داستان سرمایه ها و سرمایه داران ایرانی: خانه های خود را فروختیم تا شرکت سر پا بماند …

بسپار می نویسد، محمدعلی فروغی داشت کتاب “اصول ثروت ملل”را ترجمه می کرد. میرزا ملکم خان، صنیع الدوله، حاج حسین کازرونی، امین الضرب و جمال الدین کاشانی مشغول مطالعه و تحصیل و تحقیق بودند و مشروطه و مشروطیت داشت به نتیجه می رسید که “محمود خلیلی عراقی” متولد شد. آن روزها مردم روحیه آزادی خواهی داشتند و سیاست بازاری پررونق داشت و آن چه کم در نظر می آمد، روحیه کارآفرینی بود و بی علاقگی مردم به جنس ایرانی. درهمین روزها و شب های پرفراز و پرنشیب، نوزادی چشم گشود که بعدها او را بنیان گذار صنعت گاز مایع ایران لقب دادند. محمود خلیلی عراقی که در خانواده ای فرهیخته به دنیا آمده بود،کودکی اش را در کوچه و خیابان های تهران پشت سرگذاشت و پس ازآن به درس خواندن مشغول شد. پس از فراغت از تحصیل از مدرسه دارالمعلمین با درجه ممتاز به مدت دو سال در همان مدرسه به تدریس فیزیک و ریاضیات پرداخت. او دو سال تدریس کرد و خاک گچ بر شانه و صورت نشاند، اما پس از آن تولید و صنعت پیشه کرد و آچار و روغن را بر تخته و گچ ترجیح داد. آغاز کسب و کار خصوصی مرد جوان، ایجاد كارگاه تعمیر ماشین آلات در خیابان چراغ گاز تهران بود. جایی که پیش از او، حاج محمد حسین کمپانی،چراغ گاز را به آن جا برده بود. خلیلی اگر چه معلمی را دوست داشت اما با کار و بازار بیشتر میانه داشت. ماندنش در چراغ گاز و شهرتش به عنوان کاسبی مطمئن و مهارتش در باز و بسته کردن ماشین آلات منجر به پیشنهادی تازه به او شد. پیشنهادی که زندگی او را دگرگون کرد. او در سال 1317 به ریاست اداره برق تهران منصوب شد و در همین دوران اولین كارخانه برق دولتی را راه اندازی كرد. محمود خلیلی عراقی مدتی در این سمت، خانه و کاشانه مردم را روشن نگه داشت تا اینکه سفری به خوزستان، هم زندگی او را زیر و رو کرد و هم زندگی مردم ایران را.
محمود خلیلی در سال 1329 در سفری به استان خوزستان متوجه شد كه یكی از فرآورده های پرارزش نفت، یعنی گاز مایع، بدون استفاده سوزانده می شود. ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 فرصت مناسبی پدید آورد كه او به آرزوی چند ساله خود جامه عمل بپوشاند. در همین سال، فرزند ارشدش، محسن خلیلی موفق شد از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شود و چه فرصتی بهتر از این که پدر، با کمک پسر تحصیل کرده اش، رویاهایش را جامه عمل بپوشاند.این گونه بود که محمود خلیلی در سال 1330 به اتفاق فرزندش به آمریكا و اروپا سفر كرد و با تحولات صنعت گاز مایع آشنا شد و مقدمات تأسیس شركت بوتان را فراهم آورد. تا زمانی كه محمود و محسن خلیلی، شركت بوتان را برای عرضه گاز مایع تاسیس نكرده بودند، گاز کشور بیهوده می سوخت و به هدر می رفت. در سال 1333، با همراهی مهندس محسن خلیلی واحد كوچكی برای تولید نسل اول محصولات گاز سوز و سیلندرهای گاز شكل گرفت كه به سرعت توسعه یافت، ده سال بعد، شركت مستقل صنعتی بوتان اولین و بزرگترین تولیدكننده لوازم گازسوز و سیلندر گاز در ایران به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.
محمود خلیلی در همان دوران که علی اکبر داور، دولت را موتور محرک اقتصاد می دانست و بسیار زودتر از دیگر دولت ها، درحال تاسیس شرکت های دولتی بود، به موقع متوجه شد که راه حل نهایی ایجاد و تاسیس تولید و صنعت وابسته به بخش خصوصی است. به این ترتیب او را باید یکی از نخستین مدیران دولتی دانست که در میانه های عمر مدیریت، راه بخش خصوصی را در پیش گرفت.
کار او آن قدر بزرگ بود و مشقت به دنبال داشت که مهندس مهدی بازرگان در کتاب شصت سال خدمت و مقاومت از او یاد می کند: “یادم می آید خلیلی چقدر با مسوولان شركت ملی نفت در زمان كنسرسیوم كلنجار رفت تا گردنشان بگذارد گازهایی را كه هدر داده و می سوزانند، تصفیه كرده و بوتان و پروپان آن را در تانكرهای تحت فشار به ایشان بفروشند و گاز نفت در ایران توزیع شود. سپس برای اینكه مصرف گاز آشپزخانه ها به صورت صنعت ملی درآید، به موازات ساختن انبار و تهیه وسایل و كامیون های توزیع گاز، اقدام به ایجاد كارخانه كپسول سازی و تولید اجاق فر و غیره كرد … اجاق و فرهایی كه آشپزخانه های تهران و شهرستان ها را تسخیر كرد و عامل ایجاد 6-5 شركت تولید و توزیع گاز شد…” محمود و محسن خلیلی در 18/5/1332 شركت بوتان با مسوولیت محدود را در اداره ثبت شركت ها به ثبت رساندند.
محمود خلیلی، اسفندیار یگانگی و محسن خلیلی موسسان شركت بوتان بودند. در همان سال ها محلی برای شركت در خیابان سعدی اجاره و نمایشگاهی در كنار آن دایر شد و كار رونق پیدا كرد. در سال دوم تاسیس شركت بوتان، مردم به ویژه خانم ها با دیدن فرها و اجاق های گازسوز در خانه های دوستان و خویشان و آگاه شدن از مزیت های گاز برای خرید به بوتان مراجعه می كردند. در سال 1332 فقط یك تن گاز در ایران مصرف می شد! چند سال بعد بود كه محسن خلیلی پیشنهاد ساخت وسایل گازسوز را به پدر داد. محسن خلیلی باور داشت كه ساخت وسایل گازسوز باید هرچه زودتر در كشور آغاز شود. نخستین محصول این شركت آبگرمكن ایستاده 40گالنی با كنترل ترموستاتیك بود. در یك كارگاه كوچك كه برای این كار در نظر گرفته شده بود و به مرور ساخت اجاق های رومیزی و پلوپزهای یك تا 4شعله شروع شد و چندی بعد با همكاری مهندس محسن غفاری و استفاده از تكنیك های تازه لعاب كاری، تولیدات افزایش یافت. در سال 1343 شركت صنعتی بوتان سهامی خاص تاسیس شد. شركت بوتان به سرعت رشد و توسعه پیدا می كرد، پس باید راه های مناسب تری می یافتند تا به صنعتی كه شتاب پیدا می كرد، كمك شود. شركت بوتان در سال 1332 تا 1335 چون جاده ارتباطی آبادان به تهران بسیار بد بود، ناچار از طریق سرهم كردن وسایل باقی مانده از جنگ جهانی و تانك وارداتی از كشور آلمان موفق به ساخت نخستین تریلر به ظرفیت 12تن شد. عباس چمران كه در دانشكده فنی با محسن خلیلی دوست بود، با نصب تانك بر روی واگن و ایجاد ایستگاه تخلیه و بارگیری در خرمشهر و تپه سفید توفیق حاصل كرد. در سال 1343، شركت صنعتی بوتان به صورت شركت مستقل از شركت بوتان تاسیس شد.
محسن خلیلی فارغ التحصیل مهندسی الكترومكانيک از دانشكده فني دانشگاه تهران است.
در ادامه می توانید گوشه ای از فعالیت های کارآفرینانه وی را ببینید:
مشاركت در بنيان گذاري گروه بوتان (سال 1332)
مشاركت در پايه ريزي صنعت گاز مايع ايران
پايه گذاري ساخت لوازم و تجهيزات گازسوز در ايران
پايه گذاري ساخت تجهيزات تحت فشار براي ذخيره سازي و حمل سيالات گازي در ايران
معرفي و كاربرد استانداردها در صنايع گازمايع، لوازم گازسوز و تجهيزات تحت فشار در كشور
پايه گذاري تشكل هاي صنعتي و تلاش براي توسعه بخش خصوصي ايران
مشاركت در تأسيس و راهبري شركت هاي صنعتي و توليدي با 30 هزار فرصت شغلي
از سال 1332 تا کنون، ریيس هيأت مديره و مديرعامل شركت بوتان (سهامي عام)
از سال 1388-1376، عضو هيأت مؤسس و رئيس هيأت مديره بانك كارآفرين
از سال 1384-1378، ریيس هيأت مديره شركت صانفاير فعالیت های
ايجاد نخستين تأسيسات ذخيره سازي و سيلندرپركني گازمايع در ايران
ساخت و توليد سيلندر گازمايع -طراحي و توليد مخازن ذخيره سازي و حمل سيالات تحت فشار
ساخت و توليد شيرآلات، اتصالات و رگولاتور با فشار بالا
حفاري چاه هاي آب زيرزميني
ساخت و توليد پمپ هاي گازمايع
طراحي و ساخت تجهيزات سيلندرپركني
توليد لوازم گازسوز از جمله آبگرمكن، اجاق كباب پز و بخاري گازسوز
تبديل سوخت خودرو به گازمايع و گازطبيعي
توليد تجهيزات آشپزخانه صنعتي گازسوز
طراحي و احداث تأسيسات ذخيره سازي و مصرف گازمايع بالك
طراحي و احداث ترمينال هاي بارگيري و تخليه گازمايع
مشاركت در طراحي تجهيزات و تأسيسات گازطبيعي فشرده
معرفي و استقرار استانداردهاي بين المللي در صنعت گازمايع ايران
مشاركت در تدوين استانداردهاي صنعت گازمايع و استقرار آن در كشور
مشاركت در تدوين استانداردهاي تجهيزات تحت فشار و استقرار آن
مشاركت در تدوين استانداردهاي لوازم گازسوز و استقرار آن
مشاركت در تدوين استانداردهاي سوخت هاي جايگزين گازي
تهيه و تدوين كتاب ها و دستورالعمل هاي آموزش صنعت گازمايع و لوازم گازسوز
مشارکت در نهادهای صنعتی
مؤسس سنديكاي توزيع كنندگان گازمايع و رئيس هيأت مديره ( از بدو فعاليت تاكنون)
از ابتدای فعالیت تا کنون، مؤسس انجمن صنايع لوازم خانگي (رئيس هيأت مديره)
عضو هيأت مديره سنديكاي لوازم خانگي در دهه 1350
از ابتدای فعالیت تا کنون، عضو مؤسس انجمن مديران صنايع و رئيس هيأت مديره
از ابتدای فعالیت تا کنون، مؤسس كنفدارسيون صنعت ايران و رئيس هيأت مديره
عضو هيأت رئيسه و خزانه دار اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران
رئيس كميسيون صنعت اتاق صنايع و معادن كشاورزي تهران
از سال 1384-1378، مسئول شوراي مشاوران بخش خصوصي وزير صنايع و معادن
از سال 1389-1388، عضو هيأت مديره و دبير كل كانون عالي كارفرمايان
از سال 1384-1378، عضو شوراي فرهنگ و صنعت
بنيان گذار و ریيس پژوهشكده صنعتگر
از سال 1389-1385، عضو شوراي عالي كار
عضو شوراي عالي رقابت
عضو شوراي عالي اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي
عضو هيأت داوران جايزه ملي بهره وري و تعالي سازماني
پايه گذاري اتاق ايران و بلژيك و ریيس هيأت (تاكنون)
عضو هيأت امنای سازمان تأمين اجتماعي
مشاور رياست اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران در امور استراتژي صنعتي
محسن خلیلی در مقابل دوربین محمد هیراد حاتمی، درباره خود می گوید: “من فرزند پدر و مادری عاشق هستم. از یک خانواده ۹ نفره آمده ام. در یک خانواده صنعتی تربیت شدم. پدر بزرگم یک روحانی بود و بسیار به من لطف داشت. همیشه سعی می کرد که در وادی شریعت، عرفان اسلامی را به من بیاموزد که از دیدگاه خودش نوه خدمتگزاری را تربیت کرده باشد. من اگر بخواهم محیطم را طراحی کنم، مادرم از خانواده هنرمند، شاعر و نقاش می آید و پدرم هم فرزند یک روحانی مهربان و وارسته بود. دوران ابتدایی را در خیابان آتشکده دبستان ۱۵ بهمن گذراندم. تا سوم متوسطه در دبیرستان شاپور تجریش بودم. دوران متوسطه ام را در ترکیبی از دبیرستان های ایرانشهر و کالج البرز گذراندم و افتخار دارم که بگویم شاگرد دکتر مجتهدی بودم و بسیار مورد مرهمت ایشان. بعد به دانشکده فنی رفتم و در سال ۱۳۳۲ از دانشکده فنی فارغ التحصیل شدم. دوران تحصیلی من همزمان با دوران بسیار بحرانی دانشگاه تهران اما پر افتخار آن بود.
من شاگرد مورد مرهمت مرحوم مهندس بازرگان بودم و دیدگاه های ملاطفت آمیز اسلامی ایشان بر من تاثیر داشت.”
مهرنامه نیز در یکی از شماره های خود با عنوان مصایب سرمایه داری در ایران به نقل از محسن خلیلی در رابطه با مصادره 20 درصد از اموال بوتان می نویسد: “انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، انقلابیون به طور کلی،تحت تعلیم هایی قرار گرفتند که تا حدودی از ادبیات چپ گرایی الهام می گرفت. علاوه براین، دیدگاه هایی که حزب توده ایران از شهریور 1320 تا وقوع انقلاب ترویج داده بود، جو نامساعدی را علیه کارآفرینی و سرمایه داری حاکم کرده بود و یک عامل دیگر، فقر عمومی مردم بود که در پایین بودن سرانه GDP نمود می یافت. مردم خود را با طبقه سرمایه داران مقایسه می کردند و این مقایسه به تدریج به شکل گیری کینه توده مردم نسبت به سرمایه داران دامن زد.
پس از انقلاب این تصور وجود داشت که سرمایه داران زمانه، مرتبط به خاندان پهلوی هستند و به تحکیم این رژیم کمک کرده اند. هر آینه ارتباطی و پیوندی میان سرمایه دار و رژیم پهلوی می یافتند، این رشته ارتباطی به مصادره منتهی می شد!
پرونده های عدیده ای برای واحد های تحت مدیریت من در دادگاه انقلاب تشکیل شد که وقت بسیار زیادی را از من گرفت تا اینکه سرانجام تبرئه شدم. من از این نگرش که مصادره، یکی از پدیده های انقلاب می تواند باشد، راضی نبودم اما این اتفاق را طبیعی می دانستم.
برای آن که بتوانیم، سر پا بمانیم، خانه های شخصی خود را فروختیم و صرف پرداخت حقوق کارگران کردیم. من تصور می کنم که شاید حدود 13 ملک مسکونی، توسط شرکای مجموعه تولیدی ما، برای سرپا نگاهداشتن شرکت فروخته شد. ما شرکت را سرپا نگاه داشتیم چرا که می دانستیم این وضعیت گذراست. در این مدت به تلاش های حقوقی برای ابطال حکم دادگاه انقلاب ادامه دادیم. فکرمی کنم 254 بار در دادگاه شرکت کردیم تا توانستیم شرکت را بازپس بگیریم.”
محسن خلیلی که از وی به عنوان اسطوره صنعت ایران یاد می شود، از بیماری رنج می برد و این روزها به سختی می تواند صحبت کند. وی مهر سال 91 شمع 83 سالگی کیک تولد خود را در میان جمعی از خبرنگاران و نمایندگان بخش خصوصی و دولتی در اتاق بازرگانی خاموش کرد تا بیش از 60 سال فعالیت در بخش کارآفرینی کشور را به ثبت برساند.
[EasyDNNGallery|18026|Width|200|Height|200|position||resizecrop|False|lightbox|False|title|False|description|False|redirection|False|LinkText||]
برای وی آرزوی سلامت کرده، و صنعت کشور به وی مفتخر است.
گردآوری:فرنام نامور
[EasyDNNnewsLink|354]





