اختصاصی بسپار/ یادداشت سیدمحمود کثیریها، عضو هیات علمی دانشکده مهندسی پلیمر و رنگ پلی تکنیک: اندوه خارک

بسپار/ایران پلیمر در اواسط دهه ۶۰ که مشاور شرکت پخش فراورده های نفتی بودم به نقاط مختلف ایران که شرکت پخش مخزن و تاسیسات نفتی داشت با دوستان شرکت پخش سفر کردم، از چابهار تا خرمشهر و تقریبا تمام نقاط ایران. یکبار هم باید به جزیره خارک می رفتیم که البته باید درخواست مجوز ورود می کردیم. سفر انجام شد. برای ورود به جزیره باید از اهواز و با هواپیماهای کوچک شرکت نفت که نیازی به باند طولانی برای نشست و برخاست نداشتند پرواز می کردیم. هدف از مشاوره و بازدید ها هم بررسی خوردگی تاسیسات و پوشش آنها بود.
در آن موقع هنوز متخصصین رنگ دانشکده وارد بازار کار نشده بودند. در خارک وقتی روی اسکله نفتی با آن عظمتی که داشت وارد شدم و کشتی های غول پیکر را برای بارگیری نفت دیدم به سازندگان آن اسکله و نیروهایی که وظیفه نگهداشت و حفاظت آنرا بر عهده داشتند درود و دعا فرستادم. در اثر خوردگی کف یکی از مخازن، فراورده های نفتی آن تخلیه شده بود و نیروهای متخصص مشغول ترمیم آن بودند. از بازار آن که در یک میدان نسبتا کوچکی قرار داشت کمی صنایع دستی بومی خرید کردم. شب در خوابگاه، یکی از دوستان مقیم خارک مطلبی را تعریف کرد که خیلی غمگین و شرمنده شدم. ایشان فرمودند وقتی عراق به خارک حمله کرد بعضی از شناورها را به عنوان سپر دفاعی در مقابل تاسیسات نفتی خارک قرار می دادند. بعدترها در بندر عباس یکی از پرسنل ارشد بندر گفتند که دو کشتی گردش گری و تفریحی میکلانژ و رافائل را هم که در زمان شاه از ایتالیا خریداری کرده بودند مجبور شدند به عنوان سپر دفاعی برای مناطق حساس بندری استفاده کنند.
ایشان گفتند که برای آوردن کشتی ها من هم به ایتالیا رفته بودم. وقتی یکی از کشتی ها، به گمانم کشتی میکلانژ را از آن بندر ایتالیایی به حرکت در آورند جمعیت کثیری در بندر با پرچم ایتالیا در دست اشک می ریختند. دلیل خریدن دو کشتی بسیار زیبای میکلانژ و رافائل این بود که می خواستند سفر های دریایی را برای مردم بین بنادر مختلف ایران مانند کیش و قشم و … فعال کنند. من از کشتی هفت طبقه ای میکلانژ بازدید کردم. چه اتاق های زیبایی داشت. تمام کارد و چنگال و قاشق غذا خوری آنها از نقره خالص بود. افسوس و صد افسوس که عمر این دو کشتی زیبا در جنگ عراق با ایران تمام شد و هر دو برای ابدیت به گِل نشستند 😢.
به هر حال آن دوست در جزیره خارک فرمودند که هوا در خارک بسیار گرم بود و در محیط شرجی آنجا هنگام تردد و به خصوص کار در زیر آفتاب طوری بود که از بدن ما شُر شُر آب می چکید و جزیره هم آب کافی بخاطر جنگ نداشت. ما هر دو یا سه روز حق استفاده از آب در آن محیط گرم و شرجی را فقط بمدت ده دقیقه داشتیم.
افرادی از جزیره خارک و دیگر نقاط ایران عزیز دفاع کردند و کشته شدند، البته بی نام و نشان! که نامشان فقط در پیشگاه حضرت حق ثبت شده و حتی بعضا قبری هم ندارند.
حب الوطن من الایمان. دوست داشتن وطن از ایمان است.
انشاالله نیاید روزی که یک وجب از خاک میهن مورد تعرض دشمنان قرار بگیرد. آمین.





