اختصاصی بسپار/ گفتوگو با مبین رحمانیدوست، برگزیده دوره پنجم جایزه کاوه: حضور در انجمنهای علمی را جدی بگیرید، بستری عالی برای فراگیری مهارت های نرم است

بسپار/ایران پلیمر جایزه کاوه هر ساله توسط گروه رسانهای بسپار/ایران پلیمر با هدف تقدیر از دانشآموختگان برتر رشته مهندسی پلیمر و رنگ اهدا میشود.
آنچه در ادامه می خوانید گفتوگویی است با مبین رحمانیدوست فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی امیرکبیر از برگزیدگان دوره پنجم جایزه کاوه. امید است این مسیر علمی الهامبخش، در کنار تلاشهای نسل جوان و پرتلاش کشور، به اعتلای دانش، صنعت پلیمر و شکوفایی ایران عزیز بینجامد.
بسپار– چه چیزی باعث شد رشته مهندسی پلیمر را برای تحصیل انتخاب کنید؟ آیا در مدرسه دانشآموز موفقی بودید؟
رحمانیدوست: انتخاب رشته مهندسی پلیمر برای من نتیجه علاقه به علم شیمی و کاربردهای گسترده آن در زندگی روزمره بود. از دوران دبیرستان، همواره از درس شیمی لذت میبردم. با نزدیک شدن به زمان انتخاب رشته، شناخت علایق شخصی و مشورت با اساتید دانشگاه مرا به سمت حوزههایی مانند پلیمرها، پزشکی بازساختی و مهندسی بافت سوق داد. پس از تحقیقات فراوان، به این نتیجه رسیدم که مهندسی پلیمر نهتنها با علایق من همخوانی کامل دارد، بلکه بستری ایدهآل برای ادامه فعالیتهای پژوهشیام فراهم میکند. در دوران مدرسه نیز همواره تلاش داشتم علاوه بر کسب نمرات عالی، درک عمیق و مفهومی از دروس بهدست آورم.
بسپار- در دوران دانشجویی چه چالشهایی داشتید و چطور از پس آنها برآمدید؟
رحمانیدوست: بیشک، غیرمنتظرهترین و فراگیرترین چالش دوران تحصیل من، همهگیری کرونا بود که تقریباً دو سال از دوران تحصیلم به صورت مجازی سپری شد. این دوره، با وجود مزایای نسبی، مشکلات خاص خود را داشت.
مهمترین چالش من، انجام پایاننامه کارشناسی در شرایطی بود که دسترسی به دانشگاه و آزمایشگاهها بسیار محدود بود. بسیاری از همدورهایها موضوعاتی را انتخاب کردند که نیاز به کار عملی نداشت، اما علاقه شخصی من اجازه نمیداد این مسیر را انتخاب کنم. برایم بسیار مهم بود که حضور فیزیکی در آزمایشگاه داشته باشم، با دستگاهها کار کنم و دادههای واقعی جمعآوری و تحلیل نمایم. به همین دلیل، با وجود تعطیلی خوابگاهها، به مشهد بازگشتم و در یک پانسیون دانشجویی اقامت کردم تا امکان حضور در دانشگاه را داشته باشم. این تصمیم با وجود سختیها و هزینهها، موجب شد پایاننامهام بر پایه کار آزمایشگاهی انجام شود. در نهایت دوران کارشناسی را به بهترین شکل ممکن و مطابق با استانداردهای مورد نظرم به پایان رساندم.
یکی دیگر از چالشهای مهم، محدودیت امکانات و زیرساختها بود که بسیاری از دانشجویان در مرحله پایاننامه با آن روبهرو میشوند، از جمله کمبود تجهیزات تخصصی، منابع علمی یا دسترسی به آزمایشگاههای مجهز.
بسپار- موضوعاتی که در طول تحصیل برای شما جالب توجه بوده و روی آنها کار کردهاید چه بوده است؟
رحمانیدوست: همانطور که اشاره شد، هدف اصلی من از انتخاب رشته مهندسی پلیمر، کاربرد آن در حوزههایی مانند پلیمرها، مهندسی بافت و پزشکی بازساختی بوده است. این علاقه، محرک اصلی فعالیتهای من بوده است. در این راستا، علاوه بر کسب دانش پایه، فعالانه در پروژههای کاربردی، چندرشتهای و میانرشتهای مشارکت کردم. به عنوان مثال، در نخستین دوره مسابقات مسئلهمحور بنیاد ملی نخبگان (طرح رهنشان) با موضوع «برنامه تجاریسازی تولید هیدروژل نانوکامپوزیت بر پایه نشاسته» فعالیت داشتم. این تجربه، درک ارزشمندی از چالشهای تبدیل یک ایده علمی به محصول قابل عرضه به بازار به من داد. همچنین با تکیه بر علاقه و دانش تخصصیام موضوع پایاننامه کارشناسی خود را بر سنتز پلیمرها و ترکیبات هوشمند پاسخگو به محرک متمرکز کردم.
بسپار- آیا انتظار شما از تحصیل در دانشگاه مطابق چیزی بود که فکر میکردید؟
رحمانیدوست: به طور کلی، تجربه تحصیل من تا حد زیادی با انتظارات اولیهام همخوانی داشت. علاقهام به یادگیری عمیق مفاهیم شیمی، پلیمر و پزشکی بازساختی و فعالیت در محیط آزمایشگاهی به خوبی برآورده شد. البته کمبودها و کاستیهایی نیز وجود داشت که عمدتاً به کمبود امکانات و زیرساختها، به ویژه در یک رشته نوپا، بازمیگشت.
بسپار- کدام یک از اساتید تأثیر ویژهای بر مسیر تحصیلی شما داشتند؟
رحمانیدوست: در هر مقطع تحصیلی خوشاقبال بودم که با اساتید و مربیانی آشنا شوم که نقش مهمی در رشد علمی و شخصیتی من داشتند. در دبیرستان، علاقه من به علوم و حل مسئله با تدریس آقای داوودی، دبیر هندسه و دیفرانسیل، شکل گرفت. ایشان زیبایی و منطق ریاضیات را به من نشان دادند.
در مقطع کارشناسی، دکتر امین عبداللهی بیشترین نقش را در شکلگیری هویت علمی من داشتند. ایشان به عنوان استاد راهنمای پروژه، علاوه بر حمایت علمی، مانند برادری بزرگتر در مسیر تحصیلی و شخصی مشوق و همراه من بودند.
در مقطع ارشد نیز افتخار همکاری با اساتید برجستهای چون پروفسور حمید میرزاده و دکتر عاطفه سلوک به عنوان اساتید راهنما و دکتر صادقی به عنوان مشاور را داشتم. حدود سه سال همکاری نزدیک با این اساتید و انتقال دانش تخصصی، دقت نظر پژوهشی و حمایت بیوقفه به بنده، موجب تعمیق دانش تخصصی و بلوغ فکری من شدند.
بسپار- برای دانشجویانی که تازه وارد این رشته میشوند چه توصیهای دارید؟
رحمانیدوست: برای موفقیت در مهندسی پلیمر، مهمترین نکته یادگیری واقعی و درک عمیق مفاهیم است، نه صرفاً کسب نمره. یکی از بهترین روشها، مطالعه گروهی است. چرا که تبادل نظر به درک بهتر کمک میکند. همچنین فعالیت در انجمنهای علمی را فراموش نکنید، این فعالیتها بستری عالی برای یادگیری مهارتهای نرم هستند. علاوه بر آن، با توجه به تأثیر گسترده هوش مصنوعی بر حوزههایی مانند طراحی مواد و بهینهسازی فرآیندها، توصیه میکنم دانشجویان مهارتهای مرتبط با این فناوری را نیز بیاموزند.
بسپار- فکر میکنید چه مهارتهایی (غیر از درس خواندن) برای موفقیت در این حوزه ضروری است؟
رحمانیدوست: علاوه بر تسلط بر دروس پایه، مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، کار تیمی، مدیریت پروژه، تسلط بر نرمافزارهای تخصصی، آشنایی با اصول هوش مصنوعی و تحلیل داده، مهارت ارتباطی، گزارشنویسی حرفهای و انعطافپذیری در یادگیری فناوریهای نو، بسیار مهم هستند.
بسپار- اگر به سال اول دانشگاه بازگردید، چه کاری را حتماً متفاوت انجام میدادید؟
رحمانیدوست: اگر به سال اول برگردم، برنامه خود را بر چهار پایه قرار میدادم: مطالعه عمیقتر منابع پایهای و مرجع، یادگیری زودهنگام هوش مصنوعی و کاربردهای آن در مهندسی پلیمر، حضور فعالتر در انجمنهای علمی برای توسعه مهارتهای نرم و شبکهسازی، و ارتباط مستمر با صنعتگران و اساتید برای همراستا کردن تحقیقات با نیازهای واقعی بازار.
بسپار- برنامه بعدی شما در مسیر علمی یا شغلی چیست؟
رحمانیدوست: برنامه من ادامه تحصیل در مقطع دکتری تخصصی در حوزه مهندسی پلیمر است. تجربه کار روی پروژههای تحقیقاتی در مقاطع قبلی این اشتیاق را در من تقویت کرده است. این مقطع را نه صرفاً به عنوان یک مدرک، بلکه به عنوان بستری برای تبدیل ایدههای نو به دستاوردهای ملموس میبینم و مشتاقم در یک محیط پژوهشی پویا و بینرشتهای، سهمی هرچند کوچک در آینده فناوری داشته باشم.
بسپار- این جایزه را میشناختید؟ از چه طریقی؟ و انگیزه شما برای شرکت در این رقابت چه بود؟
رحمانیدوست: از طریق کانالهای علمی با جایزه کاوه آشنا شدم. این جایزه را فرصتی ارزشمند برای محک زدن دانش و تواناییهایم در برابر معیارهای ملی میدانستم. انگیزه اصلی من برای شرکت، سنجش سطح علمیام بود.
در پایان، صمیمانه از تمامی اساتید بزرگوارم قدردانی میکنم. به ویژه پروفسور حمید میرزاده، دکتر امین عبداللهی، دکتر عاطفه سلوک و دکتر صادقی که هر یک با راهنماییهای دلسوزانه و حمایتهای بیدریغ، نقش مهمی در مسیر علمی من داشتند. همچنین از خانواده عزیزم که همواره با عشق، صبر و پشتیبانی خود، بزرگترین تکیهگاه من بودند، قدردانی میکنم.





