گزارش اتاق بازرگانی تهران در مورد خسارات جنگ به صنعت پتروشیمی ایران دقیقا حاوی چه نکاتی است؟

بسپار/ایران پلیمر گزارش تازه اتاق بازرگانی تهران درباره خسارات جنگ به صنعت پتروشیمی، تصویری کمسابقه از میزان آسیبپذیری زنجیره پلیمر پتروشیمی ایران ارائه میدهد. صنعتی که در پایان سال ۱۴۰۳ با ظرفیت اسمی ۹۶.۶ میلیون تن، حدود ۳۰ درصد صادرات غیرنفتی کشور را تامین میکرد و برای ۱۴۸ هزار نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده بود. اما پشت این اعداد بزرگ، شکافی جدی در ساختار تولید وجود داشته است.
بر اساس آمار رسمی، تولید واقعی پتروشیمی ایران در سال ۱۴۰۳ تنها ۷۵.۲ میلیون تن بوده. یعنی ۲۱.۱ میلیون تن کمتر از ظرفیت اسمی. مهمتر آنکه ۶۹ درصد این عدم تولید، معادل حدود ۱۴.۶ میلیون تن، مستقیماً ناشی از کمبود خوراک گازی بوده است، نه فرسودگی تجهیزات یا ضعف فناوری. این عدد برای صنایع پلیمری اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد حتی پیش از بحران اخیر نیز زنجیره تامین پلیمر کشور با کمبود ساختاری خوراک روبهرو بوده است.
طبق این گزارش، ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۹.۲ میلیون تن محصول پتروشیمی به ارزش ۱۳ میلیارد دلار صادر کرده و متوسط ارزش صادراتی هر تن محصول تنها ۴۴۵ دلار بوده است. این عدد بهوضوح نشان میدهد که بخش بزرگی از صادرات ایران همچنان مبتنی بر مواد پایه و نیمهخام است، نه پلیمرهای پیشرفته و محصولات با ارزش افزوده بالا.
آمار سبد فروش محصولات نیز همین موضوع را تایید میکند. در سال ۱۴۰۳، صادرات مواد هیدروکربوری و شیمیایی حدود ۲۰.۷ میلیون تن بوده که ۷۱ درصد صادرات پتروشیمی کشور را تشکیل داده است. در مقابل، مواد پلیمری تنها ۳.۴ میلیون تن صادرات داشتهاند، اما ۴.۹ میلیون تن پلیمر در بازار داخل مصرف شده است. بنابراین بحران تولید پلیمر بیش از آنکه صادرات را تهدید کند، صنایع تکمیلی داخلی را دچار اختلال میکند.
در بخش پلیمرهای پایه، ایران همچنان یکی از بازیگران بزرگ منطقه محسوب میشود. ظرفیت متانول کشور به ۱۵.۷ میلیون تن در سال رسیده که تقریبا دو برابر عربستان سعودی است. ظرفیت اتیلن ایران نیز ۸.۸ میلیون تن و پلیاتیلن حدود ۵.۱ میلیون تن برآورد شده است. اما تمرکز بالا بر متانول و محصولات اولیه، باعث شده متوسط ارزش صادراتی ایران پایین بماند.
یکی از مهمترین نکات گزارش، تمرکز شدید جغرافیایی صنعت پتروشیمی است. از کل ظرفیت ۹۶.۶ میلیون تنی کشور، حدود ۴۶.۶ میلیون تن در عسلویه/ کنگان و ۲۵.۸ میلیون تن در ماهشهر مستقر شده است. یعنی حدود ۷۵ درصد کل ظرفیت پتروشیمی ایران تنها در دو منطقه جغرافیایی متمرکز شده است.
اما مسئله مهمتر، تمرکز یوتیلیتیهاست. سه مجتمع فجر، مبین و دماوند به تنهایی تامینکننده برق، بخار و اکسیژن ۷۳ مجتمع پتروشیمی کشور هستند. ظرفیت این سه مجموعه شامل ۳۱۲۹ مگاوات برق، ۵۷۸۳ تن بخار در ساعت و ۴۲۸ هزار مترمکعب بر ساعت اکسیژن و گازهای صنعتی است. برای درک بهتر این عدد، تنها برق تولیدی این سه مجتمع معادل مصرف یک شهر ۶ میلیون نفری است.
گزارش اتاق تهران نشان میدهد حملات فروردین ۱۴۰۵ دقیقا همین نقطه حساس را هدف قرار داده است. نتیجه آن، خروج حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ظرفیت پتروشیمی کشور از مدار تولید بوده. یعنی حدود ۷۲ میلیون تن ظرفیت اسمی. نکته مهم اینجاست که بسیاری از واحدهای فرآیندی و راکتورهای پلیمریزاسیون آسیب مستقیم ندیدهاند، اما صرف قطع برق، بخار و اکسیژن باعث توقف کامل تولید شده است. این همان مفهومی است که گزارش از آن با عنوان «تعطیلی خاموش» یاد میکند.
از منظر پلیمر، اثر این توقف به سرعت در صنایع پاییندستی ظاهر میشود. طبق جدول اثرات صنایع پاییندستی، توقف تامین پلیمرهایی مانند PE، PP، PVC و PET مستقیما صنایع بستهبندی، قطعات خودرو، نساجی و صنایع غذایی را دچار کمبود مواد اولیه میکند.
گزارش همچنین به وابستگی عجیب صنعت فولاد ایران به پتروشیمی اشاره میکند. حدود ۹۲ درصد فولاد کشور با کوره قوس الکتریکی تولید میشود؛ کورههایی که وابستگی مستقیم به اکسیژن صنعتی تولیدشده در مجتمعهای مبین و دماوند دارند. بنابراین اختلال در یوتیلیتی پتروشیمی، تنها صنعت پلیمر را متوقف نمیکند، بلکه فولاد کشور را نیز از مدار خارج میسازد.
در بخش صادرات نیز آمارها هشداردهندهاند. چین با خرید ۷.۹ میلیارد دلار محصول پتروشیمی، حدود ۳۴.۴ درصد صادرات ایران را در اختیار دارد. پس از آن امارات با ۱۶.۶ درصد، ترکیه با ۱۴.۲ درصد و عراق با ۱۲.۹ درصد قرار دارند. این تمرکز بالا به این معناست که هر اختلال در صادرات میتواند شوک ارزی شدیدی ایجاد کند. برآورد گزارش نشان میدهد توقف گسترده تولید پتروشیمی میتواند ماهانه حدود ۸۰۰ میلیون دلار عدمالنفع ارزی ایجاد کند.
در نهایت، مهمترین پیام این گزارش برای صنعت پلیمر ایران آن است که توسعه صرف ظرفیت دیگر مزیت محسوب نمیشود. صنعتی که ۷۵ درصد ظرفیتش در دو منطقه و تامین انرژی آن در سه مجتمع متمرکز شده باشد، با هر اختلال زیرساختی میتواند بخش بزرگی از زنجیره ارزش خود را از دست بدهد. اکنون مسئله اصلی، افزایش ظرفیت نیست. بلکه توسعه زنجیره ارزش، تولید پلیمرهای با ارزش افزوده بالاتر، کاهش تمرکز جغرافیایی و ایجاد تابآوری در زیرساختهای انرژی و خوراک است. موضوعی که آینده صنعت پلیمر ایران را تعیین خواهد کرد.
برای خوانش کامل این تحلیل کلیک کنید.





