سرمقاله شماره 278 ماهنامه بسپار در آذرماه/ چرا صنعت ماشین سازی مهم است؟

بسپار/ ایران پلیمر راستش موضوع فقط صنعت ماشین سازی نیست. قبلا هم نوشته ایم که مهم، داشتن یا نداشتن نقشه راه در کشور است. نقشه ای که قرار بوده در قالب برنامه های توسعه، مسیر و مقصد همه و همه چیز، و همچنین امور اقتصادی را مشخص کند.
نخستین برنامه توسعه (تحت عنوان برنامه عمرانی کشور) در سال ۱۳۲۷ تدوین و به مدت ۷ سال به اجرا در آمد. در دوران پهلوی دوم و در حدفاصل سال مورد اشاره تا 1356 پنج برنامه توسعه نوشته شد و ششمین آن به دلیل وقوع انقلاب 57 ناتمام رها شد.
نخستین برنامه توسعه پس از انقلاب هم با چندین سال توقف مطلق، در سال ۱۳۶۸ و با هدف اهم بازسازی خسارت های ناشی از جنگ هشت ساله نوشته شد که پس از آن به ترتیب در برنامه های دوم تا هفتم (در حال اجرا) تداوم پیدا کرد.
نکته قابل توجه اینکه به استناد پژوهش های انجام شده در خود بدنه حاکمیت، میزان تحقق اهداف این برنامه ها هرگز بیش از 30 درصد گزارش نشده است!
در توصیف دستیابی سند راهبردی کلان دیگر کشور یعنی سند چشم انداز بیست ساله در افق 1404 به شاخص های تعریف شده هم، همین بس که قرار بوده امسال، ایران جایگاه نخست اقتصادی، علمی و فناورانه را در منطقه آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) کسب کند!
بگذریم.
صنعت پلیمر خصوصا در سالهای اخیر نشان داده که با ساختار خصوصی و مبتنی بر مزیت نسبی و ارزش آفرینی خود در کشور، علاوه بر توان تامین بخش بزرگی از نیازهای کشور، توان صادراتی و ارزآوری دارد و بسیار بیشتر از صنایع شناخته شده بالادستی خود می تواند تحریم ها و فشارهای فراملی را تعدیل کند.
در این زنجیره تبدیل و تکمیل از محصولات پتروشیمی تا محصول نهایی، با هدف رفع موانع تولید و ایجاد روند سیال ارزش افزوده، بسیار گفته و شنیده شده، با این حال کمتر به سراغ صنعت ماشین سازی فرآیند رفته ایم.
بازاری که در سال ۲۰۲۴ میلادی ارزشی 46 میلیارد دلاری ثبت کرده و پیش بینی شده تا سال 2035 با نرخ رشد سالانه نزدیک به 4 درصدی به بیش از 70 میلیارد دلار برسد.
سهم ما از این بازار چه قدر است؟
اصلا سهم را فراموش کنیم که حضور نوظهوران (چند دهه ای) این بازار، از چین تا هند و ترکیه و … بخت ما را برای داشتن جایی و سهمی در بازار جهانی به کورسویی تبدیل کرده است، سوال این است که در سالهای محدودیت های ارزی یا برخی سیاست های حمایتی بومی، چگونه صنعت ماشین سازی ایران ساخت نه تنها نتوانست عمق ساخت داخل را تعمیق کند، بلکه در خیلی از حوزه ها به کلی از بازارهای فناور دنیا جا ماند. با این صنعت در کشور دقیقا چه کردیم؟!
افزایش تولید، برای دور شدن از خام فروشی، و تولید رقابتی و مناسب بازارهای بین المللی حتما نیازمند ماشین آلات و تجهیزات به روز با چند روند شناخته شده جهانی یعنی بازدهی بالاتر همزمان با بهینه کردن میزان مصرف انرژی، اتوماسیون خطوط تولید و به کارگیری ماشین های هوشمند و یادگیرنده، و توجه به توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی ست.
اینکه در این مسیر، نقشه راهی وجود ندارد، یعنی نمی دانیم در کلان باید به دنبال ساخت و تولید هر چیزی که می شود و می توانیم باشیم، صرفنظر از ابعاد توجیه پذیری اقتصادی آن، یا درست تر این است که با تجمیع توانمندی ها و در تعامل با دنیا (که فقط در حرف آسان است)، تمرکز را بر ارزش آفرینی بگذاریم، چندان غیرمنتظره نیست. همین می شود که هیچ موفقیتی در ساختار قابل تعریف نیست و متکی به سرمایه های ذاتی فردی ست. لازم، اما نه کافی.
دومین کنفرانس ماشین سازی پلیمر، تجهیزات و فناوری ها در پایان دی ماه جاری، می تواند فرصتی برای بازتعریف نقش هر یک از بازیگران این صنعت در کشور باشد. جایی که همه در کنار هم و با به رسمیت شناختن جایگاه یکدیگر، ضمن مطالبه حقوق خود از قانونگذار، نقشه راهی را دست کم برای صنعت خود و خالقین دانش این حوزه در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی و آموزشی ترسیم کنند.
تبسم علیزادمنیر
سرمقاله شماره 278 مجله بسپار را می توانید با صدای نویسنده
بشنوید.





