اخبار

تاب آوری یا فرسودگی اقتصادی؟! مساله این است …

بسپار/ ایران پلیمر در سالی که بنگاه‌های تولیدی هم‌زمان با بی‌ثباتی در عرصه اقتصادی، ناترازی انرژی، جهش های ارزی و کمبود ارز، پدیده بهینه سازی ارزی، تورم افسار گسیخته، محدودیت‌های ارتباطی فراملی و فرسایش سرمایه انسانی دست و پنجه نرم می کنند، به نظر می رسد، پرسش اصلی دیگر “توسعه” نیست.  مساله، صرفا بقا ست. اما آیا بدون توسعه می توان ماندگاری کسب و کارها و صنعت کشور را تضمین کرد؟

صنعت پلیمر و زنجیره‌های وابسته به آن ـ به عنوان یکی از پیشران‌های مزیتی تولید صنعتی کشور ـ اکنون در وضعیتی قرار گرفته که باید همه هنر خود را اگر بتواند به کار ببرد تا با تطبیق‌پذیری فعال، دچار استهلاک تدریجی نشود.

در چنین شرایطی، نشستی تخصصی در دفتر گروه رسانه ای بسپار با حضور  چندین نفر از اساتید دانشگاه و مدیران صنعت پلیمر و پوشش برگزار شد. آنچه در این جلسه مطرح شد، حاوی نقطه نظراتی عملیاتی در اقتصاد پلیمر کشور است که در ادامه می خوانید:

 

حاضرین در جلسه:

  • دکتر حسین نازکدست، عضو هیات علمی پیشکسوت دانشکده مهندسی پلیمر پلی تکنیک تهران
  • دکتر منوچهر خراسانی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و از مشاورین فنی سیماب رزین
  • امیرسعید صنعتکار، مدیرعامل ماشین سازی (تایر و لاستیک) نوین فناور ندا
  • هرویک یاریجانیان، رییس کمیسیون صنعت اتاق تهران، عضو هیات مدیره انجمن سازندگان ماشین آلات و تجهیزات پلیمری و رییس هیات مدیره ماشین سازی خورشید دریای شرق
  • علیرضا میربلوک، مدیرعامل موسسه اندیشه برتر میران (خدمات مهندسی)
  • حمیدرضا شمسایی، عضو هیات مدیره انجمن صنایع پلاستیک استان تهران و مدیرعامل مهرساز گستر پارس
  • محمدرضا شاکری، عضو هیات مدیره انجمن صنفی کافرمایی ماشین سازان و تولیدکنندگان تجهیزات پلیمری، انجمن ملی صنایع پلیمر و مدیرعامل ماشین سازی پارسیان
  • دکتر شروین احمدی، رئیس پژوهشکده پتروشیمی پژوهشگاه پلیمر و عضو هیئت‌مدیره انجمن تولیدکنندگان مستربچ و آمیزه‌های پلیمری ایران

 

موضوعات راهبردی زیر محور گفت‌وگوهای این نشست بود:

 

  • ماهیت و میزان خسارت های ملموس چالش های اقتصادی اختصاصی در سال 1404
  • استراتژی بنگاه‌ها برای عبور از شرایط بحران
  • مهم‌ترین خطای اقتصادی سیاست‌گذار در سال جاری
  • و بالاخره ترسیم افق اقتصادی ۱۴۰۵

 

حمیدرضا شمسایی: در شرایط امروز، کشور نیازمند سیاست گذاری و ساختار و شاکله ای است، که وجود ندارد. دولت تا زمانی که خود را شریک صنعت و بازرگانان می بیند، صنعت رشد نمی کند.

یکی از اساسی ترین مشکلات صنعت، کمبود انرژی است. قطعی برق همه گیر شده است. بعد هم داستان خوراک و مواد اولیه. پتروشیمی ها با ایجاد انحصار فشار زیادی را بر تولیدکننده وارد می کنند. در بخشی که ما هستیم یعنی تولید قطعات خودرو، در شرایطی که افزایش قیمت خودرو توسط شورای رقابت پذیرفته شده، هیچ افزایش قیمتی را برای سازندگان قطعات خودرو قائل نشدند!

ریزش نیروی انسانی هم در ادامه سیاست گذاری های نادرست دولت، امسال در بنگاه ها نمود بیشتری پیدا کرد.

 

بسپار- به شکل تعدیل نیرو یا خروج اختیاری نیروی کار از بنگاه؟

حمیدرضا شمسایی: نه …  نیروی کار خودش می رود! همه ما در تولید و صنعت آمادگی داریم با بهترین شرایط نیروی کار استخدام کنیم و بهترین کالا را هم تولید کنیم. ریزش نیروی شاغل، برای جامعه، تبعات امنیتی دارد. دیدگاه حاکمیت در اداره کشور و اقتصاد باید تغییر کند.

 

هرویک یاریجانیان: ما به عنوان فعالین اقتصادی بخش خصوصی با وجود چالش هایی که اشاره کردید، به ناامیدی می رسیم.

وقتی صنعتی توسعه پیدا نکند، محکوم به شکست است!

علیرضا میربلوک: اگر اجازه بدهید در همین حوزه نیروی انسانی، به بحث تروما اشاره کنم. وقتی یک نفر، عزیزی را از دست می دهد، مدت ها اطرافیان با او همراهی می کنند. حالا وضع امروز جامعه به گونه ای است که آدم نمی داند به چه کسی باید تسلیت بگوید. ما دچار یک ترومای ملی شده ایم (اشاره به اعتراضات دی ماه و سرکوب پس از آن که منجر به کشته شدن هرازان نفر از هم میهنان شد- بسپار) تبعات این ترومای ملی تا سالهای بعد ممکن است در جان نیروی کار و من صاحب کار باقی بماند.

 

بسپار- بله موردی که اشاره کردید تذکر کاملا درستی است. هر چند واکنش درست در همراهی با آن، نیازمند دانش جامعه شناختی و روان شناختی ست که شاید در این جمع دستیابی به آن ممکن نباشد.

 

هرویک یاریجانیان: ابتدای جلسه به برخی چالش های اقتصادی سال اشاره کردید، مساله این  است که نتیجه آنچه که گفتید شکست است.

 

بسپار- واقعیت این است که این شکست مطلق اتفاق نیفتاده و بنگاه ها تا امروز آن را مدیریت کرده اند. هدف این است که این چگونگی را در سطح بزرگتری منعکس کنیم.

 

هرویک یاریجانیان: اجازه بدهید موافق نباشم. صنعتی که توسعه پیدا نکند، محکوم به شکست است. تاب آوری معنایی ندارد. شما وضعیت صنعت کشور را با دیگر شرکای منطقه ای و جهانی طی این سالها مقایسه کنید و نتیجه را ببینید. ما توسعه را در داخل کشور نابود کردیم.

امروز خیلی اتفاقی داستان برند اسمگ را می خواندم. موسس آن فلزکار بوده و امروز یکی از بزرگ‌ترین و لوکس ترین برندهای لوازم خانگی در دنیا را خلق کرده است. آیا ما در کشور، چنین تجربیاتی داریم؟ قطعا و حتما نداریم.

وقتی شما درختی را که در حال به بار نشستن است، نابود می کنید، بعدا نباید انتظار داشته باشید میوه بدهد. ما در سال 57 صنایع خود را به طور کل صفر کردیم. آن زمان 10 سال طول کشیده بود که آقای محسن آزمایش به نقطه ای برسد که در بازار ایران حرفی برای گفتن داشته باشد، یا برادران خیامی در موقعیتی بودند که اتوبوس به چین صادر کنند.

چرا امروز این اتفاق ها نمی افتد؟ به شما می گویم. چون مسابقه ای در دنیا برگزار شد، تمام شد و برنده آن هم مشخص شد.

ما جا ماندیم. الان وقت شروع کردن نیست. اینکه صنایع چند صباح دیگر تاب خواهند آورد، طولانی نیست. همانطور که چند سال پیش در مورد صنعت ماشین سازی گفتیم و اتفاق افتاد. وقتی نتوانیم صادرات داشته باشیم، کار تمام است. فوتوسنتز ما صادرات است. پول خارجی است. ما دسترسی به پول خارجی نداریم.

دولت باید از مداخله گری دست بردارد.

با دستان خود کشور را به جایی کشاندیم که تمامی اقتصاددانان دنیا جمع بشوند هم، نسخه ای نمی توانند بپیچند. این مسابقه تمام شده و ما تقریبا در صنعت خود حرفی برای گفتن نداریم و نخواهیم داشت. سیاست باید عوض بشود. باید در چرخه دنیا وارد شویم. عجیب است که ترکیه مواد اولیه از ایران می خرد و کالایی که به عراق صادر می کند ارزان تر از کالای ایرانی است. مگر می شود؟ چین از آن سوی دنیا محصولی که به عراق صادر می کند، از محصول ایرانی ارزان تر است. خب چرا؟

به عنوان رئیس اتاق ایران و ارمنستان می گویم. ما با تنها 700 کیلومتر فاصله، نمی توانیم صادراتی به ارمنستان انجام بدهیم، چون هیچ مزیت رقابتی نداریم! چه کسی مسبب این بوده، دولت.

بخش خصوصی با همه بلایی که به سرش آمده، امروز به امید آینده دور این میز نشسته. ولی به شما می گویم که نسل های بعدی، دیگر در صنعت نمی مانند! یعنی نه در کار می مانند و نه در کشور.

 

امیرسعید صنعتکار: اگر اجازه بدهید می خواهم نکته ای را شفاف کنم. تعریف تاب آوری چیست؟ در این شرایط ما باید تاب بیاوریم، یا باید خود را تطبیق بدهیم؟ آن چیزی که به طور مزمن همیشه در کنار ما تولیدکنندگان در این سالها بوده، عدم قطعیت در شاخه های مختلف بوده. تغییر مداوم مدیران در سازمان هایی که با آنها همکاری می کنیم و نگاه هر کدام به توسعه با دیگری متفاوت است، یا وضع مکرر قوانین حوزه تولید و صادرات و واردات از سوی حاکمیت. نوسانات نرخ ارز و تورم بالا و … را هم که داریم. همه دوستان مشکلاتی دارند، ما هم در صنعت ماشین سازی تایر و لاستیک مسایل خود را داریم. به نظر من، چیزی که به حیات بنگاه ها در این شرایط اقتصادی کمک می کند، تطبیق پذیری بیشتر با شرایط است.

همانطور که دوستمان اشاره کردند یکی از بزرگترین مشکلاتی که باید در سطح کلان حل بشود، این است که بتوانیم از این اکوسیستم جزیزه ای خارج شویم. شما چه به عنوان ماشین ساز و چه تولیدکننده هر محصول دیگری باید بتوانید در خارج از مارکت داخلی، فروش داشته باشید. که نداریم.

آدم فنی هم نداریم. به عنوان یک کارآفرین و مدیر کسب و کار برای گسترش بازار یا تنوع در فناوری و … به شکل آزاردهنده ای امکان جذب پایدار نیروی انسانی را ندارید.

نکته دیگه جذابیت سرمایه گذاری در مقایسه با سایر بازارهای مالی ست. دو دوتا چهارتای تولید هیچ وقت جور در نمی آید. نه تنها در سطح کارگری فعالیت صنعتی به لحاظ مالی جذاب نیست، برای خود تولیدکننده هم سرمایه گذاری در بازارهای دیگری مثل طلا و مسکن و ارز پربازده تر است قطعا.

 

بسپار- شما اشاره کردید که باید بیشترین تطابق پذیری را در شرایط ناپایدار فعلی کشور در بنگاه ها ایجاد کنیم. راهکاری برای آن دارید؟

 

امیرسعید صنعتکار: بله، من یک فهرستی تهیه کرده ام که بعد از دور اول صحبت دوستان بیشتر در مورد آن خواهم گفت. موضوع تاب آوری را در 4 بخش دیده ام. تاب آوری مالی، تاب آوری حوزه عملیاتی، تاب آوری حوزه سازمانی و بالاخره تاب آوری در حوزه بازار.

 

بسپار- این را هم شفاف کنیم، چیزی که ما امروز تحت عنوان تاب آوری روی آن تاکید می‌کنیم، متوجه هستیم که در عمل فرسودگی اقتصادی بنگاه های ماست. ولی در شرایطی که با آن مواجه هستیم می خواهیم دستاوردی برای برون رفت سلامت از آن داشته باشیم.

 

دکتر منوچهر خراسانی: به عنوان یک فرد دانشگاهی با تولید بیگانه نیستم. هم در تولید بوده ام و هم مشاور واحدهای تولید رنگ و رزین هستم. تصورم این است که وضعیت فعلی ما خیلی با گذشته وضع مملکت بی ارتباط نیست. یک زمانی که مملکت غنی تر بود و ما با این حقارت نفت را نمی فروختیم و سایر منابع هم پر و پیمان بود، وضع اقتصاد روبه راه تر بود. دولت هم کمک می کرد و وام می داد. تنها چیزی که در تمام این سالها نبود، شایستگی بود که مدیران تصمیم گیرنده باید می داشتند و نداشتند. تصمیمات آنها متاسفانه مملکت را در یک سراشیبی قرار داد و وضع امروز ما حاصل تصمیمات قبلی آنهاست. یا شاید حداقل یکی از دلایلش این باشد.

امروز از نظر من تاب آوری این است که بدانیم نمی توانیم دنبال توسعه باشیم. کافیست طوری عمل کنیم که نفس تولید قطع نشود و بتوانیم نیرو های خود را نگه داریم. بدون تعارف ما در یک مملکت قانونمند زندگی نمی کنیم. هر کس لابی بهتری دارد، می تواند تخصیص ارز بیشتری بگیرد. عدالتی در توزیع وجود ندارد. خیلی از شما شاید وزارت صمت رفته باشید. یک نفر با یک لپ تاب نشسته و اگر از شما خوشش بیاد ارز مورد درخواست شما را تخصیص می دهد، یا برعکس!

 

بسپار- یعنی معتقدید محدودیت منابع ارزی وجود ندارد و صرفا با توزیع نامتوازن و ناکارآمد و شبهه دار طرف هستیم؟

 

منوچهر خراسانی: بله فکر می کنم اگر تدبیری وجود داشته باشد، مشکلات کمتر خواهد بود. خیلی از شرکت ها بازرگانی هستند. من مخالف شرکت های بازرگانی نیستم، همسر خودم هم بازرگان است. اما می شود برای تولید، در تخصیص ارز اولویت قائل شد.

امروز وصول مطالبات و به طور کلی تامین مالی بسیار جدی ست. مدیریت موجودی انبارها و تامین پیوسته مشتریان به معضلی تبدیل شده. ممکن است خوشایند نباشد، ولی در حوزه نیروی انسانی راه حل رفتن به سوی اتوماسیون است. برای تاب آوری چاره ای جز تعدیل نیرو نیست.

فشارهای مالیاتی بر تولید هم در سال آینده به نقطه بحرانی خواهد رسید. البته من موافق هستم که مثل کشورهای اروپایی مشوق های مالیاتی وجود داشته باشد به گونه ای که رقبت برای پرداخت مالیات در افراد و شرکت ها درونی شود. نه اینکه در چنین شرایطی با این ناترازی انرژی و تعطیلی های مکرر و قطعی اینترنت و … باز هم فشار بودجه روی مالیات ستانی از تولید باشد!

 

دکتر حسین نازکدست: در دنیایی زندگی می کنیم که همه کشورها و بازارها در ارتباط ساختاری با یکدیگر هستند. امروز در امریکا اگر کسی پسته می کارد، هدف صادارت است و نه صرفا مصرف داخلی. سرمایه گذاری ها بر اساس تفکر و بازار جهانی انجام می شود. در چنین فضایی اگر سیاست به اقتصاد و تولید گره خورد، آن وقت آن چیزی می شود که ما الان گرفتار آن هستیم. در هر حال … نکته ای که من می خواستم به آن اشاره کنم، تاثیر این سیاست های غلط روی فرهنگ مردم است. یک روز در کلاس دانشجویی پرسید: کی این وضع خوب می شود؟ پاسخ دادم: بچه ها اگر شاخه درختی را آفت بزند، آن شاخه را می برند ولی اگر ریشه آفت پیدا کند، کار بسیارسخت می شود.

ما فکر نکنیم اثر این مشکلات اقتصادی که اشاره شد، کوتاه مدت است، نه. فرهنگ مردم ما آسیب دیده. زمان جنگ جهانی دوم، مردم آلمان چغندر و سیب زمینی می خوردند، پول های خود را جمع می کردند و به کمپانی هایی مثل مرسدس و زیمنس می دادند که فرهنگ فنی آلمان آلوده نشود. چون معتقد بودند تکنولوژی که در اختیار دارند، نتیجه 100 سال کارفرهنگی است و اگر آسیب ببیند، از مسابقات فنی عقب خواهند ماند، و نماندند. به خاکستر نشستند ولی بلند شدند چرا که ستون ها هنوز استوار بود و آینده را بر آن سوار کردند.

چیزی که من را نگران می کند، روزمرگی ست. برنامه ریزهای ما دچار روزمرگی هستند. موضوع دیگری که اثر بلند مدت دارد، متاسفانه فساد است.

وقتی از اثر فرهنگی حرف می زنیم، یکی این است که دانشجو دیگر درس نمی خواند. دلیلی نمی بیند. وقتی برای کار درخواست می دهد مدرک دکتری خود را پنهان می کند. چون شرکت ها نمی پذیرند! تحقیق و توسعه ای وجود ندارد که نیازمند دانش آموخته دکتری باشد.

سالها طول می کشد رد پای یک اقتصاد شلخته چینی را از صنعت کشور پاک کنیم.

امروز نیروی فنی خوب را نمی توانیم نگه داریم. 14 سال زحمت می کشیم یک نفر را برای بخش تحقیق توسعه تربیت می کنیم، می رود نمایشگاهی در چین، یک نمایندگی می گیرد، برمی گردد دفتر می زند و می شود بازرگان!

 

بسپار- اگر بپذیریم که بنا به صحبت های آقای هرویک، یک مسابقه ای در دنیا بوده، به پایان رسیده و برنده و بازنده آن هم مشخص شده، برای تولید و صنعت ما چه پیامی دارد؟ آیا معنی آن این است که سیاست گذار اقتصادی باید بنشیند از نو مزیت های تولیدی یا اصلا صرفا بازرگانی کشور را پیدا و دنبال کند؟ (به فرض اینکه اصلا چنین نگرشی در بدنه حاکمیت وجود داشته باشد)

 

دکتر حسین نازکدست: من فکر می کنم  ما باید شرایطی  ایجاد کنیم که مردم به ما اطمینان کنند. متاسفانه شرایط تاب آوری امروز به معنای تسلیم شدن است. مصداق اگر نمی توانی سیستم را اصلاح کنی، خودت هم ملحق شو! الان متاسفانه دانشجوهای ما در امیرکبیر در حال ملحق شدن هستند. طرز تفکر برخی از آنها با فردی در ناصرخسرو که سوادی ندارد، فرقی ندارد، بلکه خطرناک تر است. من نمی خواهم بدبین باشم. هنوز در سن80 سالگی می روم و در دانشگاه درس می دهم اما احساس می کنم این امید کافی نیست.

صنعتی که در آن توسعه نباشد، مرده است.

 

هرویک یاریجانیان: فقط تاکید کنم که منظور من مرگ صنایعی بود که در آن مزیت های رقابتی نداریم. مثلا در صنعت خودروسازی امکان ندارد حریف آئودی بشویم. ولی در همین شیرینی دانمارکی که زحمت کشیده اید و از خیابان ویلا تهیه کرده اید و یک لوگو و شناسنامه 60-70 ساله دارد، مزیت رقابتی داریم! همچنان می توانیم بهترین صادر کننده شیرینی باشیم. وارداتش هم توجیهی ندارد. ولی معتقدم در صنایعی که مزیت داریم، باید تخت گاز حرکت کنیم ولی در بخش هایی که مزیت نداریم، اصرار نکنیم.

 

دکتر شروین احمدی: اجازه بدهید من به عنوان جلسه، همانطور که اشاره ای هم شد، نقد داشته باشم.

معنی تاب آوری این است که ما یک اقتصادی داریم می خواهیم آن را از یک گذرگاه یا نقطه بحرانی عبور بدهیم و آن را به ادامه حیات خود بازگردانیم. ولی ما امروز در جایگاه تاب آوری نیستیم. ما در وضعیت استهلاک و فرسودگی هستیم.

اقتصاد ما از سال 1963 تا 1979 رشد داشت، در زمان جنگ شاهد افت اقتصادی بودیم و بعد دوباره پیشرفت هایی داشتیم و سومین اقتصاد بزرگ منطقه بودیم. تا سال 1380 که عقب گرد کردیم. امروز اقتصاد عربستان تقریبا 6 برابر ایران است. و اسرائیل 9 برابر! اصلا جایگاهی نداریم.

شما می پرسید چه اتفاقی افتاده که زنده مانده اید؟ به شما می گویم. تنها اتفاقی که باعث زنده ماندن ماست، افت ارزش پول ملی است! ما 80 میلیون آدم را با هم فقیر کردیم.

من می روم وام می گیرم و ارزش بازپرداخت بدهی من سال دیگر پایین آمده. حالا در چنین شرایطی چه کسی بیشتر سود می کند؟ کسی که “وصل” است و می تواند منابع بیشتری جذب کند. اینها عموما پول را خرج اقتصاد هم نمی‌کنند. من نوعی که ماشین آلات می خرم، سال دیگر اینها برای من تبدیل به پول نمی شود. ولی آنها منابع را به طلا و خودرو و ملک تبدیل می کنند و … . اینجاست که قله های بزرگ پول را می بینیم و صنعت به زمین دزدسالاران تبدیل می شود.

اقتصاد کلیپتوکراس رشد می کند در حالیکه اقتصاد معمول، امکان سرمایه گذاری ندارد. اقتصاد خرد خاموش و به اقتصاد دلالی تبدیل می شود. تا جایی پیش می رویم که مردم قدرت خرید محصول را داشته باشند، مثلا همین شیرینی که دوستمان گفت. تا جایی پیش می رویم که قدرت خرید همین را هم مردم از دست بدهند. اینجا آن دزدسالار هم در ایران نمی ماند. بچه ها و پول ها را خارج می کند و اقتصاد کشور collapse می کند.

چیزی که من می بینم این است که ما در لبه پرتگاه فروپاشی اقتصادی هستیم.

 

دکتر حسین نازکدست: چند درصد از سرمایه داران جهان پول خود را جایی غیر از کشور خود سرمایه گذاری می کنند؟ ریشه فرهنگ های خراب، تبعیض است و  نقطه خطر اینجاست.

 

دکتر شروین احمدی: اجازه بدهید با این صحبت شما یک مقدار مخالف باشم. دنیای جدید به سمت جهان وطنی می رود. سرمایه هم جایی می رود که امن تر باشد.

تعداد ایرانی های خارج از کشور 8 تا 10 میلیون نفرند و حدود 60 درصد این افراد در نقاط حساس اقتصادی دنیا فعالیت می کنند. شما این حجم قدرت فکری و پولی را تصور کنید.

در عین حال همانطور که دکتر فرمودند، باید به صورت فرهنگی و ریشه ای درست بشود.

 

محمدرضا شاکری: نتیجه تحقیقی را می خواندم که می گفت اکثر فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف در حوزه تامین مالی فعال هستند. این اهمیت موضوع را نشان می دهد.

با دوستان موافق هستم که عدم توسعه معادل شکست است. اگر تکنوکراسی صنعت ایران را در دهه 40 بررسی کنیم، ریشه های انقلاب 57 را می توانیم پیدا کنیم.

برخی می گویند جمهوری اسلامی از پس امریکا و اسرائیل بر می آید ولی از پس چای دبش و بابک زنجانی ها و انصاری ها، نه! ولی چه چیزی اینها را ساخته است؟ دولت‌ها و حاکمیت‌ها 5 درصد افکار خود را وسط می گذارند و 95 درصد بقیه را از جامعه بازخورد می گیرند. یعنی چیزی که اتفاق افتاده، خود ما بوده ایم. یعنی اگر من هم آن بالا بودم، رانت خواری می کردم و اگر نکرده ام شاید در دسترسم نبوده است.

من ندیده ام که در وزارتخانه های مختلف یک نفر یک کار درست انجام بدهد. حتی در اتاق بازرگانی که نماینده خود ماست. یکی از ما هم اعتراض نکرده.

دقت کنید ببینید چه صنایعی در کشور رشد کرده اند؟ هر صنعتی که رانت بیشتری داشته. البته معتقدم در سال 1405 با توجه به حذف نرخ ارز ترجیحی، خیلی از مواد پلیمری مزیت صادراتی خود را از دست میی دهند. بازار داخل هم که در رکود است، از آن سو دولت هم بخش بزرگی از بودجه سال آتی خود را از محل درآمدهای مالیاتی پیش بینی کرده. دست دولت در جیب تولیدکننده است.

من مطمئن هستم اگر هر کدام از این آقایان که اینجا هستند در چین کارخانه داشتند، جزو ده برند اول دنیا بودند. افسار جامعه دست حاکمیت است. من اعتقاد دارم انقلاب جمهوری اسلامی برای این بوده که صنعت رشد نکند و به عبارتی این انقلاب، انقلاب بازار، علیه تولید بوده است. ما هر وقت در کشور پول داشتیم، پول نفت، فرقی هم نمی کرد در زمان کدام رییس جمهور باشد، به زیرساخت بی اعتنایی کردیم! و ضریب دلالی را افزایش دادیم. ذات انسان هزینه فایده را می فهمد.

ما این فضا را به دولت ها دادیم که به اینجا برسند. حالا کدام قسمت تاب آوری در کنترل من است؟

به نظر من امروز دولت در وضعیت خلع سلاح است و بخش خصوصی، تشکل ها و بنگاه های اقتصادی باید کاری کنند. امروز دولت شنونده است. مطالبه گری ما نباید بر مبنای مصلحت فردی یا درون گروهی باشد. باید ملی باشد.

 

هرویک یاریجانیان: شما می دانید که ما در تشکل، حریف همسو کردن برخی همکاران نشدیم، چه طور انتظار دارید در کمیسیون های اتاق حریف دولتمردان بشویم؟

اجازه بدهید به یک واقعیتی اشاره کنم. مشکل فعلی اقتصاد ما بانک مرکزی است.

اندازه اقتصاد ایران 85 به 15 دولت در مقابل بخش خصوصی است. تا چنین نسبتی هست، آش همین آش است و کاسه همین کاسه. رضا پهلوی هم بیاید، همین است! در این مملکت قبل از هر چیز باید تکلیف بانک مرکزی روشن بشود.

 

دکتر شروین احمدی: بانک مرکزی اگر مستقل باشد، همه مسایل حل می شود. مشکل اینجاست که استقلالی وجود ندارد. گیر دولت است.

 

دکتر حسین نازکدست: مسوولیت دولت ها این است که مانع بروز زمینه های فساد در جامعه باشند. اگر دولتی خود استعداد فساد داشته باشد، جامعه نیز به همان سمت کشیده می شود. جامعه ایرانی که ذاتا فاسدپرور نبوده است! این هرج و مرج اجتماعی و فساد از کجا آمده؟

 

دکتر شروین احمدی: نکته اینجاست که بانک مرکزی، بزرگ ترین وظیفه اش حفظ ارزش پول است. به جای انجام این وظیفه، پشت دولت می ایستد. بزرگ ترین بدهکار جامعه کیست؟ دولت. آخر سال با چاپ کردن پول، درآمد دولت را بالا می برد و همزمان تورم، دارایی های بقیه را می بلعد.

 

بسپار- و چشم انداز سال آینده و بزرگترین ریسک های آن چه خواهد بود …

 

محمدرضا شاکری: من معتقدم در سال 1405 روند صادرات شرکت های پلیمری کاهش پیدا می کند. بازار داخل کوچکتر می شود و بزرگ ترین مشکل شرکت ها، تامین نقدینگی خواهد بود.

دولت باید بداند شورش کارگری محتمل است.

 

بسپار- در مورد تامین نقدینگی، دولت از یک بسته 700 همتی رونمایی کرده که بعد از جراحی اقتصادی و با هدف حمایت از تولید توزیع شود. آیا این به نظر شما کمک کننده است؟

 

محمدرضا شاکری: واقعیت این است هر جایی که دولت، پولی توزیع می کند، به ما نمی رسد! رانت است و در اختیار عده ای معدود.

 

دکتر شروین احمدی: آزموده را آزمودن خطاست. معروف است که در شوروی سابق، یک روز مردم شیر آب را باز کردند و دیدند آب نیست، کلید را زدند و دیدنت برق نیست. در مارکت ها چیزی برای خوردن وجود نداشت و فروپاشی اقتصادی مشهود بود. وضعیت کنونی ما سه مزیت نسبت به شوروی آن روز دارد.

  1. امکان مطالبه گری همچنان وجود دارد پس باید صحبت کرد.
  2. دولت پایه ارتزاق خود را بر مالیات ستانی گذاشته. این خیلی خوب است. دولتی که می خواهد حقوق کارمندان خود را از محل مالیات پرداخت کند، باید فکری به حال واحدهای تولیدی بکند که امکان پرداخت مالیات را داشته باشند. پس بسته های حمایتی مثل همین بسته هفتصد همتی را پیشنهاد می کند که کورسویی از امید را دارد.
  3. ایران برخلاف ملت های دیگر، یک ملت واحد است و نیروی گریز از مرکز وجود ندارد. این موضوع حتی در شرایط سخت، موجب انسجام بیشتری هم هست.

پیش بینی بنده برای 1405 این است که ما تا لبه پرتگاه می رویم ولی داخل پرتگاه نمی افتیم.

هشدار در مورد ایران این است که اگر اقتصاد آن به صورت کلی بخوابد، امکان زنده شدن آن وجود ندارد.

 

حمیدرضا شمسایی: به سال 1405 امیدوار نیستم. مسئولین ما ناکارآمد هستند. در حالیکه تراز تجاری کشور منفی ست، ارز ترجیحی را به خودروساز چینی می دهند!

چرا برق خودروساز قطع نمی شود ولی برق آقای شاکری قطع می‌شود؟ ناعدالتی همواره وجود دارد. ما باید کل ساختار اقتصادی سیاسی را تغییر دهیم. باید مدیر بیاوریم. بانک مرکزی صنعت مملکت را به گروگان گرفته است. بیش از 300 روز است که یکی از تخصیص ارز های واحد ما گم شده. آن روز دلار 70-60تومان بود. امروز چند شده؟

اگر همین روال وجود داشته باشد، امیدی به سال 1405 ندارم. شما بهترین ماشین را داشته باشید، راننده نداشته باشید به چه کار می آید؟ بهترین شرکت های نساجی و خودرو سازی را داشته باشید ولی نیروی انسانی مناسب نداشته باشید چه خواهید کرد؟ همه جای دنیا قشر آسیب پذیر دارد، متوسط و مرفه هم دارد و اینها با یک شیب ملایمی از هم قرار دارند. در کشور ما طی کردن فاصله بین طبقات اجتماعی با صخره نوردی ممکن است.

 

دکتر شروین احمدی: چیزی که باید دقت کنیم این است که اقتصاد، عدالت محور نیست. اقتصاد عدالت محور می شود اقتصاد کمونیستی …

 

علیرضا میربلوک: فضای جلسه کاملا منفی است، تعارف هم نداریم. جایی که امروز هستیم نتیجه یک مسیر و یک فرآیند حداقل 120 ساله است.

کشوری که  20 سال بعد از انقلاب مشروطه، صاحب نفت شد، دید می تواند از زمین چیزی در آورد که خرج مردمان کند و کشور را بچرخاند. من همیشه دوست دارم کسی این سوال را پاسخ بدهد که اگر همین جمهوری اسلامی بدون تحریم جلو رفته بود، ممکن بود اینقدر حس منفی نسبت به آن داشته باشیم؟ فارغ از اینکه افکار ایدئولوژیک آن را قبول داریم یا نه.  بخشی از آنچه بر سر ما می آید، به موقعیت ژئوپلیتیکی ما ربط دارد و تابع حاکمیت ها نیست.

تعبیر من از تورم این است که برای مدیران ناتوان مثل من عالی است. ما می توانیم پشت آن پنهان شویم. اما برای کارمندان و کارگران بدبختی است. من نه کاسب رکودم و نه کاسب رونق. برای سال آینده تامین منابع مالی اهمیت خواهد داشت. انعطاف پذیری هم به بقا کمک خواهد کرد.

 

محمدرضا شاکری: هژمونی قدرت جهانی می گوید نمی‌شود شما هم نفت داشته باشید، هم گاز، هم معدن، هم اورانیوم، هم صنعت، هم گردشگری و … . توازن است که دنیا را سر پا نگه می دارد …

 

علیرضا میربلوک: همینطور است. من در گذشته در کارهای تشکلی بودم. بعد از برجام، بخش خصوصی هیات های اقتصادی را از کشورهای مختلف به ایران آورد. ما هم در آنجا نقشی داشتیم. یک روز در سالن اجلاس سران به یکی از رفقا گفتم این همه آدم آمده اند، یک امریکایی در بینشان نیست! آیا زیر میز نخواهند زد؟ و زدند.

 

امیرسعید صنعتکار: من همیشه مثالی دارم آن هم این است که در زمین فوتبال وقتی توپ در اختیار مدافع است، گزینه‌های زیادی دارد تا توپ را به نفر بعدی بسپارد ولی وقتی این توپ در اختیار فوروارد است، انتخاب های زیادی ندارد، باید تصمیم بگیرد و سریع اقدام کند. امروز سازمان های ما در محوطه جریمه هستند. انتخاب های زیادی برای حیات و بقا ندارند.

من راهکار های این نوع تاب آوری را به چند دسته تقسیم کرده ام.

  • تاب آوری در بخش مالی: مدیریت نقدینگی، کنترل هزینه های ثابت برای سازمان های کوچک تر، تنوع بخشی به درآمدها. مثلا برای سازمانی مثل ما که ماشین آلات صنعت تایر می ساختیم، شاید خوب باشد که آن را به ساخت ماشین آلات رابر هم توسعه بدهیم و تنوع بیشتری ایجاد کنیم.
  • تاب آوری عملیاتی: کاهش وابستگی به تامین کنندگان و تنوع بخشی به آنها. دسترسی به کالاها و مواد اولیه در سال آینده به مراتب سخت تر خواهد بود. گسترش بومی سازی از دو منظر می تواند دیده شود، می تواند خوب و مانع ارزبری باشد، می تواند ما را از تکنولوژی های روز دنیا عقب بیندازد.

 

  • تاب آوری سازمانی: نیروی کار مساله بسیار مهمی است. شما همواره دنبال نیرو هستید. از طرفی به نظر می رسد افزایشی تا 60 درصد در حقوق پایه خواهیم داشت. یا دو بار افزایش حقوق در سال مطرح شده است. در عین حال درآمدهای بنگاه ها هم کمتر خواهد بود. شاید یکی از راه حل های موجود، تیم های چند مهارته باشند. صرفا نمی توانیم افراد را برای یک کار مشخص داشته باشیم. سازمان ها باید شرایط حل مساله در بازه زمانی کوتاه مدت را داشته و انعطاف پذیر باشند.

 

  • تاب آوری در بازار: تغییر در مدل های فروش، توجه به خدمات پس از فروش بیشتر. من خودم سال 1405 را عمدتا سال نرم افزاری می دانم تا سخت افزاری. شاید پروژه های بزرگی نداشته باشیم ولی پروژه های کوچک تر در قالب خدمات و نگهداری و بهینه سازی قابل انجام هستند. یکی از مرگبار ترین مسائل هم نقدینگی خواهد بود که در سال 1405 همه با آن مواجه خواهیم شد.

 

محمدرضا شاکری: من فکر کردم  برای حیات و بقای سازمانها، در بحث نقدینگی می شود گروه هایی جمع کرد، هر کس بخشی از کار را در دست بگیرد و زنجیره ای تشکیل شود، و با سفارش کار در داخل زنجیره، نیاز به نقدینگی هر واحد را کاست.

ولی چون در رابطه با حقوق کارگرها نمی شود، تمهیدی داشت، باید حاشیه سود را کمتر کرد.

خوب است شرکت های مدیریت صادراتی ایجاد یا پیدا کنیم یا در همکاری با بازرگانانی قرار بگیریم که تا امروز واردکننده بودند، امروز از آنها بخواهیم که به فروش محصولات ما در بازارهای منطقه ای و جهانی کمک کنند.

آن بخش هایی هم که در رابطه با دولت امکان تصحیح دارد که باید از طریق تشکل ها پیش برد. قرار بود سهم مالیات تولید کاهش پیدا کند که در بودجه سال آینده دیده نشده است. جذب تسهیلات ارزان به عنوان واحد دانش بنیان و تسهیل شرایط فروش برای مشتریان از دیگر راهکارهایی ست که به ذهنم می رسد.

 

بسپار- خیلی خوب است که فعال اقتصادی ما آنقدر امیدوار به بازارهای صادراتی ست. تعامل با بازارهای جهانی را دور از دسترس نمی داند. آن هم در فضایی که همه ما از آن مطلع هستیم، زیر سایه تهدیدات نظامی.

 

امیرسعید صنعتکار: اتفاقا یکی از بخش هایی که به حیات دائمی سازمان های ما کمک می‌کند، همین است. اینکه به نوعی امکان صادرات برای محصول یک سازمان فراهم کنیم که شامل صادرات خدمات مهندسی هم می شود.

 

دکتر منوچهر خراسانی: در شرایط موجود اصلا نباید به دولت امید بست. ما عدم شایستگی مدیران گذشته را نیز کنار بگذاریم، سازوکار غلط است.

نمی دانم دوستان کسی اینجا استایرن مصرف می کند یا نه. شرکت ما از پتروشیمی خرید می کرد. مدیران پتروشیمی تصمیم گرفتند این ماده را به هند صادر کنند. استایرن در بازار کم شد و مجبور به واردات شدیم. از کجا؟ از هند! یعنی بعضا حتی محموله از ایران حرکت هم نمی کرد و خارج نمی شد!

کشور ما پتانسیل هایی در مواد اولیه و تبدیل و تکمیل آنها دارد. من تا بازارهای افریقای جنوبی را بازدید کرده ام. بازار این منطقه بسیار بکر است. تمام بازارهای حوزه خلیج فارس هم از دبی تا عربستان، تماما مصرف کننده هستند.

بحث تحریم ها را هم فراموش نکنیم. عدم کیفیت در خیلی از تولیدات کشور، ریشه اش عدم ورورد فناوری ها به دلایل تحریمی است که البته باز هم مسبب آن دولت است.

 

دکتر شروین احمدی: راهکار من برای حفظ بنگاه در سال 1405 به سه بخش تقسیم می‌شود:

  • منابع و مدیریت آن. شاید حتی تولید نکردن محصول برای ما بهتر باشد.
  • حفظ نیروی متخصص و حذف نیروهای غیر متخصص. چاره ای جز این نداریم.
  • و صادرات.

اخیرا همانطور که مطلع هستید، دولت عوارض صادراتی را بر مواد خام و نیمه خام وضع کرد و کامپاندها را هم در زمره آنها قرار داد. آیا کامپاند ماده خام است؟! این موضوع بار دیگری بر دوش این صنعت خواهد بود.

مهم ترین وظیفه و مسوولیت تشکل ها این است که به نفع صادرات هر تعدیلی را که ممکن است، محقق کنند.

 

بسپار-  از همه دوستان برای فرصت این گفت و شنود متشکرم.

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا