اخباراخبار ویژه

مرحوم دکتر سیامک مرادیان در کتاب “کارستان”: خیلی خوش شانس بودم که دانشجویان نابغه و خوبی داشتم

داستان ایجاد دانشکده مهندسی پلیمر و رنگ (پلی تکنیک تهران) در گفت و گوی سال 1401 سردبیر بسپار با مرحوم دکتر مرادیان

بسپار/ ایران پلیمر کتاب کارستان چنانکه در مقدمه آن نوشته ام، مجموعه گفت و گوهایی بود که داستان ایجاد دانشکده مهندسی پلیمر و رنگ در ایران و در دانشگاه صنعتی امیرکبیر را از زبان اساتید موسس، روایت می کرد و به همت همین دانشکده در زمان ریاست دکتر حمید گرمابی (و با همکاری گروه رسانه ای بسپار) در سال 1401 منتشر شد.

همانجا نوشته ام که برخی از آن اساتید در دسترس بودند و صحبت با آنها ممکن شد و برخی نه.

مرحوم دکتر مرادیان را در خارج از کشور به سختی برای این گفت و گو قانع و ترغیب و قانع کردم. اما وقتی پذیرفت در نهایت لطفی که به من هم داشت، وقت زیادی برای مستندکردن تاریخی گذاشت که او خود یکی از خالقینش بود./ تبسم علیزادمنیر

گروه رسانه ای بسپار در سال 1395 عنوان “چهره فرهیخته بسپاری سال” را به دلیل یک عمر تلاش تخصصی دکتر سیامک مرادیان در ایران، به وی اعطا کرد.

 

گروه رسانه ای بسپار امیدوارست جایزه سالانه ای که سالها پیش قرار بود با عنوان “جایزه دکتر مرادیان” به محققین برتر حوزه علوم و فناوري سطح و رنگ اعطا شود، هر چند بسیار دیر ولی بالاخره مصوب و اجرایی شود.

در معرفی چهره فرهیخته بسپاری سال در مجله بسپار آمده است: 

پروفسور سيامك مراديان در خرداد ماه سال 1328  در تهران به دنيا آمد. او تحصيلات خود  را در مقطع دبستان و تا كلاس هشتم دبيرستان در مدرسه “ايران فردا” در خيابان بهار تهران به پايان رسانيد و در سيزده سالگي عازم انگلستان شد.

وی رشته Color Chemistry and Color Technology را در دانشگاه برادفورد برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و در سال 1972 شاگرد اول شد.

در سال 1974، مدارج (Grad. RIC (Graduate of Royal Institute of Chemistry و همچنین مدرک FCS – Fellow of the Chemical Society به ايشان اعطا گرديد. به پيشنهاد Professor Eric Coates براي اولين بار بورس Society of Dyers and Colorists كه فقط به افراد بريتانيايي اعطا می شد، جهت ادامه تحصيل در مقطع دكتري به ايشان تعلق گرفت.

او در سال 1976 و در سن 26 سالگي موفق به اخذ (Ph. D. Doctor of Philosophy) در رشته شيمي و تكنولوژي رنگ از دانشگاه برادفورد شد. او در همان سال به ايران بازگشت و در دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران) تدريس و تحقيق را آغاز کرد.

دکتر سيامك مراديان یکی از بنيانگذار رشته علوم و تكنولوژي رنگ در دانشگاه صنعتي اميركبير است.

بيش از شصت و پنج مقاله ISI، چهل و پنج مقاله علمي- پژوهشي و يكصد و هشتاد مقاله كنفرانسي حاصل فعالیت های تحقیقاتی اوست. دکتر مرادیان همچنین مولف يك كتاب و مترجم سه كتاب در زمينه رنگ مي ­باشد.

وی پس از بازنشستگی، همچنان یکی از فعالان و صاحبنظران عرصه رنگ و پلیمر و از افتخارات این سرزمین محسوب می شود.

 

 

بخشی از صحبت های مرحوم دکتر مرادیان را که در کتاب کارستان آمده، در ادامه می خوانید:

دکتر سیامک مرادیان متولد 23 خرداد 1328 در تهران است. او دوران تحصیلات خود را تا کلاس هفتم در مدرسه ایران فردا به پایان رساند و سپس به دلیل ماموریت پدر که از امیران وقت ارتش بود، کلاس هشتم را در کرمانشاه گذرانید. در 13 سالگی عازم انگلستان شد و از محصلین ممتاز بود. در آن زمان اصرار بر این بود که او در پزشکی ادامه تحصیل بدهد. اما بعد از آشنایی با برخی مشاغل که در قالب فیلم هایی در مدرسه به دانش آموزان معرفی می شدند، دکتر مرادیان مطمئن شد که رشته پزشکی را دنبال نخواهد کرد.

 

مرادیان: در آن زمان هر دانش آموز می توانست با شش دانشگاه انگلستان جهت ادامه تحصیل مکاتبه کند. من هم با شش دانشگاه مکاتبه کردم.

در دانشگاه بیرمنگام شانس خواندن دو رشته وجود داشت که زیر گروه Mineral Engineering بودند. یکی جامدات و در واقع مهندسین معدن و دیگری سیالات که شامل نفت و گاز می شد.  در پلی تکنیک کینگستون  لندن هم اقیانوس شناسی و در دانشگاه برادفورد رشته رنگ را انتخاب کرده بودم.

در آن زمان با افراد متعددی مشورت کردم ولی همیشه به  حرف پدرم باور داشتم. ایشان فرمودند که سالیان سال  است که رشته مهندسی شیمی در دنیا برقرار است حتی در ایران نیز این رشته تدریس می شود و مطالب جدیدی ندارد. در مهندسی معدن نیز بر این عقیده بودند که کار معدن سخت و طاقت فرسا است. در زمینه اقیانوس شناسی ایشان معتقد بودند که گرچه رشته بسیار جالبی به نظر می رسد اما در ایران (آن زمان) امکانات زیادی برای کار و فعالیت در دسترس نیست. رشته رنگ به نظر می رسید که هم جدید است و هم آتیه خوبی داشته باشد. این رشته را انتخاب کردم. برای ادامه تحصیل در رشته رنگ وارد دانشگاه برادفورد شدم. در روز شرع پرفوسور الیوت ریاست رشته رنگ فرمودند که ما دو نفر از ایران در رشته رنگ داریم و آن روز من افتخار آشنایی با مهندس اکبریان از اساتید بنام رشته پلیمر دانشگاه امیر کبیر را به دست آوردم. البته ایشان بعد از چندی رشته خود را تغییر دادند و اصرار داشتند که من نیز این کار را انجام دهم که بنده در رشته رنگ ادامه دادم. در دوران تحصیل در رشته رنگ خیلی بیشتر به این رشته علاقه مند شدم و وجود آن را برای ایران ضروری می دانستم. به خاطر علاقه، در این رشته پیشرفت خوبی هم داشتم و در نتیچه در مقطع دکتری بورسیه Society of Dyers and colourists شدم.

این انجمن در  آن زمان و برای مدت هشتاد سال سه بورسیه دکترا اعطا کرده بود که دو نفر انگلیسی و نفر سوم من از ایران بودم.

در زمان تحصیل دکترا آقای دکتر سیاه کلاه که ریاست دانشکده نساجی پلی تکنیک تهران را عهده دار بودند به دانشگاه برادفورد آمدند و پس از مصاحبه با بنده یک کمک هزینه تحصیلی به میزان هزار تومان در ماه که معادل پنجاه پوند انگلستان در آن زمان بود برای من در نظر گرفتند. پس از اخذ دکترا در سن 26 سالگی به ایران بازگشتم.

 

  • گرایش رنگ ابتدا در دانشکده مهندسی نساجی ایجاد شد … چه روندی طی شد تا به رشته مهندسی پلیمر و رنگ برسیم؟

مرادیان: از بدو ورود به ایران بر این عقیده بودم که رشته رنگ برای ایران مفید است. لذا از آن زمان در جهت این امر قدم برداشتم. البته ایجاد رشته جدید در آن زمان بسیار دشوار می نمود. اولین درسی که در دانشکده نساجی ارائه دادم انگلیسی تخصصی بود که در آن سعی کردم اول رشته رنگ را بشناسانم. پس از آن نیاز بود دروس جدیدی از رنگ را برای ارائه در نساجی تدوین کنم. این کار چندان ساده نبود و مخالفان بسیاری داشت اما با پیگیری های فراوان، سنجش رنگ برای اولین بار در دانشکده نساجی ارائه شد.

تقریبا همزمان با استخدام اینجانب دو استاد دیگر برای دروس پلیمری در دانشکده نساجی استخدام شدند. دکتر قره پتیان و دکتر سمسارزاده. این اساتید مانند من که ایجاد رشته رنگ را دنبال می کردم به دنبال ایجاد رشته پلیمر در ایران بودند. کمی بعد از آن هم آقای دکتر افشار طارمی در دانشکده نساجی استخدام شدند. در آن زمان ایجاد رشته جدید با مخالفتهای شدیدی مواجه می شد. به علاوه مقاطع فوق لیسانس و دکتری هم وجود نداشت.

در این بین، در ایران انقلاب شد و برای دوسال دانشگاه ها بسته شدند. بعضی از اساتید ایران را ترک کردند و انقلاب فرهنگی در حال شکل گرفتن بود.

در دوسالی که دانشگاه ها بسته بودند، شوراهای برنامه ریزی ستاد انقلاب فرهنگی ایجاد شدند و اساتید از طریق دانشگاه ها برای برنامه ریزی رشته های مختلف آغاز به کار کردند. در آن زمان عقیده ستاد انقلاب فرهنگی بر این بود که برای هر رشته بدون در نظر گرفتن تعداد واحدها برای مقطع لیسانس برنامه ریزی شود. این مساله معقول نبود ولی با آن مخالفتی هم نشد. فرصتی برای ایجاد این دو رشته رنگ و پلیمر در مقطع لیسانس به وجود آمد. لذا اساتید پلیمر برای رشته خود برنامه ریزی را شروع کردند و برای رشته رنگ فقط اینجانب دکترای رنگ داشتم و لذا برنامه ریزی و تدوین واحدها و … به عهده اینجانب افتاد. با اینکه این مسوولیت بسیار سنگین بود ولی می ارزید که قبول کنم و رشته رنگ ایجاد شود. در هر صورت برای شروع با واحد هایی که خود در انگلستان خوانده بودم شروع کردم. این دروس بسیار اختصاصی بودند و در آنجا اساتیدی وجود داشتند که به طور کامل قادر به ارائه بودند. اما در ایران چنین متخصصینی وجود نداشتند و در نتیجه این دروس می باید با دروس مهندسی شیمی که دروس کلاسیک غیر تخصصی ارائه می دادند هماهنگ می شد. در نتیجه ستاد انقلاب فرهنگی دکتر بصیر را از دانشگاه علم و صنعت برای این کار معرفی کرد. دکتر بصیر و اینجانب، چند جلسه برای هماهنگی واحدها وقت گذاشتیم و نهایتا این مجموعه با 186 واحد در مقطع لیسانس به تصویب رسید. بسیاری از رشته ها از جمله رشته پلیمر با واحد های کم و بیش یکسان به تصویب رسیدند که البته معقول نبود زیرا در تمام دنیا در مقطع لیسانس بیش از 140 واحد تدریس نمی شود اما ما خوشحال بودیم که رشته رنگ ایجاد شده است.

به دنبال آن برای جذب بودجه ارزی این رشته اقدامات زیادی انجام دادم. نهایتا مهندس اکبری که از دانشجویان بسیارخوب من در نساجی و در وزارت صنایع مشغول به کار بودند لطف کردند و سیصد هزار مارک آلمان را برای این رشته اختصاص دادند.

در پی آن من به معاونت وزارت علوم مراجعه کردم و برای نخستین بار مجوز مجله رنگ نساجی را دریافت کردم و به علاوه مبلغ 50 هزار تومان در ماه برای انتشار این مجله نیز به تصویب رساندم. در آن زمان به حدی خسته شده بودم که به استراحت نیاز داشتم و چون در ایران دو سال اول مقطع لیسانس دروس پایه و مهندسی تدریس می شود و دروس تخصصی بعد از آن آغاز خواهد شد، برای فرصت مطالعاتی اقدام کردم و عازم استرالیا شدم.

در استرالیا خوشبختانه خوب درخشیدم و چند مقاله به چاپ رساندم و سخنران در اولین کمیته فنی انجمن رنگ استرالیا بودم که موفقیت زیادی داشت. این باعث باعث شد که از طرف دانشگاه پنج هزار دلار استرالیا در ماه بدون تدریس به اینجانب پیشنهاد شود و هر گونه تدریس پول بیشتری را به همراه داشت.

البته که من به ایران بازگشتم و در استرالیا نماندم. به محض ورود به ایران متوجه شدم که دانشکده نساجی می خواسته 300 هزار مارکی را که برای رشته رنگ تصویب شده بود، تصاحب و این رشته را منحل کند. به علاوه مجله رنگ و نساجی هم چاپ نشده بود و 50 هزار تومانی که برای نشر ماهنامه آن به تصویب وزارت علوم رسیده بود، توسط رییس دانشگاه امیرکبیر به خوابگاه دانشجویان اختصاص داده شده بود.

 

  • ایجاد این رشته جدید چه فراز و فرودهایی را تجربه کرد؟

مرادیان: در آن زمان به اینجانب پیشنهاد شد که ریاست گروه پلیمر را بپذیرم و رشته پلیمر را منحل کنم. نپذیرفتم و عنوان کردم که من برای ایجاد خوب هستم و نه برای انحلال. این پیشنهاد را بعد از من به دکتر حقیقت کیش دادند که ایشان پذیرفتند و باعث ناراحتی های فراوان و مریضی دکتر افشار طارمی شد.

اینجانب مجدد به ریاست گروه رنگ منصوب و برای دانشیاری اقدام کردم که خوشبختانه در هیات ممیزه مرکزی وزارت علوم مورد تصویب قرار گرفت. در مقطع زمانی مورد اشاره دانشگاه امیرکبیر هیات ممیزه نداشت.

در آن زمان 9 دانشیار و استاد در امیرکبیر وجود داشت. دکتر ادریسی، دکتر سهرابی، خانم دکتر کاغذچی از شیمی، دکتر نیکروش و دکتر راعی از برق، دکتر سید اصفهانی و من از نساجی، دکتر اسلامی از مکانیک و دکتر نراقی از ریاضیات. بر اساس مدارج این 9 نفر مجوز ایجاد هیات ممیزه دانشگاه امیرکبیر درخواست شد که مورد موافقت وزارت علوم قرار گرفت و از آن پس ارتقاها و دیگر مسایل توسط اساتید امیرکبیر در خود دانشگاه ارزیابی شد.

پس از آن هم اینجانب به عضویت فرهنگستان علوم در آمدم و به اتفاق دکتر افشار طارمی از سال 1368 تا به حال در شاخه مهندسی شیمی گروه فنی مهندسی فرهنگستان علوم ایران انجام وظیفه می کنیم.

 

  • ایجاد مقاطع تحصیلات تکمیلی چه سازو کاری را برای جذب دانشجو پشت سر گذاشت؟

مرادیان: فوق لیسانس رنگ نیز با تلاش زیاد به تصویب رسید. چون در آن زمان تنها دکتر رنگ بودم در این حوزه هم مسوولیت به عهده ام گذاشته شد. بنده در اولین دوره فوق لیسانس رنگ سه دانشجو داشتم. بعضی ها حتی یک دانشجوی فوق لیسانس نیز در شروع کار نداشتند. در آن زمان مقطع دکترا برای رنگ و پلیمر وجود نداشت، لذا اعزام به خارج هنوز پا برجا بود و سه دانشجوی فوق لیسانس اینجانب ادامه تحصیل در خارج کشور را در سر می پروراندند. ولی وزارت علوم تنها یک فرد را برای اعزام به خارج برای رشته رنگ تعیین کرده بود با سختی فراوان و حمایت دکتر سلیمی، رییس وقت دانشگاه امیرکبیر توانستم سه اعزام به خارج را به تصویب برسانم که ناممکن به نظر می رسید. در آن زمان کنکور برای اعزام به خارج وجود نداشت و در کمیته ای با تایید این جانب برای رنگ و دکتر افشار طارمی برای پلیمر دانشجویان اعزام می شدند. دکتر عطار، دکتر محسنی  و خانم دکتر شکرریز به انگلستان اعزام شدند.

 

  • از این دوران حتما دانش آموختگان موثری را در ذهن دارید … 

مرادیان: بله همینطور است. در آن زمان تلاش بر این بود که مقطع دکترا در ایران تاسیس شود باز هم این خطیر به عهده اینجانب افتاد که البته پس از مدتی در سه گرایش آن را در کمیته تخصصی رنگ شورای عالی برنامه ریزی وزارت علوم به تصویب رساندیم. اما قبل از این تصویب، دکترای ترددی به وجود آمد برای اینکه تقاضا برای ادامه تخصیل زیاد بود در نتیجه دکتر میرعابدینی دانشجوی ترددی اینجانب شدند و مدرک ایشان توسط دانشگاه منچستر انگلیس اعطا شد. دکتر تامپسون و دکتر اسکنتلبری اساتید ایشان در منچستر بودند و اینجانب استاد داخلی ایران. ایشان هر سال 9 ماه در ایران و سه ماه را در انگلستان مشغول به تحقیق بودند و با موفقیت تمام دکترای خود را اخذ کردند و در پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی به کار مشغول شدند. دکتر خسروی دیگر دانشجوی ترددی اینجانب بودند که در دانشگاه لیدز انگلستان به ادامه تحصیل پرداختند. دکتر الیس استاد لیدز و اینجانب استاد امیرکبیر. اما به علت حادثه برای دکتر خسروی و بازنشسته شدن دکتر الیس، این تحقیق انجام نشد و دکتر خسروی سهمیه خود را به دکترای داخل تبدیل کردند، زیرا دکترای رنگ تصویب شده بود. دیگر دانشجوی دکترای اینجانب دکتر امانی در نساجی بودند و اولین دانشجوی دکترای رنگ اینجانب در داخل کشور هم دکتر رنجبر بودند و بعد آن بسیاری دیگر.

 

  • آقای دکتر در تاسیس و راه اندازی پژوهشگاه امروز رنگ هم نقش داشتید. در این مورد هم بفرمایید.

مرادیان: بله، پس از به تصویب رساندن فوق لیسانس به این نتیجه رسیدم جای سه مقوله در رنگ خالی است:

  • پژوهشگاه رنگ
  • انجمن رنگ
  • کمیته تخصصی رنگ در شورای عالی برنامه ریزی

که این مقوله را نیز با حمایت دکتر مضطرزاده، معاونت پژوهشی وزارت علوم به تصویب رساندم. در زمینه تدریس اینجانب دو درس در مقطع لیسانس، دو درس در مقطع فوق لیسانس و دو درس در مقطع دکترا در زمینه رنگ ارائه می دادم. چند آزمایشگاه از جمله آزمایشگاه فیزیک رنگ را راه اندازی کردم. در زمینه های تحقیقاتی مختلف مقالات زیادی منتشر کردم و در کنفرانس های متعددی شرکت کردم. پروژه های صنعتی زیادی را انجام و سه کتاب را تالیف و ترجمه کردم. من خیلی خوش شانس بودم که دانشجویان نابغه و خوبی داشتم که همگی در کشورهای خارجی و در کشور ایران مشغول هستند برای مثال دکتر نظام آبادی که در Dolby Digital کار می کرد و خانم دکتر محمدی که در Dupont  امریکا مشغول شد.

هر دو نفر در حال حاضر در شرکت Apple کار می کنند. دکتر حسین پور در شرکت آمریکایی Procter and Gamble یکی از بزرگترین شرکت های شیمیایی آمریکا و خانم دکتر فرج الهی در زمینه سیستمهای بیولوژیک در آمریکا مشغول به کار هستند. دکتر جلیلی هم در صنعت خودرو در کانادا شاغلند. خانم دکتر دولت آبادی در زمینه روکشهای سطح در کانادا، دکتر احدیان که در ژاپن ادامه تحصیل دادند و سپس به هاروارد رفتند، در حال حاضر مقالات فراوانی را در مجله های بسیار معروف و معتبر مانند Nature به چاپ می رسانند و در دانشگاه تورنتو و انستیتوی معروف Terasaki ژاپن مشغول به کار هستند.

در ایران هم دانشجویان خوب درخشیدند. برای مثال خانم دکتر رنجبر که شش سال ریاست پژوهشگاه رنگ را بر عهده داشتند و این مجموعه را به خوبی مدیریت کردند و در ضمن استاد نمونه کشوری نیز هستند.

دکتر قرنجیگ که معاونت پژوهشی پژوهشگاه رنگ هستند و ایشان هم استاد نمونه کشوری.

دکتر رمضان زاده که مقالات فراونی در مجلات معروف جهان منتشر کرده اند و در ضمن برنده جایزه دانشمند جوان شاخه مهندسی شیمی فرهنگستان علوم هستند. دکتر باستانی که مقالات فراوانی منتشر کرده اند و  نماینده مجلس نیز بوده اند.

دکتر رستگار که در زمینه رنگها و پلیمرهای تخصصی به تحقیق و تولید مشغول هستند و در دنیا کم نظیرند.

دکتر میرعابدینی که از محققین بنام رشته رنگ هستند و ریاست گروه رنگ پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی را عهده دار بوده اند. دکتر خراسانی از اساتید موفق امیرکبیر و استاد رزین سازی.

دانشجویان رنگ در صنعت و دانشگاه به گونه ای افتخار آمیز مشغول فعالیت هستند که متاسفانه ذکر اسامی تمامی آنها امکان پذیر نیست ولی من احترام خاصی برای آنها قایلم.

نهایتا نیز قطب علمی رنگ در پژوهشگاه رنگ ایجاد شد تا تمام امکانات برای هر آنکه در رنگ فعالیت دارد امکان پذیر شود.

من از طریق این نوشته به تمامی اساتید رنگ که در این سالها زحمت کشیدند و دانشجویان رنگ در هر جا که هستند، درود میفرستم و از دور روی ماهشان را می بوسم.

امیدوارم که این دو رشته همیشه جدید روزی راه پیشرفت طبیعی خود را کامل به دست آورند.

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا