اخبار

اختصاصی بسپار/ به مناسبت روز آتش نشانی و ایمنی: فقط سه لایه تا شعله! آنچه آتش‌نشان را از آتش جدا می‌کند، باز هم پای پلیمرها در میان است

بسپار/ ایران پلیمر  هفتم مهر، روز آتش‌نشانی و ایمنی، فرصتی است برای قدردانی از آتش‌نشانانی که در سخت‌ترین لحظات، یک قدم به خطر نزدیک‌تر می‌شوند تا دیگران از آن دور بمانند. به همه آتش‌نشانان ایران خسته نباشید می‌گوییم و روزتان را گرامی می‌داریم.
پشت هر لباس حفاظتی، هر لایه پلیمر و هر فناوری ایمنی، یک هدف وجود دارد: اینکه شما سالم‌تر به خانه بازگردید.

گلرخ فرد ذوالفقاری، دانشجوی دکتری مهندسی پلیمر 

 

به احترام آنان که میان شعله‌ها می‌ایستند

وقتی آتش‌نشان وارد یک ساختمان در حال سوختن می‌شود، میان بدن او و محیطی با گرما، شعله، بخار آب، مواد شیمیایی و ذرات حاصل از احتراق، تنها یک “لباس” قرار ندارد. در واقع یک سامانه مهندسی‌شده از الیاف، پلیمرها، لایه‌های عایق و ساختارهای پارچه‌ای است که باید هم‌زمان چند وظیفه متضاد را انجام دهد: انتقال حرارت را کاهش دهد، در برابر شعله پایدار بماند، آب و برخی مواد شیمیایی را محدود کند، بخار عرق را تا حد امکان خارج کند و در عین حال آن‌قدر سبک و انعطاف‌پذیر باشد که حرکت آتش‌نشان را مختل نکند. NIST ساختار متداول لباس عملیاتی آتش‌نشان را متشکل از سه بخش اصلی می‌داند: پوسته بیرونی، سد رطوبتی و آستر حرارتی.

لایه اول، پوسته‌ای که باید نخستین ضربه را تحمل کند

بیرونی‌ترین لایه لباس، نخستین سطح مواجهه با محیط است. این لایه علاوه بر شعله و تابش حرارتی، باید در برابر ساییدگی، پارگی، اجسام تیز و سایر آسیب‌های مکانیکی مقاومت کند.

در اینجا خانواده آرامیدها نقش مهمی پیدا می‌کنند. آرامیدها پلیمرهای آروماتیک با زنجیره‌های بسیار پایدارند که برخی از انواع آنها به دلیل پایداری حرارتی و مقاومت ذاتی در برابر شعله در منسوجات حفاظتی به کار می‌روند.

در میان آنها دو گروه مهم، متاآرامید و پاراآرامید هستند. الیافی مانند Nomex از خانواده متاآرامیدها و Kevlar از خانواده پاراآرامیدها شناخته می‌شوند.  هرچند لباس‌های آتش‌نشانی در عمل می‌توانند از ترکیب چند نوع الیاف استفاده کنند.

پاراآرامیدها علاوه بر مقاومت حرارتی، استحکام کششی و مقاومت پارگی بالایی ایجاد می‌کنند، در حالی که متاآرامیدها بیشتر به دلیل رفتار مطلوب در برابر حرارت و شعله مورد توجه‌اند. ترکیب این ویژگی‌ها باعث شده است که طراحی لباس به جای تکیه بر یک پلیمر، به سمت ترکیب الیاف با کارکردهای مکمل برود.

نکته مهم این است که «مقاوم در برابر شعله» با «غیرقابل سوختن» یکسان نیست. هدف، ایجاد ماده‌ای است که در مواجهه با شعله رفتار احتراقی کنترل‌شده‌تری داشته باشد و پس از حذف منبع اشتعال نیز به سوختن پایدار ادامه ندهد. در اسناد NFPA نیز متاآرامید، پاراآرامید و پلی‌بنزیمیدازول (PBI) در شمار مواد مورد استفاده برای حفاظت حرارتی معرفی شده‌اند.

لایه دوم، غشایی که باید هم آب را متوقف کند و هم اجازه تنفس بدهد

اگر تنها یک پارچه مقاوم به شعله برای لباس کافی بود، طراحی آن بسیار ساده‌تر می‌شد. اما آتش‌نشان با آب، بخار، عرق بدن و رطوبت محیط نیز مواجه است. به همین دلیل در زیر پوسته بیرونی، یک سد رطوبتی قرار می‌گیرد. این لایه معمولاً شامل یک غشای پلیمری است که به یک زیرلایه نساجی متصل شده است.

در نمونه‌های بررسی‌شده توسط NIST، غشاهایی بر پایه پلی‌تترافلوئورواتیلن (PTFE) و ساختارهای مشابه به کار رفته‌اند. هدف این است که آب (مایع) و برخی مواد ناخواسته از بیرون به داخل لباس نفوذ نکنند، اما بخار آب حاصل از تعریق بتواند تا حدی از لباس خارج شود.

اینجا یکی از جذاب‌ترین مسائل مهندسی پلیمر خود را نشان می‌دهد:

چگونه غشایی بسازیم که آب را تا حد امکان متوقف کند، اما بخار آب را عبور دهد؟

این موضوع صرفاً مسئله انتخاب یک پلیمر نیست. معماری غشا، ریزساختار، ضخامت، تخلخل و نحوه اتصال آن به لایه نساجی هم در عملکرد نهایی مؤثرند.

از طرف دیگر، اگر این لایه بیش از اندازه مانع عبور بخار شود، رطوبت و گرمای بدن در فضای بین پوست و لباس تجمع پیدا می‌کند و بار حرارتی وارد بر آتش‌نشان افزایش می‌یابد.

لایه سوم، عایقی که بخش مهمی از آن “هوا” است

نزدیک‌ترین لایه به بدن، آستر حرارتی است. شاید تصور کنیم که برای ایجاد حفاظت حرارتی باید ماده‌ای بسیار ضخیم و سنگین انتخاب کرد، اما مسئله پیچیده‌تر است.

ساختار این لایه معمولاً شامل یک پارچه روکار و یک ماده عایق است. بخشی از عملکرد عایقی این لایه به هوای محبوس در ساختار الیافی مربوط می‌شود. بنابراین افزایش ضخامت می‌تواند حفاظت حرارتی را افزایش دهد، اما هم‌زمان وزن، حجم و کاهش قابلیت تنفس لباس را نیز به همراه دارد. NIST به همین تعارض میان ضخامت، حفاظت حرارتی، وزن و قابلیت تنفس اشاره کرده است.

در نتیجه طراح لباس با یک مسئله چندهدفه روبه‌روست: حفاظت بیشتر در برابر حرارت، بدون تبدیل لباس به یک عایق سنگین و غیرقابل‌تحمل. این همان جایی است که مهندسی پلیمر و مهندسی نساجی به یکدیگر می‌رسند.

لباس آتش‌نشان چگونه جلوی انتقال حرارت را می‌گیرد؟

لباس حفاظتی صرفا یک مانع در برابر شعله نیست. انتقال حرارت می‌تواند از مسیرهای مختلفی اتفاق بیفتد. از جمله رسانش، جابه‌جایی و تابش.

به همین دلیل، خواص حرارتی مواد تشکیل‌دهنده لباس اهمیت زیادی دارد. NIST برای مواد مورد استفاده در لباس آتش‌نشان، پارامترهایی مانند ضریب رسانش حرارتی، گرمای ویژه، چگالی و ویژگی‌های نوری مرتبط با جذب، بازتاب و عبور تابش را اندازه‌گیری کرده است.

حتی یک تغییر کوچک در ساختار لباس می‌تواند مسیر انتقال حرارت را تغییر دهد. فاصله‌های هوایی میان لایه‌ها، ضخامت لایه عایق، نوع الیاف و نحوه دوخت و اتصال لایه‌ها همگی در عملکرد نهایی نقش دارند.

بنابراین نمی‌توان گفت: این الیاف در برابر حرارت مقاوم است، پس لباس ساخته‌شده از آن ایمن است. عملکرد واقعی متعلق به کل سامانه است، نه یک پلیمر منفرد.

وقتی «تنفس» لباس به اندازه مقاومت در برابر آتش مهم می‌شود

یکی از دشوارترین چالش‌های طراحی لباس آتش‌نشانی، تعادل میان حفاظت حرارتی و مدیریت گرما و رطوبت بدن است. لباس هرچه ضخیم‌تر و بسته‌تر باشد، می‌تواند مانع بیشتری در برابر انتقال حرارت ایجاد کند. اما هم‌زمان خروج گرما و بخار عرق نیز دشوارتر می‌شود.

پژوهش‌های NIST درباره انتقال بخار آب در لباس‌های آتش‌نشانی نشان داده‌اند که بخار آب می‌تواند وارد ریزمحیط میان پوست و لباس شود. این موضوع در کنار شرایط بسیار گرم و مرطوب عملیات، یکی از مسائل مورد توجه در مطالعه سوختگی‌های ناشی از بخار است.

پس لباس ایده‌آل باید هم‌زمان دو کار تقریبا متضاد انجام دهد: مانع ورود گرما و آب ناخواسته باشد، اما امکان خروج گرما و رطوبت بدن را نیز فراهم کند. این تناقض، یکی از دلایل اصلی حرکت صنعت به سوی منسوجات و غشاهای پلیمری پیشرفته‌تر است.

یک نکته کمتر دیده‌شده در مورد لباس‌های آتش‌نشانی، پیری مواد پلیمری است.

لباس در طول عمر خود بارها شسته می‌شود، در معرض تابش فرابنفش، گرما، رطوبت، سایش و مواد شیمیایی قرار می‌گیرد. بنابراین عملکرد آن در روز نخست الزاماً با عملکرد آن پس از ماه‌ها یا سال‌ها استفاده یکسان نیست.

در یک مطالعه NIST، قرار دادن نمونه‌هایی از پاراآرامید و سامانه‌های آرامید/پلی‌بنزیمیدازول در شرایط تسریع‌شده فرابنفش باعث کاهش قابل‌توجه خواص مکانیکی شد. در برخی نمونه‌ها پس از ۱۳ روز قرارگیری در شرایط آزمایش، کاهش بیش از ۴۰ درصدی در مقاومت پارگی و استحکام کششی مشاهده شد.

این یافته یک پیام مهم برای مدیریت تجهیزات دارد: مقاومت اولیه یک پلیمر، تنها معیار کافی برای ارزیابی عمر لباس حفاظتی نیست.

یک لباس، چند علم

لباس آتش‌نشان را نمی‌توان محصول یک صنعت واحد دانست. در آن، شیمی پلیمر ، مهندسی الیاف، مهندسی نساجی، انتقال حرارت، طراحی غشا، مهندسی سطح و ارگونومی هم‌زمان حضور دارند.

استانداردهای جدید نیز همین نگاه سامانه‌ای را دنبال می‌کنند. استاندارد ISO 11999-3:2025 برای لباس آتش‌نشانانی که در معرض سطوح بالای گرما و شعله قرار دارند، الزامات طراحی و عملکرد لباس را مشخص می‌کند و حفاظت در برابر شعله، بار حرارتی و ذرات و محصولات احتراق را در نظر می‌گیرد. بنابراین پشت آن کت سنگین و ظاهراً ساده‌ای که آتش‌نشان بر تن می‌کند، مجموعه‌ای از مواد مهندسی‌شده قرار دارد که هرکدام وظیفه‌ای متفاوت دارند.

در واقع، آتش‌نشان با یک «پارچه ضدآتش» وارد ساختمان نمی‌شود. او با یک سامانه پلیمری ـ نساجی چندلایه وارد محیطی می‌شود که کوچک‌ترین خطا در طراحی، انتخاب ماده، ساخت یا نگهداری می‌تواند پیامد جدی داشته باشد.

و شاید به همین دلیل، یکی از دقیق‌ترین پاسخ‌ها به این پرسش که «پلیمرها چه نقشی در ایمنی آتش‌نشان دارند؟» این باشد: پلیمر در لباس آتش‌نشان قرار نیست آتش را شکست دهد، قرار است زمان بخرد. زمانی برای اینکه حرارت دیرتر به پوست برسد، آب و بخار بهتر مدیریت شود، لباس دیرتر دچار افت عملکرد شود و آتش‌نشان چند لحظه بیشتر برای انجام مأموریت خود فرصت داشته باشد.

 

منابع:
Lawson, J. R., Walton, W. D., Bryner, N. P., & Amon, F. K. (2005). Estimates of Thermal Properties for Fire
Fighters’ Protective Clothing Materials
. NISTIR 7282.
Vettori, R. (2005). Estimates of Thermal Conductivity for Unconditioned and Conditioned Materials Used in Fire Fighters’ Protective Clothing. NISTIR 7279.
Davis, R. D., Chin, J. W., Lin, C.-C., & Petit, S. H. (2010). Accelerated Weathering of Polyaramid and Polybenzimidazole Firefighter Protective Clothing Fabrics. Polymer Degradation and Stability.
Davis, R., Chin, J., & Lin, C.-C. (2010). Effects of Accelerated Ultraviolet Weathering on Firefighter Protective Clothing Outer Shell Fabrics. NIST TN 1657.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا