یادداشت علی عباسیان بر نمایشگاه اوراسیاپلاست: راهبرد ملی، بازتاب نمایشگاهی/ تصویر تا اطلاع ثانوی ملی از صنایع ایران

بسپار/ایران پلیمر نمایشگاه اوراسیاپلاست در سال جاری، نمایی از راهبردهای ملی کشورهای حاضر در نمایشگاه بود. این که چشم انداز هر کشور چه هست از تصویری که از آینده برای صنایع خود می سازد، پیداست و البته موفقیتی که صنایع در این مسیر تصویر شده به دست می آورند، مشخص می کند که راهبردها صحیح هستند یا خیر.
در نمایشگاه اوراسیاپلاست، بر خلاف نام آن غرفه هایی از کشورهای آسیای میانه به چشم نمی خورد ولی بر عکس، شرکت های چینی و ایرانی و ترک و اندکی کشورهای اروپایی حاضر بودند. نمایشگاه چندان به لحاظ محتوایی شاید با ایران پلاست فرقی نداشت، به این معنا که اکثریت شرکت ها ترک بودند و تصویری چندان بین المللی تر از نمایشگاه ایران پلاست که تحت تحریم است نداشت، شاید نشان از این داشت که شرایط اقتصادی در تجارت بین الملل و نیز محدودیت های تعرفه ای یا غیر آن نفوذ به بازار ترکیه را نیز مانند ایران سخت کرده است.

شرکت های چینی، کماکان با همان نگاه و همان ابعاد و اندازه ی نمایشگاه ایران پلاست غرفه گذاری کرده بودند، با حداقل هزینه ی غرفه گذاری، راهبرد مبتنی بر قیمت کمتر برای گرفتن بازار، حال چه برای ساخت قالب، چه ماشین آلات و چه مواد اولیه. تصویری که از چینی ها دیده می شد این نبود که قرار است فناوری های پیش رفته تر چینی در ترکیه ارایه شود یا شاید بازار ترکیه دنبال چنین چیزی از چینی ها نیست. به هر حال رویکرد چینی ها به نظر نسبت به بازار ترکیه با بازار ایران فرقی نداشت، در حالی که در نمایشگاه چایناپلاس، رویکرد قیمت تمام شده ی کمتر همراه ارایه فناوری هایی نزدیک به فناوری های روز دنیا دنبال می شود.
شرکت های ترک، با رویکرد غرفه گذاری شبیه به اروپایی ها، مانند نمایشگاه کا، پیروی از استانداردهای اروپایی برای تامین بازار ترکیه حاضر بودند، به طور مشخص شاید بتوان تصور کرد راهبردی که برای صنعت ترکیه تعریف شده است، مبتنی بر راهکار پیروی از خواسته های اروپایی و تعریف صنعت در آن سطح است، تصویری به جز تلاش برای کسب جایگاهی در میان شرکت های اروپایی و تمایل به یادگیری و رشد به دنبال آنها دیده نمی شد، تصویری که در نمایشگاه چایناپلاس هم در میان شرکت های چینی که رویکردی مبتنی بر فناوری های پیش رو دارند دیده می شود، یعنی شناخت از سطح توانایی های خود و تلاش برای شبیه شدن به آن.
اما شرکت های ایرانی، شاید دو تصویر از خود نشان می دادند، یک تصویر راهبرد دهه ی 70 شمسی ایران را نشان می داد که سعی در رشد در زمینه ی پتروشیمی ها و تلاش بر ارتقای جایگاه از خام فروشی در صنعت نفت داشت، طبیعتا با رویکردی که مبتنی بر ارایه ی فناوری نبود بلکه مبتنی بر قیمت رقابتی بود.
جوانه ی رویکردی غیر منسجم نیز از شرکت های دانش بنیان به چشم می خورد که جهت شفافی از رویکردی ملی را نشان نمی داد، به واقع آن چه که برداشت می شد فقط این بود که رویکرد دهه ی 70 شمسی ایران در همان زمان به لحاظ فناوری و رشد متوقف است و هیچ برنامه مدونی برای آینده تصویر نشده که چه باید کرد.
متاثر از شرایط کشور طبیعتا به نظر می رسد نشناختن جایگاه ملی و سطح توانایی در هر صنعتی و ندیدن مسیر آینده و جا ماندن از سایر کشورهای از پیشرفت بازمانده یا در حال توسعه، تصویر تا اطلاع ثانوی ملی ما است تا بتوانیم بفهمیم در کجا قرارداریم و کجا می خواهیم برویم.
از بین سایر کشورها فقط جایگاه هایی به شرکت های ایتالیایی و تایوانی اختصاص داشت که چندان پررنگ نیز نبود. البته می شد با تاسف دید که به دلایل مختلف شرکت های ایرانی ترجیح می دهند با شرکای کاری خارجی خود در استانبول قرار بگذارند تا در تهران. مشخص نیست این بی چشم اندازی تا کی فضای تنفس به ما می دهد و چه فرصت هایی با این از دنیا بریدن ها از دست رفته است و می رود و آیا قابل جایگزینی است یا خیر، به هر حال مجبوریم امیدوارم باشیم شاید به لحاظ ملی بشود تصمیم های دیگری بگیریم و راه تعامل با دنیا را در پیش بگیریم تا هر روز فقیرتر نشویم.
دکتر علی عباسیان





