اخباراخبار ویژه

اختصاصی بسپار/ گفت و گو با دکترسیدحسین امیرشاهی، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی نساجی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر: دانشگاه جای معلمی است نه فقط مقاله سازی

بسپار/ایران پلیمر در میان چهره‌های علمی و دانشگاهی حوزه مهندسی نساجی و علوم رنگ در ایران، نام دکتر سیدحسین امیرشاهی بارها شنیده شده است. استاد تمام دانشکده مهندسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران)، که سال‌هاست در علم رنگ و حوزه‌های مدل‌سازی و بازسازی داده‌های طیفی و رنگی فعالیت می‌کند. دکتر امیرشاهی علاوه بر سابقه‌ی آموزشی و پژوهشی، از اعضای هیئت تحریریه فصلنامه علمی «مطالعات در دنیای رنگ» و از دبیران تخصصی نشریه «نساجی و پلیمر» است.
در این گفت‌وگو، تلاش کرده‌ایم با نگاهی دقیق‌تر به جایگاه علم رنگ بپردازیم و از تجربیات و تحلیل‌های این استاد بهره بگیریم.

بسپار- جناب آقای دکتر با توجه به سابقه حضور شما در صنعت و دانشگاه علاقمند هستیم از مسیر ورود شما به رشته نساجی و حوزه رنگ بشنویم. چه عواملی زمینه ساز ورود شما به این مسیر علمی شد؟
امیرشاهی: من ورودی سال ۱۳۵۴ دانشگاه صنعتی امیرکبیر در رشته نساجی هستم. در آن سال، برای نخستین و احتمالا آخرین بار، پذیرش دانشگاه‌ها بر اساس معدل امتحانات کتبی کلاس دوازدهم و آزمون‌های هوش و زبان و سوالات ملی و میهنی صورت ‌گرفت. هر دانشگاه به طور مستقل کارنامه متقاضیان را دریافت و نتیجه را می‌کرد. پیش از آن نیز در دبیرستان شهریار واقع در قلهک تحصیل می‌کردم، دبیرستانی که تعداد زیادی از شاگردان ممتاز آن به دانشگاه‌ها راه می‌یافتند. در آن سال عملاً ظرفیت دانشگاه‌ها از داوطلبانی پر می‌شد بیش از چند دانشگاه قبول شده بودند در حالیکه نهایتا می‌باید در یک دانشگاه ثبت نام کنند. من نیز ابتدا در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شدم. اما به از آنجاکه به خاطر شغل پدرم مدتی در کاشان – که یکی از مراکز مهم صنعت نساجی کشور بود – زندگی کرده بودم لذا نهایتا با فرصتی که برای جابه‌جایی دانشگاه پیش آمد وارد رشته مهندسی نساجی که آن زمان انیستیتو نساجی و پلیمر نام داشت در دانشکده صنعتی تهران (پلی‌تکنیک) که امروزه دانشگاه صنعتی امیرکبیر نامیده می‌شود شدم.
در آن زمان سه گرایش در این رشته وجود داشت: پلیمر، تکنولوژی و شیمی نساجی که من آخری را انتخاب کردم. به دلیل وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها دوره کارشناسی خود را در ظرف 8 ترم که ۸ سال به طول انجامید به پایان رساندم و در سال ۱۳۶۲ فارغ‌التحصیل شدم. دوران کارآموزی‌ام را در کارخانه تاج اصفهان – که پس از انقلاب به قدس تغییر نام داد – سپری کردم. در آن دوره، کارخانه در حال توسعه و نصب ماشین‌آلات جدید بود و بسیاری از مهندسین کارخانه و بخش رنگرزی که بلژیکی بود ایران را ترک کرده بودند و لذا فضای بسیار مساعدی برای فعالیت جوانان کم تجربه‌ای مانند من فراهم بود. در سال ۱۳۶۰ به تهران بازگشتم و در یکی از شرکت‌های زیرمجموعه سازمان صنایع ملی مشغول به کار شدم. این شرکت متعلق به گروه صنعتی بهشهر بود (که به مرحوم محمود لاجوردی و خاندانش تعلق داشت) در زمینه واردات و توزیع رنگ در ایران فعالیت داشت. در آن سال‌ها که روابط چین و کشورهای غربی در آستانه تغییر و بهبود بود و در همین رابطه خانمر فرح پهلوی و جمعی از تجار و تولیدکنندگان بزرگ کشورسفری را به چین داشتند که از نتایج این سفر واگذاری امتیاز انحصاری واردات رنگ و مواد شیمیایی از چین به شرکت پخش رنگ‌های نساجی بود که پس از انقلاب مانند سایر شرکت‌های گروه صنعتی بهشهر مصادره و اداره آن به سازمان صنایع ملی ایران سپرده شده بود. این تجربه برای من فرصت بسیار ارزشمندی برای آشنایی با بسیاری از شرکت‌های فعال بین‌المللی در صنعت تولید مواد رنگزا فراهم نمود. در سال ۱۳۶۳ نخستین کنکور کارشناسی ارشد پس از انقلاب برگزار شد و سه نفر منجمله بنده در رشته علم رنگ پذیرفته شدیم. سال ۱۳۶۶ نخستین فارغ‌التحصیل این رشته شدم و امکان فعالیت در دانشگاه‌های صنعتی اصفهان و امیرکبیر برایم فراهم شد. بنا به دلایل متعددی که یکی از آنان برخورداری از فضای علمی متمایز بود دانشگاه صنعتی اصفهان را انتخاب کردم و در آنجا به عنوان مربی مشغول به کار شدم. سال ۱۳۷۰ برای ادامه تحصیل به استرالیا رفتم و در سال ۱۳۷۳ بازگشتم. مجددا از فروردین ۱۳۷۴ تا شهریور ۱۳۸۰ در دانشگاه صنعتی اصفهان تدریس می‌کردم و سپس برای ادامه خدمت رسمی خود به امیرکبیر بازگشتم اگرچه از سال 1376 با ارائه دروس اصول تکنولوژی رنگ و کالریمتری پبشرفته به عنوان استاد پروازی با این دانشگاه همکاری داشتم.

بسپار_اگر امکان دارد به زبان ساده برای خوانندگان ما توضیح دهید، «علم رنگ» دقیقاً چیست و چه حوزه‌هایی را پوشش می‌دهد؟
امیرشاهی: تعریف حوزه‌ای که توسط موضوع علم رنگ پوشش داده می‌شود شاید از نوع قضایای سهل و ممتنع باشد! بشر از آغاز پیدایش خلقت همواره در پی آن بوده که برخی رنگ‌ها را بر روی سطوح مورد نظر خود ایجاد کند. اگر از آثار باقی‌مانده از بشر نخستین در غارها بگذریم احتمالا یکی نخستین کاربردهای استفاده انبوه از رنگ به‌کارگیری آن در پوشاک باشد. با افزایش تولید انبوه کالاهای مورد نیازهای بشر پس از انقلاب صنعتی به ویژه در اوایل قرن بیستم، ضرورت کنترل دقیق رنگ چنین محصولاتی پدیدار شد؛ چرا که مشخصات دقیق رنگ‌ها و تولید اجناسی با مشخصات رنگی معلوم به صورت رکنی مهم در سفارش محصولات تبدیل شد. این امر دو دگرگونی اساسی را پدید آورد، اول آنکه دیگر رنگ‌های طبیعی پاسخگوی این حجم از نیازها نبودند. به‌علاوه، از آنجاکه رنگزاهای طبیعی بنا به ذاتشان از تکرارپذیری پایینی برخوردار هستند به تدریج از حوزه مصرف عمومی خارج شدند. از دهه‌های ابتدایی قرن بیستم، ابزارهای رنگ‌سنجی و روش‌های کمّی‌سازی شاخص‌های رنگی توسعه یافتندزیرا رنگ، در نهایت یک ادراک حسی است که باید قابل اندازه‌گیری و بازتولید باشد. در سال ۱۹۳۱ نخستین قوانین مربوط به فضا رنگ‌ها به ثبت رسید، اگرچه پیش‌تر در رساله‌های دانشمندانی چون کمال‌الدین فارسی، ابن هیثم بصری (که به پدر فیزیک نور مشهور است) ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا در خصوص فضارنگ‌ها صحبت شده بود. از آنجاکه که در آن سال‌ها منسوجات بیشترین حجم تولید کالاهای رنگی در میان سایر کالاها را داشتند لذا می‌توان خاستگاه این علم را صنعت منسوجات دانست. به‌طور مثال بسیاری از فرمول‌های اختلاف رنگ و حتی آلگوریتم‌های رنگ‌همانندی بنا به نیاز این رشته از صنعت طراحی و ارائه شده‌اند. توسعه این علم به حوزه‌های مدرن دوباره تولید رنگ مانند نمایشگرها، چاپ دیجیتالی فضای گسترده‌ای را برای پژوهش و حتی یافتن حوزه‌های کاربردی جدید همچون پزشکی فراهم کرده است که شاید تا دو دهه پیش غیرقابل تصور بودند. امروزه محدوده علم رنگ از اندازه‌گیری کمّی و بازتولید تولید رنگ به سطوح بالاتری همچون اندازه‌گیری و بازتولید ظاهر اجسام و کاربردهایی گسترده و متنوع دیگر در صنایع مختلف توسعه یافته است.
شاید مهمترین افتخارات معلمی بنده در طی چهار دهه خدمت خود ارائه این علم به صورت عددی (numerical) باشد و در این رابطه حدود ۲۰ سال پیش با همکاری یکی از عزیزانم سرکار خانم دکتر فرناز آگهیان کتابی را تحت عنوان فیزیک رنگ محاسباتی تالیف کردیم که با نگاهی کاملا عددی به موضوع علم رنگ می‌پردازد.

بسپار_ نقش مدل‌سازی طیفی در صنایع نساجی، چاپ دیجیتال یا طراحی رنگ چیست؟
امیرشاهی: اول اجازه بدهید مقوله رنگ و طیف را از یکدیگر جدا کنم و سپس به سوال شما پاسخ دهم زیرا در غیراینصورت با پدیده‌ای به نام متامریزم (Metamerism) مواجه می‌شویم که ممکن است کمی گیج کننده باشد. طیف یک ویژگی شناختی برای اجسام است و همانطور که می‌دانید از آن در بخش‌های مختلف امواج الکترومغناطیس برای شناسایی عناصر و مواد ناشناخته استفاده می‌شود و به همین دلیل مشخصات طیفی اجسام به عنوان اثر انگشت (Finger print) نیز شناخته می‌شود در حالیکه رنگ اینگونه نیست و می‌توان با تغییراتی که بر روی منبع نوری و مشاهده کننده (مانند حسگرها) انجام داد رنگ دو جسم با مشخصات طیفی متفاوت را یکی کنیم. لذا در مرتبه‌بندی میان طیف و رنگ، مشخصات طیفی را می‌توان یک متغییر دارای ابعاد زیاد حاوی اطلاعاتی بسیار باارزش دانست که در صورت همانندی در طیف مرئی برای دو جسم آنها در تمامی شرایط مشاهده رنگ یکسانی را خواهند داشت. متاسفانه و با وجود ارزش بسیار زیاد داده‌های طیفی در عمل همانندی آنها دشوار است و لذا تلاش شده است تا رنگ اجسام که یک پدیده سه بعدی و قابل مشاهده برای بشر است مورد توجه قرار گیرد. در این راستا و برای کاستن از احتمال بروز تغییر رنگ دو جسم در صورت تغییر شرایط مشاهده به جای استفاده از 3 یا تعداد کمی از اولیه‌ها برای همانندی رنگی از تعداد بیشتری از اولیه‌ها استفاده می‌شود تا با تلاقی بیشتر طیف اجسام شانس بروز پدیده متاماریزم کاهش یابد. به طور مثال امروزه چاپگرهای دیجیتالی قدیمی که از چهار جوهر در سامانه (YCMK) بهره می‌بردند با چاپگرهایی که از تعداد بسیار بیشتری کانال به منظور دوباره تولید رنگ با هدف کاهش درجه متاماریزم بهره می‌برند جابه‌جا شده‌اند در واقع مدلسازی طیفی و یا رنگی در راستای پیشگویی طیف و یا رنگ حاصل از اختلاط مواد رنگزا و یا نورهای رنگی با آگاهی از قوانین حاکم بر آنها تعریف می‌شوند و امروزه در حوزه دوباره تولید رنگ و یا طیف در صنایع مختلف از جمله نساجی کاربرد وسیعی پیدا کرده است. این امر زمینه‌ساز تولید و طراحی بهتر محصولات و کنترل دقیق‌تر رنگ‌ها شده است.

بسپار_به نظر شما چه چیزی یک پژوهشگر را از یک مدرس صرف متمایز می‌کند؟ نقش پژوهش فردی در موفقیت علمی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
امیرشاهی: به باور من، شرط نخست ورود به دانشگاه در قامت استاد برخورداری از توان و ویژگی‌های معلمی است. قطعا یک پژوهشگر بدون برخورداری از دانش کافی قادر به انجام یک کار تحقیقاتی اصیل نخواهد بود. متأسفانه در سال‌های اخیر از این اصل بدیهی فاصله گرفته‌ایم و آموزش به چرخ یدک فعالیت‌های دانشگاهی تبدیل شده است، در حالی که پژوهش بدون وجود یک ساختار آموزشی موثر غیرممکن است. از سوی دیگر پژوهش‌های ما متقاضی محور نیستند بلکه در بهترین شرایط حاصل فعالیت‌های فکری اساتید در یافتن خلاهای موجود در کارهای پژوهشی انجام شده قبلی توسط سایر محققین هستند. از این‌رو موضوعاتی برای پروژه‌های دانشجویان دکتری تعریف می‌شوند که تنها چاپ مقاله از رساله را تضمین کنند. از نظر انجام کار گروهی نیز متاسفانه مشکل داریم . حتی در پروژه‌های به ظاهر مشترک نیز غالباً مسئولیت اصلی بر دوش یکی از اساتید است. تاکید می‌کنم که موارد گفته شده صرفا در مورد دانشگاه‌ها موضعیت دارد و طبیعی است که در مورد پژوهشگاه‌ها قضیه متفاوت است و لازم است قابلیت‌های پژوهشی بر توانمندی معلمی اعضا هئیت علمی این مراکز بیشترباشد.

بسپار_ چگونه می‌توان فاصله میان صنعت و دانشگاه در حوزه مهندسی نساجی را کاهش داد؟
امیرشاهی: زمانی که از ابتدا سازوکاری نادرست بنا شده باشد، اصلاح آن دشوار است. دانشگاه‌های ما برای کمک به صنایعی درست شدند که ماشین آلات و روش‌های تولید محصول توسط آنها از سوی سازندگان خارجی در اختیار قرار گرفته‌اند. لذا فارغ‌التحصیلان این مراکز لازم بود دو ویژگی داشته باشند، اول اینکه از اصول تولید و شیوه به‌کارگیری ماشین‌ها مطلع باشند و یا به سرعت آن را بیاموزند و دیگر آنکه از قوه خلاقیت و ابتکار جهت استفاده بهینه از دستگاه‌ها و تولید محصولات متنوع‌تر و با کیفیت‌تر برخوردار باشند. این مسئولیت تا پیش از آنکه بلای چاپ مقاله و ادعای پیشتازی در علم در فکر سیاستمداران کشورمان بیفتد کم و بیش پاسخگوی نیازها بود و دانشگاه‌ها افرادی را فارغ‌التحصیل می‌کرد که در صنعت خریداران دست به نقدی داشتند. اکنون وضعیت کاملا تغییر کرده است، متاسفانه اشتیاق به انجام کارهای تبلیغاتی ولی مه چندان مفید به حال کشور شرایطی را فراهم کرده است که هیچکدام وضعیت خود را نمی‌دانیم. واقعیت این است که سطح نیازهای صنعتی کشور ما در اغلب حوزه‌ها در حدی که در مرزهای دانش قرار گیرند و منجر به انتشار نتایج آنها در مجلات معتبر دنیا شوند نیست. لذا به قول آن ضرب المثل معروف از اینجا مانده و از آنجا رانده شده‌ایم! به نظر بنده این وضعیت تا هنگامیکه یک سیاست تعریف شده و مبتنی بر واقعیت‌ها نداشته باشیم مانعی جدی در همکاری موثر میان دانشگاه‌ها با صنعت خواهد بود.

بسپار_ آینده علم و فناوری رنگ را با ورود هوش مصنوعی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
امیرشاهی: از سال ۱۶۹۰ چهره دتیا با اختراع ماشین بخار تغییر کرد. من متعلق به نسلی هستم که ورود کامپیوتر به حوزه علم و سپس عمل را با پوست و گوشت خود حس کرده است و دیده‌ام که چگونه برخی از هم‌نسلان من که در بهترین دانشگاه‌های جهان تحصیل کردند، نتوانستند با این موج فناوری همراه شوند و در مباحث نظری باقی ماندند. من علت ناکامی برخی از آن‌ها را همین موضوع می‌دانم. لذا کوچک‌ترین مقاومت در برابر هوش مصنوعی همانند انکار ماشین بخار و توانایی انجام محاسبات حجیم و سریع با کامپیوترهاست. باید در این مسیر بدون غلتیدن در دامن حواشی بکوشیم. از خاطر نخواهم برد در هنگامیکه بر روی شبیه‌سازی لایه‌های نیمه شفاف رنگی بر روی یکدیگر به منظور محاسبه انعکاس آنها در رساله دکتری خود در بیشتر از 30 سال پیش کار می‌کردم از اینکه با توجه به قدرت محاسباتی کامپیوترهای آن زمان قادر نبودم بیش از حدود 10 لایه را بر روی یکدیگر قرار دهم و این امر منجر به بروز خطا می‌شد آزرده بودم در حالیکه اکنون این محاسبات و هزاران بار سنگین‌تر از آن به سادگی میسر است. قطعا ورود هوش مصنوعی به حوزه رنگ تحولات شگرفی را به همراه خواهد داشت و لااقل برای بسیاری از پدیده‌هایی که هنوز برای آنها قوانین محکم و پذیرفته شده فیزیکی نداریم با تحلیل انبوه داده‌های تجربی به پاسخ‌هایی خواهیم رسید. فقط باید بکوشیم دامنه فعالیت فرصت‌طلبانی که از ورود هر موضوع جدیدی در کشور برای خود دکانی می‌سازند بکاهیم.

بسپار_ در طول سال‌های تدریس در دو دانشگاهی که از آنها نام بردید چه تغییراتی در نگرش دانشجویان مشاهده کرده‌اید؟ چه توصیه‌ای برای علاقه‌مندان به پژوهش در زمینه علم رنگ دارید؟

 

(ادامه دارد …)

متن کامل این گفت و گو را در شماره 273 دوماهنامه پوشرنگ از گروه مجلات بسپار که در پایان تیرماه 1404 منتشر شده است، می خوانید.

در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه  و  فیدیبو  قابل دسترسی است.

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. خیلی ممنون برای این مصاحبه و سوالات خوبی که پرسیده شده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا