سرمقاله شماره 280 ماهنامه بسپار در بهمن ماه/ نسبت آزادی با اقتصاد

بسپار/ایران پلیمر پس از اعتراضات دی ماه گذشته که با سرکوب و کشته شدن هزاران تن از هموطنانمان همراه بود، نه در جایگاه یک خبرنگار، که به عنوان فردی از جامعه معترض این سالها، از اطرافیانم می پرسیدم که ریشه اعتراض خود را دقیقا چه می دانند؟ پاسخ خیلی از آنها که عموما با بی تابی و خشم هم همراه بود، اشاره به وضعیت وخیم اقتصادی داشت.
اقتصاد کشور حتما یک روزه به این روز نیفتاده است. حاصل سالها بی تدبیری ست و بیشتر از آن، حاصل سالها بدتدبیری. بنیان ستون های اقتصاد کشور هیچ گاه در این سالها مبتنی بر دانش نبوده، ابزارهای صرفا اقتصادی نداشته و همیشه با سیاست های غیرقابل نقد و امنیتی به محاق رفته، تا بشود آنچه که شد.
اما شخصا جنس مطالبه موثر را نه صرفا اقتصادی، بلکه “آزادی” می دانم. در لوای آزادی ست که می توان ساختار و اقتصادی فسادزده را زیر نقدهای بی پروا و دلسوزانه گرفت. می شود همراهی اجتماعی ساخت و از این خندق و حصاری که ایران را از هر کجا منزوی کرده، بیرون رفت. دیر است، می دانم.
آزادی اقتصادی در کنار آزادی های مدنی، قابلیت افراد یک جامعه برای انجام بدون تحدید و بدون تهدید کنشهای اقتصادی و یکی از اصول مهم در ارزیابی توسعه یافتگی اقتصاد کشورهاست.
رابطه آزادی اقتصادی و سیاسی چنان در هم تنیده، که اگر اولی در بستری مناسب قرار نگیرد، به سرعت به انحصار و تبعات ناگزیر آن تبدیل میشود، و دومی جدای از اولی، دیر یا زود به اقتدارگرایی خواهد انجامید.
آزادی اقتصادی و سیاسی در کنار هم تأثیر مثبت و معنیداری بر رشد اقتصادی کشورها دارد. در دموکراسی های بالغ، توزیع قدرت سیاسی و دست به دست شدن آن هر چند سال یکبار، در عین فراهم کردن زمینه مشارکت همه گروه ها برای طرح ریزی و پیشبرد اهداف کلان، در عین حال تمرکززداست و هر گونه فرصتی برای فساد ساختاری را می کاهد.
دولت بالاخره آنچه را جراحی اقتصادی برمی شمرد، اجرایی کرد. ارز ترجیحی حذف شد و اقتصاد ایران به سمت ارز تک نرخی حرکت کرد. پس از سالها این چشم انداز وجود دارد که فضای رانتی ارزهای چندین و چند نرخی، بالاخره برچیده شود. با این حال، با افزایش نرخ مواد اولیه پلیمری، کاهش نقدینگی قابل توجه واحدهای صنعتی، همزمان با رکود تورمی، عبور از این روزها چندان آسان نخواهد بود.
امیدوار ماندن در این شرایط و عبور از وضعیت جاری کشور با تمام خسران های جانی که ملت متحمل شده است، حتما توانی ویژه می طلبد که اتفاقا بخشی از آن در زمره مسوولیت های اجتماعی کارآفرینان قابل تعریف است. امید، هرگز مانع اعتراض جدی مدنی، مانع آگاهی رسانی های مستمر، مانع مطالبه گری بدون فروکاست و مانع از ابراز انزجار نسبت به همه سیاست های ناکارآمد این سالها نیست، بلکه امکانی ست برای بقا و دست یافتن به ایرانی سربلند و آزاد در فردایی هر چه نزدیک تر.
تبسم علیزادمنیر





