اختصاصی بسپار/ گفت و گو با دکتر میرحمیدرضا قریشی، عضو هیات علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران: آینده صنعت تایر بهطور جدی تحت تأثیر صنعت خودروسازی و خودروهای برقی خواهد بود

بسپار/ایران پلیمر صنعت لاستیک ایران، صنعتی است که تحولات آن را نمیتوان بدون رجوع به تجربه نسل اول مهندسان و پژوهشگران این حوزه تحلیل کرد. نسلی که همزمان با شکلگیری زیرساختهای صنعتی کشور، در دل کارخانهها، مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها رشد کرد و دانش فنی را قدمبهقدم بومیسازی نمود.
دکتر میرحمیدرضا قریشی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران، از جمله چهرههایی است که مسیر علمی و حرفهای او بهطور مستقیم با تاریخ تحول صنعت لاستیک و تایر کشور گره خورده است. از ورود زودهنگام به واحد تحقیق و توسعه ایرانتایر، تا نقشآفرینی مؤثر در توسعه شبیهسازی فرآیندهای اختلاط، طراحی قطعات لاستیکی و تعامل مستمر با صنعت.
گفتوگوی بسپار با دکتر قریشی، فراتر از یک مصاحبه علمی، روایت یک تجربه زیسته است. روایتی از تغییر فناوری تایر از بایاس به رادیال، از محدودیتهای مواد اولیه تا الزامات تایرهای سبز و خودروهای برقی و از شکاف میان صنعت و دانشگاه تا ضرورت تربیت نسل جدید مهندسان لاستیک. گفتوگویی که تلاش میکند تصویر دقیقی از وضعیت امروز و مسیر پیشروی صنعت لاستیک ایران ارائه دهد.
بسپار- در ابتدا درباره مسیر علمی و حرفهای خود بگویید: چه عواملی باعث شد که تمرکز پژوهشیتان به سمت صنعت لاستیک و بهویژه آمیزهسازی و مهندسی لاستیک جلب شود؟
قریشی: بنده مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه صنعتی امیرکبیر گذراندم. دوره کارشناسی را از سال ۱۳۶۲ آغاز کردم و به دلیل شرایط خاص آن دوران و همزمانی با جنگ، این دوره کمی طولانیتر شد. کارشناسی ارشد را در سال ۱۳۶۶ شروع کردم و نهایتاً در سال ۱۳۶۹ دانشآموخته شدم.
ورود من به صنعت لاستیک به سالهای پایانی دوره کارشناسی بازمیگردد. در آن مقطع، بسیاری از دانشجویان همزمان با آغاز دوره کارشناسی ارشد، به دنبال ورود به صنعت و شروع فعالیت حرفهای بودند. ما هم پیگیر فرصتهای شغلی مختلف شدیم تا ببینیم در کدام بخش میتوانیم مشغول به کار شویم. در همین مسیر متوجه شدم شرکت ایرانتایر، در بخش تحقیقات و توسعه خود به دنبال جذب نیرو است. مدیریت این بخش بر عهده مرحوم مهندس جعفری بود که نقش بسیار مهمی در شکلگیری مسیر حرفهای من داشتند. همزمان با چند نفر از همدورهایهایم، وارد شرکت ایرانتایر شدیم و فعالیت خود را آغاز کردیم. تجربه بسیار ارزشمندی بود و در مدت کوتاهی آموختههای زیادی به دست آوردیم. در آن زمان، صنعت لاستیک نسبت به صنعت پلاستیک از نظر ساختار صنعتی و سطح فناوری، پیشرفت قابلتوجهی داشت و همین موضوع برای من بسیار جذاب بود. با این حال، پس از حدود پنج تا شش ماه، به دلیل برخی مسائل شخصی و خانوادگی، از ایرانتایر جدا شدم. مدتی بعد، به شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک پیوستم؛ مرکزی که مدیریت عامل آن نیز بر عهده مرحوم مهندس جعفری بود. در واقع جزو نخستین نیروهایی بودم که در این مرکز تازهتأسیس مشغول به کار شدم. از اوایل سال ۱۳۶۷ فعالیت خود را در این مجموعه آغاز کردم و تمرکز اصلی ما در آن مقطع، بیشتر بر بنیانگذاری مرکز، فعالیتهای آموزشی و کارهای تحقیقاتی بود.
در سال ۱۳۶۹ و همزمان با پایان تحصیلات دانشگاهی، مرکز تحقیقات پلیمر که امروز با عنوان پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران شناخته میشود، تحت مدیریت زندهیاد دکتر عباسی ابیانه قرار داشت. ایشان که ریاست هیئتمدیره شرکت مهندسی تحقیقات صنایع لاستیک را نیز بر عهده داشتند، در روزهای پایانی تحصیل از من پرسیدند برنامهام پس از فارغالتحصیلی چیست؟ هنگامی که گفتم باید به خدمت سربازی بروم، پیشنهاد دادند از طرح سرباز هیئت علمی استفاده کنم و به مرکز تحقیقات پلیمر بپیوندم.
این پیشنهاد برای من بسیار جذاب بود. با توجه به سابقه فعالیت در صنعت لاستیک، به گروه لاستیک مرکز تحقیقات پلیمر معرفی شدم و فعالیت حرفهای من در این مجموعه از سال ۱۳۶۹ آغاز شد. از آن زمان تاکنون، مسیر کاری من به طور پیوسته در پژوهشگاه ادامه پیدا کرده است. در اوایل دهه ۷۰، بورس اعزام برای ادامه تحصیل به من تعلق گرفت و دوره دکترای خود را در یکی از دانشگاههای انگلستان آغاز کردم. این دوره در سال ۱۳۷۶ به پایان رسید و پس از بازگشت، به مرتبه استادیاری رسیدم. در سال ۱۳۸۱ به دانشیاری و در سال ۱۳۸۶ نیز به مرتبه استادی ارتقا یافتم. در تمام این سالها در پژوهشگاه پلیمر مشغول فعالیت بودهام و اکنون بیش از ۳۵ سال سابقه فعالیت حرفهای در این مجموعه دارم.
از زمان ورود به پژوهشگاه تاکنون، ارتباط بنده با صنعت لاستیک بهطور مستمر، با تولیدکنندگان تایر و قطعهسازان حفظ شده است. این ارتباط هم از منظر پروژههای تحقیقاتی و صنعتی و هم به واسطه تخصص دانشگاهی من در حوزه لاستیک شکل گرفته و ادامه داشته است.
پروژه کارشناسی ارشد من با راهنمایی آقایان دکتر نازکدست و دکتر دبیر انجام شد و موضوع آن مدلسازی اکسترودر لاستیک بود. کاری که در آن زمان جزو فعالیتهای نو و پیشرو در کشور به شمار میرفت. در واقع، ورود من به حوزه شبیهسازی فرآیندهای لاستیکی از همان مقطع کارشناسی ارشد آغاز شد.
این مسیر در دوره دکتری نیز ادامه پیدا کرد. شروع دوره دکتری برای من تجربهای بسیار جالب بود. در این مسیر، نقش دکتر وحید ناصحی بسیار تعیینکننده بود. ایشان از اعضای هیئت علمی مهندسی شیمی و از فارغالتحصیلان دانشکده فنی دانشگاه تهران بودند که پیش از انقلاب برای ادامه تحصیل به انگلستان رفته و دوره دکتری خود را در آنجا گذرانده بودند. دکتر ناصحی به دلیل علاقه عمیق به ایران و توسعه علمی کشور، همواره ارتباط خود را با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی داخل حفظ کرده بودند.
دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه لافبورو، که در آن زمان بخش پلیمر و بعدها دانشکده مواد شد، یکی از مراکز بسیار معتبر در این حوزه بود. بسیاری از چهرههای شناختهشده صنعت پلیمر و لاستیک، از جمله زندهیاد دکتر باریکانی، از این مجموعه فارغالتحصیل شدهاند. دکتر ناصحی در این دانشگاه با دکتر فریکلی، از چهرههای قدیمی و شناختهشده صنعت لاستیک، همکاری داشتند و چندین پروژه صنعتی در زمینه شبیهسازی فرآیندهای اختلاط و میکس لاستیک اجرا کرده بودند. در همان دوره، طرحی وجود داشت که طی آن متخصصان ایرانی مقیم خارج از کشور، به دعوت نهادهای دانشگاهی و صنعتی، به ایران میآمدند و هزینههای این برنامه نیز از سوی سازمان ملل تأمین میشد. دکتر ناصحی در قالب همین طرح چند بار به ایران آمدند و در جریان این سفرها، ارتباط نزدیکی با مرکز تحقیقات پلیمر برقرار کردند. علاقه ایشان به انتقال دانش و تجربه به داخل کشور، نهایتاً منجر به فراهم شدن یک بورس تحصیلی ترددی برای من شد تا دوره دکتری خود را در همان دانشگاه و در قالب پروژههای مرتبط ادامه دهم.
در دوره دکتری، تمرکز اصلی کار من بر شبیهسازی جریان آمیزههای لاستیکی بود. بهطور مشخص، شبیهسازی فرآیند اختلاط در میکسرهای داخلی، بهویژه میکسر بنبوری. تا آن مقطع، مسیر کاری من عمدتاً بر رفتار سیال لاستیک متمرکز بود و کمتر وارد مباحث جامدات و محصول نهایی شده بودیم.
اما پس از بازگشت و با گسترش تعامل با صنعت داخل کشور، به این جمعبندی رسیدیم که تمرکز صرف بر جنبههای سیالاتی کافی نیست و بهتر است به سمت طراحی محصول حرکت کنیم. به همین دلیل، مسیر تحقیقاتی ما به سمت طراحی قطعات لاستیکی و تایر، شبیهسازی تایر و همچنین فرآیند پخت تایر تغییر جهت داد. در این حوزهها پروژههای متعددی با صنعت تعریف و اجرا شد و دانشجویان زیادی نیز در قالب این پروژهها وارد کار شدند که امروز بسیاری از آنها در صنعت مشغول به فعالیت حرفهای هستند.
بسپار-اشاره کردید که طی این چند دهه تغییرات قابل توجهی در صنایع پلاستیک و لاستیک رخ داده است. لطفاً بفرمایید به نظر شما، این تغییرات به طور مشخص تحت تأثیر چه عواملی بودهاند؟
قریشی: توسعه صنعت پلیمر و بهویژه صنعت لاستیک و تایر در ایران، تحت تأثیر مجموعهای از عوامل شکل گرفته است. از سرمایهگذاری پتروشیمیها و تأمین مواد اولیه گرفته تا تربیت نیروی انسانی متخصص و البته همسویی ناگزیر با تحولات جهانی. بنابراین نمیتوان این روند را به یک عامل واحد نسبت داد و در واقع، مجموعهای از مؤلفهها در کنار یکدیگر نقشآفرین بودهاند.
اگر بخواهیم بهطور مشخص به صنعت لاستیک و تایر اشاره کنیم، باید به این نکته توجه داشت که ریشههای این صنعت در ایران به پیش از انقلاب بازمیگردد. در آن زمان، چهار کارخانه اصلی تایرسازی در کشور فعال بودند که همگی بر پایه فناوری تایرهای بایاس فعالیت میکردند. این فناوری بهتدریج و بهویژه پس از انقلاب، دیگر پاسخگوی نیازهای صنعت خودرو نبود.
پس از انقلاب، صنعت تایر کشور بهصورت تدریجی اما جدی، مسیر تغییر فناوری را در پیش گرفت و به سمت تولید تایرهای رادیال حرکت کرد. این تغییر صرفاً یک نوآوری ساده نبود، بلکه یک تحول بنیادین در صنعت تایر محسوب میشد. چراکه تایرهای بایاس عملاً جایگاه خود را در بازار جهانی از دست داده بودند و صنعت خودرو نیز بهشدت دگرگون شده بود. خودروهای قدیمی و کلاسیکی که پیشتر در کشور تولید میشدند، از رده خارج شدند و نیاز به تایرهای متناسب با خودروهای جدید، اجتنابناپذیر شد.
در این مسیر، برخی از کارخانهها نقش پیشگام داشتند. بهعنوان نمونه، شرکتهایی مانند لاستیک بارز و مجموعه کرمان، ابتدا با تولید تایرهای بایاس فعالیت خود را ادامه دادند اما بهتدریج با تغییر نگاه مدیریتی و فنی، به سمت تولید رادیال حرکت کردند. این گذار از فناوری بایاس به رادیال، یکی از بزرگترین تحولات صنعت تایر ایران به شمار میآید؛ تحولی که آثار آن همچنان نیز ادامه دارد.
همزمان با این تغییر، صنعت خودرو کشور نیز دستخوش تحول شد. شرکتهای خودروسازی از تولید خودروهای قدیمی فاصله گرفتند و به سمت پلتفرمها و فناوریهای بهروزتر حرکت کردند. این تغییر، بهطور طبیعی زنجیره قطعهسازی کشور را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ چه در حوزه لاستیک و چه در حوزه پلاستیک. قطعهسازان ناگزیر شدند کیفیت محصولات خود را افزایش دهند و آنها را با الزامات فنی و استانداردهای خودروسازان تطبیق دهند.
در مجموع، میتوان گفت که محور اصلی توسعه صنعت لاستیک و تایر کشور در سالهای اخیر، حرکت به سمت تولید تایرهای رادیال بوده است. مسیری که امروز تقریباً همه تولیدکنندگان داخلی، بهجز یکی دو مجموعه محدود، در آن گام برداشتهاند و محصولات بهروزتری را به بازار عرضه میکنند.
اما مسئله اصلی امروز صنعت تایر فراتر از تغییر فناوری ساخت است. تایرهایی که امروزه تولید میشوند باید با استانداردهای روز دنیا همخوانی داشته باشند؛ استانداردهایی که ریشه آنها بیش از هر چیز در ملاحظات زیستمحیطی، مصرف انرژی، کاهش آلایندگی و ارتقای ایمنی قرار دارد. بر همین اساس، صنعت تایر کشور ناگزیر است مسیر توسعه خود را به سمت انطباق با این الزامات جدید هدایت کند؛ مسیری که چالشبرانگیز اما اجتنابناپذیر است.
بسپار- بله یکی از گرایشهای مهم جهانی در صنعت لاستیک، لاستیکهای سبز و تایرهای با مقاومت غلتشی پایین است. دیدگاه شما در مورد نقش آمیزهسازی (compounding) و انتخاب پرکنندهها برای دستیابی به این اهداف چیست؟
قریشی: حرکت صنعت تایر ایران، در کلیت خود همجهت با بازار جهانی است، اما باید پذیرفت که سرعت این حرکت، مشابه بسیاری از صنایع دیگر کشور، کندتر از روندهای جهانی است. این کندی بیش از آنکه ناشی از ضعف فنی باشد، ریشه در چالشهای عمومی اقتصاد و صنعت کشور دارد؛ مسائلی مانند محدودیتهای واردات، مشکلات تأمین تجهیزات، فرسودگی ماشینآلات و دشواریهای سرمایهگذاری که تقریباً همه صنایع، از جمله صنعت لاستیک و تایر، با آن درگیر هستند.
بهطور مشخص، اگر بخواهیم به وضعیت فعلی صنعت تایر بپردازیم، باید گفت که دانش فنی تولید «تایرهای سبز»، یعنی تایرهایی که از منظر زیستمحیطی قابل پذیرش باشند، تا حد زیادی در کشور وجود دارد. البته نمیتوان ادعا کرد که این دانش بهصورت کامل و صددرصدی در دسترس است، اما بهطور کلی مبانی علمی و فنی آن شناخته شده است. چالش اصلی، نبود سرمایهگذاری کافی برای تأمین ماشینآلات پیشرفته و همچنین دسترسی محدود به برخی فناوریها و مواد اولیه خاص است.از سوی دیگر، چه در سطح بینالمللی و چه در داخل کشور، الزامات و استانداردهای جدیدی در حال اعمال شدن است. امروز حتی خودروسازان داخلی نیز از تایرسازان میخواهند که محصولاتشان با شاخصهای مشخص زیستمحیطی و عملکردی همخوانی داشته باشد. پارامترهایی مانند مصرف سوخت، مقاومت غلتشی، ایمنی، سایش و میزان صدا، به معیارهای تعیینکننده تبدیل شدهاند.
برای مثال، موضوع مصرف انرژی و کاهش مصرف سوخت، یک دغدغه جهانی است. تایرهایی که امروز در داخل کشور تولید میشوند، معمولاً دارای شاخص مقاومت غلتشی در محدودهای هستند که هنوز با استانداردهای روز دنیا فاصله دارد. در حالی که تایرهای خارجی با برچسبهای انرژی مشابه لوازم خانگی به بازار عرضه میشوند و گریدهایی مانند A یا B را در مصرف انرژی، ایمنی و عملکرد ترمزگیری کسب میکنند، محصولات داخلی هنوز در بسیاری از این شاخصها نیازمند بهبود هستند.
در حوزه ایمنی، شاخصهایی مانند مقاومت در برابر سایش و همچنین میزان صدای تولیدی تایر اهمیت روزافزونی پیدا کردهاند. مسئله صدا، بهویژه از منظر زیستمحیطی، بسیار حائز اهمیت است. چراکه بخش قابل توجهی از آلودگی صوتی شهری، ناشی از حرکت تایرها روی سطح جاده است. این پارامترها امروز در استانداردهای جهانی بهصورت جدی مورد توجه قرار گرفتهاند و صنعت تایر کشور ناگزیر است به سمت بهبود آنها حرکت کند.از نظر مواد اولیه نیز محدودیتهایی وجود دارد. اگرچه بخش عمده مواد مصرفی تایرهای سواری در داخل کشور تأمین میشود، اما برای تولید تایرهای با عملکرد بالا و سازگار با الزامات زیستمحیطی، نیاز به مواد خاصی وجود دارد. برای مثال، جایگزینی دوده با سیلیکا در برخی آمیزهها، استفاده از سیلانها، یا بهرهگیری از الاستومرهایی مانند S-SBR، از الزامات تایرهای مدرن است. در حال حاضر، تولید برخی از این مواد در داخل کشور انجام نمیشود و راهاندازی تولید آنها نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین در مقیاس صنعتی است.
موضوع مهم دیگر، حذف روغنهای آروماتیک از صنعت لاستیک است. این روغنها به دلیل اثرات منفی زیستمحیطی و مخاطرات سلامت انسان، سالهاست که در بسیاری از کشورها کنار گذاشته شدهاند و جای خود را به روغنهای سبز و غیرآروماتیک دادهاند. تأمین پایدار و اقتصادی این جایگزینها، یکی از چالشهای جدی صنعت تایر در کشور محسوب میشود.
در کنار همه این مسائل، نباید از محدودیتهای اقتصادی و ساختار قیمتگذاری غافل شد. جایگزینی مواد اولیه و ارتقای کیفیت محصول، بهطور طبیعی منجر به افزایش قیمت تمامشده میشود. اما در شرایطی که قیمت تایر تحت نظارت نهادهای بالادستی قرار دارد و بازار کشش افزایش قیمت را ندارد، دست صنعت برای حرکت به سمت محصولات باکیفیتتر بسته میشود. این موضوع، یکی از موانع اساسی توسعه فناوری در صنعت تایر کشور است.
نکته مهم دیگری که آینده صنعت تایر را بهطور جدی تحت تأثیر قرار میدهد، حرکت صنعت خودروسازی به سمت خودروهای برقی است. هرچند این روند در کشور هنوز در مقیاس محدودی جریان دارد، اما بهتدریج در حال شکلگیری است. تایرهای مورد استفاده در خودروهای الکتریکی، تفاوتهای اساسی با تایرهای متداول دارند و نمیتوان از تایرهای معمولی برای این خودروها استفاده کرد. این تایرها باید مقاومت غلتشی کمتر، تحمل بار بالاتر، توان انتقال گشتاور بیشتر و مقاومت سایشی بالاتری داشته باشند.به بیان ساده، تایر خودروهای برقی نسخه تقویتشده و پیشرفتهتری از تایرهای فعلی است که طراحی، مواد و فرآیند تولید آنها بهمراتب پیچیدهتر است. ورود جدی به این حوزه، نیازمند برنامهریزی، سرمایهگذاری و توسعه فناوری هدفمند در صنعت تایر کشور خواهد بود.
بسپار- با توجه به تجربه شما در صنعت لاستیک، ارتباط صنعت تایر با دانشگاهها و بخش آموزش چگونه بوده است؟
(ادامه دارد …)
متن کامل این گفت و گو را در شماره 279 ماهنامه بسپار که در دی ماه 1404 منتشر شده است، می خوانید.
در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه و فیدیبو قابل دسترسی است.





