گفت و گو با عبداله مستعلی پور، نائب رئیس انجمن صنفی تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی، دندانپزشکی و آزمایشگاهی: سه پلیمر PP، PVC و PE ستون فقرات تولید قطعات پزشکی هستند و باید با اولویت تامین شوند

بسپار/ایران پلیمر در دنیای پیچیده و همیشه در حال تحول تجهیزات پزشکی، دندانپزشکی و آزمایشگاهی، تولیدکنندگان داخلی نقش حیاتی در تامین نیازهای کشور ایفا میکنند. طی گفت و گویی با عبداله مستعلی پور نائب رئیس از انجمن صنفی تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی، دندانپزشکی و آزمایشگاهی از چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده این صنعت شنیدیم. در روزهای آتش بس و پس از جنگی که فشاری قابل توجه بر سیستم دارو و درمان کشور داشته. دست کم دو داروساری بزرگ و معتبر کشور هدف حمله قرار گرفتند و انستیتو پاستور نیز از آسیب های جدی جنگ در امان نماند.
بسپار- لطفا در ابتدا بفرمایید که چه سهمی از تولیدات اعضای انجمن (چند درصد) قطعات و تجهیزات پزشکی است؟ در صورت امکان تنوع اقلام را ذکر و انواع پلیمرهای مصرفی و میزان آن را اعلام کنید.
مستعلی پور: سؤال شما بستگی به این دارد که منظور “سهم تولید” را از چه زاویهای ببینیم (تعداد اقلام، ارزش بازار، یا نوع محصولات). اما اگر منظور شما این است که چه مقدار سهمی از تولیدات اعضای این انجمن مربوط به قطعات تولیدی و تجهیزات پزشکی و ملزومات پزشکی است، جمعبندی کلی به این صورت است: حدود ۷۰٪ از تجهیزات پزشکی و ملزومات پزشکی مورد نیاز کشور توسط تولیدکنندگان داخلی (اعضای همین انجمن و شرکتهای مشابه) تولید میشود.
اما یک نکته مهم: اگر معیار را “ارزش مالی بازار” در نظر بگیریم، سهم تولید داخلی به نظر من بین حدود ۴۰ تا ۵۰٪ بازار است. جمعبندی نهایی از نظر تعداد اقلام/تولیدات: حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد محصولات (شامل قطعات و تجهیزات پزشکی و ملزومات پزشکی) توسط تولیدکنندگان داخلی و اعضای انجمن تولید میشود. از نظر ارزش بازار: این سهم معمولاً حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد است، چون بعضی از تجهیزات پیشرفتهتر هنوز وارداتیاند.
بسپار- با توجه به اینکه پس از وقوع جنگ اخیر در کشور، بیش از 20 مجتمع پتروشیمی از مدار تولید به دلیل آسیب به زیرساخت خارج شده اند، این موضوع چه تاثیری روی تولیدات انجمن خواهد داشت؟
مستعلی پور: اگر فرض را بر این بگذاریم که بیش از ۲۰ مجتمع پتروشیمی از مدار تولید خارج شدهاند، اثر آن روی تولیدات اعضای انجمن تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی وسایر شرکت های غیر عضو میتواند قابلتوجه و چندلایه باشد، چون بخش مهمی از زنجیره تأمین این صنعت به محصولات پتروشیمی وابسته است.
- اختلال در تأمین مواد اولیه
بخش زیادی از تجهیزات و ملزومات پزشکی از پلیمرها و مشتقات پتروشیمی ساخته میشوند، مثل: پلیپروپیلن (PP) برای سرنگ و …، PVC برای لولهها و کیسههای خون و قطعات،
پلیاتیلن (PE) برای بستهبندیهای استریل و موارد دیگر.
با کاهش تولید پتروشیمی و کمبود مواد اولیه، تولید برخی اقلام مصرفی ممکن است متوقف یا سهمیهبندی شود.
- افزایش شدید هزینه تولید
کاهش عرضه معمولاً باعث افزایش قیمت مواد اولیه میشود. قیمت پلیمرها بالا میرود، هزینه تمامشده تجهیزات پزشکی و ملزمات مصرفی به شدت افزایش پیدا میکند. حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش مییابد (مخصوصاً با قیمتگذاری دستوری)
۳. کاهش ظرفیت تولید و تاخیر در تحویل
بسیاری از شرکتها ناچار میشوند با ظرفیت پایینتر کار کنند. زمان تحویل سفارشها طولانیتر میشود و احتمال ایجاد کمبود در بازار (بهخصوص در اقلام مصرفی) بالا میرود.
۴. افزایش وابستگی به واردات برای جبران کمبود
واردات مواد اولیه یا حتی محصول نهایی افزایش پیدا میکند. فشار ارزی بیشتر میشود. ممکن است سهم تولید داخلی (که قبلاً حدود ۶۰–۷۰٪ بود) کاهش یابد.
۵. اثر بر صادرات
شرکتهایی که صادرات داشتند، ممکن است بازارهای خارجی را از دست بدهند. کاهش رقابتپذیری به دلیل افزایش هزینهها
- تغییر ترکیب تولید
برخی تولیدکنندگان ممکن است به سمت محصولات کممصرفتر از نظر مواد اولیه بروند یا تمرکز را از تجهیزات مصرفی به تجهیزات دیگر تغییر دهند.
جمعبندی آسیب به مجتمعهای پتروشیمی عملاً یک شوک به بالادست زنجیره تأمین است و نتیجه آن برای اعضا و شرکت های غیر عضو انجمن کاهش تولید، افزایش هزینه، احتمال کمبود در بازار و افزایش وابستگی به واردات خواهد بود. از همه مهمتر توقف تولید و تعدیل نیرو را در پی خواهد داشت.
بسپار-گروه محصولات پزشکی جزو موارد دارای اولویت وزارت صمت در تخصیص سهمیه اعلام شده اند. آیا این موضوع کمکی به ادامه چرخه تولید اعضا بوده است؟ در خصوص واردات مواد اولیه مصرفی در چه وضعیتی قرار دارید؟
مستعلی پور: بله، قرار گرفتن تجهیزات و ملزومات پزشکی در فهرست اولویتهای وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) قطعاً بیاثر نمی باشد، اما اثرش “کامل و بدون اصطکاک” هم نیست. تصویر واقعی چیزی بین کمککردن و همچنان درگیر بودن با محدودیتهاست.
آیا اولویت صمت به تداوم تولید کمک کرده؟ تا الان هنوز اتفاقی رخ نداده تا بتوانیم اثراتش را ببینیم. اگر کمکی هم شود نه به اندازهای که شوک کمبود مواد را کاملاً خنثی کند. کمکهایی که صمت می تواند بکند: دسترسی بهتر به سهمیه مواد اولیه داخلی (پلیمرها و مشتقات)، اولویت در تخصیص ارز برای واردات مواد اولیه حیاتی، کاهش نسبی ریسک توقف کامل خطوط تولید (بهخصوص برای تولید اقلام حیاتی سلامت محور).
اما محدودیتهای جدی باقی است. حجم عرضه پتروشیمی کاهش یافته، پس حتی با اولویت هم سهمیهها کافی نیست. تخصیصها معمولاً قطرهای و زمانبر هستند. همه شرکتها به یک اندازه دسترسی ندارند (شرکتهای بزرگ وضعیت بهتری دارند).
وضعیت واردات مواد اولیه مصرفی که در حال حاضر در حال انجام است، اما با چند گلوگاه مهم:
۱. چالش ارزی و تخصیص ارز اگرچه «اولویتدار» است، اما تاخیر دارد. گاهی با نرخهای متفاوت انجام میشود و نتیجه آن افزایش هزینه تولید است.
۲. مشکلات تأمین و انتقال. محدودیتهای بانکی و لجستیکی باعث شده زمان واردات طولانیتر شود، هزینه حمل افزایش یابد و برخی تأمینکنندگان خارجی ریسک همکاری را بالا ارزیابی میکنند.
۳. محدودیت جایگزینی سریع. همه مواد پتروشیمی بهراحتی جایگزین وارداتی ندارند (بهخصوص گریدهای پزشکی) و فرآیند تأیید کیفیت و رگولاتوری زمانبر است.
۴. رقابت داخلی برای منابع محدود. حتی در واردات، شرکتها با هم رقابت میکنند. اولویتبندی باعث شده برخی تولیدکنندگان کوچکتر دسترسی کمتری داشته باشند.
جمعبندی واقعبینانه: سیاست اولویتدهی صمت کمک کرده چرخه تولید متوقف نشود، اما کمبود مواد اولیه همچنان وجود دارد. هزینهها افزایش یافته و تولید با ظرفیت کامل انجام نمیشود.
به بیان ساده، این سیاست مثل “کمکتنفسی” عمل کرده، نه یک درمان کامل. عرضه پلیمرهای پزشکی در بورس به صنایع دیگر که وظیفه ذاتی صمت برای جلوگیری از آن است و قرار دادن آن خارج از بورس با قیمت پایه در اختیار شرکت های تولیدی سلامت محور می تواند کمکی اندک باشد.
بسپار- در صورت امکان تنوع اقلام و انواع پلیمرهای مصرفی و میزان مصرف آن را اعلام کنید.
مستعلی پور: بله، میتوان یک تصویر نسبتاً برآوردی از تنوع پلیمرهای مصرفی در صنعت تجهیزات پزشکی و سهم مصرف هرکدام ارائه داد. اعداد زیر برآوردی هستند، اما با واقعیت تولید در این صنعت همخوانی دارند (بهویژه برای ملزومات مصرفی که سهم بالایی دارند).
انواع پلیمرهای مصرفی و سهم آن ها
- پلیپروپیلن (PP) سهم مصرف: حدود ۳۰–۳۵٪ کاربردها: سرنگ، قطعات ست تزریق، ظروف آزمایشگاهی و …
- پلیوینیل کلراید (PVC) سهم مصرف: حدود ۲۰–۲۵٪ کاربردها: لولههای پزشکی، کیسه خون و سرم ستهای دیالیز و …
- پلیاتیلن (PE) (HDPE / LDPE)سهم مصرف: حدود ۱۵–۲۰٪ کاربردها: بستهبندیهای استریل بطریها، قطعات پزشکی و …
- پلیاستایرن (PS) سهم مصرف: حدود ۵–۱۰٪ کاربردها: ظروف آزمایشگاهی، چست باتل و …
- پلیکربنات (PC) سهم مصرف: حدود ۵–۸٪ کاربردها: تجهیزات با دوام (محفظهها، قطعات دستگاهی)، قطعات ملزومات مصرفی و…
- ABS و مهندسیها (ABS، PA، POM و…) سهم مصرف: حدود ۵–۱۰٪ کاربردها: بدنه دستگاهها، قطعات مکانیکی، قطعات مصرفی ها، تجهیزات سرمایهای و …
- سیلیکون پزشکی سهم مصرف: حدود ۲–۵٪ کاربردها: کاتترها، ایمپلنتها و …
- پلییورتان (PU) سهم مصرف: حدود ۲–۵٪ کاربردها:کاتترهای پیشرفته، لولههای خاص
جمعبندی سهمها
پلیمرهای پایه (PP، PVC، PE): حدود ۷۰–۸۰٪ کل مصرف
پلیمرهای مهندسی و تخصصی: حدود ۲۰–۳۰٪
بیشترین آسیبپذیری مربوط به PP و PVC است که حیاتیترینها هستند و هر اختلالی در پتروشیمی، مستقیم اینها را هدف میگیرد، بیشترین مصرف پلیمر را دارند و به دلیل اینکه همه این پلیمرها باید Medical Grade باشند، جایگزینی آنها سختتر از پلیمرهای معمولی است.
برآورد مقدار مصرف (خیلی کلی)اگر کل بازار تولید داخل را در نظر بگیریم: مصرف سالانه پلیمر در این صنعت: حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ هزار تن در سال (برآوردی) است. ستون فقرات تولید تجهیزات پزشکی هم سه پلیمر PP، PVC و PE هستند که به تنهایی حدود سهچهارم کل مصرف را تشکیل میدهند. بنابراین هر شوک به پتروشیمی، مستقیماً این صنعت را تحت تأثیر قرار میدهد.
بسپار-اعضا به طور متوسط امروز با چند درصد ظرفیت مشغول فعالیت هستند؟
مستعلی پور: با کنار هم گذاشتن شرایطی که گفتیم—کاهش عرضه مواد اولیه پتروشیمی ها، سهمیهبندی، و محدودیت واردات— میتوان یک برآورد واقعبینانه از نرخ بهرهبرداری ظرفیت اعضای انجمن و شرکت های غیر عضو ارائه داد.
برآورد متوسط ظرفیت فعالیت در وضعیت فعلی، اغلب تولیدکنندگان به بنظرم به طور متوسط حدود ۶۰ تا ۷۵ درصد ظرفیت اسمی است. چرا به ظرفیت کامل نمیرسند؟
۱. کمبود مواد اولیه. سهمیههای داخلی پاسخگوی نیاز کامل نیست. واردات هم با تأخیر و هزینه بالا انجام میشود.
۲. عدم پیوستگی تأمین. مواد اولیه پیوسته نمیرسد و خطوط تولید گاهی متوقف و دوباره راهاندازی میشوند.
۳. فشار نقدینگی. افزایش قیمت مواد اولیه، تأخیر در دریافت مطالبات (مثلاً از مراکز درمانی)، تفاوت بین شرکتها (نکته مهم) که می توانند بر حسب بزرگ و کوچکی و دامنه ارتباطات بیشتر یا کمتر تحت فشار باشند.
میانگین ۶۰–۷۵٪ تصویر کلی است، اما اگر شرایط تأمین مواد اولیه بهبود پیدا نکند، این عدد میتواند به سمت ۵۰٪ هم میل کند؛ و اگر واردات و تخصیصها روانتر شود، تا حدود ۷۵–۸۰٪ قابل بازیابی است.
بسپار-آیا افزایش حقوق و دستمزد و یا به طور کلی شرایط جنگی کشور، به تعدیل نیرو در واحدهای عضو شما منتهی شده است؟
مستعلی پور: پاسخ کوتاه این است: بله، اما بهصورت محدود و ناهمگن—نه یک موج گسترده تعدیل در کل صنعت.
اثر افزایش حقوق و دستمزد، افزایش هزینه نیروی کار در کنار رشد قیمت مواد اولیه، حاشیه سود تولیدکنندگان را فشرده کرده، بهویژه برای شرکتهای کوچکتر، فشار جدی ایجاد کرده.
واکنش رایج شرکتها، توقف یا کاهش جذب نیروی جدید، عدم جایگزینی نیروهای خارجشده، کاهش اضافهکاری و مزایا بوده و تعدیل مستقیم نیرو معمولاً آخرین گزینه بوده و بیشتر در شرکتهای با مشکل نقدینگی دیده میشود.
اثر شرایط جنگی و بیثباتی شرایط جنگی بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم اثر گذاشته، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش تولید، کاهش نیاز به نیروی عملیاتی، افزایش ریسک و نااطمینانی که موجب رفتار محافظهکارانه شرکتها شده است.
مشکلات نقدینگی، تأخیر در پرداختها را موجب شده.
جمعبندی عددی (برآوردی) در وضعیت فعلی این است که اکثریت شرکتها (حدود ۶۰–۷۰٪) بدون تعدیل گسترده، فقط مدیریت هزینه و توقف جذب داشته اند. بخشی از شرکتها (حدود ۲۰–۳۰٪) تعدیل محدود (مثلاً ۵ تا ۴۰٪ نیروی انسانی) و اقلیت (کمتر از ۱۰٪ تا ۲۰٪) تعدیل جدیتر را پیاده کرده اند.
در صنعت تجهیزات پزشکی یک عامل بازدارنده قوی وجود دارد: ماهیت حیاتی محصولات (نیاز مستمر بازار درمان). به همین دلیل، برخلاف برخی صنایع دیگر، شرکتها تلاش میکنند نیروی انسانی متخصص را حفظ کنند، چون جایگزینی آنها در آینده سخت و پرهزینه است.
بسپار- پیشنهاد شما برای عبور از اقتصاد و صنعت کشور از بحران فعلی چیست؟
مستعلی پور: اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، عبور از چنین بحرانی با یک «راهحل واحد» ممکن نیست؛ نیاز به یک برنامه ریزی هماهنگ کوتاهمدت و میانمدت دارد. بهویژه در صنعتی مثل تجهیزات پزشکی که هم حیاتی است و هم به زنجیره پتروشیمی و واردات وابسته است.
در ادامه، پیشنهادها را در سه لایه عملیاتی عرض می کنم:
- اقدامات فوری (برای جلوگیری از توقف تولید)
تأمین پایدار مواد اولیه، تخصیص سهمیه تضمینی و پیوسته پلیمرهای حیاتی (PP، PVC و ….)، ایجاد کانال سریع واردات مواد اولیه پزشکی با حداقل بروکراسی، مدیریت هوشمند توزیع، اولویتدهی واقعی به تولیدکنندگان فعال (نه صرفاً ثبتشده)، جلوگیری از دلالی و انحراف سهمیهها، حمایت نقدینگی و اعطای سرمایه در گردش فوری با نرخ ترجیحی، تسویه سریع مطالبات از بیمارستانها و نهادهای دولتی
۲. اقدامات تثبیتی (۳ تا ۶ ماه)
تنوعبخشی به تأمین، واردات هدفمند مواد اولیه از چند کشور مختلف (کاهش ریسک وابستگی)، تسهیل تأیید سریع گریدهای جایگزین (با نظارت کیفی)، اصلاح سیاستهای ارزی، تثبیت نسبی نرخ ارز برای مواد اولیه حیاتی، حذف یا کاهش فاصله بین نرخهای رسمی و بازار، حمایت از تولید داخل واقعی، مشروط کردن حمایتها به حفظ تولید و اشتغال و ایجاد شفافیت در تخصیص منابع
- اقدامات ساختاری (میانمدت)
توسعه زنجیره ارزش داخلی، سرمایهگذاری در تولید گریدهای پزشکی پلیمر داخل کشور، کاهش وابستگی به واردات مواد خاص، بهبود بهرهوری صنعتی، نوسازی خطوط تولید، کاهش ضایعات مواد اولیه (که در این صنعت قابلتوجه است)، توسعه صادرات هدفمند، تمرکز بر بازارهای منطقهای، استفاده از مزیت هزینهای در برخی اقلام مصرفی
هر چند نکته کلیدی (واقعبینانه) بدون حل نسبی مشکل پتروشیمی و انرژی، بقیه اقدامات فقط مُسکن هستند. سیاستگذاری باید سریع، شفاف و قابل پیشبینی باشد. مهمترین سرمایه این صنعت: نیروی انسانی متخصص است و باید حفظ شود.
متن کامل این مقاله را در شماره 283 گروه مجلات بسپار که در نیمه اردیبهشت منتشر شده است، می خوانید.
در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های ۰۲۱۷۷۵۲۳۵۵۳ و ۰۲۱۷۷۵۳۳۱۵۸ داخلی ۳ سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید. نسخه الکترونیک این شماره از طریق طاقچه و فیدیبو قابل دسترسی است.





