اخبار

یادداشت انتقادی دکتر پیمان عزتی بر خبر “مجاز اعلام شدن واردات مواد پلیمری با رویه کولبری”: سیاست یک بام و دو هوا

بسپار/ایران پلیمر این یادداشت صرفاً یک نقد اقتصادی یا صنعتی نیست. برخاسته از یک درد اجتماعی است.

دردِ کسی که در همان مناطق مرزی زندگی کرده، بزرگ شده و سال‌ها با واقعیت کولبری از نزدیک مواجه بوده است.
دردِ کسی که دیده چگونه جوانان بسیاری در مسیرهای مرزی جان خود را از دست داده‌اند؛ جوانانی که نه قاچاقچی حرفه‌ای بودند و نه مجرم، بلکه قربانی فقر، نبود فرصت شغلی و شکست سیاست‌گذاری توسعه‌ای شدند.

در آن مناطق، کولبری فقط یک «روش ارتزاق» نیست؛ زخمی تاریخی است.
زخمی که سال‌هاست بر پیکر خانواده‌های مرزنشین مانده است. خانواده‌هایی که با شلیک نیروهای مرزی، سقوط از ارتفاع، سرما، مین و خطرات مسیر، عزیزان خود را از دست داده‌اند و بی‌سرپرست شده‌اند.

اکنون پرسش اینجاست: اگر سال‌ها گفته می‌شد کولبری مطلوب نیست، اگر همواره از منظر امنیتی، اجتماعی و حتی انسانی درباره آن هشدار داده می‌شد، اگر همین پدیده بارها به عنوان یکی از مسیرهای آسیب‌پذیر برای ورود عناصر نامطلوب، قاچاق و تهدیدات امنیتی مطرح بوده است، پس چگونه امروز همان مسئله، ناگهان در قالب «راهکار تامین مواد اولیه» و حتی به‌نوعی «اشتغال‌زایی» مطرح می‌شود؟

آیا این چیزی جز یک سیاست یک بام و دو هواست؟

به عنوان فردی بومی از آن مناطق، چگونه می‌توانم نسبت به این نوع نگاه بی‌تفاوت بمانم؟
چگونه می‌توانم از خود نپرسم که در کدام منطق توسعه‌یافته جهان، «حمل بار بر دوش انسان در مسیرهای پرخطر مرزی» معادل اشتغال‌زایی تلقی می‌شود؟

امروز جهان درباره چه چیزی رقابت می‌کند؟
هوش مصنوعی، زنجیره تامین هوشمند، اتوماسیون صنعتی، اقتصاد سبز، انرژی‌های پاک، بازیافت پیشرفته و تولید مبتنی بر دانش.

کشورها تلاش می‌کنند انسان را از کارهای سخت، غیرایمن و تحقیرآمیز نجات دهند و به سمت خلق ارزش افزوده، فناوری و مهارت سوق دهند.

اما ما هنوز درگیر آن هستیم که چگونه شکل سنتی و پرخطر «حمالی» را در بخشی از اقتصاد رسمی کشور وارد کنیم.

موضوع فقط اقتصاد نیست.
این مسئله ابعاد اجتماعی، حیثیتی، انسانی و امنیتی دارد.

صنعت پلیمر و پتروشیمی ایران، ظرفیتی عظیم برای خلق ثروت، فناوری و اشتغال پایدار دارد. کشوری با این حجم از منابع انرژی و ظرفیت صنعتی، نباید تامین مواد اولیه صنایع خود را به سازوکارهایی گره بزند که اساساً محصول فقر و نبود توسعه متوازن هستند.

واقعیت تلخ آن است که کولبری هیچ‌گاه نماد توسعه نبوده است؛ بلکه نشانه نبود توسعه بوده است.

اگر دغدغه اشتغال مناطق مرزی وجود دارد، راه‌حل آن توسعه صنعتی واقعی، ایجاد کارخانه، آموزش مهارت، جذب سرمایه‌گذاری، ایجاد زیرساخت صادراتی و اتصال این مناطق به اقتصاد رسمی و مدرن کشور است؛ نه رسمی‌سازی سازوکاری که سال‌ها خودِ مسئولان آن را آسیب اجتماعی می‌دانستند.

توسعه زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان‌ها از حمل بار، به سمت خلق فناوری حرکت کنند.
وگرنه هیچ کشوری با نهادینه‌سازی فقر، به آینده نرسیده است.

دکتر پیمان عزتی، پژوهشگر بین‌المللی صنعت پلیمر و توسعه پایدار صنعتی، مقیم چین و
برنده مدال طلای دوستی West Lake چین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا