آینده حرفه‌ای و علمی، می گوید و اینکه چگونه می توان در شرایط دشوار با پشتکار و استفاده از فرصت‌های علمی به دستاوردهای ماندگار رسید.

بسپار– آقای دکتر آیا انتخاب رشته تحصیلی برای شما آگاهانه بود؟ انگیزه شما برای ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی چه بود؟

علیزاده فرد: در سال ۱۳۵۶، زمانی که ۱۶ ساله بودم، علاقه زیادی به رشته‌های مهندسی داشتم و در عین حال به دلیل نیاز مالی به دنبال راهی برای درآمد بودم. پدرم سواد چندانی نداشت و من در خانواده‌ای مذهبی و سنتی بزرگ شدم. خاطره‌ای که همیشه در ذهنم مانده و نمونه‌ای از تأثیر رفتارهای ساده اما بسیار اثرگذار والدین بر آینده فرزندان است، پرسش پدرم بود وقتی از تصمیمم برای ادامه تحصیل در دانشگاه به او گفتم. او مشخصا از آینده ای که به دنبالش بودم و اهداف و برنامه هایم پرسید. همان لحظه پاسخ دادم: می‌خواهم مهندس شیمی شوم. نمی‌دانم چرا این رشته به ذهنم آمد، شاید تحت تأثیر معلم فرهیخته شیمی‌مان، مرحوم آقای عباسی، که درسش بسیار زیبا و دلنشین بود. پدرم بدون هیچ شرطی، مبلغ سه هزار تومان نقد در اختیارم گذاشت. رقمی که آن زمان بسیار قابل توجه بود. این حرکت او به من آموخت که اگر انسانی هدفمند باشد، می‌تواند به اهدافش برسد. این تعهد همیشه با من بود و حتی در دوران دکتری نیز به یاد می‌آوردم که باید پیشرفت کنم و شرمنده پدرم نباشم.

پس از آن، علاقه‌ام به رشته پتروشیمی شکل گرفت. آن زمان این رشته فقط در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ارائه می‌شد و من حتی پیش از قبولی، به دانشگاه رفتم و درباره ظرفیت‌ها پرس‌وجو کردم. با این حال، در اولویت نخست خود یعنی پتروشیمی پذیرفته نشدم و در رشته نساجی و پلیمر همان دانشگاه قبول شدم. در ابتدا شناختی از این رشته نداشتم، اما حضور اساتید بزرگ و ارزشمند، به‌ویژه دکتر مرادیان، مسیر مرا روشن کرد. پس از انقلاب فرهنگی، رشته‌های پتروشیمی و پلیمر ادغام شدند و بعدها دپارتمان‌های نساجی و رنگ از آن جدا و دپارتمان پلیمر تشکیل شد.

با وجود علاقه اصلی‌ام به پتروشیمی، پلیمر نیز برایم جذاب شد. درس «اصول آشنایی با پلیمر» با تدریس مرحوم دکتر کتباب، افق تازه‌ای به رویم گشود. کارشناسی را به پایان رساندم و برای کارشناسی ارشد، به رغم اینکه به دلیل سابقه حضور در جبهه می‌توانستم از سهمیه استفاده کنم، اما ترجیح دادم رقابت عادلانه‌ای داشته باشم و با آزمون در رشته رنگ پذیرفته شدم.

برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری، هم چند پذیرش از دانشگاه‌های آمریکا و انگلستان داشتم، اما به دلیل شرایط جنگی کشور و محدودیت‌های صدور ویزا، استرالیا را انتخاب کردم و در رشته مهندسی شیمی دکتری گرفتم. با توجه به علاقه‌ ام فوق‌لیسانس بیوتکنولوژی را هم از دانشکده مهندسی بیوتکنولوژی دانشگاه نیو ساوت ولز استرالیا دریافت کردم. گرچه پیش‌زمینه‌ای در میکروبیولوژی و ژنتیک نداشتم، توانستم این مقطع را با موفقیت پشت‌سر بگذارم و مسیر زندگی‌ام تغییر کرد.

از همان زمان با فناوری غشا آشنا شدم و از سال ۱۳۶۹ تحقیقاتم در این حوزه آغاز شد. اکنون نیز در زمینه ساخت غشا و پلیمرهای خودترمیم‌شونده فعال هستم و به دانشجویان توصیه می‌کنم در این حوزه‌ها فعالیت کنند، چرا که فرصت‌های گسترده‌ای برای نوآوری و پیشرفت وجود دارد.

تدريس در دانشگاه پلى تكنيك و شهيدرجائى به همراه دانشجويان

 

بسپارشما پس از پایان مقطع دکتری مدتی به ایران بازگشتید و در دانشگاه امیرکبیر و پژوهشگاه رنگ ـ که آن زمان هنوز عنوان پژوهشگاه نداشت ـ به تدریس و پژوهش پرداختید. سپس دوباره ایران را ترک کردید و به استرالیا رفتید. دلیل این تصمیم چه بود؟

علیزاده فرد: پس از بازگشت به ایران، در دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشکده پلیمر و رنگ مشغول فعالیت شدم. در همان ابتدای دوران کارشناسی ارشد، درس «رئولوژی پلیمرها» را برای هم‌کلاسی‌هایم تدریس می‌کردم. پس از بازگشت به ایران نیز تدریس دروسی چون «انتقال جرم»، «موازنه مواد و انرژی» و مباحث مرتبط با اصول مهندسی شیمی در حوزه پلیمر و رنگ را بر عهده گرفتم. دانشجویان این کلاس‌ها هم از رشته رنگ و هم از رشته پلیمر بودند که این موضوع فرصت ارزشمندی برای تبادل دانش میان این دو حوزه فراهم می کرد.

در آن زمان، زیر نظر اساتیدی همچون دکتر مرادیان ـ که تلاش‌های بسیاری برای تأسیس پژوهشگاه رنگ انجام دادند ـ جلسات متعددی برگزار شد. من نیز همراه ایشان در جلسات حضور داشتم و حتی در نشست‌های وزارت علوم شرکت می‌کردم. سرانجام موسسه علوم و فناوری رنگ یا پژوهشگاه رنگ فعلی به ثبت رسید. بسیاری از دوستان در تأسیس این پژوهشگاه سهم داشتند و من تنها نقشی کوچک در این مسیر ایفا کردم. خوشبختانه امروز اساتید پژوهشگاه رنگ نه‌تنها مایه افتخار ایران، بلکه در سطح بین‌المللی نیز شناخته‌شده‌اند. این تجربه نشان داد که تلاش جمعی می‌تواند دستاوردهای ارزشمندی برای کشور و جامعه علمی به همراه داشته باشد.

بسپاراز فعالیت‌های آن دوره بفرمایید. چند سال به طول انجامید و چه عواملی باعث شد که مجددا به استرالیا بازگردید؟

علیزاده فرد: تجربه من نمونه‌ای از سرمایه‌گذاری والدین در آینده فرزندان است. در دوره‌ای که بعد از انقلاب دانشگاه حدود دو سال و نیم تعطیل بود، ازدواج کردم. هنگام بازگشایی دانشگاه، دو فرزند داشتم و در عین حال به‌عنوان بسیجی و نیروی داوطلب در جبهه فعالیت می‌کردم. هم‌زمان تحصیل می‌کردم، تدریس داشتم و مسئولیت‌های خانوادگی را نیز بر عهده گرفته بودم.

با وجود گذراندن چهار گرایش تحصیلی، همواره نگاه من به پتروشیمی، مهندسی رنگ و مهندسی بیوتکنولوژی معطوف بود. با این حال، فناوری غشا که در دوره دکتری آموختم، مسیر حرفه‌ای و علمی مرا شکل داد و تأثیر عمیقی بر تحقیقاتم گذاشت.

پس از بازگشت به ایران، در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه تهران دانشجوی دکتری داشتم و با همکاری خانم پروفسور ناصری پروژه‌های موفقی اجرا کردیم. در دانشگاه صنعتی امیرکبیر به دلیل کمبود دانشجوی دکتری و تجهیزات آزمایشگاهی، امکان اجرای پروژه‌های کاربردی غشا محدود بود. از این رو، فرصت مطالعاتی ارزشمندی در دانشگاه ملبورن برایم فراهم شد تا پروژه‌هایی در حوزه پلیمرها، غشاها، آب‌شیرین‌کن‌ها و بازیافت پساب انجام دهم.

در ایران نیز پروژه‌هایی در زمینه بازیافت پساب و آب‌شیرین‌کن‌ها ـ از جمله در اصفهان و تصفیه فاضلاب تهران ـ با همکاری بخش خصوصی پیش بردیم. در استرالیا بیش از ۲۰ مقاله منتشر کردیم و در کنفرانس‌ها و سمینارهای متعدد شرکت داشتیم. حتی اخیراً در سفری به چین، چهار مقاله محققان ایرانی را ارائه کردم و همچنان پروژه‌های مشترکم با دانشگاه‌های ایران ادامه دارد.

بسپارشما مدیرعامل شرکتی با نام OSMOTEC  هستید و اخیراً نیز مؤسسه غیرانتفاعی LEAF  را ثبت کرده‌اید. رویکرد و اهداف شما در این دو مجموعه چیست؟

علیزاده فرد: هنگامی که در سال ۲۰۰۵ برای یک فرصت مطالعاتی دوساله به استرالیا بازگشتم، ایده تأسیس مجموعه‌ای در ذهنم شکل گرفت که در ابتدا تنها یک نام بود و نه یک شرکت رسمی. همان زمان نام OSMOTEC  را به ثبت رساندم و فعالیت‌ها را بر سه محور اصلی متمرکز کردم:

نخست، ایجاد ارتباط مؤثر با انجمن‌ها و سازمان‌های مهندسی شیمی و پلیمر و نیز پژوهشگرانی که در کنفرانس‌های بین‌المللی حضور داشتند. هدفم این بود که از طریق این شرکت استرالیایی بتوانم در پروژه‌های مرتبط با آب و فاضلاب کمکی ارائه دهم.

دوم، اجرای پروژه‌های تحقیقاتی که قابلیت انتقال از سطح آزمایشگاه به مقیاس پایلوت نیمه‌صنعتی را داشته باشند و در صورت تمایل، به مرحله صنعتی برسند. برای نمونه، یکی از پروژه‌های جاری در ایران، حذف ماده شیمیایی  PFAS از آب‌های زیرزمینی است، ترکیبی که در تفلون، فوم‌های آتش‌نشانی، لباس‌های ضدآب، تجهیزات رایانه‌ای و لوازم خانگی یافت می‌شود. هم‌اکنون پروژه‌ای با استفاده از فتوکاتالیست‌ها در حال اجراست که در مرحله آزمایشگاهی پیش می‌رود.

سوم، ارائه خدمات فنی و مهندسی به پروژه‌های جاری. اگرچه  OSMOTEC یک شرکت کوچک است و در قامت یک کمپانی بزرگ فناوری عمل نمی‌کند، اما توانسته است به پژوهشگران و دانشجویان در اجرای پروژه‌های تحقیقاتی و مطالعاتی کمک کند. از جمله در زمینه فرصت‌های مطالعاتی و دریافت ویزاهای استعداد. از نوجوانی علاقه داشتم پروژه‌های علمی را در دنیای واقعی ببینم و به همین دلیل طراحی پایلوت‌های نیمه‌صنعتی همیشه برایم اهمیت داشت. یادم هست با تلاش پروفسور مرادیان نوعی رنگدانه را در ایران تولید کردیم و وزارت صنایع نیز به تأسیس کارخانه آن علاقه‌مند بود، اما من تصمیم گرفتم پیش از هر چیز دکتری‌ام را تکمیل کنم.

امروز،  OSMOTEC علاوه بر فعالیت‌های تحقیقاتی، خدمات فنی و مهندسی ارائه می‌دهد و به‌عنوان یک شرکت فناور، از پروژه‌های دانشجویان و محققان حمایت می‌کند. در کنار آن، مؤسسه غیرانتفاعی
LEAF (Life Systelation Action for the Future)  را تأسیس کرده‌ایم که هدف اصلی آن حمایت از محققان جوان است. تمرکز این مؤسسه بر کاهش مصرف آب و انرژی، تولید ضایعات کمتر و طراحی نوآورانه محصولات صنعتی است. پروژه‌هایی همچون پلیمرهای خودترمیم‌شونده، کاربردهای الکتروشیمی و تولید محصولات قابل بازیافت با رویکرد اقتصاد چرخشی از جمله حوزه‌های مورد توجه ماست. موسسه با دانشگاه‌ها، سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی همکاری می‌کند و وب‌سایت و برنامه‌های آموزشی آن نیز در دست آماده‌سازی است.

با وجود آنکه LEAF هنوز نوپا است، هدف ما این است که طی ۱۵ تا ۲۰ سال آینده بتواند نسل آینده را برای دستاوردهای علمی و صنعتی آماده‌تر کند و زندگی بهتری برای نسل‌های بعدی رقم بزند.

 

بسپارچه عواملی باعث شد استرالیا را برای ادامه فعالیت خود انتخاب کنید و نه ایران؟

علیزاده فرد: باور دارم هر فرد حق دارد در محیطی آرام و مناسب برای رشد و پیشرفت قرار بگیرد. این انتخاب به معنای فرار از مشکلات نیست، بلکه هرکس باید بر اساس شرایط، بهترین راه را برگزیند تا بیشترین بهره را از موقعیت خود ببرد.

علت اصلی من برای رفتن به استرالیا، در ابتدا همان فرصت مطالعاتی دوساله بود. پیش از آن در ایران، با جایگاه دانشگاهی در چند دانشگاه تدریس می‌کردم، اما شرایط ایده‌آل برای رشد علمی و تحقیقاتی وجود نداشت. گرچه تحصیلات کارشناسی ارشد من در رشته رنگ بود و این حوزه کمک‌هایی به من کرد، اما از نظر فرصت‌های کاری محدود بودم. در استرالیا توانستم روی پروژه‌های آب‌شیرین‌کن و حذف آرسنیک با ترکیب سه فناوری کار کنم؛ پروژه‌ای که برای نخستین بار در دنیا اجرا شد و چند مقاله علمی نیز از آن منتشر شد. این تجربه همزمان با راه‌اندازی نخستین آب‌شیرین‌کن در شهر پرث بود و برای من بسیار ارزشمند محسوب می‌شد.

چند سال نخست در استرالیا دشوار و چالش‌برانگیز بود، اما هرگز ارتباطم با ایران قطع نشد. یکی از فرزندانم در ایران زندگی می‌کند و پیوندهای خانوادگی‌ام برقرار است. گاهی انسان باید تصمیم بگیرد که در چه محیطی می‌تواند بیشترین رشد را داشته باشد. برای مثال، قرار بود به انگلستان بروم، اما ویزا صادر نشد و فرصت استرالیا پیش آمد. امروز احساس می‌کنم همه این مسیر بخشی از تقدیر بود. استرالیا به‌عنوان کشوری چندملیتی و در حال توسعه، فرصت‌های علمی و کاری مناسبی را فراهم آورد و همین موضوع مسیر بیست سال بعدی زندگی حرفه‌ای مرا شکل داد.

بسپاربا توجه به فعالیت‌های علمی و صنعتی گسترده شما، چه توصیه‌ای برای جوانانی دارید که در مقطع تصمیم‌گیری برای آینده حرفه‌ای خود هستند؟

علیزاده فرد: توصیه من به جوانان و پژوهشگران این است که هر فرصت را نه به‌عنوان گریزی از وضعیت موجود، بلکه به‌عنوان امکانی برای یادگیری و تجربه نگاه کنند. همواره با دیدی مثبت به موقعیت‌ها بنگرند و بیندیشند چگونه می‌توانند مشکلی از کشور عزیزمان ایران را حل کنند یا خدمتی به جامعه جهانی ارائه دهند.

بسیاری از دانشجویان ما پس از تحصیل در خارج، یا به ایران بازگشته‌اند و یا در خارج شرکت‌هایی تأسیس کرده و سپس فعالیت‌های تولیدی خود را در ایران پیاده کرده‌اند. نمونه‌های زیادی از این دست در استرالیا، آمریکا و کانادا وجود دارد.

به نظر من، جوانان باید نیازهای آینده جهان را به‌عنوان هدف کلی در نظر بگیرند و راهکارهایی بیابند که بتواند به بشریت کمک کند. این راهکارها را می‌توانند در مقیاس کوچک و آزمایشی در ایران اجرا کنند. گاهی موفقیت حاصل می‌شود و گاهی نه. اما هر حرکتی که آگاهانه و هدفمند باشد، چه در داخل کشور و چه در خارج، ارزشمند است. چنین تجربه‌هایی، هنگام بازگشت به ایران، سرمایه‌ای ارزشمند به شمار می‌رود و می‌تواند تأثیرگذاری علمی و صنعتی بیشتری به همراه داشته باشد.

 

 

اولين تجربه ارایه مقاله و حضور در سمينار بين المللى علوم و تکنولوژی پليمر، شيراز، سال ١٣٧٣

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فارغ التحصيلى اولين دانشجوى دكترى دکتر علیزاده فرد درسال ١٣٧٩

 

دوران دفاع مقدس سال ٦٥

طراحى وساخت بيورآكتورهاى غشائى براى اولين بار در دنيا، دردانشگاه نيوساوت ولز سال ١٣٦٩
طراحى وساخت واحدهاى غشائى براى اولين بار در ايران سال ١٣٧٦

 

در دوران تحصيل دكترى با ٤ فرزند

 

 

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. سلام و آرزوی طول عمر و سلامتی و شادی روز افزون ان شا اله روزی را ببینیم که ایران هم به اندازه سایر کشورها پیشرفت کرده و دانشجویان سایر کشورها به ایران بیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا