اخبار

در بازارِ چند نرخی، شایسته‌سالاری چند؟

بسپار/ایران پلیمر “دنیای این روزای ما، شایستگی در تبعید نرخ‌ها”

در سرزمینی که نرخ‌ها نه از منطق بازار، بلکه از مکاتبه‌ی میزها زاده می‌شوند،
و در زمانه‌ای که هر سکه، دو چهره دارد و هر دلار، سه معنا،
شایسته‌سالاری، نه در میدانِ ، که در سایه‌روشنِ رانت‌ها شکل می‌گیرد.
آنجا که نرخ‌ها دوگانه و سه‌گانه‌اند،
شایستگی و خرد ،مسافری تنهاست در کوچه‌های پس کوچه های شلختگی!
خلاقیت و کارآفرینی، ره‌گم‌کرده‌ای‌ست در هزارتوی تبعیض.

آری، ارزِ چند نرخی، بازی تیری است به خردورزی.
نه رقابتی باقی می‌ماند،
نه بازار درمی‌یابد که چه کسی سزاوارتر است،
نه کارآفرین، درمی‌یابد که کجا باید ایستاد و از کجا باید آغاز کرد.
ارزی که باید ابزار رشد باشد، اگر به بهانه‌ی رانت بدل شود،
کار و سرمایه، نخستین قربانیان آن خواهند بود.

کدام کارآفرینِ خلاق، با نرخِ آزاد،
توانِ رقابت دارد با آن‌که از سفره‌ی ترجیحی سیراب است!!
ای داد
کدام اندیشه، در برابر امتیاز، تاب می‌آورد؟
و کدام جوان، با دانش ، شایستگی و دلِ پرامید،
در زمینی می‌بالد که برنده‌اش، پیش از رقابت، تعیین شده است؟

ارزِ چند نرخی، نه فقط اقتصاد را پاره‌پاره می‌سازد،
که اخلاقِ بازار را نیز به ویرانه می‌کشاند.
جای تدبیر را تدلیس می‌گیرد،
و به‌جای رقابت، رفاقت رانتی قد می‌کشد!!
نابرابری، تنها در درآمدها نیست،
در فرصت‌هاست، در دسترسی‌هاست،
در مجوزهایی‌ست که با یک امضا گشوده می‌شوند
و با هزار تدبیر، بسته می‌مانند.

ای آن‌که بر مسندِ نرخ‌گذاری تکیه زده‌ای،
بدان که نرخِ چندگانه، نردبانی‌ست که تنها عده‌ای را بالا می‌برد،
و بسیاری را،
زیر گام‌های سنگینِ تبعیض، فرو می‌شکند.
اری شایسته‌سالاری،
در زمینی می‌بالد که سطح آن برای همگان یکسان باشد؛
نه آن‌که یکی با نرخ مبادله ایی ، تالاری و یا بازار در پیِ بقا باشد،
و دیگری با نرخ ترجیحی ، در اقیانوس سود غوطه‌ور!!
کارآفرینِ راستین، سود نمی‌طلبد، اگر راه، ناراست باشد.
او می‌سازد، می‌بالد، می‌پرد،
به شرط آن‌که قواعد بازی،
شفاف باشد، یکدست باشد، عادلانه باشد.
تا شایستگی، معیارِ انتخاب باشد، نه رفاقت!!
و شفافیت، شرطِ اول باشد، نه آخرین مطالبه.

در سرزمینی که ارز، به عدالت توزیع شود،
نبوغ مجالِ بروز می‌یابد،
جوان، امید به ماندن پیدا می‌کند،
و بازار، آینه‌ی توانمندی‌ها می‌شود،
نه تابلوی امتیازات محفلی.

لیک تا نرخ‌ها، دوگانه و سه‌گانه‌اند،
تا عدالت، اسیر مصلحت‌های مقطعی‌ست،
تا نگاه‌ها، از صلاحیت به سمتِ سفارش منحرف است،
شایسته‌سالاری همچنان در صف می‌ماند،
و کارآفرینی، پشت درهای بسته، خاموش می‌شود.

و افسوس…
که سرمایه‌های انسانی ،
نه به‌دست بحران‌های اقتصادی،
که به نگاه، احساسِ بی‌عدالتی،
رفتن را بر ماندن ترجیح می‌دهند.

با مهر در آبان/ رامین خسرو خاور

 

روزنامه شرق

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا