اخباراخبار ویژه

اختصاصی بسپار/ پلاستیک ها برای روزهای بارانی

گروه ترجمه و تولید محتوا در بسپار/ ایران پلیمر این صحنه آشناست: صبح باران نم‌نم می‌بارد، کاپشن یا بارانی خود را برمی‌دارید. بعد از هشت ساعت رفت و آمد، جلسات و کارهای روزانه، هم‌چنان خشک هستید — و فقط بیرون لباس نیست که خشک مانده؛ هیچ احساس رطوبت یا عرق‌کردگی هم ندارید. اما چگونه چنین چیزی ممکن می‌شود؟

پاسخ در لایه‌ی پوشش یا غشای به‌کاررفته در پارچه نهفته است: یک غشای گورتکس در یک کاپشن امروزی حدود ۱.۳ میلیارد منفذ میکروسکوپی در هر سانتی‌متر مربع دارد. هر منفذ ۲۰هزار برابر کوچک‌تر از یک قطره باران و ۷۰۰ برابر بزرگ‌تر از یک مولکول بخار آب است. این جادو نیست — علم مواد است؛ و پشت آن ۲۰۰ سال تاریخ شیمی قرار دارد؛ تاریخی که در آن قیر بدبو تبدیل به منسوجات پیشرفته شد.

 

مردی که پنبه را میان لاستیک جا داد

بسپار می نویسد، اوایل قرن ۱۹ پزشک و شیمیدان اسکاتلندی، سر جیمز سایم، هنگام تولید رنگ به محصول جانبی ناشی از تصعید زغال‌سنگ رسید: نفتالین قطران زغال‌سنگ؛ یک حلال حل‌ناپذیر در آب. این ماده توجه چارلز مکینتاش شیمیدان را جلب کرد. او متوجه شد لاستیک طبیعی در این حلال حل می‌شود و می‌توان آن را روی پارچه‌ی نخی اعمال کرد. با قرار دادن دو لایه پارچه در دو طرف، یک ماده‌ی ضدآب به دست آمد و پایه‌ی نخستین بارانی کاربردی شد. مکینتاش این روش را در سال ۱۸۲۳ ثبت اختراع کرد که با وجود بوی تند و قطرانی، تقاضا فوق‌العاده زیادی مخصوصا در ارتش بریتانیا داشت.

حل مشکل بو به دست چارلز گودیر آمریکایی انجام شد: واکنش گوگرد با لاستیک طبیعی — ولکانش (ولکانیزاسیون) — آن را بادوام، انعطاف‌پذیر و مناسب استفاده‌ی روزمره کرد. امروزه نام گودیر را بیش‌تر با لاستیک خودرو می‌شناسیم، ولی داستان ولکانش نیز یک کشف تصادفی بود.

 

از بارانی تا غشای نامرئی

می‌رویم به دهه‌ی ۱۹۷۰: بارانی زرد روشن معروف در شمال آلمان تبدیل به یک آیتم نمادین می‌شود. PVC روی پلی‌استر: مقاوم، کاربردی و کاملا قابل‌تشخیص. نه‌فقط ماهیگیرها، بلکه شهرنشینان و کودکان هم آن را می‌پوشیدند. مشکل؟ بعد از یک ساعت دوچرخه‌سواری، از تعریق زیاد کلافه می‌شوید. چیزی که باران را از بیرون عبور نمی‌دهد، رطوبت را از داخل هم خارج نمی‌کند.

اما در ۱۹۶۹، ماده‌ای به‌طور اتفاقی ساخته شد: ePTFE. او PTFE را آن‌قدر کش داد که ساختاری با میلیاردها منفذ ریز به دست آمد. نتیجه غشایی شد که آب را رد نمی‌کند، اما رطوبت را به بیرون عبور می‌دهد. برای نخستین بار، پوستی خشک در زیر بارانی ممکن شد.

 

یک کاپشن چگونه نفس می‌کشد؟

بارانی‌های امروزی یک ساختار چندلایه دارند:

  • پارچه بیرونی: معمولا پلی‌آمید (نایلون) یا پلی‌استر — سبک و مقاوم. همراه با پوشش DWR که آب را مثل برگ نیلوفر دفع می‌کند.
  • غشا: قلب سامانه. از PU، TPU یا ePTFE با منافذ ریز. انتخاب‌ها بسیار گسترده‌اند.
  • آستر داخلی: محافظ غشا و انتقال‌دهندهٔ رطوبت به بیرون. اغلب از پلی‌استر، نایلون یا گاهی پنبه.

 

مزایا و معایب

بسیاری از تولیدکنندگان از پلی‌استر بازیافتی استفاده می‌کنند — کاپشن جدید شما شاید از ۱۵ بطری آب مصرفی ساخته شده باشد.  کاپشن باکیفیت ۱۰ سال یا بیشتر دوام دارد و این یعنی اقتصاد چرخشی واقعی.

ریزپلاستیک‌ها تا صدها هزار ذره در هر بار شستشو جدا می‌شوند. بازیافت دشوار است و لایه‌های چندگانه به‌سختی از هم جدا می‌شوند.

 

بارانی آینده

در آزمایشگاه‌های جهان، کار روی نوآوری‌ها ادامه دارد: قابلیت خودتمیزشوندگی و منسوجاتی متناسب با دما و رطوبت، تنفس‌پذیری خود را تنظیم می‌کنند، از این دست نوآوری‌ها هستند.

دفعه بعد که از بارانی ضد تعریق خود استفاده کردید بدانید که ۲۰۰ سال پژوهش روی شانه‌های شماست.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا