گفت و گوی بسپار با موسی جعفری، اصالتا افغانستانی و زاده ایران: در حوزه بازیافت تقریبا ۱۰۰ درصد نیروی کار، اتباع افغان بوده اند

بسپار/ ایران پلیمر پیرو تشدید اخراج افغان های غیرقانونی در ایران به نظر می رسد یکی از حوزه هایی که به شدت به حضور کارگران افغان وابسته بوده حوزه بازیافت است. خبرنگار بسپار در گفت و گویی با موسی جعفر با 20 سال فعالیت در زمینه بازیافت پلاستیک، دیدگاه های وی را در این خصوص جویا شد.
جعفری: ما اصالتاً افغانستانی هستیم اما متولد ایران. فعالیتمان را در کارگاهی کوچک آغاز کردیم. ابتدا با آسیاب پلاستیک سر و کار داشتیم و نایلونها را به کندر تبدیل میکردیم. بعدها دستگاه گرانولساز تهیه کردیم و امروز خودمان تولیدکننده دستگاههای بازیافت پلاستیک هستیم.
بسپار_ در خصوص اقدام به خروج گسترده افغان های غیرقانونی، فکر می کنید صنعت بازیافت ایران چند درصد به این نیروی کار وابستهست؟
جعفری: در حوزه بازیافت پلاستیک، تقریباً صددرصد کار در اختیار اتباع افغانستانی بوده است. این حرفه هم از نظر شرایط بهداشتی و هم از نظر سختی فرآیند و زمانبندی کاری، بسیار طاقتفرساست. اکنون که اخراجها آغاز شده، کارگاهها و کارخانههای تولیدی در جنوب تهران با تنها یکسوم نیروی انسانی سابق خود فعالیت میکنند. از طرف دیگر، اجارهبهای بالا باعث شده تولید از لحاظ اقتصادی برای بسیاری از واحدها بهصرفه نباشد.
بسپار_ چه اثرات و نتایجی تا امروز از خروج نیروی کار افغان مشاهده کرده اید؟
جعفری: صنعت بازیافت در کشور یک چرخه اقتصادی گسترده دارد که اکنون عملاً از کار افتاده و میتوان گفت نفسهای آخرش را میکشد. شهرداریها در مناطق مختلف تهران، هر شش ماه یا یک سال، مزایدههایی برگزار میکنند و زبالهها یا ضایعات را به پیمانکاران واگذار میکنند. این بخش، در نگاه عموم با عنوان «مافیای بازیافت» شناخته میشود. اما اگر تولیدات نایلونی یا پلاستیکی بازیافتی خریداری نشود، آن پیمانکار با مبالغ بسیار بالا باید قرارداد با شهرداری را بپذیرد، در حالیکه هیچ بازگشت اقتصادی برایش نخواهد داشت.
از ابتدای زنجیره، یعنی جمعآوری ضایعات، تا انتقال آنها به کارخانههای جنوب تهران و سپس فرآیند تفکیک و آسیاب پلاستیک، یک سیستم فعال بود که اکنون با چالش جدی مواجه شده است. قطع این سیستم به معنای توقف جریان صادرات و واردات مرتبط با آن نیز هست.
نکته دیگر اینکه ضایعات پلاستیکی بازیافتشده به محصولات متنوعی مانند نایلون و سبدهای میوه تبدیل میشوند. اگر این چرخه متوقف شود، هزینه تمامشده سبد میوه افزایش مییابد و در نهایت تأثیر مستقیم آن را در قیمت میوه مشاهده خواهیم کرد.
بسپار_ آیا امکان قانونی کردن فعالیت این افراد و اخذ ویزای کار برای آنها وجود دارد؟
جعفری: متأسفانه اخیراً حتی کسانی که بهصورت قانونی و با ویزا وارد کشور شدهاند هم اخراج شدهاند. البته مهاجران باسابقهتر که متولد ایران هستند و اقامت دارند، مشکلی ندارند. اما افرادی که با ویزای توریستی وارد شده بودند ـ که اغلبشان در کارخانههای بازیافت پلاستیک مشغول بودند ـ هم از کشور اخراج شدهاند.
بسپار_ در آینده این خلا از نظر شما چگونه جبران می شود؟
جعفری: من خودم طرفدار محیط زیست هستم. واقعیت این است که بازیافت در جنوب شهر تهران هیچگاه بهصورت اصولی و استاندارد انجام نمیشد. به همین دلیل شهرداری بسیاری از این واحدها را جمعآوری کرده است. در حال حاضر به احتمال بسیار زیاد، حجم زیادی از زبالهها بهجای بازیافت، دفن میشوند. هرچند هنوز درصد کمی از بازیافت فعال است، اما کافی نیست.
اگر بخواهیم بهصورت اصولی به این موضوع بپردازیم، باید شهرکی تخصصی برای بازیافت ایجاد شود. شهری که از تصفیهخانه آب گرفته تا نیروگاه سوختی که پلاستیکهای غیربازیافتی را به انرژی تبدیل کند، در خود جای دهد. برق تولیدی این نیروگاه میتواند به همان شهرک بازگردد. این مسئله کاملاً قابلحل است و تنها به سرمایهگذاری مالی نیاز دارد.
بسپار_ مجموعه شما با چه چالش هایی مواجه شده است؟
جعفری: خوشبختانه ما چون دارای جواز کسب هستیم، در این زمینه با مشکل خاصی روبهرو نیستیم.





