سرمقاله تبسم علیزادمنیر در شماره 285 مجله بسپار/ چه خواهد شد؟!

بسپار/ایران پلیمر این روزها هر کجا که می رویم، در دیدارهای دوستانه، خانوادگی و یا شغلی، همه از هم می پرسند که: چه خواهد شد؟
درست در زمانی که به نظر می رسد حتی رییس جمهور قدرت اول اقتصادی و نظامی دنیا هم با تکیه کلام “خواهیم دید که چه خواهد شد …” قادر یا مایل به پاسخ به این سوال نیست.
واقعیت این است که همه ما می دانیم که هیچ قطعیتی در کار نیست. با این حال میل ذاتی آدم ها این است که در هر پاسخی به دنبال مفری برای پیش بینی پذیرتر کردن آینده و به خط کش درآوردن متغیرها برای رسیدن به راه و چاه حرفه ای و زندگی خود و در مقام کارفرما، زندگی دیگری و دیگران باشند.
اقتصاد ایران پس از توافق احتمالی با امریکا پس از دو جنگ در طول یکسال، در نهایت وارد دوره ای بسیار حساس و چندسناریویی می شود، شده است. همانطور که اشاره شد تقریباً هیچ تحلیل معتبری وجود ندارد که بتواند از “یک نتیجه قطعی” صحبت کند. آینده اقتصاد کشور وابسته به میزان رفع تحریمها، سرعت بازگشت نفت ایران به بازار جهانی، دسترسی به سیستم مالی بینالمللی، پایداری سیاسی توافق و موازنه های داخلی و خارجی قابل رصد است.
سناریوهایی که عموما بر اساس جمع بندی های مبتنی بر داده های امروز، قابل تجمیع هستند، خود دو گروهند.
در سناریوهای گروه اول با تفاوت هایی در جزییات (که البته می توانند بسیار مهم و تعیین کننده باشند)، توافق، به رشد کنترل شده و محدود اقتصادی ایران منتهی می شود. از تنها رفع بخشی از محدودیت های صادرات نفت و مبادلات تجاری تا لغو کامل تحریم های نفتی و مالی/ بانکی در این حالت متصور است. این شرایط، ورود ارز به کشور را تسهیل و تسریع می کند، رشد اقتصادی نسبی قابل انتظار است (هر چند نه جهشی) و تورم هم تا حدی کاهش می یابد. با این همه اقتصاددان ها خوشبین نیستند که در کوتاه مدت، تورمی که به بالاترین سطح بیش از چهاردهه اخیر رسیده و با اختلافاتی در آمار رسمی، در خرداد ماه حدود 80 درصد را ثبت کرده، به سادگی کنترل شود.
در مدل های یاد شده، اتفاقا اقتصاد ایران بیشتر تحت کنترل دولت و نهادهای شبهدولتی باقی میماند و بخش خصوصی رشدی تدریجی و اندک را پیش رو خواهد داشت. این سناریو از نگاه بسیاری از تحلیلگران، محتملترین حالت است.
اگر سناریوی خوشبینانه لغو گسترده تحریم ها واقعیت پیدا کند، هرچند آثار مثبت بیشتری را در اقتصاد کشور شاهد خواهیم بود که مطلوب کسب و کارهاست، این خطر همچنان باقی ست که وابستگی اقتصادی به نفت یک بار دیگر به سیاست غالب کشور تبدیل شود و همزمان، ورود سریع نقدینگی، به جای تقویت، تضعیف تولید داخلی را به دنبال داشته باشد.
سناریوهای گروه دوم عمدتا شکست توافق و بازگشت تنشها را ترسیم می کنند. در این حالت، تداوم تحریم ها (بازگشت تحریم هایی که موقتا در سایه فرصت دادن به توافق، تعلیق شده بودند) یا حتی تشدید آنها را شاهد خواهیم بود. صادرات نفت کاهش پیدا میکند، دسترسی به ارز سختتر میشود و اقتصاد دوباره وارد چرخه رکود تورمی خواهد شد. رشد اقتصادی منفی یا بسیار ضعیف از تبعات روشن این سناریوست. اقتصاد به سمت فعالیتهای غیررسمی و شبکههای غیرشفاف چنانکه پس از نقض برجام هم با آن روبرو بودیم و هزینه های بسیار سنگینی را بر کشور تحمیل کرد، حرکت میکند و وابستگی به شرکای بسیار محدود خارجی افزایش مییابد، همچنان به نفع طرف مقابل.
نکته حایز اهمیت و توجه این است که توافق یا عدم توافق نهایی بین ایران و امریکا فقط این دو کشور را متاثر نمی کند، بلکه بازار جهانی انرژی و مهم تر از آن وضعیت ژئوپلتیکی منطقه را از نو تعریف می کند. جذب سرمایه های چندین و چند ساله برخی کشورهای منطقه در سایه امنیت، امروز به کلی معادلات تازه ای پیدا کرده است. بنابراین هر توافقی که بتواند امنیت را (که گمان می رود به زودی و حتی هرگز به شکل قبل از جنگ سی و نه روزه برنخواهد گشت) تا حدودی تضمین کند، مورد حمایت منطقه خواهد بود.
جمعبندی کلی همانطور که احتمالا همه ما می دانیم، این است که آینده اقتصاد ایران، تابع یک مسیر خطی نیست، عوامل زیاد و غیرقابل کنترلی بر آن اثرگذارند و شما به عنوان یک کارفرما، مدیر ارشد و تصمیم ساز، باید هنرمند باشید تا با پیدا کردن بهترین چینش ممکن از راهبردها، بقا و آینده سازمان خود را تضمین کنید.
تبسم علیزادمنیر





