اخباراخبار ویژه

سرمقاله شماره 277 مجله بسپار در آبان ماه/ تشکل ها آنچنانکه هستند، آنچنانکه می توانند باشند

بسپار/ ایران پلیمر تاریخچه تشکل ها در ایران به دوران قاجار و گردهم آیی های خودجوش بدنه سنتی بازار و تجارت کشور برمی گردد، تا بعد که در زمان پهلوی ها، ساختاریافته تر شد و توسعه پیدا کرد. بعد از انقلاب 57 با توجه به مقابله هایی که با ساختارهای این چنینی وجود داشت، کم رنگ شدند، اما می توان گفت که دهه 70 دوران شکوفایی دوباره ی تشکل های خصوصا تخصصی و صنعتی بود.

در تعریف نقش انجمن ها و تشکل ها در هر جامعه، باید آنها را واسط میان دولت، بخش خصوصی و بازارها دانست. مطالعات سازمان های بین المللی نشان می دهد که ارتباط مستقیم و معناداری میان تشکل های قدرتمند در کشورهای مختلف و پیامدهای قابل توجه و مثبت اقتصادی وجود دارد. تشکل ها در واقع موتور محرک و سرعت بخش توسعه اقتصادی هستند. آنها با تهیه و تولید اطلاعات و گزارش های بازار و فنی (و آموزش)، مشارکت در تدوین شاخص ها و استانداردها، نمایندگی اعضا، تقویت صداها، لابی گری و مطالبه گری، تجمیع توانمندیها، همکاری های بین بنگاهی و ایجاد پلتفرم های نوآوری تولیدی و صادراتی و … تلاش می کنند تا وضعیت کسب و کارها را ارتقا دهند.

با اینحال در ایران همواره چالش هایی در مسیر این تشکل ها وجود داشته و به رغم گاها تعدد و تنوع تشکل ها در کشور، از سوی حاکمیت همیشه ضعیف نگه داشته شده اند.

گذشته از سیاسی کاری ها، اگر از ابتدای زنجیره به این بخش نگاه کنیم، گوناگونی و فراوانی نهادهای صادرکننده مجوز، از وزارت کار و صمت تا وزارت کشور و اتاق، تا وزارت تعاون و علوم به عنوان تنها بخشی از مراکز صدور مجوز برای فعالیت های جمعی و گروهی صنفی صنعتی، موجب شده تا این تشتت و موازی کاری ها و همپوشانی ها، کیفیت اثرگذاری تشکل ها را هم تحت تاثیر قرار دهند.

از طرف دیگر عدم استقلال این تشکل ها و دست کم عدم شفافیت کافی در عملکردها، یک بار دیگر و باز هم، تشکیک هایی را در میزان و نحوه عملکرد ایجاد می کند.

به اینها باید محدودیت های ارتباطی و تبادلات از هر دست، با همتاهای بین المللی را هم اضافه کرد.

البته که برخی تشکل ها در راستای اهداف تعریف شده برای خود و منافع جمعی اعضای تحت پوشش بسیار هم موفق بوده و توانسته اند از خود کارنامه ای قابل دفاع برجای بگذارند.

با اینحال تعامل لازم میان بخش خصوصی (که تشکل ها آنها را نمایندگی می کنند) و حاکمیت در جایگاه سیاست گذار، قانونگذار و مجری، در این سالها مکررا فراز و فرودهایی را تجربه کرده و هیچگاه در نقطه ایده آل قرار نداشته است.

شاید برای ساده سازی بتوان برای حداکثر کردن توان و خروجی انجمن ها، آن را در سه بخش زیر نظر گرفت. اول، تعریف درست، متناسب و مشترک اهداف، دوم، انتخاب نمایندگان واقعی با توان و برنامه مشخص، و سوم شناخت اهرم های لازم برای پیشبرد اهداف تعریف شده و مقابله با تصمیم سازی هایی که مانع تولید و تجارت آزاد است.

اگر فعالیت تشکلی را هم مثل خیلی از فعالیت های دیگر نیازمند دانش، تخصص و تجربه بدانیم، چیزی که در این سالها در تشکل های مربوط به دانش و صنعت پلیمر کمتر به آن توجه شده، قائل شدن نقش مشورتی برای افراد دارای پتانسیل های مفید تشکلی ست. خصوصا اگر به هر دلیل مایل یا مجاز به حضور در تشکل ها نباشند. این رویکرد هم راه را برای چرخش افکار متکثر، در یک تشکل باز می کند و هم راه را بر روی دستاوردهای تجمیع شده در گذشته نمی بندد.

خوب است که تشکل ها، شوراهای مشورتی را جدی بگیرند و همچنانکه نتایج وجود چنین شوراهایی را در سایر ارکان دنبال می کنند، در میان خود نیز آن را بپذیرند.

 

تبسم علیزادمنیر 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا