اخباراخبار ویژه

گفت و گو با دکتر محمد برمر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران با تمرکز بر توسعه صنعت پلی یورتان: اولویت اول ایران، بهینه‌سازی انرژی است، نه اقدامات نمادین زیست‌محیطی

بسپار/ایران پلیمر در میان شاخه‌های متنوع مهندسی پلیمر، پلی‌یورتان یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال چندوجهی‌ترین خانواده‌های مواد پلیمری به شمار می‌رود، موادی با دامنه کاربرد گسترده، از فوم‌های انعطاف‌پذیر و سخت تا پوشش‌ها، چسب‌ها، الاستومرهای مهندسی و عایق‌های پیشرفته. با وجود این ظرفیت گسترده، صنعت پلی‌یورتان ایران همچنان با چالش‌هایی ساختاری در آموزش، تکمیل زنجیره تأمین مواد اولیه، تجاری‌سازی پژوهش و همگرایی دانشگاه و صنعت مواجه است.

این گفت و گو در شماره شانزدهم مجله پلی یورتان ایران منتشر شده است. 

دکتر محمد برمر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران، از جمله پژوهشگرانی است که تمرکز علمی و آموزشی خود را بر این حوزه تخصصی قرار داده است. وی در این گفت‌وگو، از مسیر ورود خود به دانش پلیمر، شکل‌گیری تمرکز پژوهشی‌اش بر پلی‌یورتان و همچنین چالش‌های ساختاری آموزش و توسعه این صنعت در کشور سخن می‌گوید.

برمر: تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی در رشته مهندسی پلیمر ـ صنایع پلیمر آغاز کردم و در ادامه، در مقطع کارشناسی ارشد نیز مسیر خود را در حوزه مهندسی پلیمر ادامه دادم. آشنایی تخصصی من با حوزه پلی‌یورتان به‌تدریج و در مراحل بعدی شکل گرفت. در آن زمان، تمرکز آموزش‌های دانشگاهی عمدتا بر پلیمرهای متداول بود و پلی‌یورتان به‌عنوان یک حوزه مستقل و راهبردی کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت. همین کمتر شناخته‌شده بودن، در کنار ظرفیت‌های فنی و صنعتی قابل توجه این خانواده پلیمری، موجب شد به‌مرور این حوزه برای من جذاب‌تر شود و آن را به‌عنوان زمینه اصلی فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی خود انتخاب کنم.در ادامه، حضور در پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران و تعامل با اساتید و پژوهشگران این مجموعه خصوصا مرحوم دکتر باریکانی که به نوعی پدر این دانش در کشور شناخته می شوند، نقش مهمی در تثبیت این مسیر داشت. پلی‌یورتان‌ها به‌عنوان یکی از پویاترین شاخه‌های علم و صنعت پلیمر، هم از منظر علمی و هم از نظر تنوع کاربردهای صنعتی، ظرفیت‌های گسترده‌ای دارند و همین ویژگی‌ها سبب شد تمرکز اصلی فعالیت‌های من به‌مرور بر این حوزه قرار گیرد.

پلی‌یورتان- از نگاه شما مهم‌ترین چالش آموزش و پژوهش پلی‌یورتان در ایران چیست؟ کمبود زیرساخت، منابع علمی، ارتباط با صنعت یا عوامل دیگر؟ تا چه اندازه محتوای آموزشی فعلی را هم‌راستا با نیازهای واقعی صنعت می‌دانید؟

برمر: متاسفانه مراکز دانشگاهی فعال در حوزه پلی‌یورتان در کشور گسترده نیستند و آموزش این حوزه به‌صورت محدود و پراکنده انجام می‌شود. با این حال، یکی از چالش‌های اساسی‌تر، مسئله تأمین مواد اولیه است که نقش پررنگی در کند شدن روند آموزش، پژوهش و توسعه صنعتی پلی‌یورتان دارد.پلی‌یورتان‌ها برخلاف بسیاری از پلیمرهای دیگر، دامنه وسیعی از مواد اولیه را شامل می‌شوند. از انواع پلی‌ال‌ها با ساختارها و وزن‌های مولکولی متفاوت گرفته تا ایزوسیانات‌های آروماتیک و آلیفاتیک، کاتالیست‌ها و افزودنی‌های متنوع. این تنوع بالا در عین آنکه یک مزیت فنی محسوب می‌شود، در شرایط فعلی کشور به یک چالش تبدیل شده است.در حال حاضر، تولید داخلی ایزوسیانات‌ها محدود است و عملاً TDI و MDI توسط پتروشیمی کارون تولید می‌شود که ظرفیت آن پاسخگوی نیاز کامل صنعت پلی‌یورتان کشور نیست و نیاز به توسعه دارد. در حوزه پلی‌ال‌های پلی‌استری اقدامات نسبتاً مناسبی صورت گرفته، اما در زمینه پلی‌اترها هنوز ظرفیت‌های قابل توجهی برای توسعه وجود دارد. در مجموع، زنجیره تأمین مواد اولیه پلی‌یورتان در کشور کامل نیست و این ناتمام بودن، هم آموزش دانشگاهی و هم پژوهش‌های کاربردی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.این مسئله می‌تواند از مسیرهایی مانند سرمایه‌گذاری داخلی و نیز ایجاد همکاری‌های هدفمند بین‌المللی پیگیری شود. با توجه به روابط موجود با کشورهایی مانند چین، امکان آن وجود دارد که از طریق انتقال دقیق نیازهای صنعت به تصمیم‌گیران و انعقاد تفاهم‌نامه‌های مشخص با تولیدکنندگان خارجی، بخشی از این خلأ جبران شود. همکاری‌هایی که هم منافع اقتصادی طرف مقابل را تأمین کند و هم به توسعه پایدار صنعت پلی‌یورتان در داخل کشور منجر شود.در حال حاضر، در پروژه‌های پژوهشی ناچاریم بسیاری از مواد را در مقیاس آزمایشگاهی تهیه کنیم. اما هنگام توسعه نتایج به مقیاس صنعتی، با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شویم. برای نمونه، برخی پلی‌ال‌ها در کشور موجود نیستند یا تأمین آن‌ها تنها در مقیاس‌های بسیار بالا مانند تانکر یا کانتینر امکان‌پذیر است، در حالی که مراکز دانشگاهی و پژوهشی به مقیاس‌های میانی نیاز دارند. این شکاف موجب می‌شود ارتباط میان پژوهش دانشگاهی و کاربرد صنعتی با وقفه مواجه شود.بنابراین، برای هم‌راستا کردن آموزش و پژوهش پلی‌یورتان با نیازهای صنعت، لازم است به‌صورت هم‌زمان توسعه زیرساخت‌های آموزشی، تکمیل زنجیره تأمین مواد اولیه و ایجاد ارتباط مؤثر و عملیاتی میان دانشگاه و صنعت مورد توجه قرار گیرد.


پلی‌یورتان- به نظر شما چرا بسیاری از دستاوردهای پژوهشی به مرحله تجاری‌سازی نمی‌رسند؟

برمر: این مسئله ماهیتی دوطرفه دارد و هم مراکز آموزش عالی و هم بخش صنعت در شکل‌گیری آن نقش دارند. در سال‌های گذشته، در فضای دانشگاهی تمرکز پررنگی بر مقاله‌محوری ایجاد شد. به‌گونه‌ای که اعضای هیئت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی ناچار شدند فعالیت‌های پژوهشی خود را در مسیری هدایت کنند که خروجی آن عمدتا انتشار مقاله باشد. این رویکرد همچنان ادامه دارد؛ برای نمونه، در مقطع دکتری، بدون چاپ مقاله امکان فارغ‌التحصیلی وجود ندارد.اگرچه در سال‌های اخیر اقداماتی از سوی نهادهایی مانند معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری برای حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و توسعه فناوری انجام شده است، اما نظام ارتقا و ترفیع اعضای هیئت علمی همچنان به‌گونه‌ای طراحی شده که مقاله‌نویسی کم‌هزینه‌ترین و مطمئن‌ترین مسیر پیشرفت حرفه‌ای محسوب می‌شود.نکته مهم اینجاست که وقتی پژوهشگر به‌سمت مقاله حرکت می‌کند، ناگزیر به سمت حل صورت‌مسئله‌های جهانی حرکت می‌رود. مسائلی که عمدتاً توسط کشورهای توسعه‌یافته تعریف می‌شوند. در حالی که مسائل یک کشور در حال توسعه با کشورهای صنعتی تفاوت‌های اساسی دارد. در نتیجه، انرژی، زمان و منابع مالی صرف موضوعاتی می‌شود که الزاماً مسئله صنعت داخلی را حل نمی‌کند و دانش تولیدشده نیز عملاً رایگان در اختیار دیگران قرار می‌گیرد. از هر زاویه که به این روند نگاه کنیم، برای کشور زیان‌بار است.در سوی دیگر، صنعت نیز سهمی در این وضعیت دارد. بخشی از صنعت کشور به واردات دانش فنی یا تولید محصولات با حداقل تغییر و تمرکز بر سودآوری کوتاه‌مدت عادت کرده است. در چنین فضایی، ارتقای کیفیت، توسعه فناوری و سرمایه‌گذاری هدفمند در تحقیق و توسعه (R&D) در اولویت قرار نمی‌گیرد. در حالی که انتظار می‌رود صنعت بخشی از سرمایه خود را به پژوهش اختصاص دهد، نگاه بلندمدت داشته باشد و مسائل واقعی خود را به‌صورت شفاف با مراکز دانشگاهی مطرح کند. سالانه تعداد قابل‌توجهی دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری در رشته‌های مرتبط با پلیمر فارغ‌التحصیل می‌شوند. اگر حتی ۲۰ تا ۳۰ درصد پروژه‌های این دانشجویان به حل مسائل واقعی صنعت اختصاص یابد، می‌تواند تحولی جدی ایجاد کند. متأسفانه ارتباط ساختارمند و مستمر میان دانشگاه و صنعت به‌طور کامل شکل نگرفته است. به همین دلیل، من هر دو طرف، یعنی دانشگاه و صنعت را در این وضعیت مقصر می‌دانم و معتقدم هر دو باید یک گام به سمت یکدیگر بردارند و این همکاری را به‌صورت مستمر ادامه دهند. در این میان، نقش انجمن‌های تخصصی و تشکل‌های صنعتی اهمیت ویژه‌ای دارد. این نهادها می‌توانند از طریق جلسات منظم و تعامل با سیاست‌گذاران، مسائل را منتقل و پیگیری کنند. تجربه نشان داده است که پیگیری مستمر، در نهایت می‌تواند به نتیجه منجر شود. البته باید صادقانه گفت که حتی در درون صنعت نیز همکاری مؤثر و شفاف همیشه وجود ندارد.همچنین در برخی موارد، نبود شفافیت و ثبات در زنجیره تأمین مواد اولیه، یا عرضه مواد مشابه با کیفیت‌های متفاوت تحت یک نام مشخص، موجب اختلال در روند تحقیق و توسعه می‌شود. این مسائل کل زنجیره پژوهش تا تولید را تحت تأثیر قرار می‌دهد و موجب اتلاف منابع می‌شود.تا زمانی که نگاه کلان، شفافیت، همکاری واقعی و اعتماد متقابل میان دانشگاه، صنعت و نهادهای سیاست‌گذار شکل نگیرد، بخش قابل‌توجهی از ظرفیت‌های علمی و انسانی کشور بالفعل نخواهد شد.


پلی‌یورتان- گذار به پلی‌یورتان‌های کم‌خطر و زیست‌پایه را تا چه حد اجتناب‌ناپذیر می‌دانید؟ بزرگ‌ترین مانع فنی این گذار در ایران چیست؟ آیا صنعت آمادگی پذیرش هزینه‌های آن را دارد؟

برمر: حرکت به سمت پلی‌یورتان‌های کم‌خطر و زیست‌پایه در نهایت مسیری اجتناب‌ناپذیر است، اما مسئله اصلی، اولویت‌بندی است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که کشورها تصمیمات زیست‌محیطی خود را متناسب با منافع ملی اتخاذ می‌کنند. برای نمونه، حتی در چارچوب توافق‌هایی مانند توافق پاریس نیز کشورها رویکردی مبتنی بر منافع اقتصادی و صنعتی خود دارند.برای ایران، پیش از هر چیز باید به اولویت‌های حیاتی توجه کرد. یکی از چالش‌های اصلی کشور، ناترازی انرژی است. میزان مصرف انرژی در ایران بالاتر از استانداردهای جهانی است و بخش قابل‌توجهی از این مسئله به ضعف عایق‌سازی ساختمان‌ها بازمی‌گردد. مصرف بی‌رویه انرژی، خود یکی از عوامل مهم تولید گازهای گلخانه‌ای است. اگر بخواهیم از منظر محیط‌زیست نگاه کنیم، در بسیاری از ساختمان‌ها، به دلیل نبود عایق‌کاری مناسب، اتلاف انرژی به‌صورت گسترده رخ می‌دهد. در حالی که از منظر فنی، استفاده از فوم‌های پلی‌یورتانی می‌تواند نقش مؤثری در کاهش این اتلاف داشته باشد.برای درک ابعاد موضوع، کافی است به یک مثال علمی اشاره کنم. بر اساس گزارش‌های معتبر، یک لایه پنج سانتی‌متری فوم پلی‌یورتان، از نظر عایق حرارتی، معادل حدود ۱۷۲ سانتی‌متر دیوار آجری است. یعنی تنها پنج سانتی‌متر پلی‌یورتان می‌تواند جایگزین بیش از یک متر دیوار آجری شود. این مسئله نه‌تنها از نظر مصرف انرژی، بلکه از نظر معماری، وزن سازه و بهره‌وری ساختمان نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. در سال‌های اخیر، اقدامات مثبتی مانند استفاده از پنجره‌های دوجداره و پروفیل‌های UPVC انجام شده، اما مسئله اصلی، بدنه ساختمان است. با توجه به هزینه‌های فعلی ساخت‌وساز، هزینه عایق‌کاری در مقایسه با کل پروژه بسیار ناچیز است، اما اثر آن در کاهش مصرف انرژی، کاملا چشمگیر خواهد بود. پیش از تمرکز جدی بر موضوعاتی مانند آب‌پایه شدن، زیست‌تخریب‌پذیری یا حتی بازیافت، باید مسئله بهینه‌سازی مصرف انرژی را حل کنیم. کاهش مصرف انرژی، به‌طور مستقیم منجر به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود و تأثیر آن برای کشور ما، بسیار بیشتر از بسیاری از اقدامات نمادین زیست‌محیطی است. پلی‌یورتان در این مسیر یک راه‌حل کاملا عملی، در دسترس و اثربخش است. توسعه این صنعت، مستلزم تکمیل زنجیره مواد اولیه، از پلی‌ال‌ها و ایزوسیانات‌ها گرفته تا افزودنی‌ها و فرمولاسیون‌های تخصصی است. اگر این چرخه به‌درستی شکل بگیرد، پلی‌یورتان می‌تواند نقشی کلیدی در تحول اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و صرفه‌جویی در سرمایه‌های ملی برای نسل‌های آینده ایفا کند. در نهایت، نقش رسانه‌ها در این مسیر بسیار حیاتی است. بخش قابل‌توجهی از جامعه از ابعاد واقعی این مسئله آگاه نیست. ما به‌عنوان دانشگاه و پژوهش، وظیفه داریم این واقعیت‌ها را منتقل کنیم و رسانه‌ها نیز باید در فرهنگ‌سازی و آگاهی‌بخشی عمومی نقش فعال‌تری ایفا کنند. واقعیت این است که چاره‌ای جز حرکت در این مسیر نداریم، اما باید آن را با اولویت درست و بر اساس نیازهای واقعی کشور پیش ببریم.


پلی‌یورتان- با توجه به اهمیت انرژی و عایق‌سازی، آیا از طریق تشکل‌های صنفی یا نهادهایی مانند سازمان ملی استاندارد و مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، پروژه یا گفت‌وگوی جدی در این زمینه شکل گرفته است؟

برمر: تلاش‌هایی برای طرح این موضوع و انتقال اهمیت آن به نهادهای مرتبط انجام شده است، اما تاکنون ارتباط مؤثر و عملیاتی به‌صورت جدی شکل نگرفته است. معمولاً در این زمینه به مشکلات ارزی، محدودیت‌های ناشی از تحریم یا موانع اجرایی اشاره می‌شود. این مشکلات وجود دارند، اما نمی‌توانند مانع پرداختن به مسائل اساسی کشور باشند.تجربه نشان داده است که در حوزه‌هایی بسیار پیچیده‌تر نیز، حتی در شرایط محدودیت، پیشرفت‌های قابل‌توجهی حاصل شده است.در حوزه فناوری هسته‌ای یا صنایع دفاعی، دستیابی به دانش فنی حتی بدون تحریم هم کار ساده‌ای نیست. با این حال، ایران در همین شرایط توانسته به جایگاه معتبری دست پیدا کند و امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که در بسیاری از این فناوری‌ها حرفی برای گفتن داریم. به همین دلیل، من تحریم و محدودیت را بیشتر بهانه می‌دانم تا مانع واقعی. اگر اراده وجود داشته باشد، راه‌حل هم پیدا می‌شود. مسئله اینجاست که بخشی از صنعت ما نگاه کوتاه‌مدت دارد، یعنی تا زمانی که یک محصول ساده تولید می‌شود و فروش دارد، احساس نیاز به تغییر یا سرمایه‌گذاری برای آینده وجود ندارد. در حالی که اگر صنعت به موضوع عایق‌سازی به‌عنوان یک مسئله ملی نگاه کند، متوجه می‌شود که این مسیر، نه‌تنها به نفع کشور، بلکه در نهایت به نفع خود صنعت هم هست.

متن کامل این گفت و گو  در فصلنامه زمستان پلی یورتان منتشر و در ایران پلیمر بازنشر شده است. متن کامل این مجله را بر روی سایت انجمن تولیدکنندگان پلی یورتان بیابید. 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا