سرمقاله شماره 274 ماهنامه بسپار/ کاش رها کنید!

بسپار/ایران پلیمر برای نسل خودساخته استفاده از واژه هایی مانند کاش، ای کاش، اگر، شاید، امیدوارم و … به قدر کافی آزاردهنده ست. نسلی و افرادی عملگرا که مسیر کسب و کار، خلق دانش و ثروت، و حصول هر چیز لازمی برای ساختن زندگی را، همواره خود هموار کرده اند. متاسفانه اینها هم امروز و در جامعه ایران چاره ای جز آرزو کردن نمی بینند. تمامی ابزارهای منطقی و پیش بینی پذیر به بدترین شکل ممکن ناکارآمد شده است.
از مدت ها قبل فعالین اقتصادی مرتب از ضرورت کاهش سهم دولت در اقتصاد می گفتند و می گویند. حالا به نظر می رسد این خواسته به خیلی از بخش های دیگر هم تسری پیدا کرده است. وقتی مواجه می شویم با ناترازی در همه امور (که بارها و بارها از آن نوشته ایم)، نمی توانیم آن را نتیجه چیزی غیر از سیاست گذاری های غلط کلان کشور بدانیم.
پس رها کنید آقایان و خانمها! اتفاقا به نظر می رسد هر کجا که رها کرده اید، بخش خصوصی با لحاظ کردن یک فایده زیان ساده، به الگویی بهتر از حاکمیت شما برای پیش بردن مقاصد اقتصادی همگانی دست یافته است. چه اصراری دارید در هر کجای غیرلازمی، با وارد کردن ایدئولوژی، هم به کار ضربه بزنید و هم به ایدئولوژی.
اقتصاد پویا، چیزی که کشور و مردم به شدت به آن نیازمندند، آزادی می خواهد و نه نسخه های دستوری و دستور پشت دستور. آزادی و شفافیت می خواهد برای برچیده شدن بساط رانت و انحصار. رسانه ی غیر دربند می خواهد. حالا شما طرح صیانت 1 و 2 بدهید و از اینترنت طبقاتی بگویید. خوب بود که می گفتند کجای دنیا را مدل کرده اند که حال و روزمان به اینجا رسیده است.
باز هم می گوییم انتظار می رود که دولت صرفا تسهیلگر جریان بازار باشد و نه خود بازیگر و بازیگردان اصلی. گرفتن انگیزه کار و رقابت از جامعه، در حال تخریب بدنه مولد کشور است. سیاستگذاری های بیش از حد متمرکز و کنترلگرایانه تا امروز نه تنها آورده ای برای ایران نداشته، که بسیاری از موانع اساسی را بر سر راه یک جامعه در حال تکامل شکل داده است.
در جنگ 12 روزه تصویر امنیت در اذهان سرمایه گذاران به شدت مخدوش شده است.
صاحب صنعت و تولید در کشور به طور جدی با چالش های فضای کسب و کار مواجه ست، از دسترسی به منابع مالی و مواد اولیه و بدیهیاتی از این دست گرفته تا نوسازی های فناورانه و ملزومات برنامه ریزی برای حضور و رقابت در عرصه بین المللی، آن هم اگر بشود رویای آن را در سر داشت. چگونه بشود؟ این نمی دانیم چه خواهد شدها و ثبات ناپذیری غریبی که با آن مواجهیم به انسداد وضعیت موجود دامن زده است. ما از استثناها حرف نمی زنیم که حتما وجود دارند و متکی به فرد هستند. ما از سازوکارها و عموم بنگاه های اقتصادی صحبت می کنیم.
و در نهایت “ای کاش” فقط آنجایی که باید نظارت کنید، در هر تصمیم خرد و کلانی دخالت نکنید و به جای انجام امور و شرح وظایف حاکمیتی و بسترسازی، آگاهانه یا ناآگاه به سراغ حواشی غیرملی نروید.
تبسم علیزادمنیر





