اختصاصی بسپار/ یادداشت علیرضا میربلوک به بهانه هفته ملی مهارت در شماره مردادماه مجله بسپار: دانایی یا توانایی، مساله این است

بسپار/ایران پلیمر بدون شک، هزار سال پیش، استاد سخن، حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگ، بیت “توانا بود هر که دانا بود” را بیجهت نسروده است و بهدرستی نقش علم، دانش و جایگاه آن را برای بشریت ترسیم کرده اند.
اما آنچه سالهاست برای بنده به یک چالش تبدیل شده، این است که مگر کم سراغ داریم انسانهای دانایی را که وقتی دهان میگشایند، آب دهانمان را قورت میدهیم، اما در حوزه کاری خود هیچ کارآمدی ندارند؟
در اطراف خود چه تعداد دانشآموخته سطح بالا سراغ دارید که چنان از علوم خودرو، سیالات، صنایع غذایی، صنایع سلولزی و… صحبت میکنند که انگار در زمینه تخصصی خود سرآمد هستند، اما افسوس از تشخیص کوچکترین عیب یک خودرو، یک سیستم تهویه و از این دست!
سراغ ندارید استادانی را که در زمینه منابع انسانی کتابها و مقالههای متعدد نوشتهاند، اما وقتی برای مدیریت یک مجموعه کوچک منصوب شدند، تازه معلوم میشود: “تا قیامت عارف ار مِی مِی کند/ تا ننوشد باده، مستی کِی کند.”
چقدر بجاست و فرسنگها فاصله است میان ادعای نظری و توان عملی.
چگونه است که بسیاری از دانشآموختگان علم روانشناسی از توان آرامشبخشی به دو نفر هم محروم هستند؟
باور ندارید “به عمل کار برآید، به سخندانی نیست”؟
اگر تا اینجا با من موافق هستید، برایتان متأسفم؛ چون شما هم مانند من به ابهام رسیدهاید. آیا بهدرستی هر انسان دانایی، تواناست و یا بالعکس هر انسان توانایی الزاماً دانا هم هست؟
آیا سراغ دارید یک مکانیک خوب، یک دندانپزشک خوب، یک لولهکش خوب، یک روانشناس خوب یا یک مدیر موفق که در سالهای اوج موفقیتشان، برای اطرافیان، مشتریان و مخاطبانشان، مدرک یا مقطع تحصیلی او سؤال شده باشد؟ بعید میدانم.
آنچه مسلم است، اطمینان خاطر از تواناییهای آنهاست که این جایگاه را برایشان رقم زده است. مجدد شما را به چالش چندینساله خود دعوت میکنم؛ پس بالاخره دانایی بهتر است یا توانایی؟
موافقید نتیجهگیری خود را با شما به اشتراک بگذارم؟
بنده به این نتیجه رسیدهام که دانش، برای چراییها و آغازها بسیار مهم است، اما در ادامه، که انجام کارها و ایفای نقشها آغاز میشود، توانایی لازم است.
توانایی، ترکیبی از موضوعات گوناگون است که در یک کلام، آن را خبرگی میگویند و انسان خبره، به قطع، انسان ماهری است.
از مطالب بالا که بگذریم، اجازه دهید قدری در زمینه تأثیر مهارت بر شاخصهای کلان اقتصادی کشورها صحبت کنیم.
در کشورهای توسعهیافته، به نقل از سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و سایر نهادهای بینالمللی، آموزش در مهارتآموزی رابطه مستقیمی با رشد اقتصادی، اشتغال و بهرهوری دارد؛ بهحدی که ۲۵ درصد از تفاوت بهرهوری کشورها به میزان تفاوت میان مهارت نیروهای کارشان مرتبط است.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مانند آلمان، سوئیس، اتریش و هلند، نظام آموزش فنی و حرفهای (آموزش دوگانه) باعث شده است انتقال جوانان از مدرسه به بازار کار سریعتر انجام شود و نرخ اشتغال فارغالتحصیلان این دورهها بسیار بالا باشد؛ بهحدی که فارغالتحصیلان فنی و حرفهای در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴ سال، نرخ اشتغالی بالاتر از فارغالتحصیلان آموزش عمومی همسطح خود دارند.
آمارها نشان میدهند کشورهای توسعهیافته، مهارتآموزی را نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری راهبردی برای توسعه پایدار میدانند.
در پایان، به عنوان یک نمونه، کارآموزی داشتیم که برای مشغول به کار شدن در کارخانه ولوو سوئد، به مؤسسه ما آمد، چند دوره مهارتآموزی گذراند و رفت.
سالهاست از راه دور برای ما درود میفرستد و دردش فقط این است که هوا سرد است و دور از وطن است.
علیرضا میربلوک/ به بهانه هفته ملی مهارت





