اخباراخبار ویژه

تاب آوری؟! فضیلت یا پوششی برای ناکارآمدی دولت؟/ سرمقاله شماره 289 ماهنامه بسپار

بسپار/ ایران پلیمر نمی دانم این واژه دقیقا از چه زمانی وارد عمق وجودی جامعه ایران شد. اما می دانم که موخر است و در ابتدا جذاب به نظر می رسید حتی. همه درباره تاب آوری صحبت می کردند، خود ما هم. کنار هم می نشستیم و بعد از گذراندن جنگی دوازده روزه، شاخص های فلاکت اقتصادی را مرور می کردیم و زیر بار فشارهای خردکننده، کسب و کارهایی را که توانسته بودند جان سالم به در ببرند، تحسین و تلاش می کردیم بستری فراهم کنیم تا تجربیات تاب آوری در بحران، به اشتراک گذاشته شود، تا به حساب خودمان، واحدهای صنعتی بیشتری سر پا بمانند و آدم های کمتری در نهایت، آسیب جدی ببینند.

تاب آوری یک ارزش تلقی شد و بر جنبه های مثبت آن به طور سازمان یافته ای تاکید. جنگ سی و نه روزه هم این مفهوم را وارد چالش جدی تری کرد، حالا خیلی از زیرساخت ها هم آسیب دیده بودند، خیلی از کارخانه های بزرگ و حتی کوچک، مستقیم یا غیرمستقیم. بعدتر محاصره دریایی پیش آمد، صحبت از گمرکات زمینی و بنادر جایگزین مطرح شد که خیلی از آنها نه اصولا امکانات حداقلی لازم را داشتند و نه می توانستند بار و نقش حدود هفتاد درصدی و بیش از آن بندر شهید رجایی را در واردات و صادرات جبران کنند. باز هم در کرنای تاب آوری دمیده می شد. همانطور که حلقه تحریم ها، گردن اقتصاد و تولید کشور را بیشتر می فشرد، زبان “آفرین گو”های سازمانی و رسانه ای هم بیشتر و بلندتر می جنبید.

ما می دانستیم و می دانیم که تاب آوری تنها چاره همه ما در این چند دهه “برهه حساس کنونی” بوده است. اما بالاخره یک جایی، یک روزی باید این سوال را هم پرسید که اصلا چرا باید ملتی را با بی تدبیری و فساد به نقطه ای کشانید که سیل اختلال روانی در آن چنان بنیان افکن شود که آینده مبهم آن را نتوان تصور کرد. این ملت فرسوده که دست کم هشت ماه اخیر را در تعلیق مفرط جنگ می شود یا نه ی آخر هفته های اجنبی و اول هفته های خود گذرانده اند، با چه توانی، دقیقا چرا و چه چیزی را باید تاب بیاورند؟

آثار و تبعات این درجازدگی و عقب رفت کشور فقط کوتاه مدت و امروز و حالا را در برنمی گیرد. ببینید این انزوای تحمیلی بر سر دانشگاه و دانشگاهیان و دانشجویان چه آورده است. علم در خدمت صلح و توسعه که روز جهانی آن همین روزها بزرگ داشته می شود، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. نه تنها ژورنال های صرفا علمی و به ظاهر مستقل دنیا برایشان آسانتر است که به سرعت مقالات ارسالی دانشمندان ایرانی را رد کنند، بلکه هرگونه همکاری متقابل هم، از هر دو سو محدودیت های جدی و امنیتی پیدا کرده که قبلا به آن پرداخته ایم. نکته چنین روندی که در حال عادی سازی هم هست، متاسفانه، این است که با جمود دانش، یک بار دیگر باید نگران تبعات آتی آن بر همه برساخت های کشور و نیروی انسانی آن بود.

هر چند قدرت های جهان اول خارجی با فشارهای حداکثری، بی هیچ واهمه و لکنتی از ابراز بدیهیات زیرپا گذاشتن حقوق انسانی (از جمله ادعای همین چند ساعت پیش دایر بر حمله هسته ای)، از جان تا کیفیت زندگی ایران و ایرانی را نشانه گرفته اند و این رویه و الگوی آنان را به روشنی می توان در تلاش موفق و ناموفق گذشته آنها در از پای درآوردن کشورهای غیرهمسو دید، با اینحال شخصا ترجیح می دهم همانگونه که خودم را در هر اعتراض و یا همراهی در امور داخلی کشور، دارای عاملیت می دانم، این حکومت را هم مقصر شماره یک وضعیتی بدانم که امروز مردم، کسب و کارها، صنعت، تجارت و اقتصاد کشور با آن روبرو هستند.
بس است دیگر. به عقلانیت بازگردید، هر چند در تمام این سالها شنوا نبوده اید. دور نیست که انبان تاب آوری حکمرانی شما هم که انباشته از دارایی های ملی و ملت است، ته بکشد. برای پیش و پس از آن باید فکری برداشت.

تبسم علیزادمنیر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا